جمال غلامی
بدون شک امام خمینی(ره) همانند دیگر رهبران دنیا، برای رسیدن به اهداف و آرمانهای خویش و هدایت انقلاب اسلامی دارای طرح و برنامه و شیوهی عملی نبرد در صحنه بود که از آن با عنوان تاکتیک یاد میشود.
موضوع اصلی این کتاب، تحلیل تاکتیکهای مبارزاتی امام (ره) برای سرنگونی سلسله پهلوی است.
نگارنده در این اثر با تأمل اجمالی در ابعاد مختلف شخصیت حضرت امام سعی نموده تا یکی از دلایل پیروزی انقلاب اسلامی ( قدرت رهبری و توان راهبردی امام) را موشکافی و تحلیل نماید. او اعتقاد دارد که تفاوت در بافت شخصیتی و ابعاد روحی روانی واخلاقی امام با سایر رهبران دنیا سبب تمایز در روشها و تاکتیکهای منحصر بفرد ایشان شده است و بدون شک شکل مبارزه و تاکتیک مبارزاتی چنین شخصیتی که مبارزه با ظلم را تنها یک فریضهی الهی میداند، باید متفاوت از کسانی باشد که برای کسب مال و مقام به صحنهی سیاست میآیند و هرگاه حریف را قدرتمندتر از خود ببینند، تن به سازش و مدارا میدهند.
مؤلف میگوید: امام به دلیل منش عارفانه و خوی انسانیاش، هیچ چیز را برای خودش نمیخواست و تنها آرزوی او آزادی همهی انسانها از قید و بند اسارت خویشتن و دیگران بود. بنابر این باید گفت که همهی تاکتیکها و راهکارهای امام نشأت گرفته از دو واژهی «توکل» و «اخلاص» بود. همچنین مهمترین وجه تمایز و تفاوت رهبری امام با سایر رهبران دنیا در این بود که ایشان هرسه نقش نظریهپردازی یا ایدئدولوژیسازی و فرماندهی وبسیج اقشار مختلف جامعه و در نهایت وظیفهی رهبری انقلاب اسلامی را در کنار هم به انجام رسانید.
امام با الهام از سیرهی نبّی اکرم(ص) و امامان شیعه، مبارزه با ظلم و فساد سلسلهی پهلوی را تکلیف شرعی و واجب الهی دانسته و ابتدا در یک فرایند نسبتاً طولانی، مردم و فضای فکری جامعه و حوزههای علمیه را با جریان مبارزه همراه نمود. سپس از مفاهیمی همچون «عدالت»، «شهادت» و «حکومت» تفسیر تازهای ارائه کرد و با طرح موضوع ولایت فقیه، مشروعیت نظام شاهنشاهی را زیر سؤال برد.
پس از قیام 15خرداد1342 امام بیشتر مورد توجه آحاد جامعه قرار گرفت و با افشای جنایات و سرسپردگیهای خاندان پهلوی، سرنگونی آنها را هدف اصلی مبارزه خود دانست و چه در وطن و چه در ایام تبعید، همهی آزادیخواهان را به مبارزه فراخواند. وی در نهایت به لطف الهی و انسجام مردم و استفاده از تاکتیکهایی مانند: تظاهرات خیابانی، اعتصاب و دعوت از سربازان و افسران ارتش برای فرار از پادگانها و پیوستن به موج انقلاب، موفق به سرنگونی رژیم و استقرار جمهوری اسلامی شد.
دکتر احمدی در این کتاب همزمان با طرح مسائل تاریخی به تحلیل راهکارهای مبارزاتی امام پرداخته است و از این حیث میتوان گفت این کتاب علیرغم آثار بسیاری که به بررسی مبارزه امام با رژیم پهلوی پرداختهاند، تنها اثری است که با استفاده از شیوهی موضوعنگاری و قبل از هر چیز با ارائهی شناخت چارچوب نظری و فکری امام خمینی به توصیف و تحلیل تاکتیکهای مبارزاتی امام در دوران مبارزه میپردازد و کارکردهای رهبری را در کنار راهکارهای مبارزاتی ایشان مورد توجه قرار میدهد.
او تاکتیکهای مبارزاتی امام در دوران مبارزه با رژیم پهلوی را به چند مرحله تقسیم نموده است : الف) مطرح شدن لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و انتقاد شدید امام از اعمال سیاسی و ضد اسلامی محمدرضا شاه ب) تأکید بر وابستگی روحی محمدرضا شاه به عناصر باستانگرایانه و اجانب بعد از انقلاب سفید پ) حملهی مزدوران رژیم به مدارس علمیهی قم و تبریز و انتقاد مستقیم امام از شخص شاه ت) تبعید امام به ترکیه و عراق و طراحی یک مبارزهی تمام عیار فرهنگی بر علیه روابط نامشروع سیاسی و انحرافات فکری رژیم پهلوی ث) اقامت امام در فرانسه و بهرهگیری از شرایط زمانی و مکانی ایجاد شده برای افشای خیانتهای رژیم پهلوی ج) بازگشت به ایران و بکارگیری راهبردهای سیاسی و اقتصادی مناسب برای فلج کردن ساختار حکومت همراه با پرهیز از مشی مسلحانه.
