مقالات

همدان در قیام 15 خرداد

توران منصوری

21 آبان 1396


مردم همدان از آغاز نهضت امام خمینی در دهه1340، همگام با سایر شهرها، در مقابل اقدامات حکومت پهلوی ایستادند و مسیر مبارزه را تا سقوط حکومت پهلوی ادامه دادند.

آغاز مخالفت روحانیان همدان

از مهم‌ترین اقدامات دولت اسدالله علم، نخست‌وزیر وقت، تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی است که بندهای مختلف آن در تعارض با دین اسلام بود، از این رو مخالفت علما و مراجع را به دنبال داشت. امام خمینی در تلگرافی در 15 آبان1341 به اسدالله علم، نخست وزیر وقت، موارد خلاف در مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را برشمرد و خواهان لغو آن شد.[1] علما و روحانیان سایر شهرها نیز با فرستادن تلگراف‌هایی به محمدرضا پهلوی و نخست‌وزیر خواستار رسیدگی به موارد اختلاف‌برانگیز تصویب‌نامه شدند. در همدان، آیت‌الله ملا علی معصومی همدانی[2] در مخالفت با مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی تلگرافی به شاه فرستاد و نسبت به آن اعتراض کرد.[3] سایر علما و روحانیان همدان نیز در تلگرافی به اسدالله علم اظهار داشتند: «تصویب‌نامه اخیر دولت راجع به انجمن‌های ایالتی و ولایتی، با اصول و دستورالعمل‌های متین دین مقدس اسلام و با قوانین موضوعه مملکتی مخالف و مباینت داشته و مضمون آن در کشور و مملکتی که افراد آن پیرو دین مقدس و طریقه حقه جعفری است، غیر قابل اجراست.» در همین رابطه خواستار لغو آن شدند.[4]

علما و روحانیت مبارزه علیه این مصوبه را ادامه دادند تا اینکه اسدالله علم تسلیم شد و در تلگرافی که به مراجع قم فرستاد نوشت: «در جلسه هیئت دولت مطرح و تصویب شد که تصویب‌نامه مورخ 14/7/1341 قابل اجرا نخواهد بود»[5]

مخالفت مردم همدان با اصول ششگانه

حکومت پهلوی بعد از آن که خود را در اجرای مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی شکست دیده یافت، تصمیم به اجرای طرحی موسوم به انقلاب سفید گرفت. با انتشار خبر آن در همدان، آیت‌الله بنی‌صدر[6] و ملا علی آخوند همدانی هر کدام با صدور اعلامیه‌هایی، رفراندوم 6 بهمن را تحریم کردند و از مردم خواستند در انتخابات آن شرکت نکنند.[7]

آیت‌الله اسدالله مدنی که بنا به دعوت مردم همدان در این زمان در همدان حضور داشت در سخنانی در مسجد جامع در9 آذر 1341 برای آگاه ساختن مردم از عواقب آن اعلام کرد: «ای مردم شما چقدر بی‌حس هستید؛ اگر این انتخابات ملغی نشود، در روز قیامت شما مسئول می‌باشید. باید با علمای قم همکاری کنید و از آقایان پشتیبانی نمایید.»[8]

حجت‌الاسلام و المسلمین سید احمد حسینی[9] در مخالفت با شرکت مردم در رفراندوم 6 بهمن 1341 در مدرسه زنگنه همدان به سخنرانی پرداخت و با اشاره به تغییر قانون انتخابات و شرکت زنان در انتخابات، خواستار تحریم آن شد.[10]

ساواک همدان در مقابل مبارزات مردم همدان به رهبری روحانیت تصمیم گفت اصناف وابسته به دولت را به خدمت بگیرد. بدین ترتیب اعلامیه‌ای از سوی اتحادیه‌های عطار و سقط فروش، درودگران، جامعه فروشندگان جراید همدان، صنف خامه‌فروش، صنف کتابفروش، صنف گندم‌فروش و جمعیت خرده‌مالکین در حمایت از لوایح ششگانه صادر شد[11] اما این اقدامات نتوانست برای حکومت پهلوی نتیجه‌ای به دنبال داشته باشد زیرا با آگاهی مردم از ماهیت انقلاب سفید به رهبری روحانیان، تعداد کمی از مردم همدان در انتخابات شرکت کردند.[12]

