کتاب و نشریه

زمین و انقلاب در ایران

گردآوری: رضا امیریان


مقدمه :

در مجموعه عواملی که وضعیت عمومی ایران را از اواسط دهه 1340 تا اوسط دهه 1350 دستخوش دگرگونی کردند، اصلاحات ارضی از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. جایگاهی که نمی توان بدون مطالعه دقیق مراحل مختلف کار و چگونگی صف آرایی نیروهای اجتماعی و سیاسی در این مراحل، و البته بررسی انواع شکل های مالکیت غالب بر روستاهای کشور و شیوه های سازماندهی اقتصادی و اجتماعی ایرن روستاها به اهمیت آن پی برد. این مباحث همگی در کتاب «زمین و انقلاب در ایران، 1340-1360» اثر اریک هوگلند، با تکیه بر منابع آماری و تحقیقاتی و همچنین مشاهدات شخصی، به تفصیل بررسی شده اند. به همین جهت، مطالعات 15 خرداد ما را به این سو می کشد که نگاهی به این اثر داشته باشیم. اما پیش از مطالعه این کتاب، ذکر مقدماتی لازم است.

در ابتدا کتاب را به صورت اجمالی معرفی می کنیم.

زمین و انقلاب در ایران 1360-1340 ، اثر اریک ج.هوگلاند ، بررسی اجمالی است از تحولات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی ایران پس از انجام اصلاحات ارضی . اصلاحاتی که در میان عوامل تعیین‌کننده وضعیت عمومی کشور از میانه‌های دهه 1340 تا میانه‌های 1350 از جایگاه منحصر به فردی برخوردار بوده است . جایگاه ویژه‌ای که نمی‌توان بدون مطالعه دقیق مراحل مختلف کار و چگونگی صف‌آرایی نیروهای اجتماعی و سیاسی در طی این مراحل و البته بررسی انواع شکل‌های مالکیت غالب بر روستاهای کشور و نهادها و شیوه‌های سازماندهی اقتصادی و اجتماعی این روستاها به اهمیت آن پی برد . مؤلف این اثر با تکیه بر منابع متعدد تحقیقاتی و آماری و از آن مهم‌تر مشاهدات شخصی گسترده که به یمن حضور طولانی مدت در روستاهای ایران به دست آورده ، تحقیق میدانی برای این کتاب در طول سال تحصیلی 1351-1350 و تابستان 1356 و از خرداد 1357 تا تیر 1358 صورت گرفته است . در این نوشته هیچ روستای به خصوصی مورد مطالعه خاص قرار نگرفته و حاصل کار را در واقع می‌توان یک ارزیابی کلی از تأثیر اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی اصلاحات ارضی بر جامعه روستایی ایران دانست . تقسیم اراضی که در سه مرحله جداگانه و در طول ده سال صورت گرفت نظام کشاورزی ایران را که مشخصه آن وجود مناسبات فئودالی میان مالکان غیابی و زارعان سهم‌بر بود ، تغییر داد و تقریباً نیمی از خانواده‌های روستایی را مالک دست‌کم قطعه زمین کوچکی ساخت . روش‌هایی که برای اجرای اصلاحات در نظر گرفته شد به گونه‌ای بود که اکثریت قابل توجه روستانشینان نه تنها از تقسیم اراضی سود مادی قابل ملاحظه‌ای نبردند ، بلکه در طول چند سال شرایط اقتصادی آنان به تدریج بدتر هم شد . در پی آن ، در سال 1357 به هنگام اوج‌گیری انقلاب اسلامی ، رژیم پهلوی نه تنها در جلب حمایت روستائیان شکست خورد ، بلکه ده‌ها هزار تن از شرکت کنندگان در تظاهرات ضد رژیم که به سقوط نظام سلطنتی سرعت بخشیدند ، جوانان روستایی بودند که از روستاها برای کار به شهرها مهاجرت کرده بودند .

با مطالعه این کتاب آشکار می‌شود که از همان آغاز کار ، نه تنها چگونگی پیشبرد این برنامه بر مسئولان امر روشن نبود و تبعات خرد و کلان آن چندان که باید مورد توجه قرار نگرفته بود ، بلکه حتی تصمیم به شروع آن نیز بر اساس توافق‌های لازم برای دست زدن به یک چنین برنامه عظیمی گرفته نشده بود .