در این نوشته از منابع و مآخذ بسیاری مانند کتب، مقالات، اسناد، نشریات و مآخذ اینترنتی استفاده شده که متعلق به طیفهای مختلف فکری و سیاسی بوده است. مؤلف آورده است: «استفادهی موردی از کتب و مقالاتی که در ارجاعات پایانی صفحه و کتابنامه از آنان نامی برده شده است، به معنای تأیید تمام مطالب آن نوشته از سوی نگارندهی این اثر نمیباشد».
این کتاب با برخورداری از نثری ساده و روان، برای عموم افراد جامعه و برای آشنایی بیشتر دانش پژوهان و علاقمندان تحقیق پیرامون ابعاد شخصیت امام خمینی نگاشته شده است.
اگرچه کتاب مصور میباشد، لیکن بکار بردن تصاویر بسیار اندک که از کیفیت پایین و در مواردی از مشکل گرافیکی برخوردار است، از امتیاز مصور بودن اثر کاسته است.
مطالب کتاب در سه بخش به تفصیل ارائه شده است.
اولین بخش با عنوان «ویژگیهای مبارزه و قیام امام خمینی(ره)» در قالب سه فصل، در آغاز به زندگینامه و تولد امام خمینی تا هجرت ایشان برای تحصیل علوم دینی به قم، سپس از تأثیر تربیت دینی و خصوصیات شخصیتی و عرفانی امام خمینی بر شیوهها و تاکتیکهای مبارزاتیاش، بهرهگیری او از آموزههای ملّی و مذهبی در فرآیند مبارزات و درنهایت به مقایسهی شیوهی مبارزاتی امام خمینی(ره) با دیگر رهبران مبارز دنیا اشاره مینماید.
روحالله خمینی در اول مهر 1281 در شهرستان خمین، از توابع استان مرکزی به دنیا آمد. پدرش آقا سید مصطفی موسوی از مجتهدین شهرستان خمین و مادرش هاجر احمدی زنی مؤمنه و فاضله و از نوادگان آیتالله خوانساری بود. از پانزده سالگی به فراگیری علوم دینی پرداخت. سپس در نوزده سالگی برای تکمیل تحصیلات عازم اراک شد. با رفتن آیتالله حائری به قم، او نیز به عشق ایشان به قم رفت و در مدرسهی دارالشفا مشغول به تحصیل شد. در سال 1305ش پس از به اتمام رساندن سطوح عالی به درجهی اجتهاد نائل شد. اساتید وی در دوران تحصیل 14 نفر بودند که در این میان حضرات آیات حائری و شاهآبادی تأثیرات علمی، اخلاقی و عرفانی بیشتری بر وی داشتهاند.
نویسنده بر این عقیده است که چون امام علوم معقول و منقول را با عرفان و حکمت متعالیه تلفیق نموده است، لذا برای شناخت اهداف وشیوههای مبارزاتیاش، میباید قبل از هرچیز ابعاد و زوایای مبارزه درونی و تهذیب نفس امام را شناخت. عدم توجه به این نکته مهم، سبب ضعف و ناتوانی بسیاری از پژوهشگران داخلی و خارجی برای شناختی صحیح از انقلاب اسلامی و زوایای وجودی امام شده است.
نگارنده یکی از عوامل پیروزی انقلاب اسلامی را بیباکی و ایمان به هدف و شهامت بینظیر امام میداند. او از برجستهترین ویژگیهای شخصیتی و سیرهی امام خمینی نام برده و برای بررسی تأثیر شخصیت عرفانی امام بر روشهای مبارزاتیاش به آیات قرآنی نیز استناد نموده است.
او احیای ارزشهای دینی توسط حضرت امام را از دیگر تاکتیکهای مبارزات امام میداند.
همچنین معتقد است با اشاره به اعلامیهی که امام خمینی در 13 /1 /1342 و در اعتراض به فاجعهی مدرسهی فیضیه، صادر کرد، امام تفسیر تازهای از مفاهیم «امر به معروف و نهی از منکر» و «تقیه» کرد. زیرا به عقیدهی امام: هرگاه اصل اسلام در خطر باشد، پنهانکاری در عقیده حرام است. همچنین بعد از رحلت آیتالله بروجردی و پس از اعتراض به طرح لایحهی انجمنهای ایالتی و ولایتی فرمودند: «تقیه حرام است؛ و اظهار حقایق، ولو بلغ ما بلغ».
تأویل و تفسیر تازهی امام از مفهوم انتظار، بحث تئوری حکومت اسلامی در قالب نظریهی ولایت فقیه و بهرهگیری امام از قاعدهی نفیسبیل در مخالفت با تصویب لایحهی کاپیتولاسیون ازجمله مطالب این بخش میباشد.
نویسنده پرهیز از امیال مادی و منافع فردی و همراهی امام با مردم در انقلاب را نشانگر اختلاف مهم و بارز ایشان با سایر سیاستمداران و رهبران انقلابی میداند.