تحریم عید نوروز سال 1342

در مقابله با حکومت پهلوی، امام خمینی در هفته آخر سال 1341 طی اطلاعیه‌ای اعلام کردند که «امسال [سال 1342 ش] عید نوروز نداریم» و عزای عمومی است.[13] با تصمیم امام خمینی در تحریم عید نوروز، مبارزان برای اطلاع مردم از این اقدام، کارت‌هایی با تصویر امام خمینی چاپ کردند که بالای آن نوشته شده بود «مسلمین امسال عید ندارند». تعدادی از این کارت‌ها توسط فتحعلی صاحب‌الزمانی از قم به همدان آورده شد و توسط آقایان حاج جواد نوریان و محمود دادفرما در سطح شهر همدان پخش شد. ساواک با اطلاع از این موضوع، حاج محمود دادفر را دستگیر کرد.[14]

با تصمیم امام خمینی مبنی بر تحریم عید نوروز، علما و روحانیان همدان نیز اعلام عزای عمومی کردند. آنها در جاهایی که حضور می‌یافتند اگر مراسمی برگزار بود واکنش نشان می‌دادند و خواستار تعطیلی جشن و مراسم می‌شدند.

فاجعه فیضیه و انعکاس آن در همدان

حکومت پهلوی از تصمیم روحانیت مبنی بر تحریم عید نوروز غافلگیر شد و تصمیم گرفت با آن مقابله کند؛ در همین رابطه درصدد سرکوب طلاب و علما در مدرسه فیضیه در دوم فروردین1342 برآمد. در این زمان عده‌ای از مردم همدان در قم بودند و از نزدیک شاهد اقدامات مأموران دولتی در سرکوب علما بودند. آنها با بازگشت به همدان، شرح وقایع را برای مردم بازگو کردند. در نتیجه عده‌ای از روحانیان و مردم همدان تصمیم گرفتند برای کسب تکلیف از امام خمینی راهی قم شوند. امام خمینی در پاسخ به آنها فرمود: «فعلاً مطالب را علنی به طوری که شما را دستگیر کنند، نگویید، اما مردم را بی‌خبر نگذارید. مطالب را به مردم گوشزد کنید. اما بعضی از کلماتی که اینها حساسند، نگویید.»[15]

امام خمینی در دیداری که با مردم شهرهای مختلف داشت آنها را به ارسال تلگرام به مراجع و علما در مخالفت با حکومت پهلوی تشویق کرد. در همین راستا اصناف همدان در 9 اردیبهشت 1342 تلگرامی در سه نسخه و با امضاء 170 نفر از اصناف و بازاریان در منزل حاج سید احمد حسینی و با خط محمد جواد قائمی تنظیم کردند و برای آیات عظام سید محمدرضا گلپایگانی، سید کاظم شریعتمداری و امام خمینی ارسال کردند. در این تلگرام اصناف همدان، ضمن اظهار همدردی، پشتیبانی خود را نسبت به علما و مراجع اعلام کردند.[16] به دنبال این تلگراف بود که ساواک همدان حاج جواد نوریان را دستگیر کرد و پس از گرفتن تعهد او را آزاد کرد.[17]

امام خمینی در پاسخ به تلگراف اصناف همدان در12 اردیبهشت1342، ضمن تشکر از آنها به خاطر اظهار همدردی نسبت به فاجعه فیضیه، اهداف حکومت پهلوی را تصرف در احکام اسلام دانست. سپس موضوع سلب آزادی از طرف حکومت را مطرح ساخت و افزود حکومت پهلوی در عین حال تلاش دارد با طرح آزادی بانوان مردم را گمراه سازد تا از این طریق اهداف اسرائیل را تأمین سازد. در پایان اعلام خطر کردند: «من به شما ای ملت مسلمان کراراً اعلام خطر کردم و می­کنم. روحانیت و اسلام در معرض خطر است. سکوت در مقابل دستگاه فاسد جبار برای ملت اسلام ننگ است. با منطق قوی اسلامی، مفاسد را بیان کنید؛ قانون شکنی ها را برملا کنید.»[18]