کتاب مشتمل بر دو بخش و هشت فصل است . عناوین بخش‌های کتاب عبارت است از :

1- سابقه اصلاحات ارضی ؛

2- تأثیرات اصلاحات ارضی

و عناوین فصل‌های هشتگانه آن عبارتند از :

1- اوضاع و احوال روستاها ؛

2- جامعه دهقانی در پایان دهه 1330 ،

3- خاستگاه‌های اصلاحات ارضی ،

4- برنامه اصلاحات ارضی ،

5- زمین‌داری پس از تقسیم اراضی ،

6- تغییرات اجتماعی – اقتصادی روستایی ،

7- اراده قیصر ،

8- روستاها و انقلاب .

در بخش اول ، زمینه و سابقه تاریخی برنامه اصلاحات ارضی که در 1341 آغاز شد مطرح می‌شود . ابتدا شرایط طبیعی محیط که روش‌های کشاورزی را مقید می‌کند (فصل 1) و ماهیت جامعه دهقانی (فصل 2) بررسی می‌شود . سپس ، اندیشه تقسیم اراضی با ملاحظه زمینه تاریخی آن بررسی می‌گردد (فصل 3) . در آخرین فصل این بخش ، مجموعه قوانینی که در سه مرحله اصلاحات ارضی وضع شد ، موضوع تحلیل قرار گرفته است . (فصل 4)

بخش دوم شامل بحثی درباره نتایج اصلاحات ارضی است .

فصل پنجم به پرسش‌های مهمی از قبیل چقدر زمین توزیع شده است ؛ کدام روستانشینان زمین دریافت کرده‌اند ؛ و اندازه زمین‌های تقسیم شده چقدر بوده، می‌پردازد . پس از آن دگرگونی ساختارهای اقتصادی (فصل 6) و ساختارهای سیاسی روستا پس از اصلاحات ارضی (فصل 7) مورد بررسی قرار گرفته است  فصل پایانی (فصل 8) شامل تحلیلی است درباره تأثیر اصلاحات ارضی و پیامدهای آن بر مواضع و حرکت‌های روستاییان در طول خیزش‌های انقلابی که به سقوط سلطنت در ایران انجامید . 

اما اگر بخواهیم این کتاب را به صورت پیچیده تر و موشکافانه تر بررسی کنیم، باید در ابتدا نگاهی به مطالعات انجام شده در مسائل روستایی ایران انجام دهیم. کاری که دکتر مصطفی ازکیا در مطالعه این کتاب انجام داده اند و ماحصل آن را پیش روی ما گذاشته اند:

اکثر مطالعاتی که درباره مسائل روستایی ایران طی دهه‌های اخیر توسط پژوهشگران خارجی صورت گرفته بیشتر به تجزیه و تحلیل نتایج اقتصادی و اجتماعی اصلاحات ارضی دهه 1340 اختصاص دارد . اگرچه به دنبال اجرای قوانین ارضی در دهه مذکور برنامه‌های دیگری در زمینه توسعه روستایی نظیر ایجاد انواع نظام‌های بهره‌برداری جدید نظیر کشت و صنعت‌ها، شرکت‌های سهامی زراعی ، تعاونی‌های تولید و ... به مرحله اجرا درآمده ولی کمتر مورد توجه این پژوهشگران قرار گرفته است . کتب و مقالات پیرامون اصلاحات ارضی را می‌توان به دو دسته وسیع تقسیم کرد :

دسته اول شامل مطالعات کلی است که در باب اصلاحات ارضی انجام شده است و از آن به دلیل شکستن مناسبات ظالمانه ارباب و رعیتی دفاع شده است. لمبتون(1) و وارینر(2) از حامیان این دیدگاه هستند . برخی دیگر از محققان ، اصلاحات ارضی را یک رفرم بورژوازی قلمداد کرده‌اند . کدی(3) ، آبراهامیان(4) ، ریچاردز(5) در این دسته جای دارند . این گروه ، از اصلاحات ارضی به عنوان طرحی که سعی در ایجاد یک قشر بورژوازی روستایی به زیان سایر قشرهای فقیر دهقانی دارد سخن گفته‌اند .

