مقالات

شکست نقشه‌های کم‌رنگ جلوه دادن قیام 15 خرداد

زینب دهقان حسام‌پور

09 ارديبهشت 1396


مخالفت روحانیون در مورد لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی و لوایح ششگانه انقلاب سفید به محمدرضا پهلوی و حامیانش چنین فهمانده بود که این بار با مخالفینی توانمند و سرسخت روبه‌رو هستند. بنابراین محرم 1342 همراه با سخنرانی‌های امام خمینی(ره) و افشاگری‌های ایشان علیه اقدامات ضدّ اسلامی محمدرضا پهلوی بود. امام در سخنرانی عصر عاشورا در مدرسه فیضیه قم وابستگی حکومت پهلوی به بیگانگان و نداشتن پایگاه مردمی آن را به شاه خاطرنشان کرد.(1) این سخنرانی تاریخی ماهیت حکومت پهلوی را به زیر سؤال برد. بنابراین این موضوع سبب شد مأموران ساواک در شب 12 محرم/ 15 خرداد 1342 امام را دستگیر کرده و به تهران منتقل کنند.

با انتشار خبر دستگیری امام، مردم و روحانیون نسبت به این اقدام حکومت پهلوی به شدت عکس‌العمل نشان دادند، در مقابل نیروهای مسلح حکومت نیز مردم معترض را به خاک و خون کشیده و تعداد زیادی را شهید، مجروح و دستگیر کردند. بدین ترتیب قیام 15 خرداد شکل گرفت.

حکومت پهلوی جهت مقابله با این قیام مردمی همزمان از چندین روش مانند سرکوب مسلحانه، حکومت نظامی، دستگیری رهبر قیام، ادعاهای بی‌اساس و... استفاده کرد. یکی از استراتژی‌های اتخاذ شده که بر مبنای آن عمل شد آن بود که با حداکثر تبلیغات رسانه‌ای در داخل و خارج از کشور، این قیام را که مردمی بودن از جمله شاخصه‌های اصلی آن محسوب می‌شد، وابسته به خارج از کشور معرفی کنند.

از لابه‌لای گزارش‌های مأموران حکومت پهلوی این چنین دریافت می‌شود که گویا حکومت با توجه به شرایطی که از زمستان 1341 روی داده بود به نوعی منتظر اتفاق بزرگی بود. بنابراین برخی اقدامات را برای پیشگیری انجام داده بود. آنان به زعم خود برای تضعیف پایگاه روحانیت اقدام به سربازگیری از میان طلاب کردند. همچنین با استفاده از بلندگوهای تبلیغاتی خود اقدام به پراکندن این مطلب کردند که روحانیت ایران توسط عمال جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهوری وقت مصر، علیه حکومت ایران تحریک می‌شوند. مأموران ساواک حتی این شایعه را پخش کردند که روحانیون ایرانی قصد اعزام یک نماینده به مصر را دارند تا به نوعی علیه محمدرضا پهلوی با عبدالناصر اعلام همبستگی کنند. اما علما و مرجعیت واکنش شدیدی نسبت به این شایعه نشان دادند.(2)

مأموران ساواک خود به ساختگی بودن ادعای وابستگی روحانیت ایران به حکومت وقت مصر اذعان داشتند و در گزارش‌های خود نیز آورده‌اند که اعزام نماینده به مصر از جانب علما عاری از حقیقت است.(3)

اما در جلسه هیأت دولت حکومت پهلوی در بعد از ظهر روز 15 خرداد 1342، اسدالله علم، نخست وزیر وقت، به صراحت اعلام کرد که منشأ قیام «پول خارجی آن مثل عراق و مصر» بوده است. (4) همچنین مقامات حکومت پهلوی ازجمله اسدالله علم و حسن پاکروان، رئیس وقت ساواک، در تمام مصاحبه‌های خودشان از همان روز 15 خرداد تا روزهای بعد به قاطعیت خبر از همکاری دشمنان داخلی و خارجی و توطئه ایادی کشورهای بیگانه می‌دادند.(5)

حکومت پهلوی تمام تلاش خود را معطوف به این قضیه کرد که 15 خرداد را به صورت غائله‌ای ترسیم کند که به تحریک عوامل خارجی و به‌وسیله توده‌های ارتجاعی صورت گرفته بود.(6) در پی همین سیاست بود که مطبوعات و رسانه‌های خارجی و بویژه غربی هم‌صدا با رسانه‌های داخلی که همه تحت نظر حکومت اداره می‌شدند، با انعکاس گوشه‌هایی تحریف شده، قیام را «طغیان واپسگرایان مرتجع در برابر پیشرفت و اصلاحات در ایران و نیز مخالفت با آزادی زنان تعبیر» کردند.(7) آنها به پیروی و همراهی با حکومت پهلوی و با تلاش تبلیغی بسیار سعی در کوچک جلوه دادن قیام و با تغییر واقعیت قصد نشان دادن وابستگی قیام را داشتند، مسئله‌ای که از سوی جامعه ایرانی به هیچ وجه مورد پذیرش قرار نگرفت.

