مهرنوش کاظمی
دوازدهمین شماره از مجموعه کتابهای «حدیث روزگار» یا خاطرات مستند که به همت انتشارات کلبه شروق قم منتشر شده است به مرور خاطرات استاد سید هادی خسروشاهی از دوران انتشار نشریات و اعلامیههای مخفی حوزه علمیه قم در سالهای مبارزه میپردازد.
کتاب درباره نشریات مخفی حوزه علمیه قم، به روایت فرزند استاد سید هادی خسروشاهی، یعنی آقای سید محمود خسروشاهی در زمستان 1391 نقل شده است و در پنج فصل به شرح جریانات مربوط به انتشار اعلامیهها و نشریات مخفی فضلا و یا طلاب حوزه علمیه قم از آغاز مبارزه روحانیت و مردم علیه رژیم شاه میپردازد.
بخش اول و دوم این کتاب به ترتیب با عناوین تاریخ پیدایش بعثت و خاطراتی درباره نشریه انتقام (مربوط به دو نشریه ماهانه زیرزمینی بعثت و انتقام) هستند که اولی با همکاری آقایان اکبر هاشمی رفسنجانی، سید هادی خسروشاهی، علی حجتی کرمانی و سید محمود دعایی؛ و دومی توسط آقای مصباح یزدی و آقای محمدتقی مصباح یزدی در آن شرایط بحرانی و خفقان منتشر میگردید.
فصل اول از صفحه 11 تا 91 کتاب را دربرمیگیرد و با مقدمهای درباره آغاز مبارزه مخفی، آغاز میشود.
نشریه بعثت با عنوان ارگان داخلی طلاب حوزه علمیه قم در سالهای 1342 تا 44 از قم منتشر میشد و توسط عناصر مبارز اعم از طلبه، دانشجو، بازاری و کارگر در سطح وسیعی در قم و تهران و شهرهای بزرگ ایران توزیع میگردید. متأسفانه مجموعه کامل شمارههای این نشریه علیرغم علاقه بسیاری از مورخان معاصر، در هیچ یک از نهادها و کتابخانههای کشور به دست نیامد و این نشان میدهد که در آن دوران فشار رژیم و نگرانی افراد علاقهمند از تعقیب و دستگیری توسط مأموران ساواک، مانع از جمعآوری و نگهداری آنها در یک جا گردیده است. البته استاد سید هادی خسروشاهی در این کتاب با خشنودی ابراز میکند که مجموعه تقریباً کاملی از این نشریه و اعلامیهها و اسناد آن را در اختیار دارد. این مجموعه که با دقت و وسواس تمام در خانهها و مراکز امن ویژهای در دوران مبارزه نگهداری شدهاند، علیرغم تفتیشهای مکرر منزل ایشان توسط ساواک، از دسترس ساواک محفوظ ماندهاند که شامل نشریات انتقام و بعثت میشود.
نشریه بعثت علیرغم صفحات کم و حجم کوچکی که داشت، در آن دوران خفقان بسیار (نامفهوم) و امیدبخش بود. در واقع پس از قیام 15 خرداد و سرکوب حرکت اسلامی ایران و قتلعام مردم توسط رژیم و ادامه حبس امام خمینی (قدس سره) در سال 1342 نقش استمراربخش مبارزه را به عهده داشت که به قول آیتالله هاشمی رفسنجانی کار مهمی بود. (ص 14)
بعثت در میان محافل اسلامی، ملی و همه عناصر فعال سیاسی آن زمان بُرد داشت و چون برای نخستین بار یک نشریه سیاسی آن هم به طور زیرزمینی و مخفی از حوزه علمیه قم منتشر میشد، مورد توجه همگان قرار گرفته بود و به گفته خسروشاهی حتی در بعضی از شهرستانهای دوردست مثل مشهد هم توسط مبارزینی تکثیر و توزیع میشد. از این نشریه جمعاً در دو سال 14 شماره منتشر شد (سال 1342، سال اول 9 شماره و سال دوم 5 شماره چاپ و منتشر گردید) که انتشار آن پس از دستگیری عوامل آن متوقف شد.
