عباس واضح
كتاب "آيت الله حاج شيخ بهاء الدين محلاتي به روايت اسناد ساواك" مجموعه اسنادي از سير مبارزات آيت الله بهاء الدين محلاتي مي باشد كه توسط مركز بررسي اسناد تاريخي در 2 جلد گردآوري شده است.
آيت الله حاج شيخ بهاء الدين محلاتي در آذر 1275 ش در شهر نجف ديده به دنيا آمد. در شش سالگي به همراه پدر به شيراز مهاجرت نمودند. ایشان پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي در مدرسه شريعت شيراز و سطح حوزه علميه، در سال 1342 به همراه خانواده جهت ادامه تحصيل به نجف اشرف عزيمت نمودند. در آنجا از محضر اساتيد بزرگي چون آيت الله ضياءالدين عراقي، آيت الله شيخ محمد حسين نائيني غروي و آيت الله آقا سيد ابوالحسن اصفهاني بهره مند گرديد و پس از رسيدن به مقام اجتهاد در سال 1349 ه ق به شيراز بازگشت و چند سال بعد به مقام مرجعيت نائل گشت. آیت الله شیخ بهاء الدین محلاتی آثار و خدمات علمي، فرهنگي و اجتماعي بسياري از خود به جاي گذاشتند.
جلد اول اين كتاب به مجموعه اسناد مرتبط با فعاليتهاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي آيت الله شيخ بهاء الدين محلاتي از اواسط سال 1337 ش تا پايان سال 1348 مي باشد.
در بخش ابتدائي كتاب در مقدمه اي 56 صفحه اي به بيان زندگي نامه و خاندان شيخ بهاء الدين محلاتي، تحصيلات و فعاليتهاي اجتماعي سياسي و فرهنگي وي مي پردازد.
مبارزات و فعاليتهاي سياسي ايشان به زمان قيام دليران تنگستان بازمي گردد كه به همراه پدرش به دشتستان رفتند و به حمايت از مبارزين در برابر قواي انگليس پرداختند ايشان در منطقه فارس و ميان عشاير مسلح آن منطقه نفوذ زيادي داشته و با بيانات، فتواها و اعلاميه هاي خود مردم را در جريان فعاليتها و مبارزات عليه رژيم مي گذاشتند.
در جريان ملي شدن صنعت نفت به همراه ديگر علما به حمايت از آيت الله كاشاني پرداخته و اعلاميه اي در اين خصوص صادر نمودند. همزمان با آغاز نهضت امام خميني در دهه 40 در مخالفت با فعاليتهاي رژيم پهلوي به همراهي امام خميني پرداخته و با صدور اعلاميه و جلسات متعدد به روشنگري مردم مي پردازد. در جريان مخالفت امام خميني با لايحه انجمن هاي ايالتي و ولايتي در مهر ماه 41 آيت الله محلاتي به همراه جمعي از علماي استان فارس اعلاميه اي با اين متن منتشر نمودند:
"ما جامعه روحانيت فارس بدين وسيله پشتيباني كامل و بدون شرط خود را از آقايان مراجع تقليد مخصوصا حضرت آيت الله العظمي آقاي خميني دامت بركاتهم اعلام داشته و متذکر مي شويم كه حكم و فرمايش آقايان عين آراء و منويات ماست و اهانت به ايشان به همه ماست و نيز ياد آور مي شويم به هيچ نحو از مساعدت مالي و جاني در حق آقايان خودداري نخواهيم كرد و اگر خداي نخواسته كوچكترين جسارت نسبت به ساحت مقدس آقايان گردد با عكس العمل شديد ما روبرو خواهد شد و پنهان نيست كه قيام روحانيون با قيام قاطبه ملت مسلمان همراه است."( ص شانزده-هفده)
در كمتر از دو ماه پس از لغو انجمن هاي ايالتي و ولايتي، در 19 دي ماه 1341، شاه اصول شش گانه اي را اعلام كرد كه به "انقلاب سفيد"، مشهور بود و بعدها اصول ديگري نيز به آن اضافه شد.
در این خصوص علمای استان فارس با برپایی مجالس متعدد مخالفت خود را با اقدامات حكومت پهلوي ابراز داشتند گزارش یکی از این جلسات به شرح ذیل است:
"... اطلاع موثق در دست که آقای شیخ بهاء الدین محلاتی محرک اصلي سيد عبدالحسين دستغيب بوده و حتي مينوت قطع نامه اي كه ذیلا به استحضار مي رسد به آقای دستغيب داده كه روي منبر قرائت نمايد و مشار اليه نيز در ساعت 19:00 روز 8 /1 /42 با حضور در حدود 2000 نفر در مسجد جامع شيراز به منبر رفته و ضمن تنقيد از وضع جاري و نفرين مسببين آن مردم را به جهاد بر عليه وضع حاضر تشويق و ترغيب مي نمايد. سپس قطعنامه اي به شرح ذیل از طرف علماي شيراز روي منبر قرائت كرد كه مورد تأييد مستعمين قرار مي گيرد.
1- لغو تصويب نامه مورخه 11 /12 /41 هيئت دولت مبني بر حذف كلمه ذكور از شرايط انتخاب شوندگان و انتخاب كنندگان.
2- برقراري حكومت ملي كه صد درصد متكي به مباني اسلامي و افكار عمومي بوده باشد.
3- تسريع در شروع انتخابات مجلسين شورا و سنا با اصول آزادي و خاتمه دادن به دوران فترت.