حکومت پهلوی که به‌ دنبال وابسته نشان دادن روحانیت بود، هیچگاه به افکار عمومی جامعه جهانی پاسخ نداد(8) و در واقع در این مورد هم که حکومت پهلوی به دنبال نشان دادن وابستگی روحانیت بود شرایط به گونه‌ای پیش رفت که اذهان تیزبین، وابستگی شاه به قدرت‌های جهانی را بیش از پیش درمی‌یافت.

محمدرضا پهلوی در 18 خرداد 1342 در سفر به همدان، در سخنرانی خود، درباره قیام 15 خرداد گفت: «این موضوع اولاً از لحاظ ایرانیت یک ایرانی که پول خارجی را بگیرد و بر ضدّ جامعه خودش اقدام کند این را چه می‌شود گفت و دوم یک نفر شیعه پول بگیرد از یک نفر مسلمان غیرشیعه این چیست؟» شاه همچنین متذکر شد که به زودی مدارکی در این باره منتشر خواهد شد!(9)

اگرچه مقامات پهلوی از همان ابتدا در پی وابسته نشان دادن قیام 15 خرداد به کشورهای مخالف خودشان بودند تا آن را توطئه مشترکی از سوی مخالفین داخلی و خارجی حکومت معرفی کنند و در محافل خصوصی خودشان کشورهای مورد نظر را بی‌پروا اعلام می‌کردند، ولی در سخنان عمومی فقط از توطئه دشمنان خارجی سخن می‌گفتند. با این حال پس از سخنرانی محمدرضا پهلوی در این‌باره به‌طور علنی و مستقیم این مسئله از سوی رسانه‌های داخلی و مقامات حکومت مطرح شد.(10)

پس از این سخنرانی بود که  نشریات و مقامات دولت حکومت پهلوی به‌طور مستقیم جمال عبدالناصر و دولت وقت مصر را عامل تحریک میان شیعیان معرفی کردند.(11) بنابر اسناد ساواک محمد توفیق قیسی تبعه لبنان در 11 خرداد 1342 به هنگام ورود از بیروت به فرودگاه مهرآباد با همراه داشتن 30 هزار مارک آلمان، 500 هزار لیر ترکیه و 200 هزار لیره عراق بازداشت شد و حکومت سعی کرد او را فرستاده ناصر معرفی کند.(12)

گفتنی است که روابط ایران با مصر از سال 1339 به سبب آنکه عبدالناصر حمایت محمدرضا پهلوی از اسرائیل را مغایر با افکار و آرمان‌های کشورهای عربی و اسلامی می‌دانست، قطع شده بود. حکومت پهلوی با اعلام اینکه روحانیت ایران در این قیام به حکومت ناصر وابسته بود قصد داشت استقلال روحانیت شیعه را در اذهان قشر مذهبی به زیر سؤال ببرد. از طرف دیگر با مطرح کردن بحث ملیت به دنبال جلب توجه روشنفکرانی بود که بر موضوع ایرانی و غیرایرانی تأکید داشتند.

در نهایت باید اشاره کرد، از آنجایی که نمی‌توان وقایع را برای همیشه کتمان کرد برخلاف نظر هیأت دولت حکومت پهلوی که در راستای سیاست‌های محمدرضا پهلوی مدعی شده بود 15 خرداد با پول عراق و مصر برپا شده بود، وزیرخارجه وقت، عباس آرام، دو هفته پس از قیام در جلسه هیأت دولت همکاری دولت عراق با قیام کنندگان را منتفی دانست. (13)

اگرچه حکومت پهلوی با تمام توان تبلیغاتی خود سعی بر این داشت که به دنیا بقبولاند مردم اصلاحات شاه را که انقلاب سفید نامیده بود، پذیرفته‌اند و پشتیبان و حامی حکومت هستند، ولی قیام مردمی 15 خرداد خلاف آن را نشان ‌داد. بنابراین حکومت برای آنکه به جهانیان نشان دهد که مردم ایران نسبت به برنامه‌هایش رویکرد مثبتی دارند و معترضان تنها معدودی از مخالفین بودند که در واقع توسط دشمنان خارجی تحریک شده بودند، مدعی وابستگی قیام به بیگانه از جمله کشورهای مصر و عراق شد.