جامعه روحانیت همدان نیز با ارسال تلگرامی به آیت‌الله گلپایگانی در12 اردیبهشت 1342 با اعلام حمایت از علما و مراجع و اظهار ناراحتی از فاجعه مدرسه فیضیه، آمادگی خود را در صورت تصمیم مراجع قم برای هجرت به نجف اشرف اعلام کردند.[19] همچنین در12 اردیبهشت1342 تلگرامی به امام خمینی فرستادند و ضمن عرض تسلیت به خاطر مصیبت فاجعه فیضیه، پشتیبانی خود را از جامعه روحانیت تا آخرین مراحل دستیابی به نتیجه اعلام داشتند.[20] امام خمینی در پاسخ به تلگراف جامعه روحانیت همدان در 16 اردیبهشت 1342، ضمن تشکر از آنها به خاطر اظهار همدردی در فاجعه فیضیه قم، خواستار حفاظت از حریم قرآن و اسلام شد.[21] طلاب حوزه علمیه شهرستان همدان نیز در حمایت از علما، اعلامیه‌ای تهیه کردند و آن را در سطح شهر همدان چاپ و توزیع کردند. آنها در این اعلامیه خطاب به دولت، راه سعادت و استقلال ایران را پیروی از علما و روحانیان مطرح کردند و پشتیبانی خود را از علما و مراجع اعلام کردند.[22] پخش و توزیع این اعلامیه در سطح شهر همدان باعث آگاهی مردم از جریان اقدامات حکومت پهلوی شد.

اتحاد بیشتر در مبارزه با حکومت پهلوی

به دنبال فاجعه مدرسه فیضیه و اعلام همدردی علما و طبقات مختلف همدان، عده‌ای از روحانیان همدان از جمله حجت‌الاسلام سید فاضل حسنی، سید محسن حسنی، سید احمد حسینی ملایری، شیخ فخرالدین راحمی، شیخ احمد رحمانی و حجت‌الاسلام ابوالقاسم خواب‌نما (حسینی‌پنا) در منزل حجت‌الاسلام سید احمد حسینی اجتماع کردند تا برای ادامه مبارزه تا سرنگونی حکومت پهلوی عهد و پیمان ببندند. آنها بدین منظور جملاتی با این مضامین پشت یک جلد قرآن نوشتند و امضا کردند. پس از آن بود که مجالس مختلف و متعددی تحت عناوین متفاوت در شهر همدان از سوی علما تشکیل شد تا از طریق آن، به روشنگری بپردازند. از جمله این برنامه‌ها، جلسات تفسیر قرآن بود که به صورت نوبتی در منازل علما برگزار می‌شد. هیئت‌های مذهبی نیز به مکانی برای فعالیت علیه حکومت پهلوی تبدیل شد. در این زمینه می‌توان از هیئت «عسکریه» و «فاطمیه» نام برد که جلساتی برگزار می‌کردند.

از دیگر طبقات فعال در مبارزه با حکومت پهلوی، بازاریان بودند. در همین رابطه محمد ابراهیم درفشی از بازاریان همدان با برگزار کردن روضه سادات در منزل و دعوت از روحانیانی چون سید احمد حسینی و حسنی، اسباب پیوند روحانیت و بازاریان را فراهم آورد. از دیگر بازاریان فعال در این زمینه می‌توان از حاج جواد نوریان پارچه‌فروش، حاج محمود کتاب‌فروش، آقا خلیل خیاط و سید محمد حسینی (دباغ) نام برد. از اقدامات آنها تعطیلی بازار در مواقع لازم، صدور اعلامیه و توزیع اعلامیه امام خمینی و فراهم ساختن محیط مناسب برای سخنرانی وعاظ بود. همچنین بازاریان از طریق ارتباطی که با طلاب همدانی مقیم قم داشتند از اخبار نهضت مطلع می‌شدند و با رفت و آمد مداوم بین همدان و قم، اعلامیه‌های نهضت را به همدان می‌آوردند و به دست مردم می‌رساندند.[23]

از دیگر اقشار فعال در شهر همدان، فرهنگیان بودند. آنها بعدازظهر پنجشنبه‌ها جلسات علمی و دینی تشکیل می‌دادند. در این جلسات برخی از دانش‌آموزان دبیرستان‌ها نیز شرکت داشتند. فرهنگیان به دنبال حادثه فیضیه، تصمیم گرفتند به مبارزات خود علیه حکومت پهلوی انسجام بیشتری ببخشند و اقدام به تشکیل جلسات دانش‌آموزی کردند. همچنین برخی از این معلمان از جمله آقایان سید کاظم اکرمی، حسن مشتاق و محمود آزادیان برای دیدار با امام خمینی به قم مسافرت کردند. در این دیدار، در رابطه با استفاده از اموال دولتی از امام خمینی استفتا کردند. امام خمینی در پاسخ به آنها فرمود: «در حد ضرورت استفاده کنید، اسراف نکنید»

استقبال از جلسات دانش‌آموزی به تدریج بالا گرفت، به همین دلیل علاوه بر مسائل دینی، مسائل سیاسی نیز در این جلسات مطرح می‌شد. علاوه بر جلسات هفتگی، جلساتی نیز به طور خصوصی با تعداد محدودی از دانش‌آموزان تشکیل می‌شد که به سؤالات آنها درباره مسائل روز پاسخ داده می‌شد.

