مقالات

خرم‌آباد در قیام 15 خرداد

توران منصوری

05 آذر 1396


در سال 1340 به دنبال اقدام حکومت پهلوی در تبعید برخی از علما چون شیخ علی اصغر مروارید و اعضای فدائیان اسلام به خرم‌آباد و رفت‌و‌آمد برخی از طلاب و مدرسان دینی به حوزه کمالیه خرم‌آباد از جمله شیخ عباسعلی صادقی کانون مبارزه علیه حکومت پهلوی در این شهر منسجم شد. گفتنی است آیت‌الله روح‌الله کمالوند[1] و آیت‌الله سید عیسی جزایری[2] رهبری نیروهای مذهبی در خرم‌آباد را برعهده داشتند.[3]

به دنبال درگذشت آیت‌الله العظمی سید حسین بروجردی، شاه با ارسال تلگرافی به آیت‌الله سید محسن حکیم، تلاش داشت مرجعیت شیعه را به خارج از کشور منتقل سازد. در نتیجه گروه‌های مختلف مبارز در داخل کشور سعی کردند با طرح مرجعیت امام خمینی در سطح گسترده این اقدام حکومت پهلوی را خنثی سازد. از مهم‌ترین این گروه‌ها طلاب خرم‌آبادی مقیم قم بودند. در همین رابطه در مجلس ختم آیت‌الله سید عبدالهادی شیرازی در 23 تیر 1341 در خرم‌آباد، آیت‌الله سید حسن طاهری خرم‌آبادی در سخنرانی که داشت مرجعیت امام خمینی را مطرح کرد.[4]

مخالفت با مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی

حکومت پهلوی در سال 1341 در راستای اجرای برنامه‌های آمریکا، تشکیل انجمن‌های ایالتی و ولایتی را اعلام کرد. بدین منظور در غیاب مجلس شورای ملی و در جلسه دولت در 14 مهر 1341 این مصوبه به تصویب رسید و خبر آن در روزنامه‌های رسمی کشور اعلام شد. خبر آن به دلیل تقابل برخی از مواد آن با اسلام، موج مخالفت‌ها را به دنبال داشت. در خرم‌آباد با راهنمایی و هدایت آیت‌الله کمالوند تلگرافی از طرف اهالی و سران لرستان به شاه، نخست وزیر و آیت‌الله بهبهانی ارسال شد.[5]

آقا سید حسین جزایری نیز با ارسال تلگرامی به آیت‌الله العظمی محمدرضا گلپایگانی در 8 آبان 1341 آمادگی خود را به منظور هر اقدامی در مخالفت با حکومت پهلوی اعلام داشت.[6]

آیت‌الله کمالوند و آیت‌الله سید عیسی جزایری در اقدام دیگر در مخالفت با مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در اوایل آذر 1341 در تلگرامی به اسدالله علم، نخست‌وزیر وقت، اعلام داشتند: طبقات مختلف مردم لرستان اعم از روحانیت، عشایر، بازرگانان و اصناف در مخالفت با مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی با ارسال تلگرامی، آن را مخالف با اسلام و قانون اساسی دانستند، اما تاکنون دولت اقدامی در این زمینه انجام نداده است؛ بنابراین لازم است هر چه زودتر دولت برای جلوگیری از هرگونه آشوب و بی‌نظمی نسبت به الغای آن اقدام نماید. [7]

روحانیان خرم‌آباد در آذر 1341 در تلگرامی به آیات عظام گلپایگانی، امام خمینی و شریعتمداری، پشتیبانی خود را از آنها تا لغو نهایی مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی اعلام کردند.[8] آیت‌الله شیخ فرج‌الله هرسینی(کاظمی) و حاج شیخ محمدرضا کاظمی از روحانیان خرم‌آباد در تلگرامی به آیات عظام قم، ضمن اعلام مخالفت عشایر لرستان با مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی مخالفت خود را با آن اعلام داشتند.[9]

با تلاش پیگیر علما و مراجع در شهرهای مختلف، سرانجام حکومت پهلوی تسلیم شد و مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی را غیرقابل اجرا خواند. با توجه به تلاش‌هایی که آیت‌الله کمالوند در راستای لغو مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولاتی داشت، امام خمنیی در نامه‌ای که به آیت‌الله کمالوند نوشت از وی به خاطر همراهی در مبارزه علیه مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی تشکر کرد.[10]

