امیر رضایی
یکی از آثاری که به صراحت می توان آن را اثری متفاوت با سایر کارهای ارائه شده در زمینه زندگی نامه نویسی قلمداد کرد، کتاب «شرح اسم - زندگینامه حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای ۱۳۵۷ – ۱۳۱۸» به قلم هدایت الله بهبودی است. شرح اسم، شرحی است بر زندگی آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای از خاندان و تولد تا سالهای کودکی و نوجوانی و کارنامهای است از مبارزات سیاسی و فعالیتهای اجتماعی ایشان تا پیروزی انقلاب اسلامی. خود نویسنده در یادداشتهای خود درباره این تفاوت، اینگونه قلم زده است:« وقتی پیشنهاد نگارش زندگینامه آیت الله سید علی خامنه ای را گرفتم، نخست به این اندیشیدم که دستاورد پایانی آن، چه جایگاهی در میان محصولات مشابه خود خواهد یافت؟ با کمی جستجو دانستم همه آنچه در دسترس است، از یک ویژگی مشترک رنج می برند، و آن نداشتن دست کم ها و حد اقل ها در اعلمیت و و ابتناء بر اصول پژوهشی است.»
اما ابعاد برتری و تفاوت شرح اسم فراتر از این مقوله هستند. در مرحله اول، این برتری مدیون شخصیت اول کتاب است که امروزه در بالاترین رتبه سیاسی و مذهبی کشور اسلامی ایران قرار دارد و مرجع همان جمله ظریفی است که هدایت الله بهبودی در پایان مراسم رونمایی کتاب ادا نمود: قهرمان داستان مخلوق داستان نگار و تاریخنگار مدیون قهرمان تاریخ است
اما برگ برنده دوم کتاب، خود هدایت الله بهبودی و سبک نگارش لطیف و جذاب اوست که با مهارت توانسته است سلیقه ادبی خود را وارد تاریخ نگاری کند. از این بابت باید گفت که ما هم با یک پژوهش عالمانه و مستند روبرو هستیم و هم با یک نگارش ناب ادبی. سبک کتاب، رواییِ مستند است. ایجاد فضای جذاب ادبی و داستانی دراثری که باید در حیطه یک کار تاریخی و پژوهشی نگاشته شود، تبحری می خواهد که فقط از دست فردی مثل هدایت الله بهبودی بر می آید. تسلط او بر تاریخ معاصر نقطه قوتی است که به راحتی او را به تشخیص حقایق از میان حجم انبوه اسناد مختلف وا می دارد. این مهارتهای ادبی و تاریخی اثری را خلق کرده اند تمام گفته هایش مستند هستند و تمام اسنادش بر اساس سیر تاریخی – گاهی به فاصله ساعت به ساعت - پشت هم چیده شده اند.
روایت داستان بر عهده هدایت الله بهبودی است و هرجا که لازم است، اصل سند آورده میشود. روایتِ روای، ادبی، زیبا، گیرا و مبتنی بر اسناد یاد شده است. یعنی تمام آنچه راوی میگوید سند دارد. هر کلامی که از ناحیهی معظمله صادر شده یا نوشته شده، بهصورت پُررنگ آمده و اسناد ساواک و صحبتهای دیگران داخل گیومه. روایت راوی درآمیخته و ممزوج با اصل سندهاست. به وفور یافت میشوند حالتهایی که متن پُررنگ در ادامهی جملهی راوی آمده و کاملکنندهی آن است و بعد از آن هم یک سند دیگر؛ بهطوریکه اگر قسمتهای پُررنگ، عادی شوند و گیومهها برداشته شوند، با یک متن یکدست مواجه خواهیم شد.
برگ برنده سوم، مجموعه بی نظیری است که با وجود مشکلاتی همچون کمبود منابع، امساک بعضی از دست اندر کاران و پراکندگی اسناد موجود، در این کتاب گردآوری شده است. به عنوان مثال: کتاب «شرح اسم» مشتمل بر 80 عکس تاریخی است که تعدادی از آنها برای اولین بار منتشر شده است. این کتاب 766 صفحهای مشتمل بر دهها سند از ساواک، شهربانی و دادرسی ارتش شاهنشاهی درباره دوران مبارزه و تبعید آیتالله سیدعلی خامنهای است که ناگفتههای فراوان تاریخی را ارائه کرده است. در اینجا باید اضافه کرد که در اشاره آغازین، ناشر کتاب، پس از ذکر این مشکلات، اذعان می دارد که در تمام مراحل کار، هدف این بود که موقعیت کنونی حضرت آیت الله خامنه ای، بر این کار سایه نیافکند تا این پژوهش از لحاظ روش، جملات، عبارات و تعبیرات، با دیگر تحقیقات علمی معتبر همسان باشد.