پاره‌ای از محققان ، اصلاحات ارضی را پاسخی بر ناآرامی‌های دهقانان از سوی دولت قلمداد کرده‌اند و بیشتر اصلاحات ارضی را از منظر سیاسی مورد توجه قرار داده‌اند که در این گروه باید به محققانی نظیر مک لاخلن(6) ، گراهام(7) و هالیدی(8) ، هوگلند(9) اشاره کرد که اصلاحات ارضی را با دیدی کاملاً انتقادی ارزیابی کرده‌اند . برخی از محققان نامبرده که در گروه اول قرار دارند در تحلیل از ساخت اجتماعی روستایی ایران و تأثیر اصلاحات ارضی بر آن موفق نبوده‌اند ، بعضی از آنان به موضوعات مهمی از این قبیل که ساخت سیاسی ده بر اثر اصلاحات ارضی تا چه حد تغییر پیدا کرد ، یا اینکه واقعاً چه مقدار زمین تقسیم شد و چه گروه‌هایی از دهقانان از برنامه اصلاحات ارضی سود جستند ، اشاره چندانی نکرده‌اند .

به طور کلی پژوهشگران خارجی درباره سایر برنامه‌های توسعه روستایی مطالعات مهم و با ارزشی انجام نداده‌اند و لذا این برنامه‌ها فقط به اختصار توصیف شده‌اند و برخی سؤالات مهم نظیر اینکه چه گروه‌هایی در روستا از این برنامه‌ها سود برده‌اند و اجرای این قبیل برنامه‌های توسعه روستایی تا چه اندازه به کاهش نابرابری در جامعه دهقانی منجر شد ، بدون جواب باقی مانده است . ناگفته نماند که اثر اریک هوگلند در این زمینه مستثنی است . دسته دوم محققانی هستند که برای درک چگونگی انتقال جامعه روستایی سنتی ایران به یک جامعه مدرن از نظریه نوسازی (Modernization theory) کمک گرفته‌اند . این شیوه برخورد ، دلایل توسعه‌نیافتگی را نتیجه نقایص ساختی – کارکردی درون جامعه می‌داند ، به بیان دیگر عواملی نظیر وجهه نظرهای سنتی نسبت به زندگی ، فقدان انگیزه پیشرفت ، فقدان روحیه سرمایه‌گذاری ، وجود روحیه تقدیرگرایی و ... را به عنوان موانع توسعه‌یافتگی جامعه روستایی ایران ذکر کرده‌اند . از میان محققینی که در تحلیل مسائل روستایی و کشاورزی ایران این دیدگاه را انتخاب کرده‌اند می‌توان به آرسویک(10) ، ابرت(11) ، فریر(12) ، دغن(13) و جال(14) اشاره کرد . مطالعات‌شان پیرامون روستاهای ایران و مسئله اصلاحات ارضی فاقد هر گونه تحلیل اقتصادی است .

از طرفی به محققانی هم می‌توان اشاره کرد که درباره زندگی اجتماعی و توسعه کشاورزی و روستایی در سطوح ملی و منطقه‌ای مطالعاتی انجام داده‌اند. این پژهشگران بیشتر به توصیف مناطق روستایی پرداخته‌اند تا به تحلیل آن ، وانگهی آنان نیز اساساً به تغییرات سیاسی و اجتماعی ناشی از اجرای اصلاحات ارضی اشاره‌ای نکرده‌اند و تنها تصویری کلی از زندگی روستایی در ایران ارائه کرده‌اند . از میان آنان می‌توان به کینگ و میلر اشاره کرد .

از آنجا که هدف از نگارش این سطور بررسی اثر هوگلند «زمین و انقلاب در ایران» است که در واقع تجزیه و تحلیل اصلاحات ارضی دهه 1340 در ایران است و به تازگی به فارسی منتشر شده از توضیح پیرامون سایر آثار خودداری می‌شود(15).

همان طور که مؤلف در پیش‌گفتار کتاب نیز اشاره کرده ، کتاب زمین و انقلاب ملهم از رساله دکتری نامبرده تحت عنوان «The effect of land reform programs on rural Iran» است که در سال 1975 در دانشگاه جان هاپگینز در ایالات متحده ارائه شده است . نویسنده از علاقه‌مندان به ایران و جامعه ایرانی است . وی سه سفر مطالعاتی پس از اخذ دکتری خود به ایران داشته است . اریک هوگلند ، در سفر آخر خود حدود چهارده ماه را در یکی از روستاهای فارس به نام «گیوم» که در سی کیلومتری شیراز واقع است ، به تحقیق و مطالعه گذراند .