به گفتهی پرفسور یانیرپه استاد تاریخ ادیان در سوئد: «مطالعه دقیق انقلاب کبیر فرانسه این نکته را به ما میفهماند که در حقیقت این انقلاب هیچ رهبر و پیشاهنگی در مبارزه نداشته است.در انقلاب روسیه نیز نقش لنین در سطحی بسیار پایینتر از تأثیر و نقش امام در انقلاب اسلامی بود. زیرا انقلاب کمونیستی قبل از آنکه به شوروی برسد، از مدتها قبل آغاز شده بود. اما انقلاب ایران با نقش رهبری آن عجین شده و از این جهت آن را از سایر نهضتها و انقلابهای دنیا متمایز و متفاوت میکرد».
همچنین او در مورد وجوه تمایز امام در شکل و اجرای تاکتیکهای رهبری آورده است: امام همزمان با سازماندهی مبارزات مردم، با تکیه بر اندیشه سیاسی اسلام، ایدئولوژی اسلام را بر مبارزات مردم در جهت سرنگونی نظام حاکم ساخت. در طول دوران مبارزه نیز با هوشیاری، آرا و نظریات سیاسی خویش را متناسب با زمان ارائه کرد. مثلاً در سال 1323ش«سلطنت مشروطه» و در 1348ش بحث «ولایت فقیه» و در سال 1356ش نظریهی «جمهوری اسلامی» را مطرح کرد. شیوهی مبارزاتی امام بسیار ساده بود و ایشان تنها با استفاده از نبوغ و شایستگی خود، تاکتیکهای لازم را به کار بست و آرمانها و خطمشی انقلاب را نهادینه کرد و جمهوریت را مطابق خواست مردم محقق ساخت و با مهار مخالفتها باعث تداوم نظام شد.
بخش دوم در سه فصل به دامنه و گسترهی مبارزاتی امام خمینی(ره)، شیوه و استراتژی امام در مبارزه با حکومت پهلوی اول و دوم و ابزار و راهکارهای امام برای تداوم مبارزه در دوران تبعید پرداخته است.
امام خمینی اقدامات رضاخان را عامل رواج اندیشهی جدایی دین از سیاست میدانست و در هر فرصتی از وضع موجود انتقاد میکرد. تاکتیک انتقاد ایشان دو وجه داشت: الف) انتقاد از حکومت رضاخان و تداوم ساختار سیاسی قدرت ب) انتقاد از جمود فکری و انفعال سیاسی حاکم بر حوزههای علمیه. بهمین علت پس از صدور فرمان برگزاری امتحانات دولتی در حوزههای علمیه از سوی دولت، امام به مخالفت برخواست.
امام در این شرایط به خودسازی درونی و تربیت شاگردان و مریدان نزدیک خویش مشغول بود و حفظ وحدت و ممانعت از جدال با دوستان حوزهای و روحانی را بهترین تاکتیک مبارزاتی قلمداد میکرد.
بعد از سقوط رضاخان در شهریور 1320 فضای سیاسی لازم برای انجام فعالیتهای سیاسی و فرهنگی علیه حاکمیت پهلوی بوجود آمد. در این شرایط که بسیاری از روحانیون تمایلی به دخالت در سیاست نداشتند و این کار را دون شأن خویش میدانستند، امام اولین اعلامیهی سیاسی خود را در سال 1323ش علیه خاندان پهلوی منتشر کرد و از همهی علمای اسلام خواست که در مقابل دشمنان اسلام با یکدیگر متحد شوند. او سعی میکرد تا با تحریک علما به قیام، شرایط لازم را برای تضعیف حکومت محمدرضا شاه را بیش از پیش فراهم نماید، اما وجود فضای تحجّر و بیخبری نسبت به مسائل سیاسی در جامعه، حضور متفقین در ایران و رقابت بیگانگان بر سر تصاحب منافع نفت ایران، اقدامات و رهنمودهای امام را بیاثر مینمود.
تلاش آیتالله کاشانی برای خلعید استعمار انگلستان از منافع نفت ایران، ترور انقلابی رزمآرا و خیزش روحانیت به پشتیبانی از مبارزات کاشانی، سبب شد تا در 24 اسفند 1329 لایحهی ملی شدن صنعت نفت به تصویب نمایندگان مجلس سنا برسد. نخست وزیری دکتر محمد مصدق، کودتای 28 مرداد و در ادامه از دست رفتن استقلال سیاسی و اقتصادی ایران، از دیگر مسائل این بخش است.
نگارنده بر این عقیده است که امام خمینی عامل اصلی شکست نهضت ملی شدن نفت را تکیه بر ملیگرایی صرف دانسته و این نهضت را نهضتی سیاسی و فاقد آرمانها و اهداف و انگیزههای اسلامی میدانست. اگرچه امام از سیاست مرحوم کاشانی در توجه به همهی کشورهای اسلامی ازجمله فلسطین، تقدیر مینمود اما نسبت به تاکتیک مبارزاتی کاشانی و کسب مقام ریاست دورهی هفدهم مجلس توسط ایشان، اعتراض داشت و آن را یک خطای سیاسی فاحش میدانست که سبب ازبین رفتن حیثیت سیاسی و شخصی کاشانی شد.