فرهنگیان شهر همدان در مبارزه با حکومت پهلوی، با بازاریان نیز مرتبط شدند و جلساتی با آنها تشکیل می‌دادند تا هماهنگی‌های لازم برای فعالیت در سطح شهر همدان و چگونگی استفاده از امکانات مالی و معنوی افراد بررسی و تصمیم‌گیری شود. در این جلسات آقایان متکلم، سید صادق حجازی، برادران قائمی و تعدادی از بازاریان از جمله محمد ابراهیم درفشی، برادران حسینی(دباغ)، سراج و یزدی شرکت داشتند.[24]

با فرارسیدن چهلم شهدای فیضیه در 12 اردیبهشت1342، مراسم عزاداری در شهرهای مختلف برگزار شد. در همدان نیز بدین مناسبت مراسمی در مسجد جامع برگزار شد. در این مراسم آیت‌الله مدنی سخنرانی داشت. در پایان مراسم، اعلامیه امام خمینی به مناسبت چهلم شهدای فیضیه، در صحن و شبستان مسجد بین مردم پخش شد.[25]

اعزام حجت‌الاسلام باهنر به همدان

با توجه به جایگاه محرم در فرهنگ تشیع، دامنه مبارزات در این ایام بالا گرفت. ساواک با اطلاع از این موضوع بر کنترل و مراقبت‌های خود افزود. آیت‌الله بنی‌صدر از روحانیان همدان که در این ایام در تهران بود به همدان بازگشت تا مردم را در ادامه راه مبارزه با حکومت وحدت بخشد. اقدامات وی از چشم ساواک دور نماند از این رو تحت کنترل شدید قرار گرفت. از مهم‌ترین اقدامات امام خمینی در ایام محرم، اعزام سخنران‌هایی به منظور افشاگری به شهرهای مختلف بود؛ بدین منظور حجت‌الاسلام محمد جواد باهنر از سوی آیت‌الله پسندیده به همدان اعزام شد.

حجت‌الاسلام باهنر در رفتن به همدان با آقای وافی همراه شد. آنها به وسیله نامه‌ای که سید محمد باقر موسوی که در آن زمان در قم مشغول تحصیل بود، برای سید حاجی حسینی(دباغ) نوشته بود به وی معرفی شدند. پس از ورود حجت‌الاسلام باهنر به شهر همدان و استقرار در این شهر، قرار شد در مسجد میرزا نقی به سخنرانی بپردازد. شب‌ها بعد از اقدامه نماز نیز منبر داشت. حجت‌الاسلام باهنر سخنرانی نیز در سرای میرزا کاظم درباره نظارت ملت بر دولت داشت که مورد استقبال مردم قرار گرفت. بعد از ایراد این سخنرانی بود که در روز 9 خرداد 1342 به همراه آقای وافی بین راه مدرسه زنگنه و بازار دستگیر شد. با انتشار خبر دستگیری وی، حاج سید احمد حسینی و عده‌ای از بازاریان چون سید حاجی حسینی(دباغ) و محمد ابراهیم درفشی، سید فاضل حسنی از روحانیان همدان تصمیم به آزادی وی گرفتند. آنها بدین منظور اجتماع کردند، سپس سید فاضل حسنی به منبر رفت و در سخنانی درباره واقعه کربلا، خبر دستگیری حجت‌الاسلام باهنر را چنین اعلام داشت: «مردم همدان، آیا غیرت و تعصب مذهبی شما، علاقه شما به روحانیت و علاقه شما به حضرت آیت‌الله العظمی آقای خمینی می‌پذیرد که مهمان ما زندان باشد؟ ما می‌رویم مقابل شهربانی و می‌خواهیم که ایشان را آزاد کنند.» به دنبال آن، مردم با سردادن شعار «نصر من الله و فتح قریب» به سمت شهربانی راهی شدند. حاج سید هادی حسینی، سید حاجی حسینی (دباغ) و میرزا محمد کوثری پیشاپیش جمعیت حرکت کردند. عده‌ای از بازاریان نیز حرکت مردم را از اطراف و پشت سر کنترل می‌کردند تا افراد مشکوک وارد جمعیت نشوند. در بین راه محمد ابراهیم درفشی برای جمعیت سخنرانی و نوحه‌سرایی کرد. پس از آنکه جمعیت مقابل شهربانی رسید، رئیس شهربانی از آنها خواست نمایندگان خود را برای گفت‌وگو معرفی کنند. از سوی جمعیت، حجت‌الاسلام سید فاضل حسنی، احمد حسینی و سید حاجی حسینی به عنوان نماینده انتخاب شدند. پس از مذاکراتی که بین دو طرف صورت گرفت قرار شد حجت‌الاسلام باهنر و آقای وافی آزاد شوند.