حاصل این مطالعات کتابی است که تحت عنوان زمین و انقلاب در ایران به فارسی ترجمه شده و در اختیار علاقه‌مندان به مسائل روستایی ایران قرار گرفته است . کتاب در دو بخش تنظیم شده است . در بخش اول که تحت عنوان سابقه اصلاحات ارضی است به اوضاع و احوال روستاهای ایران به ویژه زندگی معیشتی آنان قبل از اصلاحات ارضی پرداخته و روستانشینان را از نظر موقعیت طبقاتی که در ارتباط با زمین دارند ، به اقشار دهقانان و خوش‌نشینان تقسیم کرده است ، سپس به سابقه اصلاحات ارضی و قوانین اصلاحات ارضی پرداخته است . در بخش دوم به تأثیرات اصلاحات ارضی در جامعه روستایی اشاره کرده و در آن به زمین‌داری و اشکال مالکیت پس از اجرای قوانین ارضی ، مشکلات بهره‌برداری‌های دهقانی از نظر چند پارگی اراضی ، نابرابری زمین‌ها ، مسائل و مشکلات آبیاری ، تغییرات اجتماعی و اقتصادی روستایی پرداخته و در نهایت به نقش دهقانان در انقلاب ایران پرداخته است . شیوه مطالعه هوگلند در مورد مسائل اصلاحات ارضی و روستایی ترکیبی از کار کتابخانه‌ای و مشاهده مستقیم در مناطق مختلف روستایی ایران است . همان طور که مؤلف نیز اشاره می‌کند ارتباط وی با مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دهه‌های 40 و 50 که شاید در آن دوره تنها مؤسسه مطالعاتی و تحقیقاتی در در زمینه‌های مختلف اجتماعی بود ، سبب شد که در آن دوره به دلیل جو سیاسی حاکم بر جامعه ، امکان انتشار آن در نسخ متعدد نبود . آشنایی وی با پژوهشگران روستایی که در آن دهه به بیش از 40 نفر بالغ می‌شدند . در تنویر افکار نامبرده پیرامون امر اصلاحات ارضی بسیار تأثیرگذار بود چنانچه محقق خود نیز به این موضوع اعتراف دارد .

اما بررسی محتوی کتاب نشان می‌دهد که اصلاحات ارضی از منظر سیاسی مورد توجه قرار گرفته است . هوگلند مدعی است که اراده شاه سابق در اجرای قوانین ارضی از دلایل مهم تقسیم ارضی در ایران است (نگاه کنید به صفحات 77 تا 90) زیرا شاه می‌دید که ایران تنها کشور خاورمیانه است که در آن اصلاحات ارضی صورت نگرفته است . کتاب به تأثیر مکاتب نظری که در آن دهه پیرامون اصلاحات ارضی – به ویژه مکتب اکلا Commission for latia America Economic در جهان سوم به خصوص در آمریکای لاتین فوق‌العاده شایع بود و قدرت‌های بزرگ آن زمان (دهه 1960) نظیر ایالات متحده و شوروی سابق از استراتژی اصلاحات ارضی حمایت می‌کردند بحثی نکرده است .

قسمت‌هایی از کتاب هوگلند که به تأثیر اصلاحات ارضی در ساخت قدرت در ده اختصاص دارد و نخبگان روستایی را با حکومت‌های محلی و مرکزی پیوند می‌دهد و از آنان به عنوان حافظان منافع رژیم حاکم ، سخن می‌راند (صفحات 219-251) از فصول پر ارزش کتاب است . هوگلند توجه خوانندگان را به این نکته جلب می‌کند که مأموران دولتی ، پایگاه مسلطی را که قبلاً مالکان در ده اشغال کرده بودند به تصرف خود درآوردند : مطالعات وی حاکی از این نکته است که اصلاحات ارضی به افزایش قدرت رژیم شاه سابق در مناطق روستایی از طریق نفوذ دستگاه‌های دولتی ، تفویض قدرت مالکان به بوروکرات‌های شهری و بی قدرتی دهقانان ایران انجامید و می‌نویسد که دهقانان ایران مثل قبل از اصلاحات ارضی بی قدرت‌اند . هوگلند با مطالعات عمیقی که در این زمینه به عمل می‌آورد می‌نویسد که اصلاحات ارضی فقط به منظور استفاده قشر ممتاز جامعه روستایی فقیر چاره‌ای جز فروش نیروی کار خود در شهرها نداشته باشند . (صفحات 245-251)