پس از تصویب لایحهی اصلاحات ارضی، تصویب لایحهی «انجمنهای ایالتی و ولایتی» در سال 1341ش، مرحلهی دیگری از اصلاحات شاه بود که با اشارهی دولت آمریکا صورت گرفت. این مصوبه که با هدف کمرنگ نمودن مذهب و مسخ قانون اساسی صورت گرفت، با مخالفتهای صریح امام مواجه شد.
در مورد مبارزه امام با نفوذ بهائیت آمده است: تاریخ شروع مبارزه با بهائیت نیز توسط امام خمینی، با آغاز نهضت اسلامی برضد حکومت طاغوت یکی است و چنان که می دانیم این مبارزات از زمان تصویب لایحه انجمن های ایالتی در زمان نخست وزیری اسدا… علم آغاز شد. در این لوایح بند سوگند به قرآن، به سوگند به کتاب آسمانی تغییر یافته بود. امام که این عمل را راهی برای بازگذاردن دست بهائیان در امور مملکتی می دانست اخطار می دهد که: «دستگاه تبلیغاتی تلویزیون متعلق به یک اقلیت منفور -بهائیان- است و گویا قرار است در تمام کشور توسعه پیدا کند.»
سرانجام پس از 57 روز روشنگری و مبارزه امام، شاه شکست را پذیرفت و اسدالله علم در تاریخ 10 /10 /1341 لغو لایحه را اعلام کرد. بنابراین از نیمهی دوم سال 1341ش همهی اذهان متوجه شهر مقدس قم و ویژگیهای منحصر بفرد امام برای مرجعیت و رهبری جامعه شد.
بنابراین میتوان آغاز رهبری امام خمینی را بعد از سال 1341ش و تصویب لایحهی انجمنهای ایالتی و ولایتی دانست که با قیام پانزده خرداد آغاز و سپس به دستگیری و تبعید او به کشور ترکیه خاتمه یافت.
تاکتیکهای مهم امام در این دوره عبارت بودند از:
1- تحریم تقیه که مهمترین مانع مبارزهی علما با شاه بود.2- امام با دعوت از علما و مراجع حوزهی علمیهی قم، اندیشهی جدایی دین از سیاست را از اذهان پاک کرد و راه را برای دیگر مبارزان هموار نمود.
بر اساس مطالب مندرج در بخش اول این نوشتار، رویدادها و حوادث دههی 1340ش و 1350ش امام را به این نکته رهنمون ساخت که کاربردیترین تاکتیک، ایجاد بستر فرهنگی برای بروز تغییرات سیاسی و اجتماعی در جامعه است. لذا به تفسیر تازهای از مفاهیم و مضامین اسلام پرداخت و به صراحت جدایی سیاست و حکومت را از دین ومعنویات طرد کرد.
3- امام در پایان این مرحله از مبارزه مستقیماً به شخص شاه حمله کرد و به دیگران نیز جرأت این کار را داد. در مجموع امام ابتدا با دیدگاه اصلاحجویانه با حکومت پهلوی برخورد کرد و پس از اتمام حجت و فراهم شدن بستر فرهنگی لازم، اصل براندازی رژیم را سرلوحهی اقدامات خود قرار داد.
در نوزدهم دی 1341 شاه اصول انقلاب سفید و ایدههای خود را اعلام کرد و در صدد رفراندوم برآمد. امام با صدور اعلامیهای مردم را به تحریم شرکت در رفراندوم دعوت کرد. شاه به قصد متقاعد کردن علما به قم سفر کرد اما امام در مقابل، تاکتیک عدم خروج مردم از منازلشان را پیشه کرد. در نهایت رفراندوم بصورت فرمایشی اجرا شد.
مهمترین پیامد سیاسی انقلاب سفید، انقلابیتر شدن روحیهی مردم و فراهم شدن شرایط برای وقوع قیام پانزده خرداد 1342 علیه رژیم شاه بود که نقطهی عطف تاریخ انقلاب اسلامی بشمار میآید.
با توجه به مواضع صریح و قاطع امام خمینی و افشاگریهای ایشان نسبت به اعمال شاه، ساواک به دستور شاه در روز جمعه دوم فروردین 1342 اقدام به توهین مستقیم به روحانیت وضرب و شتم طلاب و تخریب مدرسهی فیضیهی قم و ایجاد بلوا و آشوب در مدرسهی طالبیهی تبریز نمود. پس از اعلام حکومت نظامی در قم، امام به مردم توصیه کرد که از تهدیدها و وحشیگریهای رژیم نترسند و با ایمان کامل به مبارزه ادامه دهند.
این فاجعه زمینهی حادثه 15 خرداد 1342 شد و تأثیر نامطلوبی بر روابط شاه و روحانیت گذاشت.
با نگاهی دقیقتر به حرکت سیاسی و اجتماعی امام در آن برهه، میتوان به میزان ذکاوت و شجاعت ایشان در تصمیمگیریهای مختلف پی برد. امام که موضع براندازی رژیم را درپیش گرفته بود با شجاعت اعلام کرد: «شاهدوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام و تجاوز به حریم مسلمین و مراکز علمی و دینی» و در اعلامیهای مشهور عنوان کرد: «... من اکنون قلب خود را برای سرنیزههای مأمورین شما حاضر کردم، ولی برای قبول زورگوییها و خضوع در مقابل جباریهای شما حاضر نخواهم کرد...».