آیت‌الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی در نامه‌ای به آیت‌الله کمالوند ضمن تشکر از وی، بر اتحاد علما تأکید داشت و افزود: «الحق این اتحاد و یگانگی بی‌شائبه و بی‌سابقه نهضت تاریخی بود که سال‌های متمادی، دشمنان اسلام را مجبور به عقب‌نشینی و مأیوس از پیشرفت مقاصد نمود.»[11]

تحریم رفراندوم 6 بهمن 1341

حکومت پهلوی پس از شکست در اجرای مصوبه انجمن‌های ایالتی و ولایتی تصمیم گرفت با اجرای برنامه انقلاب سفید به اهداف خود دست یابد. امام خمینی در مبارزه با این اقدام حکومت آقا سید حسن طاهری خرم‌آبادی را روانه خرم‌آباد کرد تا مردم را علیه اعتراض به این اقدام حکومت پهلوی فراخوانَد. وی در روز 2 بهمن 1341 وارد خرم‌آباد شد. با ورود ایشان به خرم‌آباد علمای خرم‌آباد از جمله آیت‌الله کمالوند و حاج آقا جواد جزایری در منزل آیت‌الله سید عیسی جزایری تشکیل جلسه دادند. در این جلسه تصمیم گرفته شد پیرو دستور مراجع قم، یک روز قبل از برگزاری رفراندوم را تعطیل کنند؛ همچنین با دعوت از تجار و بازاری‌های خرم‌آباد در منزل حاج آقا عیسی جزایری، از آنها خواسته شد روز قبل از برگزاری رفراندوم را تعطیل کنند و از مردم خواسته شود در حوزه علمیه خرم‌آباد اجتماع کنند تا سید حسن طاهری خرم‌آبادی دراین‌باره سخنرانی کند. مقامات امنیتی خرم‌آباد در مقابل تصمیم گرفتند با استفاده از نفوذ کدخدایان و نیروهای محلی وابسته به دولت، تعدادی از کشاورزان و کارگران را جمع کنند تا در صورت تعطیلی بازار، مغازه‌ها را غارت کنند. در نتیجه با هشدار فرمانداری خرم‌آباد، تعطیلی بازار معوق ماند و تنها اعلامیه امام خمینی و آیت‌الله گلپایگانی درباره تحریم رفراندوم چاپ و در سطح شهر پخش و توزیع شد.[12]

سرانجام رفراندوم 6 بهمن 1341 برگزار شد. روحانیان خرم‌آباد برای شرکت نکردن در رأی‌گیری از شهر خارج شدند.[13]

ماه رمضان سال 1341

با نزدیک شدن به ماه رمضان 1341، آیت‌الله کمالوند از آیت‌الله صادقی خواست با رفتن به قم ضمن دیدار با علما و مراجع قم از آنها درباره اقدامات ماه رمضان کسب تکلیف کند. آیت‌الله گلپایگانی و امام خمینی در دیدارهایی که با آیت‌الله صادقی داشتند بر لزوم بیداری مردم نسبت به اقدامات حکومت پهلوی در این ماه تأکید داشتند. بنابراین با توجه به رهنمودهای امام خمینی و سایر مراجع قم، سخنرانی‌های ماه رمضان 1341 به محلی برای افشاگری علیه حکومت پهلوی تبدیل شد.[14]

آیت‌الله کمالوند برای حل اختلافات به صورت مسالمت‌آمیز سعی کرد به عنوان نماینده علما و مراجع قم و تهران با مقامات دولتی دیدار داشته باشد و آنها را به حل اختلافات دعوت کند. در همین رابطه در اسفند 1341 بنا به صلاحدید علمای تهران، روانه این شهر شد تا با شاه گفت‌وگو کند. آیت‌الله کمالوند پس از دیدار با شاه راهی قم شد و در دیداری که با امام خمینی داشت شرح ملاقات با شاه را برای ایشان بیان کرد.[15]

فاجعه فیضیه

 در مخالفت با اقدامات حکومت پهلوی، امام خمینی در اواخر اسفند 1341، جشنهای عید نوروز 1342 را تحریم کرد. بیشتر مردم خرم‌آباد نیز به رهبری علما و روحانیان، عید نوروز 1342 را تحریم کردند.[16]