سخنرانی‌های حجت‌الاسلام باهنر تا روز عاشورا و یازدهم محرم ادامه داشت، تا اینکه با آگاهی مبارزان از خبر حوادث 15 خرداد در تهران و قم و دستگیری و زندانی شدن علما، تصمیم گرفتند قبل از دستگیری حجت‌الاسلام باهنر، وی را به تهران اعزام کنند. حجت‌الاسلام باهنر پس از انتقال به تهران، در نامه‌ای به مردم شهر همدان ضمن تشکر از آنها، اظهار داشت: «متوجه باشید که مقدمات پیروزی انقلاب شروع شده. تصور نکنید که ما را خلاصه منکوب کردند چه کردند؛ این حرف‌ها نیست. شروع شد، شما تا می‌توانید برنامه‌های‌تان را منسجم و روابط خود را برقرار کنید و ان‌شاءالله روزی ما در آینده نه چندان دور به پیروزی خواهیم رسید.»[26]

اعتراض به دستگیری امام خمینی

پس از سخنرانی که امام خمینی در اعتراض به اقدامات حکومت پهلوی در عصر عاشورا، 13 خرداد 1342، در مدرسه فیضیه داشت، نوار سخنرانی ایشان توسط افرادی که در این مجلس حضور داشتند به همدان آورده شد تا در بین مردم توزیع شود. محمد کشوری از مبارزان انقلابی همدان بود که با دریافت نوار سخنرانی امام خمینی، از تمام روحانیان و مبارزان انقلابی دعوت کرد تا آن را گوش دهند.

امام خمینی در سخنرانی عصر عاشورا، حکومت پهلوی را مورد انتقاد قرار داد از این رو حکومت تصمیم به دستگیری ایشان گرفت. دستگیری امام خمینی باعث اعتراض مردم در شهرهای مختلف شد. مردم شهر همدان نیز با دریافت خبر دستگیری امام خمینی، در مسجد میرزا داوود اجتماع کردند. آیت‌الله مدنی در بین مردم حاضر شد و در سخنانی در حمایت از امام خمینی به انتقاد از حکومت پهلوی پرداخت. از دیگر علمایی که در این اجتماع حضور داشتند می‌توان از حجت‌الاسلام سید فاضل حسنی، شیخ فخرالدین راحمی و سید محسن حسنی نام برد.

بازاریان نیز با کسب خبر دستگیری امام خمینی در اعتراض به این اقدام دولت، بازار و مغازه‌ها را تعطیل کردند. آنها متن تلگراف آیت‌الله آقای حاج میرزا عبدالله مجتهد تهرانی را که به مراجع و علمای شهرستان‌ها از جمله آیت‌الله آخوند ملا علی معصومی همدانی و سید نصرالله بنی‌صدر نوشته بود، در بین مردم توزیع کردند. در این اعلامیه به اقدامات دولت در سرکوب مردم و دستگیری امام خمینی و سایر مراجع اشاره شده است.

اعلامیه‌ای نیز از طرف نهضت آزادی در مسجد جامع همدان پخش شد. آنها، اعلامیه‌ها را در محل صندوق‌های مهر نماز می‌گذاشتند تا افراد با برداشتن مهر، به اعلامیه‌ها دست یابند. برخی از اعلامیه‌ها را نیز در محراب مسجد قرار می‌دادند. پخش اعلامیه نهضت آزادی در مسجد جامع همدان، حساسیت دولت را برانگیخت؛ در همین رابطه حسین عرب، خادم مسجد، توسط نیروهای شهربانی دستگیر شد و پس از بازجویی‌های متعدد آزاد شد.