صراحت گفتار، شجاعت بینظیر، مواضع انقلابی امام و فاجعهی مدرسهی فیضیه نیز تأثیر مثبتی در افزایش رویکرد مردم به مرجعیت امام خمینی داشت.
رژیم برای تضعیف موقعیت امام و روحانیت، اقدام به سربازگیری از میان طلاب نمود. امام با اعزام پیکی به سربازخانهها به طلاب پیغام داد که تزلزل به خود راه ندهید شما سربازان امام زمان هستید، سربازان و درجهداران را نسبت به مظالم رژیم آگاه نمایید.
با نزدیک شدن به ماه محرم امام به تمام وعاظ و خطبا فرمود که بدون بیم و هراس از مأموران رژیم از سیاستهای ضد اسلامی رژیم و همدستی آنها با اسرائیل انتقاد نمایند. ایشان هشدار دادند: «... سکوت در این ایام، تأیید دستگاه جبار و کمک به دشمنان اسلام است».
بعدازظهر عاشورای سال 1342، امام به قصد سخنرانی رهسپار مدرسهی فیضیه شد. او پس از
حمله به سیاستهای اسرائیل، مستقیماً شاه را مورد خطاب و سرزنش قرار داد که «... آقای شاه! جناب شاه! بدبخت! بیچاره، چهل و پنج سال از عمرت میگذرد. یک کمی تأمل کن. یک کمی تدبر کن، یک قدری عواقب امور را ملاحظه کن. کمی عبرت بگیر. عبرت از پدرت بگیر...».
طی روزهای 13 و 14 خرداد 1342 تعداد زیادی از وعاظ و روحانیون را دستگیر شدند. در تهران دانشجویان دانشگاه تهران به صف مخالفان حکومت پیوستند و تظاهرات قابل توجهی در 14 خرداد 1342 برپا شد. شاه که بشدت عصبانی بود در 15 خرداد 1342 دستور دستگیری امام را صادر کرد.
تلاش رژیم برای سازش با امام در زندان نتیجهای نداد تا اینکه فشار افکار عمومی داخل و خارج ایران شاه را وادار به عزل اسدالله علم کرد. پس از آن امام در 18 /1 /1343 از زندان آزاد و به قم منتقل شد.
امام در مورد 15 خرداد فرمود: این قیام مبدأ نهضت اسلامی بوده و پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 از نتایج آن است.
در برآورد کلی از ویژگیهای نهضت 15 خرداد، آمده است:
ا لف) اسلامی شدن مبارزه: 15 خرداد سرآغاز جنبشی در میا ن مردم شد.
ب) مردمی شدن مبارزه : نهضت 15 خرداد نهضتی کاملاً مردمی بود.
ج) خصوصیت دیگر نهضت مخالفت با اصل سلطنت بود و برخلاف سایر حرکتها شاه را مقصر اصلی مشکلات میدانست.
چ) حضور مستقیم روحانیت در صحنهی مبارزات
ح) قرار گرفتن مرجعیت شیعه در سطح رهبری نیروهای مذهبی، آنهم به این دلیل که پس از مبارزه امام دیگر هیچ مرجع یا روحانی مشهوری نتوانست حداقل با دربار ارتباط داشته باشد.
خ) آشکار شدن قدرت مذهب با بسیج گستردهی مردمی و مقاومت در مقابل برنامههای شاه.
د) بیگانهستیزی: نهضت 15 خرداد هیچ گرایشی نه در مکتب و نه در عمل به بیگانه نداشت.
همچنین در مورد مهمترین دستاوردهای نهضت 15 خرداد آمده است:
تثبیت مرجعیت و رهبری امام و تأیید این موضوع از سوی علما، افشای هرچه بیشتر ماهیت رژیم پهلوی برای مردم ایران و مسلمانان جهان، شعلهور شدن اولین جرقههای مبارزهی مسلحانه.
به تعبیر امام 15 خرداد روی دستگاه حاکمه را سیاه کرد و لکهی ننگی بر دامن این حکومت گذاشت که تا آخر محو نخواهد شد.
سخنرانی امام در مخالفت با لایحهی کاپیتولاسیون، در واقع استراتژی بلند مدت مبارزات اسلامی را تبیین و پیوند سه عنصر اسلام، امام و امت را پایهگذاری کرد. این سخنرانی به صراحت، سقوط سلطنت پهلوی تا پایهگذاری نظام اسلامی، قطع نفوذ آمریکا از ایران، نابودی اسرائیل و ایجاد یک کشور فلسطینی را در برنامه مبارزات امام وپیروانش قرار داد. سخنان روشنگرانه امام به قدری شاه و آمریکا را نگران و ناراحت کرد که در نتیجه امام را بهمراه حاج مصطفی خمینی در 13 آبان 1343 دستگیر و به ترکیه تبعید نمودند.