استاد خسروشاهی در قسمتی از این بخش با نام صفحهای از تاریخ معاصر، همکاران خود در نشریه بعثت را معرفی میکند و از بزرگانی همچون آیتالله هاشمی رفسنجانی، سید محمود دعایی، مرحوم علی حجتی کرمانی و مرحوم حجتالاسلام شریفی گیلانی، نام میبرد و در پلههای بعدی یادی از مرحوم آیتالله ربانی شیرازی و شهید دکتر باهنر و آیتالله مصباح یزدی به عنوان کمک و مشوق میکند. حتی پس از انقلاب هم مجله یا ماهنامهای با عنوان«بعثت» منتشر گردید که متأسفانه انتشار آن با یک یا دو شماره متوقف شد.
فصل اول پس از مرور خاطرات بعثت از پیدایش تا همسویی با مؤتلفه و دستگیری عوامل، اسناد ساواک مربوط به این نشریه را هم مرور میکنید. اما بخش پایانی فصل اول یکی از ارزشمندترین قسمتهای این کتاب است. که در آن تاریخ انتشار شمارههای بعثت و محتویات آن را خلاصهوار پیش روی خواننده گذاشتهاند. از صفحه 93 به بعد، استاد خسروشاهی، نشریه مخفی دیگری را پیش روی ما میگذارد به نام «انتقام».
دوم نشریه مخفی طلاب حوزه علمیه قم، نشریه «انتقام» بود که از تاریخ 29 آذر 43 مورخ 15 شعبان 1384 هجری قمری با استفاده از آیه شریفه «وَاللهُ عَزیزٌ ذوانتِقام» در کنار نام نشریه، شروع به انتشار نمود و تا تاریخ 15 مهر 1344 مورخ 7 جمادیالآخر 1385 هجری قمری انتشار آن ادامه یافت و جمعاً 8 شماره از آن منتشر گردید. این نشریه با محتوای تقریباً مشابه محتوای نشریات بعثت اما کمی (رادیکالتر) توسط آیتالله محمدتقی مصباح یزدی تهیه و تنظیم و تکثیر و توزیع میشد. در واقع استاد مصباح طبق اظهار و تصریح خودشان همه کارهای این نشریه را از تهیه و نوشتن اخبار و مقالات تا تایپ و چاپ و حتی بستهبندی و تقسیم برای توزیع، خود به تنهایی انجام میداد و این علاوه بر همکاری صمیمانه ایشان با نشریه بعثت و نوشتن مقالاتی برای آن و یا شرکت در بعضی از جلسات آن در زمان انتشار بود.
این نشریه همانند نشریه بعثت به صورت پنهانی منتشر میشد. استاد مصباح در اثر همین پنهانکاری و عدم تظاهر، کمتر در دید مأمورین ساواک و گزارشهای آنها بود و روی همین اصل هم در مورد نشریه انتقام میبینیم که ذهن مأمورین فقط معطوف به چند نفری شده که اهل قلم هستند یعنی چون اینها دست به قلم میباشند، پس لابد همه اعلامیهها و نشریههای حوزه علمیه قم را هم آنها منتشر میسازند در حالی که این تصور مطلقاً صحت نداشت.
ساواک قم در چند گزارش خود نویسنده این سطور یعنی علی حجتی کرمانی را از نویسندگان بعثت و انتقام معرفی میکند اما واقعیت غیر از این بود چرا که نه استاد سید هادی خسروشاهی و نه مرحوم علی حجتی کرمانی از نویسندگان انتقام نبودند بلکه گزارشگران ساواک چون نویسندگان واقعی آن را نمیشناختند و نمییافتند، از روی ناچاری از کسان دیگری در گزارشات خود به مقامات بالاتر نام میبرند تا در واقع کمی بی لیاقتی خود را پوشش دهند.
اسدالله بادامچیان در کتاب خود، نشریههای بعثت و انتقام را نشریه برونگروهی تشکیلات مؤتلفه معرفی نمود که به قول ایشان یا توسط بعضی از روحانیون عضو یا وابسته به جمعیت مؤتلفه تهیه و منتشر میشدند. البته در صفحه 108 کتاب و در بخش بعدی یعنی اجازه انتقام میخوانیم که استاد مصباح یزدی انتقام را به هیچ ارگان و سازمان و تشکیلاتی وابسته نمیداند و از آن به عنوان نشریه حوزه علمیه قم یاد میکند.