هنوز چند روز از عید نوروز سال 1342 نگذشته بود که خبر حمله حکومت پهلوی به مدرسه فیضیه منتشر شد. گروه‌های مردمی به منظور اعلام همدردی راهی قم شدند. سه نفر از مالکین لرستان به اسامی حاج سید عباس حسینی، علی اصغر اصغری و رمضان زارعی راهی قم شدند و در 29 اردیبهشت 1342 در منزل امام خمینی با ایشان دیدار کردند و ضمن اظهار ناراحتی از فاجعه مدرسه فیضیه، مراتب انزجار خود را از حکومت پهلوی اعلام کردند. پس از این دیدار راهی مدرسه فیضیه شدند و ضمن دیدار از مدرسه فیضیه، با طلاب این مدرسه درباره اقدامات حکومت پهلوی گفت‌وگو کردند.[17]

عده‌ای نیز با نوشتن نامه به امام خمینی، تأسف خود را از فاجعه فیضیه اعلام کردند. در همین رابطه هیئت عزاداران بازار لرستان در نامه‌ای به امام خمینی، اقدامات حکومت پهلوی را در حمله به مدرسه فیضیه و زخمی و مصدوم کردن طلاب علوم دینی محکوم کردند؛ سپس پشتیبانی و حمایت خود را از مراجع دینی اعلام داشتند. آنها نامه خود را با شعارهای «زنده باد دین مقدس اسلام»، «پاینده باد قرآن و ناشرین قرآن» و «مرگ بر دشمنان اسلام» به پایان بردند.[18]

روحانیان خرم‌آباد در اردیبهشت 1342 در نامه‌ای به مراجع تقلید، حمایت و پشتیبانی خود را از مراجع در دفاع از حریم قرآن و حفظ قوانین و احکام اسلامی اعلام داشتند.[19]

تلاش‌های نافرجام حکومت پهلوی

با ادامه مبارزه، حکومت پهلوی در اواخر فروردین 1342 تلاش کرد آیت‌الله کمالوند را واسطه دلجویی از علما و حل اختلافات بین دولت و علما قرار دهد. این موضوع توسط آیت‌الله سید احمد طاهری خرم‌آبادی با علمای قم و امام خمینی در میان گذاشته شد. در نهایت تصمیم گرفته شد که آیت‌الله کمالوند پس از دیدار با مقامات دولتی، با دریافت پیام حکومت پهلوی به قم برگردد. آیت‌الله کمالوند با حسن پاکروان، رئیس ساواک، در تهران دیدار کرد و در بازگشت به قم در منزل آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی با امام خمینی دیدار کرد. این وساطت نتوانست زمینه اختلافات را کاهش دهد.[20]

ادامه مبارزه

آیت‌الله کمالوند دهه نخست اردیبهشت 1342 را در قم گذراند و در طول این مدت یک دوره نشست مشترک را با آیات عظام گلپایگانی، امام خمینی و شریعتمداری هر شب در منزل یکی از آنان برگزار کرد. محور اصلی این نشست‌ها، مسایل روز و چگونگی واکنش در برابر اقدامات حکومت پهلوی بود. در این دوره بود که مقامات دولتی بار دیگر به آیت‌الله کمالوند پیشنهاد آشتی میان دولت و علما را مطرح کردند. امام خمینی و سایر مراجع شروط مذاکره را برکناری اسدالله علم، عذرخواهی دولت و لغو قوانین خلاف شرع دولت عنوان کردند که حکومت پهلوی آن را نپذیرفت. پس از آن بود که آیت‌الله کمالوند به خرم‌آباد بازگشت.[21]

محرم سال 1342

رویارویی مبارزان و حکومت پهلوی در محرم سال 1342 اوج گرفت. به توصیه امام خمینی، حوزه کمالیه خرم‌آباد وعاظ و گویندگان مذهبی به روستاهای اطراف اعزام کرد. نیروهای دولتی و امنیتی نیز در اقدامی پیشگیرانه، تدابیر خاصی اتخاذ کردند، بدین مراسم سوگواری در محوطه پادگان لشکر لرستان برگزار کردند، گویندگان و وعاظ را تحت کنترل سخت قرار دادند تا مطالبی علیه حکومت پهلوی گفته نشود. همچنین در این ایام واعظی به نام شیخ مولا برای سخنرانی به خرم‌آباد آمده بود که نیروهای دولتی در ملاقاتی با وی از او خواستند سخنی فراتر از ذکر مصیبت و مسائل دینی نگوید. بدین ترتیب کنترل کامل شهر در دست نیروهای دولتی بود.[22]