جلال آلاحمد در مورد عدم حمایت به موقع سایر مراجع از امام گفته است:
«بیحرکتی روحانیت در مورد حضرت خمینی(ره) رهبر روحانی وقت، چنان شدید بود که حتی جامعهی اصلی روحانیت از دلبستگی به او سرباز زد ... گویا در ایران همیشه همینطورها بوده است. یعنی در مقابل سکون و سکوت مسلط بر مؤسسات و آدمها و مغزها، ناگهان یکی به قصد ایجاد حرکت سربر میدارد و این سربر داشتن چنان تند و ناگهانی میشود یا مینماید که شرایط وجودی آنکه جنبیده، از دست میرود و زیر پایش خالی میشود ... اما عاقبتها: اعدام، تبعید ...»
فصل سوم این بخش به ابزار و اشکال مبارزهی امام خمینی در دوران تبعید، اشاره نموده است. در ابتدا از علل تبعید امام به ترکیه و سپس از تاکتیکها و اقدامات مبارزاتی ایشان در ترکیه بحث مینماید.
در حقیقت دوران اقامت یازده ساله امام در ترکیه از مقاطع دشوار تاریخ انقلاب اسلامی ایران به شمار میرود. زیرا در این مقطع رژیم برآن بود که با قطع ارتباط امام با ملت از گسترش نهضت جلوگیری کرده و از نفوذ روز افزون ایشان در میان تودهها بکاهد. پس از چندی دولت ترکیه نیز تحت تأثیر افکارعمومی و اعتراض آزادیخواهان جهان برای لغو تبعید امام در تنگنای سیاسی قرارگرفت و از شاه ایران خواست که امام را از ترکیه منتقل نماید.
در ادامه علل تبعید امام به عراق برشمرده شده است و از مشکلات عمدهی امام برای هدایت و ادامهی مبارزه یاد شده است. ازجمله دشوار و پر مخاطره بودن ارتباط و سازماندهی مبارزه از راه دور و دیگری فضای فکری حاکم بر حوزه نجف که استعداد کمی برای فعالیت سیاسی و انقلابی داشت.
همچنین با توصیف اوضاع از راهکارهای مبارزاتی امام و اینکه در حقیقت امام مجبور بود تا در چند جبهه بجنگد و برای مدت کوتاهی از شدت حملات خود علیه استکبار بکاهد، بحث شده است. محدودیتها وسختگیریهای اعمال شده بر امام زمانی به اوج خود میرسد که دولت عراق در 1353ش اختلافات خود را با شاه بر مبنای قرارداد الجزایر کنار گذاشت و همسو با ایران امام را در قبال انجام فعالیتهای سیاسی تهدید کرد.
در این مرحله تاکتیک امام، احتیاط و مخفیکاری و پرهیز از سخنرانی تند و آتشین بود و با نوشتن اعلامیه به مناسبتهای گوناگون از اوضاع و مسائل ایران غافل نبودند.این امر پیامدهای مثبتی نیز به دنبال داشت. بعنوان مثال از این طریق افراد کمتری مورد تعقیب مأموران امنیتی ساواک قرار گرفتند، دربار پهلوی نتوانست اعمال و رفتار آتی امام را پیشبینی کند و امکان مقابله با برنامههای امام از رژیم سلب شد.
امام همواره در سیر مبارزات خویش، به حفظ ارتباط با علمای دلسوخته و انقلابی پایبند بود و از طریق برقراری تماس با طلاب و دانشجویان داخل و خارج از کشور سعی مینمود تا اندیشهها و انگیزههای مبارزاتی خود را در سراسر جهان تبیین کند. محور دوم مبارزهی امام در دوران تبعید به عراق، حمایت از جنبشها و مبارزان مسلمان در سایر کشورهای اسلامی بود. مانند حمایت از امام موسی صدر، جنبش الفتح و نهضت فلسطین. زیرا موضوع مبارزه با اسرائیل یکی از محورهای اساسی در سیر مبارزات ایشان بود.
سومین محور مبارزهی امام در زمان تبعید در عراق، مقابله با توطئههای رژیم بعثی عراق بود. استراتژی مبارزاتی امام در این حوزه در دو بعد فرهنگی و سیاسی متجلی شد. بهمین دلیل امام با هدف تربیت نسلی از روحانیون که پیام و آرمان او را درک کنند، سلسله درسهای حوزوی خود را در 23 آبان 1344 در نجف آغاز کرد. سپس در 1 بهمن 1348 مجموعهای دربارهی حکومت اسلامی یا ولایت فقیه مطرح کرد و جان تازهای به مبارزه داد.
دیگر تاکتیک فرهنگی امام خمینی حمایت مادی و معنوی از طلاب حوزههای علمیه نجف و قم بود.
