خاطرات

طرح اعزام طلاب به خدمت سربازی و بازتابهای آن



رژیم پهلوی در حركتی شرارت آمیز برای منحرف كردن نهضت اسلامی روحانیان در اردیبهشت ماه 1342 اقدام به اعزام اجباری طلاب به سربازی نمود؛ ولی هوشیاری امام خمینی - قدس سره - و استواری طلاب در مسیر اسلام و انقلاب این حركت را خنثی كرده و از آن در راستای پیشبرد اهداف نهضت استفاده شد.

یكی از اقدامات رژیم برای شكستن روحیه ی طلّاب و مبارزان، موضوع سربازگیری بود. آنها پس از شروع مبارزات، ناگهان هجوم آوردند كه طلبه ها را به عنوان سرباز بگیرند. در همان زمان رسم و برنامه این بود و اگر كسی برخلاف دستور عمل می كرد، توبیخ میشد در اكثر پادگان ها وضع بر این گونه بود. قاعدتاً، این كار برای شكستن روحیه ی سربازها بود كه كاملاً تسلیمِ مافوق باشند، اما طلبه ها كه به سربازی رفتند، با بیان احكام، جوّ را عوض كردند و نسبت به اوضاع قم دیگران را روشن می كردند؛ لذا امام از این بابت خوشحال بود و گفته بود كه چقدر خوب شد! بگذارید طلبه ها بروند. این از روشن بینی امام بود، ولی بنده گرفتار سربازی نشدم . دوران سربازی گیری مصادف با ایامی بود كه آقا زاده ی آقای بروجردی درس امام  را در مسجدِ اعظم منع كرده بود، چون می گفتند ممكن است شلوغ بشود و بریزند شیشه ها را بشكنند، لذا امام درسش را به صحن منتقل كرده بود. سپس، تحت فشار علما و مبارزان تهران، آقا زاده ی مرحوم بروجردی چندین بار از امام تقاضا كرده بود كه درس را دوباره به مسجد اعظم بیاورید امّا امام قبول نمی كرد. تا آنجا كه من مطلع هستم، مرحله آخر خود آقازاده خدمت امام رسید و تقاضا كرد. من همان شب خدمت ایشان آمدم و گفتم آقا، من چه كار كنم؟ (منظور خطر سربازگیری بود) ایشان گفتند قدری احتیاط كنید.

صبح می خواستم برای درس بیایم، استخاره كردم و خوب آمد. وقتی صبح از عرض خیابان عبور می كردم، درست همان موقعی بود كه مأموران لحظه ای قبل از آنجا عبور كرده بودند و یا هنوز نیامده بودند،لذا بنده به درس رفتم.

بازتاب اعزام طلبه ها به سربازی در میان آنان طبیعی بود به این معنا كه این قضیه برای بعضی عامل وحشت شده بود، چون فكر می كردند پس از دو سال سربازی رفتن طلبه ها، بین تحصیلات آنان فاصله می افتد؛ چنان چه الان هم من مخالف سربازی رفتن طلبه ها هستم. زمانی به آقای تیمسار رزمجو- كه فردی متدین و وارسته در ارتش و رئیس نظام وظیفه بود- گفتم شما كاری نكن كه بعدها این سنت به نامت باقی بماند. طلبه ها كه درس می خوانند، باید درسشان مداوم باشد و از این حیث با سایرین فرق دارند و برای خودشان و خانواده هایشان مشكلاتی پیش می آمد، ولی در آن زمان بردن طلبه ها به سربازی از جهتی نیز اثرات خوبی داشت و آن برانگیختن احساسات ضد حكومت و دولت بود چون در تاریخ ایران سابقه نداشت كه علما را به سربازی ببرند.

من به طور محدود موافق با این كار هستم. البته نه به صورت دائمی چون در زمان ما وقتی یك نفر كه طلبه می شود، باید پا روی امیال خودش بگذارد و همه هم ایمان ابوذر و سلمان را ندارند و آن وقت، اول كار باید با حوادث و مشكلات روبه رو شوند و این تازه غیر از فقر و فلاكت است و از طرفی هم به تحصیلات لطمه می خورد. عقیده ای من این است كه با تبلیغ در تابستان ها، نظیر آنچه الان طرح هجرت انجام می دهد، می توان مشكل سربازی طلبه ها را حل كرد و به راستی، طرح بسیار خوبی است.


خاطرات محمد علی گرامی، انتشارات مركز اسناد انقلاب اسلامی،ص 240- 242
 
تعداد بازدید: 3557



آرشیو خاطرات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:
© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.