مقالات

چالشی نو در باب مهاجرت علما در تابستان 1342

فاطمه دفتری


مهاجرت یا عزیمت از مکانی به مکان دیگر می‌تواند دلایل متعدداقتصادی، سیاسی، مذهبی یا سیاسی - مذهبی داشته باشد. در آیین اسلام و به نظر فقها مهاجرت در شرایط گریز از شکنجه ظالمان، یادگیری احکام دینی و تقویت اسلامی واجب می‌شود. در تاریخ معاصر ایران هم بارها شاهد مهاجرت علما به منظور تقویت اسلام و نوعی مقابله با نظام سیاسی حاکم بوده‌ایم. مهاجرت صغری و کبری در دوران مشروطیت و همچنین مهاجرت علما به تهران که در سال 1342شمسی اتفاق افتاد، ‌از این دسته‌اند.
در خرداد 1342 وقایعی رخ داد که شعله‌های قیام عظیم مردمی را برافروخت. با فرارسیدن محرم 1383 قمری امام فرصت را برای مخالفت با حکومت پهلوی و افشای اهداف و برنامه‌های شاه مناسب دانستند. دولت نیز که به اهمیت و نقش این روزهای در برگزاری هیئت‌ها و جلسات عزاداری و مخالفت با رژیم پی برده بود، با فرارسیدن محرم، بخشنامه‌ای صادر کرد و برگزاری هرگونه آیین عزاداری و سخنرانی را مشروط اعلام کرد و از روحانیان تعهد گرفت که علیه شاه، ساواک و آمریکا سخن نگویند و اعلام نکنند که اسلام در خطر است. اما امام خمینی در روز سیزدهم خرداد 1342/ دهم محرم 1383 به مناسبت عاشورای حسینی، در مدرسه‌ فیضیه،سخنرانی تاریخی و مشهور خود را ایراد کردند و برخلاف خواست رژیم، علیه شاه، ساواک و آمریکا سخن گفتند.

این اقدام امام خمینی (ره) سبب شد که دولت دستور بازداشت ایشان را صادر کند و در نیمه‌شب پانزدهم خرداد 1342 ایشان را بازداشت کردند. انتشار خبر دستگیری امام خمینی موج عظیمی از اعتراضات مردمی را در پی داشت.مردم در بیشتر شهرهای ایران با برگزاری جلساتی در روزهای 15 و 16 خرداد به دستگیری امام خمینی اعتراض کردند و در بعضی از شهرها مانند قم، تهران، ری، مشهد، تبریزو شیراز اعتراض از شدت و گستردگی بیشتری برخوردار بود که در اثر این حوادث تعداد زیادی کشته، مجروح یا زندانی شدند.

در پی دستگیری عده‌ای از روحانیان در روزهای 15 و 16 خرداد، اسدالله علم در مصاحبه مطبوعاتی در روز 17 خرداد، به خبرنگاران گفت: «15 نفر از بزرگترین پیشوایان مذهبی به زودی تسلیم محکمه نظامی خواهند شد و محکمه نظامی ممکن است به اعدام آنها رأی دهد».(1)پخش این خبر سبب نگرانی روحانیان و علما شد. با شنیدن این شایعات، که شاید در صورت نشان ندادن عکس‌العمل شایسته از سوی روحانیان و مردم جامه حقیقت می‌پوشید، علما در صدد مهاجرت به تهران برآمدند. اما آنچه روشن و بدیهی است، اینکه برای اطلاع‌رسانی و هماهنگ کردن علمای سراسر کشور، به یک برنامه و نیز رهبری برای هدایت نیاز داشتند. باید کسی آغازگر این امر مهم می‌شد تا سایرین را از این تصمیم مطلع کند و آنها را به تهران فراخواند. در اسناد و کتب مختلف و به ویژه در خاطرات با اطلاعات متناقضی روبه رو هستیم. بسیاری از افراد و گروه‌ها رهبری این حرکت بزرگ را به خود یا به یک شخص نسبت می‌دهند، اما دریافت حقیقت از میان این همه تناقض اندکی دشوار است.
آیت‌الله‌ سیدحسن طاهرى خرم آبادی در خاطرات‌شان می‌گویند: «ما با آقایان آیت‌الله‌ گلپایگانى و آیت‌الله‌ شریعتمدارى و آیت‌الله‌ نجفى مرعشی صحبت کردیم و از ایشان خواستیم از علماى بزرگ بلاد بخواهند که‌ به‌ تهران بیایند. و آقایان آقا مجتبى تهرانى و آقا مرتضى تهرانى در این زمینه‌ با آیت‌الله‌ گلپایگانی، آیت‌الله‌ منتظرى و آیت‌الله‌ سعیدى مرتبا در تماس بودند و جلساتى تشکیل مى‌دادند.»(2)و به این ترتیب ایشان اشخاص مذکور را عامل اصلی شکل‌گیری این حرکت تاریخی می‌دانند.
برخی تعزیه‌گردانان سرآغاز مهاجرت علما به تهران را ازآیت‌الله منتظری می‌دانند.(3)از برخی اسناد ساواک نیز چنین دریافت می‌شود که آقا صدرالدین حائری که از شیراز به قم سفر کرده بود، تلاش کرد علمای شهرهای مختلف را وادار کند در اعتراض به تعدی به ساحت مرجعیت عالم تشیع از سوی حکومت، به تهران مهاجرت کنند. و ابتدا با آیت‌الله میلانی ملاقات کردندو قول سفر به تهران را از ایشان گرفتند.(4)