مخالفت با دستگیری امام خمینی

پس از سخنرانی امام خمینی در عصر عاشورا، 13خرداد 1342، حکومت پهلوی تصمیم به دستگیری ایشان گرفت که به تظاهرات مردمی در شهرهای مختلف انجامید. اهالی خرم‌آباد در اعتراض به دستگیری امام خمینی و سایر مراجع در 26 خرداد 1342 تلگرامی به اسدالله علم، نخست وزیر ارسال کردند. آنها در این تلگرام ضمن اظهار ناراحتی از دستگیری امام خمینی اظهار تأسف کردند که دولت به جای توجه به خواسته‌های جامعه روحانیت و مردم، آنها را دستگیر و زندانی کرده است؛ در پایان نیز خواستار آزادی امام خمینی و توجه به خواسته‌های ایشان شدند.[23]

پس از آنکه حکومت پهلوی با موج حمایتی طبقات مختلف مردم از امام خمینی و سایر مراجع مواجه شد تصمیم گرفت از گروه‌های وابسته و دولتی به منظور اعلام حمایت از حکومت پهلوی استفاده کند. به گزارش ساواک، فرمانداری خرم‌آباد به چند نفر از افراد سرشناس در خرم‌آباد توصیه کرد تلگرافی «مبنی برتأیید لوایح ششگانه و ابراز انزجار از ارتجاع سیاه و عوامل مخرب خارجی» تهیه و برای شاه ارسال کنند. همچنین به یحیی معینی، رئیس انجمن شهر خرم‌آباد تذکر داده شد که با همکاری اعضای انجمن شهر تلگرافی با مضمونی مشابه تهیه و ارسال کند.[24]

به گزارش ساواک نیروهای دولتی در اقدامی دیگر در 19 خرداد 1342 جمعی از کشاورزان، کدخدایان و خرده‌خوانین محلی وابسته به دولت را در خرم‌آباد جمع کردند تا درحمایت و پشتیبانی از لوایح ششگانه تظاهرات کنند.[25]

حمایت‌های مردم خرم‌آباد از امام خمینی همچنان ادامه داشت. بدین منظور اهالی خرم‌آباد در چهار تلگراف به شاه در 4 تیر 1342 خواستار آزادی امام خمینی شدند.[26]

در 28 صفر 1283 (30 تیر 1342) که مصادف با رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت امام حسن مجتبی(ع) بود مجلس روضه در حوزه کمالیه خرم‌آباد برگزار شد. این مجلس از طرف علمای خرم‌آباد در صبح و عصر برگزار شد تا جمعیت زیادی بتوانند در آن حضور یابند. در مجلسی که عصر برگزار شد آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی سخنرانی داشت. وی در سخنانی به تشریع ابعاد علمی و شخصیتی امام خمینی پرداخت؛ سپس در سخنانی از اوضاع کشور و حکومت پهلوی انتقاد کرد. در پایان این مراسم نیز حاج آقا حسین جزایری سخنانی در تأیید صحبت‌های وی بیان کرد.[27]