بر اساس گفته های نویسنده، کتاب شرح اسم با تکیه بر دو منبع اصلی نگارش شده است: اسناد و خاطرات. سندها از آن سه نهاد امنیتی، انتظامی و نظامی دوره پهلوی دوم یعنی سازمان اطلاعات و امنیت کشور، شهربانی و ارتش هستند و در این میان ساواک بیشترین سهم را داشته است. گرچه با تمام این مدارک، گزارشهای ساواک و خبرچین های او هم نتوانسته اند، شرحی کامل از فعالیتهای سیاسی آیت الله خامنه ای ارائه دهند و دلیل این امر را هم باید در رفتارهای و فعالیتهای مخفیانه ایشان پس از سومین زندان جستجو کرد. از سوی دیگر ماموران امنیتی به ندرت می توانستند در جلسات خصوصی منزل ایشان نفوذ کنند و حتی در صورت ورود، به علت نداشتن سواد کافی در علوم دینی، نتوانسته اند حقیقت مطلب را در جلساتی که همیشه با تفسیر قرآن و نهج البلاغه همراه بوده، ارائه دهند.
در مورد خاطرات هم باید گفت که تا کنون آیت الله خامنه ای، خاطرات زندگی خود را سه بار به تفصیل بیان داشته اند. یک بار در دوره ریاست جمهوری، بار دوم در زمان رهبری که به زبان عربی برای دکتر محمدعلی آذرشب یاد شد و بار سوم که هنوز هم ادامه دارد.
فصل بندی کتاب متناسب با مقاطع مهم زندگی است. میان تیترهای به جا و حساب شده، علاوه بر این که ذهن خواننده را سازماندهی میکند، از طولانی و یکدست شدن مطلب نیز جلوگیری میکند. عناوین فصول کتاب عبارتند از: خاندان، تولد، کودکی، حوزه علمیه مشهد، حوزه علمیه قم، آشنایی با امام خمینی(ره)، آغاز مبارزه، زندان اول، بازگشت به قم، زندان دوم، بازگشت به مشهد، فرزندان صلبی و کتبی، زندان سوم، تنگنای زیستن نوشتن و گفتن، جست سیاسی، زندان چهارم، زندان پنجم، فلاتی میان دو زندان، زندان ششم، فلاتی میان زندان و تبعید، تبعید، تاپیروزی
معرفی تبار آیت الله خامنه ای، از نیای پدری و نیای مادری آغاز می شود و در ادامه شرحی از احوالات پدر ایشان آیت الله سید جواد خامنه ای و مادرشان یعنی بانو خدیجه میردامادی پیش روی خواننده قرار می گیرد.
دست مرحمت، اولین زیر تیتر فصل دوم است و اشاره به لطف خدا در تولد فرزندی دارد که پس از دو نوزاد از دست رفته، شامل حال خانواده سید جواد خامنه ای شد. در این فصل گذری بر حال و هوای ایران سال 1318 و شرحی از وضعیت خراسان در آن سال به خواننده ارائه می گردد.
پرداختن به اوضاع خراسان در فصل بعد – دوران کودکی – هم ادامه دارد و اولین زیر تیتر این فصل به اشغال مشهد توسط روسیه می پردازد. حسن کار بهبودی در کتاب شرح اسم این است که علاوه بر پرداختن به زندگی شخصی آیت الله خامنه ای، نگاه گسترده تری هم به اوضاع کشور دارد و این دو مهم را با هم به پیش می برد. این حسن باعث شده تا کار او، تحقیقی دوسویه تلقی شود و علاوه بر مرور زندگی آیت الله خامنه ای، مرجعی برای تحقیق در زمینه تاریخ معاصر ایران و خراسان هم تلقی شود.
آنطور که در فصل کودکی آیت الله خامنه ای نگارش شده است، ورود ایشان به دنیای طلبگی و نخستین منبرشان هم زمان بود با نهضت ملی شدن صنعت نفت. در همین دوره هم بود که ایشان با نواب صفوی و مبارزاتش آشنا شدند.