یکی از نقاط قوت کتاب مذکور در پیوند بخشی میان پیامدهای اصلاحات ارضی نظیر مهاجرت‌های روستایی و زندگی حاشیه‌نشینی مردم روستایی در شهرها و انقلاب اسلامی است . وی معتقد است مهاجرت 2 میلیون روستایی به شهر و تماس آنان با خاستگاه اولیه‌شان در تنویر افکار روستاییان نسبت به حکومت مؤثر بوده است . هوگلند درصدد است که ثابت کند در حرکت‌های انقلاب اسلامی ، روستاییان ایران دخالت داشته‌اند و نمی‌توان از آنها به عنوان گروه‌های منفعل در انقلاب یاد کرد . اما همان طور که نامبرده ذکر می‌کند حرکت‌های انقلابی مردم روستا و پیوستن آنان به انقلابیون در روستاهای نزدیک به شهر اتفاق افتاد و روستاهای کم جمعیت و دور افتاده در این زمینه نقش چندانی نداشتند .

به علاوه نامبرده به این نکته اشاره می‌کند که گرایش سیاسی روستائیان به رژیم سابق در میان اقشار روستایی متفاوت بود . آن دسته از دهقانان خرده‌پا و خوش‌نشینان که از مواهب اصلاحات ارضی سودی نبردند در مقایسه با زارعان ثروتمند نسبت به حکومت بیشتر بدبین بودند و نسبت به بی عدالتی‌ها شکوه‌ها می‌کردند و به بیان بریک هوگلند «این افراد بدبینی شدیدی نسبت به نقش هر حکومتی داشتند . بیشتر برنامه‌ها ، از جمله خود اصلاحات ارضی را شدیداً به ریشخند می‌گرفتند و حتی از آن بیزار بودند ... و در بیشتر نواحی عدم اعتماد نسبت به حکومت گسترده بود .»

نویسنده در این کتاب نشان می‌دهد که علی‌رغم بی تفاوتی روستائیان در اوایل انقلاب ، در اواخر سال 1357 و اضمحلال قدرت حکومت در آذر ماه همان سال و از دست دادن ابزارهای فشار توسط اقشار ممتاز و مرفه‌الحال جامعه روستایی ، مهاجرانی که به روستا برگشته بودند در سازماندهی و بسیج دهقانان در پشتیبانی از انقلاب نقش مؤثری را ایفا کردند .

همان طور که در ابتدای این مقاله اشاره شد کتاب «زمین و انقلاب» از لحاظ بررسی نگرش سیاسی مردم روستایی اثر فوق‌العاده‌ای است که پژوهشگران روستایی کمتر به آن پرداخته و هم اکنون نیز که بیش از بیست و دو سال از نگارش کتاب می‌گذرد ، می‌توان گفت که کمتر محققی در زمینه نگرش‌سنجی سیاسی مردم روستایی به پژوهش پرداخته است . شاید ترجمه کتاب – با توجه به این که بسیار دیر صورت گرفته است – انگیزه و محرکی برای جامعه‌شناسان روستایی باشد تا با الهام از این قبیل کارها و پژوهش‌ها بتوانند زمینه‌های سیاسی جامعه روستایی را بشکافند و رسالاتی در این زمینه به رشته تحریر درآوردند .

اما علی‌رغم اهمیت کتاب مذکور نکاتی چند نیز در آن به چشم می‌خورد که این جانب چه شفاهاً و کتباً نویسنده ارجمند کتاب را سال‌ها قبل از انتشار کتاب فارسی در جریان قرار داده‌ام که به برخی از آنان اشاره می‌کنم .