حمایت علما از امام خمینی

علما و روحانیت شهرهای مختلف به منظور اعلام پشتیبانی از امام خمینی و سایر مراجع که توسط دولت دستگیر شده بودند راهی تهران شدند. آیت‌الله کمالوند از خرم‌آباد راهی تهران شد و به مهاجران پیوست. همچنین در جلسه‌ای که با حضور حاج آقا عیسی جزایری، حاج آقا حسین جزایری، حاج سید احمد طاهری و آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی در منزل حاج جواد جزایری تشکیل شد، تصمیم گرفته شد حاج آقا عیسی جزایری نیز در حمایت از امام خمینی به جمع سایر علما و روحانیان مهاجر بپیوندد.[28] آیت‌الله کمالوند از چهره‌های برجسته و تصمیم‌گیرنده در رهبری علمای مهاجر محسوب می‌شد. وی در کنار ارتباط با علما، با مقامات دولتی و امنیتی نیز در تماس بود تا به گونه‌ای مسالمت‌آمیز شرایط آزادی امام خمینی را فراهم آورد. در همین رابطه از سوی علمای مهاجر مأمور ملاقات با شاه شد و موضع علما را به شاه اعلام کرد.[29] در نتیجه درخواست آیت‌الله کمالوند، شاه با دیدار آیت‌الله خوانساری با امام خمینی در زندان موافقت کرد.[30] پس از انتقال امام خمینی به منزلی در داوودیه تهران، حاج آقا عیسی جزایری در روز آزادی امام خمینی در تلگرامی به حجت‌الاسلام سید جواد و سید حسین جزایری، خبر آزادی امام را به مردم خرم‌آباد اطلاع داد و خواستار چراغانی شهر و برپایی جشن شد.[31]

استقبال از امام خمینی

با آزادی امام خمینی در 16فروردین 1343 حوزه علمیه قم در اطلاعیه‌ای از مردم شهرهای مختلف دعوت کرد تا در مجلس جشن مدرسه فیضیه به مناسبت آزادی امام خمینی شرکت کنند. در همین رابطه مردم از شهرهای مختلف از جمله خرم‌آباد راهی قم شدند تا در جشن آزادی امام خمینی شرکت کنند.[32] طلاب حوزه علمیه خرم‌آباد نیز در اطلاعیه‌ای از مردم دعوت کردند به مناسبت آزادی امام خمینی در مجلس جشنی که قرار است در مسجد سلطانی برگزار شود شرکت کنند. شهربانی خرم‌آباد با اطلاع از این موضوع، مانع از برگزاری مراسم جشن شد؛ البته پس از نماز جماعت مغرب و عشا، حجت‌الاسلام حاج شیخ علی صفدری در سخنرانی که بدین مناسبت داشت ضمن سخنانی درباره شخصیت علمی امام خمینی، قطعنامه حوزه علمیه قم را که در جشن مدرسه فیضیه صادر شده بود برای مردم قرائت کرد. مجلس جشنی نیز در مسجد توتونچی برگزار شد که در این مرام سید عمادالدین جزایری سخنرانی کرد.[33]

درگذشت آیت‌الله کمالوند

آیت‌الله کمالوند

در 16 اردیبهشت 1343 خبر درگذشت آیت‌الله کمالوند منتشر شد. مردم خرم‌آباد با دریافت این خبر، راهی تهران شدند و در مراسم تشییع پیکر وی در 17 اردیبهشت 1343 شرکت کردند و سپس پیکر آن مرحوم برای خاکسپاری به قم منتقل شد. در مراسم خاکسپاری آیات عظام امام خمینی، مرعشی نجفی، شریعتمداری و گلپایگانی حضور داشتند. پس از خاکسپاری، مردم و علمای خرم‌آباد به منزل امام خمینی رفتند و با ایشان دیدار کردند. امام خمینی، درگذشت وی را به مردم خرم‌آباد و علمای این دیار تسلیت گفت. روز 18 اردیبهشت 1343 نیز مراسم ختمی از سوی آیت‌الله مرعشی نجفی و آیت‌الله شریعتمداری در مسجد اعظم قم برگزار شد. روز 19 خرداد 1343 مراسم ختمی از سوی فضلای لرستانی مقیم قم در مسجد اعظم با حضور امام خمینی برگزار شد.[34]

در 23 خرداد 1343 چهلم آیت‌الله کمالوند با حضور عده زیادی از مردم خرم‌آباد در قم برگزار شد. همچنین مجالسی از سوی آیات عظام قم در مسجد اعظم برگزار شد. آیت‌الله حاج آقا عیسی جزایری و آیت‌الله حاج آقا حسین جزایری برای حضور در این مراسم از خرم‌آباد آمده بودند.[35]