در بعد سیاسی نیز امام مهمترین استراتژی و تاکتیکی که در پیش گرفت رد هرگونه همکاری با حزب بعث عراق و اعتراض به مقامات این حزب بعلت برخورد ناشایست با روحانیون و ایرانیان مسلمان بود. در مقابل دولت بعث عراق از امام بارها خواست که انجام فعالیتهای سیاسی خود را خاتمه دهد و امام قاطعانه ایستادگی کرد و بهمین منظور شاه ایران در یک اقدام کاملاً سری بمنظور به زانو درآوردن ایشان به کمک مأموران امنیتی عراق، حاجآقا مصطفی خمینی را که رابط پدر و انقلابیون ایران و دیگر مناطق بود و نامهها و اعلامیههای امام را منتشر میکرد، به شهادت رساندند.
شهادت فرزند امام پیامهای مثبتی برای فروزان شدن آتش انقلاب داشت چراکه ابراز همدردی مردم با امام سبب ورود هرچه بیشتر آنها به صحنه مبارزه و درگیری با مأموران حکومت و قیام خونین 19 دی 1356 شهر قم شد. امام با مغتنم شمردن فرصت، آحاد مردم را به ادامه مبارزه تشویق کردند. نقطهی اوج این مبارزه در قیام خونین 17 شهریور 1357 متجلی شد.
تصمیم امام برای عزیمت به فرانسه، بهرهگیری امام از امکانات موجود و افکار و رسانههای عمومی جهان برای هدایت انقلاب و سرنگونی شاه، سبب شد تا نهضت امام از محدودهی منطقهای و کشوری خارج و به حوزهی جهانی سوق داده شود.
عمدهترین ابزار تبلیغاتی امام در طول نهضت، سخنرانی و پیامهای مکتوب ایشان بود. با ورود امام به فرانسه شیوهی تبلیغی ایشان نیز تغییر یافت و علاوه بر انجام مصاحبههای متعدد، ارتباط تلفنی و ارسال تلگراف نیز به یکی از ابزارهای اطلاعرسانی و تبلیغی انقلاب تبدیل شد.
بخش سوم کتاب تحت عنوان «راهکارهای امام خمینی(ره) در دوران مبارزه» در چهار فصل دربرگیرندهی تاکتیکها و راهبردهای مبارزاتی امام خمینی، در حوزههای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی میباشد.
در مورد تاکتیکهای مبارزاتی امام در «حوزه فرهنگ»، نویسنده از خدمات آیتالله بروجردی در سمت مرجعیت شیعه، استراتژی رفتار احتیاطآمیز بروجردی، فوت آیتالله بروجردی و مخالفت امام خمینی در انتقال توان علمی حوزهی علمیه قم به نجف، انجام اصلاحات فرهنگی توسط امام در حوزهی علمیهی قم یاد مینماید.
امام با صراحت فرمودند: «معرفی و ارائه اسلام مستلزم این است که حوزههای روحانیت اصلاح شود. به این ترتیب که برنامهی درسی و روش تبلیغات تکمیل شود، سستی و تنبلی و یأس و عدم اعتماد به نفس جای خود را به جدیت و کوشش و امید و اعتماد به نفس بدهد». امام روح سیاست را در حوزهها دمید و با خلاقیت خود و طرح مسائل تازهای میان علوم دینی و نیازهای فکری و معنوی جامعه ارتباط برقرار کرد.
اشاره به پیدایش مکتب قم و ذکر دستاوردهای مهم آن، از دیگر اقدامات فرهنگی امام بود که در سایهی آن ساختارهای اولیهی مبارزهی فرهنگی پایهریزی شد.
امام با بهرهگیری از توان بالقوهی مرجعیت شیعه و در نتیجه برخورداری از پشتیبانی و حمایت مردم به بارزترین وجه قدرت مشروع یعنی صدور فتوی دست یافت و مشروعیت سیاسی نظام شاهنشاهی را زیر سؤال برد و زمینههای سقوط آن را فراهم نمود.
این همان تاکتیکی بود که امام در اوج مبارزه درست بعد از قیام 15 خرداد بخوبی از آن بهره برد.
یکی دیگر از تاکتیکهای مبارزاتی امام حملات کلامی و قلمی ایشان به روحانینماهایی بود که در لباس روحانیت به دنبال کسب منافع خود بودند و از دید امام خطرناکترین دشمنان اسلام همین اشخاص بودن و آن قدر كه اسلام از اين مقدسين روحاني نما ضربه خورده است، از هيچ قشر ديگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلوميت و غربت امير المومنين (ع) است.
تاکتیک دیگر امام در حوزهی فرهنگ، ترسیم و طراحی آرمانشهر اسلامی از طرق زیر بوده است: 1- اندیشهی سیاسی اسلام را در متن مباحث فقهی مطرح کرد و ضرورت ایجاد حکومت اسلامی به رهبری ولی فقیه را در بستر علم کلام به اثبات رسانید و با ابتکار خود ولایت فقیه را از قلمرو فقه مجزا نمود و با براهین عقلی و کلامی به آن جان تازهای بخشید.
2- تبیین تئوری حکومت اسلامی 3- تبیین تئوری ولایت فقیه توسط امام که به استنباط نویسنده امام به نظریهی انتصاب ولیفقیه معتقد بودند 4- تأکید بر ارزشهای اسلامی و طرد باورهای الحادی بوسیلهی استعمارستیزی و عدم سازش با دشمنان دین، طرد فرهنگ و اندیشههای الحادی و التقاطی و ایجاد خودباوری در جامعه اسلامی.