البته برخی اقدامات توسط روحانیت مسلمان در جهت آگاه‌سازی سازمان‌های بین‌‌المللی و شیعیان جهان درباره رفتار حکومت پهلوی با روحانیون مذهبی صورت گرفت، مانند اقدامات آیت‌الله حکیم(14)، سخنرانی یکی از وعاظ قمی در عراق(15)، حمایت شیخ محمود شلتوت، ریاست دانشگاه الازهر از علمای ایران(16) و... که اقداماتی شخصی بودند که جنبه معنوی و آگاهی بخشی داشت. این اقدامات سازماندهی شده نبود و یا حمایت مالی را برای شخص یا گروهی در پی نداشت. گویی حکومت به تصور آن بود که هرگونه اقدامی با توزیع پول خارجی امکانپذیر است همانگونه که خود در کودتای 28 مرداد چنین کرد.

با این حال ادعای وابستگی چنان غیرواقعی بود که هیچگاه حکومت پهلوی و دستگاه تبلیغاتی آن خبری از محاکمه افراد دستگیر شده که مدعی ارتباط بین روحانیت و کشورهای خارجی بودند، ندادند و حتی حکومت اعتراضی رسمی نسبت به کشورهایی که از نظر آنان از روحانیت حمایت مالی می‌کردند، نداشت.

در واقع حکومت پهلوی به دنبال آن بود تا به‌وسیله راه‌های گوناگون اذهان جامعه را نسبت به روحانیون به عنوان مخالفان سرسختش بی‌اعتماد کند و با این ادعا که آنان از حمایت مالی کشورهای دیگر برخوردار هستند استقلال اعتراضات آنان را به زیر سؤال ببرد. همچنین حکومت سعی داشت با مرتبط کردن روحانیون ایران با دشمنان خارجی کشور در صحنه بین‌المللی خود را حکومتی معرفی کند که مورد توطئه قرار گرفته است و تا در عرصه جهانی همان‌طوری که توصیه عواملش بود از این موضوع به صورت تبلیغی استفاده کند. در زمان قیام 29 بهمن 1356 مردم تبریز نیز حکومت پهلوی ادعا کرد که تظاهرکنندگان از خارج از کشور وارد تبریز شده بودند! هرچند با گسترش اعتراضات جامعه ایرانی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد، زمان به خوبی ثابت کرد که نقشه‌های حکومت در کم‌رنگ جلوه دادن قیام 15 خرداد شکست خورده بود.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ جعفری، فریبا، نقش روحانیت در قیام 15 خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص 72.

2ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد دوم فیضیه، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی ، 1378، صص 189 و 398.

3ـ همان، ص 189.

4ـ متن کامل مذاکرات هیأت دولت طاغوت در 15 خرداد 1342، اسناد فاش نشده از قیام 15 خرداد، دفتر هیأت دولت و روابط عمومی نخست وزیری، بی‌تا، ص 22.

5 ـ روزنامه کیهان، 15 خرداد42، شماره 5959، مصاحبه تیمسار پاکروان، ص 12؛ روزنامه کیهان، 18 خرداد 42، شماره 5961، مصاحبه با نخست وزیر، ص 10.

6ـ نجاتی، غلامرضا، تاریخ بیست و پنج ساله ایران از کودتا تا انقلاب، تهران، خدمات فرهنگی رسا، 1371، ص 236.

7ـ مقصودی، مجتبی، تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران 57ـ1340، تهران، روزنه، 1393، ص 273.

8 ـ مهدوی، عبدالرضا هوشنگ، سیاست خارجی ایران در دوران پهلوی، تهران، البرز، 1374، ص306.

9ـ روزنامه کیهان، 19 خرداد 42، شماره 5962، ص 9.

10ـ مقایسه کنید: سخنان اسدالله علم در جلسه هیأت وزیران در 15 خرداد/ متن کامل مذاکرات هیأت دولت طاغوت در 15 خرداد 1342، ص 22 با: خبر از افشای مدارک.../ روزنامه کیهان، 19 خرداد 1342، شماره 5962، ص 11.

11ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد دوم فیضیه، 1378، ص 256.

12ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 9، 1387، ص 21.

13ـ متن کامل مذاکرات هیأت دولت طاغوت در 15 خرداد 1342، اسناد فاش نشده از قیام 15 خرداد،  ص55.

14ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد دوم فیضیه، 1387، ص 158.

15ـ همان، ص 189.

16ـ شمس‌آبادی، حسن، مواضع شیخ محمود شلتوت در قیام 15 خرداد، اندیشه تقریب، سال چهاردهم، بهار 1387، صص 126ـ113.



 
تعداد بازدید: 1486



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:
© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.