از مهم‌ترین مسائلی که بعد از درگذشت آیت‌الله کمالوند مطرح شد، مسئولیت حوزه علمیه کمالیه خرم‌آباد بود. ساواک لرستان در گزارشی به تهران، خواستار اداره حوزه توسط فرد مود اعتماد حکومت شد و افزود: «در صورتی که آقای خمینی و طرفداران وی بخواهند اختیار حوزه را در دست بگیرند، یک حوزه علمیه با شرایط حوزه علمیه قم در شهرستان خرم‌آباد که موقعیت عشایری حساس داشته، با مقایسه سایر نقاط دارای اهمیت خاص است، وجود خواهد آمد که هر آن بیم تحرکات و تشنجات و حوادث نامطلوب خواهد رفت. در این صورت ایجاب می‌نماید به طرق مقتضی و اقدامات غیر محسوس به تعطیل نمودن حوزه اقدام شود.» در ادامه، خواستار جلوگیری از نفوذ امام خمینی در حوزه علمیه خرم‌آباد شد. با وجود این تلاش‌ها، در پی تلاش مبارزان، مسئولیت حوزه علمیه خرم‌آباد از طرف امام خمینی به شیخ مهدی قاضی سپرده شد. وی خود را نماینده امام خمینی معرفی کرد و حوزه علمیه کمالیه خرم‌آباد نقش واسط بین مردم خرم‌آباد و امام خمینی را عهده‌دار شد.[36]

ادامه مبارزات پس از تبعید امام خمینی

پس از تبعید امام خمینی به ترکیه به دلیل مخالفت با تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در مجلس دوره بیست‌و‌یکم شورای ملی، مردم شهرهای مختلف ایران از جمله خرم‌آباد با اعتصاب در مساجد، برقراری جلسات سخنرانی، توزیع اعلامیه و اعتصاب در بازار، مخالفت خود را با این اقدام حکومت پهلوی اعلام کردند.[37] در خرم‌آباد مقامات دولتی با اتخاذ تدابیر شدید امنیتی، کنترل اوضاع را در دست داشتند. ساواک لرستان در گزارش 14 آبان 1343 به تهران اعلام کرد: «عده‌ای از عناصر ماجراجو در نظر دارند تشنج ایجاد نموده به عنوان اعتراض، بازار را تعطیل نمایند. ساواک به دقت مراقب اوضاع منطقه بوده، پیش بینی‌های لازم به عمل آمده است.» حسن پاکروان در پاسخ گزارش خرم‌آباد نوشت: «با کمال قدرت جلوگیری نمایید. اگر لازم شد کارگردانان بازداشت شوند»[38] با وجود این تدابیر، مبارزات مردم ادامه داشت و روحانیان و طلاب حوزه علمیه کمالیه خرم‌آباد در اعتراض به تبعید امام خمینی در نامه‌ای به مراجع تقلید در 3 آذر 1343 ضمن اظهار ناراحتی از دستگیری و تبعید امام خمینی، آمادگی خود را برای انجام هر اقدامی اعلام کردند.[39]

طلاب و محصلین خرم‌آباد مقیم حوزه علمیه قم در اعتراض به ادامه تبعید امام خمینی، با ارسال نامه سرگشاده به امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر، در اسفند 1343 هدف اسلام و مراجع دینی را استقلال کشور و حفظ حقوق ملت مسلمان اعلام کردند و در ادامه اقدامات خلاف حکومت پهلوی در یکی دو سال اخیر را برشمردند. سپس موضوع تبعید امام خمینی را به دلیل مخالفت با لایحه مصونیت مستشاران نظامی آمریکایی مطرح کردند و در پایان از وی خواستند: «تصویب‌نامه‌های ضد دینی را الغا، مرجع تقلید شیعیان را ارجاع، زندانیان بی‌گناه را آزاد و خفقان عمومی را برطرف کنید.»[40]

خرم‌آباد با وجود شخصیت‌های روحانی مبارز، از شهرهای پیشگام در مبارزه با حکومت پهلوی بود و سخت‌گیری‌های حکومت پهلوی، در اراده مردم این دیار خللی وارد نیاورد و مردم مبارزه تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 را ادامه دادند.