دو فصل بعدی به خاطرات و مراحل فراگیری علوم اسلامی در حوزه های علمیه مشهد و قم اختصاص دارد. در خلال این فصول، جریان شهادت نواب صفوی هم نقل می شود. اما در این برهه، ما بیشتر با جنبه های مختلف فراگیری علوم و اساتید ایشان از جمله حاج شیخ مرتضی حائری آشنا می شویم. البته، شرایط سخت مالی طلاب هم جزء جدانشدنی تحصیلات علوم دینی در آن دوره بود که به آن هم پرداخته شده است. اولین آشنایی ایشان با امام خمینی (ره) هم در خلال تحصیلات حوزوی اتفاق می افتد که خاطرات مربوط به نحوه آشنایی آیت الله خامنه ای با امام خمینی(ره) و آموزش نزد ایشان در فصلی مجزا با نام آشنایی با امام خمینی مرور می گردند.
آغاز مبارزه عنوان فصلی از زندگی آیت الله خامنه ای است که اولین روزهای نهضت اسلامی امام خمینی اختصاص دارد. در اولین صفحه این فصل اینچنین می خوانیم: جلوه سیاسی آقای خمینی از سال 1341 نمایان شد و آن زمانی بود که دولت محمدرضا پهلوی لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را تصویب کرد و « ما چهره سیاسی آقای خمینی را برای اول بار کشف کردیم... وقتی مبارزات پیش آمد در حقیقت ما ... احساس کردیم آن شخصیتی که می تواند از لحاظ فکری و روحی ما را اشباع کند ایشان است و لاغیر»
آقای خامنه ای از نخستین کسانی بود که با شروع مبارزه به امام خمینی پیوست و خود به این موضوع اینچنین تصریح می کند:« از اولین ساعتهای مبارزه ما رفتیم دور و بر ایشان و بنا کردیم در خدمت خط ایشان کار کردن و حرکت کردن»
فصل آغاز مبارزه، بازگو کننده خاطرات و نکته هایی است که تحت عناوینی همچون:« امام خمینی و سیاست، ریشه های قیام، سفر به تهران، لغو تصویب نامه، رفراندوم لوایح ششگانه، چهره تازه قم، عید عزادار، تهاجم به مدرسه فیضیه، نتایج تهاجم به فیضیه، واکنشهای امام خمینی، چهل روز بعد، زمینه سازی برای محرم، حربه سربازی و نهضت تکثیر اعلامیه» گرد هم آمده اند. این فصل اولین مقصد مطالعاتی محققینی است که در زمینه پانزدهم خرداد و سالهای آغازین نهضت تحقیق می کنند. آخرین مبحث این فصل درباره فعالیت تکثیر اعلامیه پس از حادثه فیضیه تا شروع محرم سال 1342 است که بیشترین فعالیت آیت الله خامنه ای در این دوره را به خود اختصاص داده بود.
مقصد دوم محققین پانزدهم خرداد فصل «زندان اول» است که به شرح اولین دستگیری آقای خامنه ای در روزهای پر تلاطم خرداد 1342 می پردازد. ایشان پس از حوادث خونین فیضیه، و در بیست و پنجم اردیبهشت سال 1342 از سوی امام خمینی موظف شدند که به عنوان مبلغ به مشهد بروند و همچنین پیامهایی را برای آیت الله میلانی و آیت الله قمی و علمای مشهد ببرند.
آقای خامنه ای پس از رساندن پیامها، در روز 5 خرداد راهی بیرجند شدند و پس از سخنرانی در مکانهایی همچون مسجد مصلی این شهر، خانه سادسی و حسینیه راغبی، سر انجام در صبح نهم محرم دستگیر شدند و با وساطت افراد با نفوذ بیرجند از جمله آقای سادسی در روز عاشورا آزاد می شوند. در روزهای بعد به مشهد باز می گردند و تا اواخر شهریور 1342 در این شهر می مانند. در کتاب شرح اسم، به واسطه این اقامت، تحلیلی های بسیار خوبی از اوضاع و احوال مشهد در آن ایام به قلم کشیده شده است. همچنین سفر آیت الله میلانی و سایر علما به تهران در پی دستگیری امام خمینی(ره) از زاویه دید متفاوتی مرور و تحلیل می شود.