1. نویسنده در بخش اول کتاب، درمورد برخی از مفاهیم و اصطلاحات نظیر گاوبندی و گاوبندان (که در واقع به اولی به معنی حق نسق و دومی به معنای گروه اجتماعی از روستاییان است که به اجازه دادن گاو به منظور شخم به کشاورزان مبادرت می‌کردند) تمیز و تفاوتی قائل نشد. در نتیجه ادغام این مفاهیم و برداشت یکسان از آن چندان درست به نظر نمی‌رسد . همین ایراد پیرامون تقسیم محصول بر اساس اصول مزارعه وارد است که نویسنده سهم هر یک از عوامل تولید را یکسان در نظر گرفته و به سنت و عرف جامعه روستایی که نقش مهمی در تقسیم محصول داشته‌اند اشاره نکرده است .

2. اهداف اصلاحات ارضی به لحاظ اقتصادی ، اجتماعی و درون ساختاری که مکتب اکلا به آن اشاره کرده است مورد توجه نویسنده قرار نگرفته و ابعاد بیرونی در اجرای قوانین ارضی مورد تأکید قرار گرفته است . به طور کلی کتاب فاقد دیدگاه نظری است تا بتوان در پرتو آن اصلاحات ارضی را مورد تجزیه و تحلیل قار داد . در حالی که استراتژی اکلا پیرامون جایگزینی واردات که در دهه 1960 در کشورهای جهان سوم رایج شده بود و دولت وقت در آن زمان در برنامه‌های عمرانی خود از این سیاست و استراتژی سود می‌برد ، امر اصلاحات ارضی را به معنای در هم فرو ریختن نظام بزرگ مالکی به منظور آزادسازی نیروهای جامعه روستایی که بتوانند جذب جامعه شهری و صنفی بشوند مورد توجه قرار داده بود و بی مناسبت نیست که ملاحظه شود در این دهه در اکثر کشورهای جهان سوم به ویژه آمریکای لاتین و همچنین کشور ایران که برای صنعتی شدن گام برمي‌‌داشت با الهام از این نظریه به اصلاحات ارضی مبادرت شد .

3. آمارهای گردآوری شده که در این کتاب مورد استفاده قرار گرفته است نظیر 1 /2 میلیون نفر زارع و یا 9 /7 هکتار زمین زراعی و یا تعداد مالکان و خرده مالکان (صفحات 146-147) ، و ... بیشتر برآوردهای کارشناسی است و با آمارهای مرکز آمار ایران که طی دهه‌های 1340 و 1350 صورت گرفت ، به ویژه آمارگیری کشاورزی سال 1353 همخوانی ندارد و به همین دلیل نتیجه‌گیری‌های محقق پیرامون اندازه زمین در اختیار مالکان و یا مقدار زمینی که در اختیار دهقانانی قرار گرفت ، چندان واقعی به نظر نمی‌رسد . یا برخی اشتباهات در صفحه 161 در زیرنویس که از شرکت‌های تعاونی روستایی صحبت شده است در حالی که در متن بحث پیرامون شرکت‌های سهامی زراعی است .

به نظر می‌رسد که اشتباهات حاصله ناشی از عدم تفکیک نقش شرکت‌های سهامی زراعی به مثابه یک نظام بهره‌برداری است ، در حالی که تعاونی‌های اعتباری بیشتر برای جایگزین شدن خلإ مالکیت تدبیر و طراحی گردیده است و این دو با یکدیگر اختلاف ماهوی دارند .

4. در ص 162 آمده است که برخی از شرکت‌های سهامی زراعی پس از انقلاب به وسیله دهقانان به صورت جمعی اداره می‌شدند و به صورت اشتراکی باقی ماندند و کشاورزان درباره نوع محصول ، جدول‌بندی اراضی زیر کشت تصمیم می‌گرفتند . تا آنجا که مطالعات پیرامون شرکت‌های سهامی زراعی منحله ، ابقا شده و راه‌اندازی شده است که نویسنده متوجه آن نشده است .

5. در ص 165 در قانون اصلاحات ارضی مرحله دوم ، بند فروش به تراضی به معنی این است که نظر مالک در مورد فروش اراضی به دهقانان باید به دست می‌آمد و لذا مطالبی که پیرامون نقش اعمال نفوذ کدخداها و سربندها در این مورد آمده است ، به طوری که سربندها و کدخدایان می‌توانستند با مالک کنار آمده و زمین بیشتری و یا بهتری بخرند بی اساس است و نتیجه‌گیری‌ها چندان به حقیقت نزدیک نیست ، البته این که کدخدایان و سربندها در برخی از مواقع به اعمال نفوذ می‌پرداختند قابل قبول است اما نه در شق فروش به تراضی که مؤلف از آن یاد می‌کند . همین اشتباه نیز در صفحات 165 و 166 صورت گرفته است زیرا اساساً زمین بر اساس میزان نسق زراعی رعایا تقسیم می‌شد و اعمال نفوذی که پژوهشگر نام می‌برد که از سوی کدخدایان و سربندها برای کسب زمین بیشتر برای خویشان و آشنایان آنان صورت می‌گرفته است ، اغراق‌آمیز است .