چندین اعلامیه دیگر تحت عناوین «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، هر روز عاشورا و همه جا کربلاست» و «ارواح تابناک شهدای انقلاب دوازدهم محرم از فراز آسمان‌ها به ادامه مبارزه ما نگرانند» نیز از جانب نهضت آزادی توسط افراد ناشناسی بین مردم در محله کبابیان همدان پخش شد.[27] عده‌ای از بازاریان در 16 خرداد از مردم خواستند تا آزادی امام خمینی، بازار و مغازه ها را تعطیل کنند که ساواک با اقداماتی مانع تعطیلی بازار شد.[28]

عدم استقبال از محمدرضا پهلوی

توزیع اعلامیه‌های امام خمینی و سایر مراجع در اذهان و افکار مردم مؤثر واقع شد تا جایی که در این ایام که محمدرضا پهلوی عازم شهر همدان بود مردم این شهر تصمیم گرفتند، به رهبری علما، استقبال از وی را تحریم کنند. سفر شاه به همدان در 18 خرداد 1342، برای افتتاح سد شهناز و اعطای سند مالکیت به کشاورزان بود. اداره‌های امنیتی شهرستان همدان برای آماده کردن شهر و به منظور برقراری امنیت هنگام استقبال از محمدرضا پهلوی، یک کمیته اطلاعاتی تشکیل دادند تا وضعیت اجتماعی و سیاسی شهر را بررسی کنند. در همین رابطه شهربانی همدان در گزارشی در روز 17 خرداد 1342 به مرکز اعلام کرد: شهر آرام است و هیچ‌گونه خبری نیست و اهالی برای استقبال از شاه آماده هستند. این در حالی بود که  مردم و روحانیان، هر گونه استقبال از شاه را تحریم و حرام اعلام کرده بودند.

در واکنش به تدابیر دولتی برای استقبال از شاه، بازاریان همدان از جمله حاج احمد صرافان، محمد ابراهیم درفشی، حاج غلامعلی احمدی، آقا بزاز، محسن چیت‌ساز و پیله‌ور بزاز در مسجد پیغمبر(ص) اجتماع کردند. آنها در ابتدا تصمیم داشتند به منظور اعتراض به دستگیری امام خمینی، بازار همدان را در 18 خرداد 1342 تعطیل کنند، اما چون مصادف با سفر محمدرضا پهلوی به همدان شد و این تصور می‌رفت که این تعطیلی به حساب استقبال از شاه تعبیر شود، تصمیم گرفتند روز 19 خرداد را در اعتراض به دستگیری امام خمینی تعطیل کنند. بازاریان از نصب هر گونه پرچم و چراغانی در بازار نیز خودداری کردند و در مواردی نیز پرچم مشکی به نشانه عزاداری سر در مغازه‌های خود نصب کردند. البته نیروهای دولتی از آنها خواسته بودند به مناسبت سفر محمدرضا پهلوی، پرچم سه رنگ نصب کنند.[29]

روحانیان همدان نیز با سخنرانی که در مساجد حاج خدا کرم، میرزا داود، میرزا تقی، آقا جانی بیگ و مسجد جامع داشتند، هر گونه استقبال از شاه را تحریم کردند.[30] سید احمد حسینی در سخنرانی که در 17 خرداد 1342 در مسجد کمال‌آباد داشت اعلام کرد: «فردا مهمان ناخوانده‌ای وارد همدان می‌شود. هر کس استقبال کند، از یزید ابن معاویه استقبال کرده است.» وی پس از این سخنرانی توسط ساواک دستگیر شد و به تهران اعزام گردید.[31]

در چنین شرایطی بود که شاه در 18خرداد 1342 به همراه دخترش شهناز پهلوی و تعدادی از مقامات بلند‌مرتبه دولتی و خارجی وارد همدان شد. او پس از افتتاح سد شهناز و توزیع اسناد مالکیت کشاورزان، در میدان بوعلی سینا به سخنرانی پرداخت. وی در سخنانی پس از اشاره به اقدامات انجام شده در راستای اجرای اصلاحات ارضی، مخالفان اقدامات دولت را «ارتجاع سیاه» نامید، سپس آنها را اجیر نیروهای خارجی برشمرد و در ادامه روحانیان و مبارزان را افرادی خرافی که با پیشرفت مخالف هستند معرفی کرد. این سخنان موج گسترده اعتراضات را به دنبال داشت.