در فصلی که با عنوان« بازگشت به قم» مطرح شده است، ما به واسطه خاطرات آیت الله خامنه ای، حال و هوای شهر قم در پائیز و زمستان سال 42 را بررسی می کنیم. در ابتدا پا به فضای دلمره قم و حوزه علمیه می گذاریم. سپس از تلاشهای تعدادی از روحانیون جوان این شهر برای شکستن این فضا با خبر می شویم که در میان آنها به آقایان خامنه ای، رفسنجانی، علی اصغر مروارید اشاره شده است. ادامه فصل به دو موضوع ورود آیت الله کمالوند به جهت گفتگو با علمای قم و نحوه انتشار نشریه بعثت اختصاص دارد.
در آستانه ماه رمضان 1383، یعنی اواخر دیماه 1342 به روزهایی می رسیم که فصل «زندان دوم» را آغاز می کنند. در این روزها فشارهای امنیتی به اوج خود رسیده بودند ولی در قم طلاب و علما تصمیم به انجام سفرهای تبلیغاتی می گیرند. در این میان قرعه زاهدان به نام آقای خامنه ای می افتد و او عازم سفری می شود که در نهایت به دستگیری و زندانی شدن دومش می انجامد. این دستگیری در روز یازدهم بهمن ماه 1342 در پی سخنرانی در مسجد جامع زاهدان به وقوع پیوست. اما این دستگیری مانند دستگیری قبلی نبود که به سادگی فیصله پیدا کند و به آزادی منجر شود. ساواک زاهدان ایشان را به تهران منتقل کرد تا یک ماه در زندان قزل قلعه مورد بازجویی قرار گیرد. در اواخر سال بود که بازجویی ها به پایان رسید و ایشان از زندان آزاد گردید.
فصل «بازگشت به مشهد» پیش از تحویل سال 1343 کلید می خورد. در نوروز آن سال امام خمینی از حصر آزاد شدند و مردم دسته دسته برای دیدار با ایشان به قم رفتند. آقای خامنه ای هم به همراه پدرشان به دیدار یار رفتند و پس از مدتی به مشهد بازگشتند. در این فصل فضای سیاسی مشهد در سال 1343 مورد تحلیل قرار گرفته است و دیدگاه آقای خامنه ای در مورد مواضع علمای ارشد قم به ویژه آیت الله میلانی و آیت الله قمی در مقابل نهضت و حکومت پهلوی به قلم کشیده شده است.
اما یکی از مسائل مهمی که در این فصل مطرح می گردد، جریان اعتراض و خروش دوباره امام خمینی(ره)در مقابل احیای کاپیتولاسیون و تبعید ایشان به ترکیه است. در این دوره آقای خامنه ای هنوز در مشهد بودند و فورا به گروه علمای معترض می پیوندد. از کارهایی که علمای قم در اعتراض به این اقدام حکومت پهلوی انجام دادند، یکی تشکیل جلسات و اتحاد مجدد بود که در پی آن آیت الله میلانی هم به خیل معترضان پیوست و دیگری قرار تحصن در مسجد گوهرشاد بود. که البته این تصمیم لو رفت و نیروهای شهربانی از صبح روز بعد مسجد گوهرشاد را قرق کردند. آقای خامنه ای تلاش زیادی برای بازگرداندن آیت الله میلانی به صحنه مبارزات انجام داد، اما آنطور که در انتهای این فصل آمده است، این دیدارها با پایانی تلخ و عدم همراهی ایشان بی نتیجه باقی ماندند.
ذره بین پانزدهم خرداد در این فصل به پایان حوزه استحفاضی خود می رسد. از اینجا به بعد وارد فضای پس از تبعید امام خمین و مراحل بعدی مبارزات آیت الله خامنه ای می شویم که تا انقلاب اسلامی ادامه پیدا می کند. در پایان باید اشاره کرد که کتاب شرح اسم، شرح مو به موی مبارزات آیت الله خامنه ای در دوران حکومت پهلوی است و در آن می توان جزئیاتی یافت که بکر و ناخوانده هستند. البته به قول اهالی فن، مرزهای جولان قلم در این وادی بسیار فراتر از یک کتاب است و امید است تا شرح اسم اولین قدم در این راه باشد.
تعداد بازدید: 4947