امام در تمام دوران مبارزه متوجه اهمیت و کارکرد فرهنگی ـ سیاسی و استفاده صحیح از تبلیغات بود و همواره به مساجد و کارکردهای گوناگون آن بعنوان یکی از ابزار و اماکن مؤثر در تبلیغ عنایت داشته است. در این بخش به تفصیل به این موضوع پرداخته شده است.
بنابراین امام همواره رهبری عالمانه در میدان مبارزه فرهنگی را بر تاکتیک مبارزهی سیاسی گام به گام ترجیح میداد.
در فصل دوم «تاکتیکهای سیاسی» امام در روند مبارزه اینگونه برشمرده شده است:
1- نفی و ابطال مشروعیت سیاسی نظام پهلوی توسط امام با تأکید بر سرسپردگی محمدرضا شاه به غرب و افشای رابطه او با اسرائیل و همچنین بهرهگیری از مبارزه منفی و تهدید روانی.
2- گسترده نمودن میدان مبارزه در جهان با تکیه بر وحدت امت اسلامی.
3- امام با بهرهگیری به موقع از شرایط زمانی و موقعیتهای پیشآمده به نفع انقلاب استفاده مینمود. او در شرایطی با تاکتیک تهاجمی و در شرایطی دیگر با تاکتیک صبر و تأمل مبارزه را رهبری مینمود.
مناعتطبع و فروتنی امام در مقابل سایر مراجع ازجمله آیتالله بروجردی و اعتقاد به اینکه نباید مقام و منزلت سایر مراجع را مخدوش کرد، سبب شد که پس از سقوط رضاخان اگرچه فضای سیاسی برای براندازی رژیم پهلوی آماده شد. لیکن امام در هدایت و رهبری نهضت پیشتاز و پیشگام نشود.
4- بازگشت به ایران و وارد نمودن ضربهی نهایی با تشکیل و تداوم کار شورای انقلاب اسلامی، تعیین نخست وزیر دولت موقت اسلامی و استفاده از تظاهرات بعنوان بهترین ابزار برای خنثی نمودن توطئهها.
در بخش دیگری از مطالب شگردهای مبارزاتی امام در «حوزهی اقتصاد» بررسی شده است.
امام با عنایت به اتحاد تاریخی علما و بازاریان و توان اقتصادی بازار در مبارزه و استفاده از تاکتیک اعتصاب به عنوان نماد عینی وحدت مردم سبب شد تا از یک طرف شریانهای اقتصادی رژیم را قطع نماید و از طرف دیگر با کنترل صحیح آن، مانع از ایجاد گرفتاری برای مردم شود.
بررسی و تحلیل «تاکتیکهای نظامی» امام در امر مبارزه، پایانبخش مطالب کتاب است.
بحث از گروهها و سازمانهایی که به نبرد مسلحانه با رژیم معتقد بودند مانند جمعیت مؤتلفه اسلامی، حزب ملل اسلامی و... علل گرایش آنها بدین شیوه از مبارزه، سیاست امام مبنی بر پرهیز از دخول در نبرد مسلحانه و برشمردن علل این مخالفت از مباحث این بخش است.
امام خمینی (ره) در مسیر مبارزات بر اساس تفکر اسلامی به سمت مبارزه مسلحانه پیش نرفت. او برای مبارزه، خودآگاهی دینی و تاریخی به وجود آورد و فرایند مبارزه را بر مبنای فرهنگ پایه گذاشت و در نهایت مردم را در مقابل ارتش قرار داد و از سربازان خواست که به مردم بپیوندند. اگر امام هم به مبارزه مسلحانه روی میآورد یعنی همان که رژیم پهلوی میخواست جنگی داخلی در کشور به راه میافتاد و انقلاب پیروز نمیشد و این اتفاق فقط ابزاری تبلیغاتی برای رژیم پهلوی میشد.
تاکتیک امام در برخورد با ارتش شاهنشاهی تأکید بر نقاط ضعف ارتش بود. ایشان معتقد بود که در رژیمهای غیر اسلامی ارتش از ملت جداست و تنها حافظ تاج و تخت سلطنت بوده و برای همین این نوع رژیمها متزلزل و فاقد استقلال هستند.
یکی دیگر از تاکتیکهای نظامی امام این بود که با آگاهی از اختلافات درونی ارتش، با تهدید و تحقیر افسران و سران نظامی، بدنهی اصلی ارتش را که مردمی بود، دعوت میکرد تا به مردم و صفوف انقلابیون بپیوندند. بی اعتنایی به اخطارها و هشدارهای امنیتی و حکومت نظامی از دیگر شیوههای مبارزاتی امام بود که در ساعات پایانی حکومت پهلوی، فرمان لغو حکومت نظامی را صادر نمود و آخرین امید رژیم را به یأس مبدل ساخت.
کتاب حاضر با مجموعهای از 12 سند، فهرست منابع و مآخذ مکتوب و اینترنتی و فهرست نمایه به پایان رسیده است.
تعداد بازدید: 5359