فصل سوم درباره چگونگی تهیه و تنظیم و تکثیر اعلامیههای فضلا و طلاب حوزه علمیه قم است که مجموعهای از آنها با عنوان اسناد نهضت اسلامی ایران اخیراً از سوی مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهران در چهار جلد منتشر شدهاند و بقیه مجلدات آن به زودی منتشر خواهد شد. این فصل از صفحه 117 شروع میشود. اعلامیهها و بیانیههایی که در این دوران صادر و منتشر شدهاند در واقع اسنادی تاریخی، ارزنده و ماندگار درباره چگونگی پیدایش و استمرار و تکامل مبارزه روحانیت و مردم در نهضت اسلامی ایران به شمار میروند که با بررسی و تحلیل محتوای آنها میتوان تاریخ پیدایش، تکامل و حقیقت هدف نهضت را به دست آورد و چگونگی آن را مورد ارزیابی و سپس مورد داوری منصفانه و منطقی قرار داد.
«چند اعلامیه» عنوان فصل چهارم این کتاب را رقم زده است. فصل چهارم درباره چند اعلامیه و نشریه است که پس از توقف انتشار مرتب بعثت و انتقام در مناسبتهای مختلف توسط استاد خسروشاهی تهیه و تنظیم و تکثیر و منتشر شدهاند که با توجه به شرایط حاد آن زمان از اهمیت ویژهای برخوردار بودند. این اعلامیهها عموماً در بخش تایپ و کپی نشریه بعثت – که دیگر متوقف شده بود – منتشر میشدند. از جمله آنها میتوان به اعلامیه علیه توطئه سازمان اوقاف وقت به ریاست آقای عصار، اعلامیه در مورد شهادت آیتالله سید محمدرضا سعیدی در زندان و اعلامیه بر علیه اسرائیل با عنوان «نابود باد اسرائیل» اشاره کرد.
فصل پایانی شامل سه اعلامیه از سه طلبه جوان حوزه علمیه قم میشود که پیش از آغاز مبارزه فراگیر و نهضت اسلامی ایران به عنوان نوعی مبارزه منفی علیه ارگان نظام شاهنشاهی و پیام هشدار با امضای رسمی منتشر شدهاند. بررسی این اسناد و توجه به زمان و مکان صدور آنها میتواند در ارزیابی و چگونگی مبارزه روحانیت و طلاب با همکاری و پشتیبانی مردم ایران روشنگر باشد. نکته جالبی که درباره اعلامیه «نابود باد اسرائیل» میتوان گفت این است که این اعلامیه به دنبال آغاز جنگ 1967 میلادی علیه اعراب مسلمان و سکوت اغلب محافل مذهبی در ایران و در دورانی که اغلب ادارهکنندگان نشریات بعثت و انتقام زندانی، تبعید و یا فراری بودند، توسط استاد خسروشاهی نوشته شده و با زحمت زیاد به علت عدم وجود وسایل اولیه تهیه و تکثیر گردید که بازتاب وسیعی در حوزههای علمیه و محافل مبارزهای داشت و ساواک در نخستین گزارش خود در اوج نادانی آن را به حضرت مرحوم آیتالله سید شهابالدین مرعشی نجفی (ره) منسوب دانست ولی پس از چند ماه در گزارش دیگری انتشار آن را مربوط به استاد خسروشاهی اعلام کرد که گویا درصدد کشف و ضبط دستگاه تایپ و پلیکپی آن برآمد و توفیقی هم در این امر پیدا نکرد.
کتاب درباره نشریات مخفی حوزه علمیه قم که به کوشش سید محمود خسروشاهی نگاشته شده است. این کتاب همان طور که قبلاً ذکر شد توسط انتشارات کلبه شروق قم در سال 1391 منتشر گردید و 192 صفحه دارد . در لابلای فصول آن تصاویر بعضی از اسناد و اعلامیهها جهت روشنتر شدن افکار، چاپ و تکثیر شدهاند.
تعداد بازدید: 5496