دولت وقتی خود را با مبارزه منفی مبارزان در جریان استقبال شاه دید، تصمیم به احضار و بازداشت تعدادی از آنها گرفت. در همین رابطه برخی از افراد از جمله محمود کتابفروش، ابوالقاسم جنتی، محمد ابراهیم درفشی، حاج جواد نوریان را دستگیر کردند. محمود کتابفروش و ابوالقاسم جنتی پس از بازجویی آزاد شدند اما درفشی و نوریان برای مدتی بازداشت شدند.[32]

مهاجرت علمای همدان به تهران

بعد از دستگیری امام خمینی، علما و مراجع تصمیم گرفتند با مهاجرت به تهران حمایت خود را از امام خمینی اعلام کنند. به همین منظور آیت‌الله آخوند ملا علی همدانی، آیت‌الله بنی صدر به همراه شیخ علی انصاری، حاج آقا مصطفی هاشمی، مهدی ثابتی، شیخ رضا انصاری، سید محسن حسنی، سید فاضل حسنی، حاج سید ابوالقاسم حسینی پناه، نصرت توکلی و شکرالله بهادری راهی تهران شدند.[33] ساواک برای کم‌رنگ کردن حضور آیت‌الله آخوند ملا علی همدانی، مهاجرت وی را به تهران در نتیجه فشار مردم دانست و اعلام کرد: «آخوند ملا علی همدانی که اخیراً به تهران آمده، به شخص مورد اعتمادی اظهار داشته من برای شلوغ کردن، تهران نیامده‌ام؛ اولاً قصد تشرف مشهد دارم و ثانیاً آمده‌ام ببینم روحانیون برای چه در تهران جمع شده و چه می‌خواهند بکنند و بیشتر برای این تهران آمدم که از دست متعصبین همدان خلاص شوم.» در حالی که سابقه مبارزاتی وی عکس این موضوع را نشان می‌دهد ساواک از هر طریقی تلاش داشت تا نتیجه تلاش‌های علما را به صورت وارونه در جامعه منعکس سازد.[34]

حسن پاکروان، رئیس وقت ساواک درصدد ملاقات با آیت‌الله آخوند ملا علی همدانی برآمد. در این دیدار، آیت‌الله آخوند با انتقاد از دولت و اعتراض به دستگیری امام خمینی، مانع اظهار نظری از سوی پاکروان شد.[35]

دولت تصمیم گرفت روحانیان را به شهرهای خود بازگرداند و از آنها خواست تهران را ترک کنند. براین اساس آیت‌الله آخوند ملا علی همدانی راهی همدان شد اما قبل از آن به قم رفت. سایر روحانیانی که با آیت‌الله آخوند و بنی‌صدر از همدان به تهران آمده بودند نیز برگشتند.[36]

سرانجام در نتیجه حمایت علما و طبقات مختلف مردم از امام خمینی، حکومت تصمیم گرفت ایشان را در 11 مرداد 1342 به منزلی در داوودیه تهران منتقل کند. با انتشار آزادی امام خمینی، مردم شهرهای مختلف برای دیدار با امام خمینی راهی تهران شدند. از همدان نیز عده‌ای از مردم از جمله محمد کتاب‌فروش(دادفرما)، محمد کشوری، سید محمد حسینی، محمد خلیل سپهری، حاج علی خوش شعار و حاج آقا نجفی عربزاده برای ملاقات با امام خمینی به تهران رفتند. [37]

در مجموع شهر همدان با وجود روحانیان مبارز و مردم آزادی‌خواه، از شهرهای مهم و تأثیرگذار در نهضت اسلامی بود. مردم این شهر از همان ابتدای مبارزه به دعوت امام خمینی لبیک گفتند. حکومت پهلوی در مقابل تلاش داشت با ترفندهای مختلف آنها را از این مسیر منحرف سازد، اما این اقدامات با تدابیر روحانیت مبارزه بی‌نتیجه ماند. مبارزه مردم همدان با شدت و ضعف در مقاطع مختلف ادامه یافت تا در نهایت منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 شد.