6. در صفحه 185 نویسنده به پاشیدگی بند به عنوان یکی از پیامدهای اجرای قانون اصلاحات ارضی اشاره کرده است . اما به باقی ماندن بندآب یا گروه‌های هم‌آب که هنوز هم در بسیاری از نقاط ایران متداول است توجهی نکرده است . همچنین در صفحه 187 مؤلف اشاره کرده است که مالکان نقشی در اداره امور کشاورزی روستا نداشتند و بیشترین نقش از آن کدخدایان و سربندها بوده است . این موضوع به دور از حقیقت است ، مالکان قبل از اصلاحات ارضی حداقل در امور کشاوزی بیش از پانزده وظیفه مهم در زمینه‌های امور آبیاری و تنقیه قنات ، اداره امور اجتماعی ده و حفاظت از روستا و ... بر عهده داشته‌اند که در این زمینه آثار متعددی وجود دارد که می‌توان به آن مراجعه کرد . (رجوع کنید به آثار جواد صفی‌نژاد : طالب‌آباد و بنه و نیز به مصطفی ازکیا : جامعه‌شناسی توسعه و توسعه‌نیافتگی روستایی در ایران .)

7. یکی از نکات بسیار مهم که از ضعف‌های عمده کتاب به شمار می‌رود تک سبب‌بینی نویسنده است پیرامون برقراری ارتباط میان فقر و اصلاحات ارضی . به نظر می‌رسد که پدیده فقر در جامعه روستایی علل متعددی داشته باشد و نمی‌توان تنها آن را معلول اصلاحات ارضی دانست . و بالاخره می‌توان گفت که کتاب از لحاظ ابعاد اجتماعی ، تغییرات نظام قشربندی در جامعه روستایی ، تحرک اجتماعی ، تحلیل جامعه‌شناختی پیرامون قطب‌بندی اجتماعی حاصله از اصلاحات ارضی بسیار ضعیف است. البته ناگفته نماند که پژوهشگر متخصص روابط بین‌المللی است و در این زمینه دکترا گرفته است و همین اندازه که به تحلیل سیاسی پیرامون اصلاحات ارضی پرداخته ، قابل ستایش است. 

پی‌نوشت‌ها :

1.P.K.S Lamblon, the persion land Reform, 1962-1966 oxford, 1969

2.D.Warriner, Land Reform in principle and pracfice, oxford, 1969

3.N.R.Keddite, “the Iranian village before and after land reform.” Contemporary History, 1968

4.E.Abrahamian, “the non – Revolutionary peasantry of modern Iran”. Iranian studies, V.I.XI, 1976

5. H.Richards, Land Reform and Agro-bvisiness in Iran, Merip peport, No 43,1975

6. L.S Machlachlan, “the Iranian Economy, 1960-1970”, inH. Amir sadeghi cod twentieth century Iran London, 1977

7.R.Graham, the lllusion of power, London, 1978

8.F.Halliday, Dictatorship and Development, London, 1979

9.اریک – ج – هوگلند ، زمین و انقلاب در ایران (1360-1340) ، ترجمه فیروزه مهاجر ، تهران نشر و پژوهش شیرازه 1381.

10.O.Aresvick, the Ayriculfural Development, London, 1979

11. R.Alberts, social structure and cultural change in Iranian village, U.S.A 1963

12. R.W Ferrier(ed). Twenteithcentury Iran, 1977

13. R.Denman, the king vista. London, 1973

14. S.jaul, the Role of collective farming in Agricul furol Development in Iran, 1977

15. در این مورد می‌توان به کتاب ذیل رجوع کرد : مصطفی ازکیا ، جامعه‌شناسی و توسعه‌نیافتگی روستایی در ایران ، نشر اطلاعات ، 1375 



 
تعداد بازدید: 5921



آرشیو کتاب و نشریه

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.