حضور مردم و روحانیون در مراسم رحلت آیت‌الله العظمی بروجردی

 

پی‌نوشت‌ها:

[1] . آیت‌الله روح‌الله کمالوند خرم‌آبادی در سال 1319ق در خرم‌آباد به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی را در خرم‌آباد گذراند. با فراگیری تحصیلات مقدماتی در سال 1336ق راهی بروجرد شد و در شمار شاگردان آیت‌الله العظمی سید حسین بروجردی قرار گرفت. سپس در سال 1338 ق در کلاس درس آیت‌الله حاج شیخ عبدالکریم حائری در اراک حاضر شد. با احیاء حوزه علمیه قم، به آنجا رفت و مشغول تحصیل شد. در حوزه علمیه قم در فقه و اصول با آیت‌الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی و در فلسفه با امام خمینی هم بحث بود تا اینکه از آیت‌الله حائری اجازه اجتهاد گرفت. در سال 1346ق/1306ش به خرم‌آباد بازگشت. نقش سیاسی وی پس از شهریور 1320 پر رنگ شد. با شروع نهضت امام خمینی در صف مبارزه علیه حکومت پهلوی قرار گرفت و امام خمینی از مبارزات وی تمجید و تقدیر کرد. در نهایت در اردیبهشت 1343 در تهران درگذشت. (فرهنگنامه رجال روحانی عصر امام خمینی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1389، صص319-316)

[2] . حجت‌الاسلام عیسی جزایری فرزند حاج سید جعفر در سال 1313 ق در خرم‌آباد به دنیا آمد. با فراگرفتن تحصیلات مقدماتی در خرم‌آباد به اصفهان رفت و در درس آیت‌الله درچه‌ای شرکت کرد، سپس روانه اراک شد و در کلاس آیت‌الله عبدالکریم حائری حاضر شد. با تکمیل تحصیلات دینی به خرم‌آباد بازگشت و به اقامه نماز جماعت و فعالیت مذهبی مشغول شد. با شروع نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی، مبارزه خود را با حکومت پهلوی آغاز کرد. سرانجام در سال 1359ش از دنیا رفت. از اقدامات وی ساخت مدرسه و مسجدی به نام مدرسه علمیه امام خمینی است. (قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، (زندان)، ج3، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1378، ص344)

[3] . حمیدرضا دالوند، انقلاب اسلامی در لرستان، ج2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1384، ص20

[4] . همان، صص17-14

[5] . همان، صص30-28

[6] . اسناد انقلاب اسلامی، ج2، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374ش، ص34

[7] . حمیدرضا دالوند، پیشین، صص34-33

[8] . اسناد انقلاب اسلامی (زمینه‌ها، چگونگی و چرایی)، ج3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1374، ص 57

[9] . علی دوانی، نهضت روحانیون ایران، ج3و4، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، ص124

[10] . روح‌الله موسوی خمینی، صحیفه امام، تهران، ج1، موسسه تتظیم و نشر آثار امام خمینی، 1380، ص138

[11] . حمیدرضا دالوند، پیشین، صص37-36

[12] . همان، صص43-41

[13] . همان، صص44-43

[14] . همان، صص46-45

[15] . همان، صص48-46

[16] . همان، ص50

[17] . سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1386، صص321-319

[18] . همان، صص 328-327

[19] . اسناد انقلاب اسلامی، ج3، ص 74

[20] . حمیدرضا دالوند، پیشین، ص 51

[21] . همان، ص52-51

[22] . همان، ص56-54

[23] . همان، صص60-59

[24] . همان، صص63-60

[25] . همان، ص67

[26] . قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، (بازتاب‌ها- استان‌ها و خارج از کشور)، ج7، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1387؛ ج7، صص402-399

[27] . خاطرات آیت‌الله طاهری خرم‌آبادی به کوشش محمد رضا احمدی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، صص 242-240

[28] . همان، 240-238

[29] . حمیدرضا دالوند، پیشین، صص70-69

[30] . روحانی، حمید، نهضت امام خمینی، ج1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1381، ص674

[31] . همان، ص708

[32] . روح‌الله حسینیان، انقلاب اسلامی (زمینه‌ها، چگونگی و چرایی)، ج3، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387، صص 466-465

[33] . همان، ص 462

[34] . حمید روحانی، پیشین، ص897؛ حمیدرضا دالوند، پیشین، ص75

[35] . حمیدرضا دالوند، پیشین، صص77-76

[36] . همان، صص88-77

[37] . روح‌الله حسینیان، پیشین، ص 520

[38] . حمیدرضا دالوند، پیشین، صص91-90

[39] . اسناد انقلاب اسلامی، ج3، ص123

[40] . همان، ص144



 
تعداد بازدید: 74



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.