آخوند ملا علی معصومی همدانی                  

پی‌نوشت‌ها:

[1] . روح‌الله موسوی خمینی، صحیفه امام، ج1، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1380، صص90-88

[2] . آیت‌الله ملا علی آخوند معصومی همدانی در سال 1312ق در «وفس» از بخش سردرود از توابع همدان به دنیا آمد. با فراگیری علوم مقدماتی وارد همدان شد. پس از چند سال به تهران رفت. چند سال نیز در تهران مشغول علم‌آموزی بود که پس از آن به حوزه علمیه قم رفت. در قم وارد کلاس درس حاج شیخ عبدالکریم حائری شد. با رسیدن به درجه اجتهاد در قم کلاس درس برگزار کرد تا اینکه در سال 1350ق بنا به درخواست مردم همدان و موافقت آیت‌الله حائری راهی همدان شد و در مدرسه آخوند ملا حسین همدانی مشغول تدریس شد. از اقدامات ایشان بازسازی مدرسه و ایجاد کتابخانه‌ای در نزدیکی آن بود. علاوه بر این، ایشان صاحب تألیفاتی است. در نهایت در سال 1398ق/1357ش دار فانی را وداع گفت. (قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک(آزادی)، ج5، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1382، صص 184-183)

[3] . ابوالفتح مؤمن، انقلاب اسلامی در همدان (از نهضت مشروطه تا اوج گیری نهضت اسلامی در سال 1356)، ج1، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1386،ص 434

[4] . اسناد انقلاب اسلامی، ج3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص38

[5] . روح‌الله حسینیان، سه سال مرجعیت شیعه (1343-1341)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1382، صص155-153

[6] . آیت‌الله سید نصرالله بنی‌صدر فرزند صدرالعلما همدانی در همدان به دنیا آمد. تحصیلات خود را از شهر همدان شروع کرد و سپس راهی تهران شد و بعد از آن برای ادامه تحصیلات راهی نجف اشرف شد. در حوزه علمیه نجف از محضر آیات عظام نائینی، عراقی و سید ابوالحسن اصفهانی کسب علم کرد و بعد از آن به همدان بازگشت. در نهایت در سال 1350 درگذشت. (قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (آزادی)، ج5، پیشین، ص183)

[7] . ابوالفتح مؤمن، پیشین، ص436

[8] . اسناد انقلاب اسلامی، پیشین، ج3، ص19

[9] .حجت‌الاسلام سید احمد حسینی ملایری در سال 1315 در ملایر متولد شد. با شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی، رهبری مبارزات مردم همدان را برعهده گرفت. در جریان رفراندوم ششم بهمن 1341 به دلیل مخالفت با آن توسط ساواک دستگیر شد و به تهران منتقل شد. پس از آزادی در 15 تیر 1343، مجدداً در سال 1344دستگیر شد و به کرمانشاه منتقل شد. در سال 1345 نیز به جرم اهانت به رئیس مملکت دستگیر شد. تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 به دلیل مخالفت با حکومت مکرر دستگیر شد. ( قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (آزادی)، ج5، پیشین، ص121)

[10] .ابوالفتح مؤمن، پیشین، ص436

[11] .رحیم روحبخش، نقش بازار در قیام 15 خرداد،‌ تهران،‌ مرکز اسناد انقلاب اسلامی،‌ 1381، ص119

[12] .ابوالفتح مؤمن، پیشین، ص436

[13]. روح‌الله موسوی خمینی، پیشین، ص157

[14] .ابوالفتح مؤمن، پیشین، ص438

[15] .همان، ص440

[16] .همان، صص444-441

[17] .همان، ص444

[18] . سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386،صص 313-312

[19] .اسناد انقلاب اسلامی، پیشین، ج3، ص79

[20] .علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج3و4، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، صص261-260

[21] . روح الله موسوی خمینی ، پیشین، صص221-220

[22] . اسناد انقلاب اسلامی، پیشین، ج4، ص52

[23] . همان، صص452-451

[24] . همان، صص455-454

[25] . همان، ص456

[26] . همان، صص472-464

[27] . همان، صص479-473

[28] . قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (بازتاب‌ها- استان‌ها و خارج از کشور)، ج7، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1387، ص443

[29] . حمید روحانی، نهضت امام خمینی، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1381، ص578؛ مؤمن، پیشین، صص484-479؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (بازتاب‌ها- استان‌ها و خارج از کشور)، ج7، پیشین، ص447

[30] . ابوالفتح مؤمن، پیشین، ص484

[31] . روحبخش، پیشین، ص122

[32] . ابوالفتح مؤمن، پیشین، صص497-486

[33] . همان، ص507

[34] . قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک (زندان)، ج3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1378، ص455

[35] . ابوالفتح مؤمن، پیشین، صص512-511

[36] . همان، ص517

[37] . همان، 529-528



 
تعداد بازدید: 57



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:
کانال تلگرام پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 42 : @kh1542
© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.