16 فروردين 1404
مجله سپید و سیاه در 16 فروردین 1342 در مطلبی در حاشیه تصویبنامه دولت درباره مطبوعات مینویسد:
«... «رکن چهارم مشروطیت»[1] که در این روزها یک بار دیگر دچار سرنوشت تصفیه شده، در طول حیات خود برای چندمین بار است که گیوتین تصفیه را بالای سرخود دیده است و هر بار جمعی توانستهاند خود را از زیر تیغ برنده آن برهانند و عدهای دیگر قربانی شدهاند. مطبوعات به سبک و روش کنونی در ایران سابقهای طولانی ندارد. در اوائل سلطنت مظفرالدین شاه قاجار که نسیم آزادی و آزادیخواهی در کشور ما وزیدن گرفت، روشنفکران و آزادیطلبان به فکر افتادند که... روزنامه منتشر کنند و افکار انقلابی آزادیخواهانه خود را از طریق این نوشتهها به اطلاع سایر مردم برسانند، روی این اصل شروع به نشر روزنامههای مختلفی نمودند تا اینکه قضایای مشروطیت و استبداد صغیر پیش آمد و در همین جریانات بود که روزنامهها توانستند با نداشتن وسائل، نقش مؤثر خود را به خوبی نشان دهند و در اندک مدتی پیشرفتهای بسیار مهمی بنمایند. ...
امسال پس از سلام نوروزی و بیانات شاهنشاه در مقابل صف مطبوعات، بین روزنامهنویسان شایع شد که به طور قطع در سال جاری وضع جدیدی برای مطبوعات پیش خواهد آمد، اما هنوز تعطیلات نوروز تمام نشده بود که معلوم شد کار از کار گذشته و هیئت وزیران به پیشنهاد آقای جهانگیر تفضلی وزیر مشاور و سرپرست اداره انتشارات تصویبنامهای صادر کرده که طبق آن از 141 روزنامه و مجله روزانه و هفتگی و ماهیانه، امتیاز 76 نشریه لغو گردیده است.
طبق تصویبنامه جدید فقط به روزنامههایی اجازه انتشار داده شده که تیراژ آن اگر روزنامه باشد، از سه هزار و اگر مجله باشد، از پنج هزار متجاوز باشد. وزیر مشاور دلیل کم کردن مطبوعات و لغو امتیازات را وجود تعدادی روزنامه زائد ذکر کرد و گفت حتی در کشور انگلستان و هند و پاکستان و ترکیه با وجود زیادی جمعیت و کثرت باسواد تعداد نشریات به مراتب کمتر از ایران است. ...
مسئله تیراژ که درباره وضع جدید مطبوعات پیش گرفته شده است، مورد موافقت اکثریت مطبوعات نیست، زیرا گذشته از اینکه فیالمثل مجلات برای اینکه بتوانند دخل و خرج کنند باید به طور متوسط 15الی 20 هزار تیراژ داشته باشند و درباره روزنامهها نیز نمیتوان خوبی یا بدی نشریهای را از روی تیراژ آن تشخیص داد، چه روزنامههای خوبی که تیراژ کم دارند و بالعکس.
به هرحال امید میرود همانطور که در اصل موضوع کسی مخالفتی ندارد دولت توجه بیشتری باین مسئله کرده به کسانی که دارای صلاحیت بوده از این تصمیم حقشان ضایع شده است مجدداً اجازه انتشار روزنامه بدهد.»[2]
گفتنی است طی سالهای نخست دهه 40 در نتیجه گسترش ناآرامیهای سیاسی و آغاز نهضت روحانیت به رهبری امام خمینی برخورد ساواک با مطبوعات که از بدو تأسیس در سال 1335 سانسور و کنترل آنان را به دست داشت وارد مرحله تازهای شد تا جایی که طی دوران نخستوزیری اسدالله علم (1341-1342) بالغ بر 80 نشریه و روزنامه به بهانههای مختلف تعطیل شدند.[3] در این برهه مطبوعات از انعکاس دقیق و صحیح اخبار حوادث و رویدادها منع و فقط اطلاعات عمدتاً جعلی دیکته شده از سوی ساواک را چاپ میکردند، چنانچه وقتی آت الله بروجردی در اوایل سال 1340 درگذشت ساواک سانسور خبری شدیدی بر مطبوعات حاکم کرده، نویسندگان از قلمفرسایی درباره شخصیت دینی، علمی و اجتماعی وی بازداشته شدند.[4]
پینوشتها:
[1]. منظور مطبوعات است.
[2]. سپید و سیاه، ش 500، ص 5.
[3]. شاهدی، مظفر، «سانسور مطبوعات در دوره پهلوی دوم: یک گزارش اجمالی»، تاریخ معاصر ایران، زمستان 1390، ص61 – 86.
[4]. همان، ص 80.
تعداد بازدید: 45