4- شركت دادن پنج نفر از علماي طراز اول در نظارت به امور قانون گذاري مجلس شوراي ملي طبق قانون اساسي..."
پس از وقايع روز عاشوراي 1342 و دستگيري امام خميني در 15 خرداد 42 همين كه خبر دستگيري امام به شهر شيراز مي رسد، شهر تكان مي خورد. به دستور آيت الله محلاتي فردا را تعطيل اعلام مي كنند و از روحانيون و مردم مي خواهند كه در مسجد نو اجتماع نمايند تا حقايقي به اطلاع مردم برسد. اين خبر توسط آقاي سيد مجد الدين مصباحي واعظ در مسجد نو به اطلاع مردم ميرسد.
آقاي مصباحي خبر دستگيري امام خميني را شرح مي دهند و پس از ختم مجلس ده ها هزار نفر مرد و زن و پير و جوان به خيابان ها مي ريزند و به دنبال آن نيروهاي انتظامي هم كه مراقب اوضاع بودند،آماده مقابله مي شوند.
در شب شانزدهم خرداد هيجان مردم به اوج خود مي رسد، و تظاهرات بي سابقه اي برپا مي شود.
نيمه هاي شب مأمورين ساواك به منظور جلوگيري از گسترش جريان انقلاب، با همكاري رنجرهاي ارتش و شهرباني به منازل علما ريختند و آيت الله محلاتي و برادر ايشان آقاي جلال الدين آيت الله زاده و فرزندشان آقاي مجد الدين محلاتي، و آقاي سيد هاشم دستغيب فرزند حجت الاسلام آقاي سيد عبدالحسين دستغيب و آقاي مصباحي واعظ را دستگير نموده، و با هواپيماي ارتش به تهران مي آورند و در فرودگاه "قلعه مرغي" پياده نموده و از آنجا به شهرباني برده و پس از ده دقيقه به زندان "قزل قلعه" مي برند و همگي را چهارده روز در سلول هاي انفرادي كه فاقد هواي سالم بود، زنداني مي كنند.
" فعاليتهاي آيت الله محلاتي آنقدر براي ساواك گران آمده بود كه رئيس ساواك سرلشگر حسن پاكروان در تاريخ 3 /5 /42 با ارسال نامه اي به ساواك شيراز، دستور تبعيد ايشان را صادر نمود:
دستور دهيد روز شنبه 5 ماه جاري كميسيون امنيت تشكيل و نسبت به تبعيد، آيت الله محلاتي اقدام قانوني معمول دارند. ضمنا محل تبعيد متعاقبا اعلام خواهد شد."(ص بيست ويك)
در مكاتبات بعدي كه بين ساواك شيراز و مركز صورت گرفت، محل تبعيد، شهرستان تربت حيدريه عنوان گرديد. كميسيون به اصطلاح "حفظ امنيت اجتماعي" شيراز كه در واقع آلت دست ساواك براي تبعيد مبارزان بود با يك روز تأخير در تاريخ 6 مرداد تشكيل جلسه داده و اعلام نمود:
چون آقاي شيخ بهاء الدين محلاتي در مساجد و منابر اهالي شيراز را به ضديت با يكديگر تحريك نموده كه منجر به اخلال در نظم و آرامش عمومي و در نتيجه حوادث 15 خرداد 42 گرديد. طبق محتويات پرونده و به استناد سخنراني ها و نطق هاي ايشان منطبق با بند الف از ماده 2 لايحه قانون حفظ امنيت اجتماعي مصوبه اسفند ماه 1335 ميباشد لذا با اجازه ماده سه همين قانون نامبرده را به 6 ماه اقامت اجباري در شهرستان تربيت حيدريه محكوم مي نمايد. سپس آقاي استاندار رأي مزبور را تأييد نمودند.
طرح تبعيد امام و آيت الله محلاتي با مخالفت جدي بزرگان حوزه روبرو گرديد. آيت الله ميلاني با صدور اعلاميه اي از توطئه رژيم براي تبعيد امام و دوستانش چنين پرده برداشت:
"... چنين به نظر مي رسد كه حكومت فردي درصدد تبعيد كردن حضرت آيت الله خميني، آيت الله قمي و آيت الله محلاتي بوده و تصميم دارد به حبس و شكنجه رجال ملي و جوانان مسلمان مملكت ادامه دهد.
ملت ايران به هيچ وجه با تبعيد شخصي مثل آيت الله خميني و ديگر علماي بزرگ موافقت نخواهد كرد و اجازه چنين تجاوزي را نمي دهد..." (ص بيست و دو)
عليرغم تمهيدات فوق، رژيم شاه با ارزيابي اوضاع و درنظر گرفتن جوانب امر، بر آن شد كه از تبعيد امام و آيت الله محلاتي كه توفاني از خشم و نفرت مردم را به دنبال داشت صرف نظر كرده، به شيوه اي ديگر آنان را تحت نظر و دور از مردم نگه دارد.
اسناد منتشر شده در جلد اول صفحات 1 تا 496 را دربر مي گيرد. اين مجلد با 494 صفحه به همراه فهرست اعلام و تصاوير با 1500 نسخه در سال 1390 به چاپ رسيده است.
جلد دوم كتاب كه اسناد ماه هاي ابتدايي سال 1349 تا پيروزي انقلاب اسلامي را دربر دارد با 546 صفحه در 1500 نسخه در سال 1390 منتشر شده است.
تعداد بازدید: 5228