آیت‌الله ابراهیم امینى نیز درباره مهاجرت علمامی‌گوید:«دو روز بعد از اینکه‌ امام را گرفتند، عده‌اى که‌ در قم دست‌اندرکار مسائل بودیم، فکر کردیم باید براى استخلاص امام کارى انجام شود، زیرا بسیارى مطمئن بودند که‌ امام را به‌ شهادت می‌رسانند. آنچه‌ به‌ فکرمان رسید این بودکه‌ تعدادى از علمای بزرگ شهرستان‌هاى مختلف به‌ تهران دعوت شوند تا جلوى خطراتى که‌ جان امام را تهدید می‌کرد، گرفته‌ شود.»او نقش اصلی را در این اقدام تاریخی به جامعه‌ مدرسین می‌دهد که توانستند با نامه‌نگاری عده‌اى از روحانیون را از شهرستان‌ها به تهران دعوت کنند.(5) مشهد در بامداد نهضت امام خمینی هم طرح گرد آمدن علمای برجسته در تهران را به آیت‌الله سیدمحمدحسین حسینی تهرانی نسبت داده است.(6)

به گفته آقای دوانی، آیت‌الهن‌ شریعتمدارى نخستین کسی بودند که به تهران مهاجرت کردند. ایشان در همان شب 17 خرداد به تهران آمدند و به‌ مشهد و سایر شهرستان‌ها اطلاع دادند که‌ سایر آقایان مراجع و مجتهدان و علماى اعلام به‌ تهران مهاجرت کنند تا دسته‌ جمعى براى آزادى امام‌ خمینى و سایر آقایان اقداماتى به‌ عمل آورند.(7)آقای حائری زاده نیز آیت‌الله مرعشی نجفی را اولین مرجعی می‌دانند که به تهران مهاجرت کردند.(8)
دسته‌ای دیگر،‌ جمعیت‌هاى موتلفه‌ و در رأس آنها آقایان آیت‌الله حاج شیخ محمدتقی مروارید، آقاى هاشمى، حاج شیخ محمد هاشمیان و آقاى محلاتى را عامل فراهم‌کردن مقدمات هجرت علما به‌ تهران می‌دانند.(9)
و گروهی نیز نظری کاملا متفاوت دارند و نه‌تنها هیچ‌یک از علما و روحانیان و گروه‌ها را عامل این اقدام نمی‌دانند، بلکه آن را طرحی از سوی ساواک می‌دانند و معتقدند اگر انجام این مهاجرت به زیان رژیم بود از انجام آن جلوگیری می‌کرد.آنها می‌خواستند با جداکردن علمای برجسته هر شهر از مردم، کنترل علما و مردم را برای دولت راحت کنند. اما وقتی به این هدف دست نیافتند، از این ناحیه احساس خطر کردند و به‌سرعت مهاجران را به شهرهای خود بازگرداندند.(10)

به هر حال فارغ از اینکه چه کسی بانی این مهاجرت بود، عده‌ زیادی از روحانیون با دعوت مراجع یا به‌صورت خودجوش یا تحت تأثیر شرایط حاکم به‌ طرف تهران حرکت کردند و در کنار آقایانی که براى پیوستن به علمای مهاجر در اعتراض به‌ دستگیرى امام خمینى، حتی فرش زیر پایشان را فروختند تا هزینه‌ سفر را تأمین کنند، (11) بودندکسانى که‌ علاقه‌‌اى به‌ این کار نداشتند،‌و تنها به خواست مردم یابه‌ دلیل آنکه‌ در تهران پایگاهى ایجاد شده‌ بود، چاره‌‌اى جز آمدن به‌ تهران نمی‌دیدند.(12)
این مهاجران که درباره تعداد آنها رای واحدی وجود ندارد، در باغ ملک در شهر ری و در معیت آیت‌الله شریعتمداری(13)‌ یا در منزل برخی از علما مانند آیت‌الله خوانساری در تهران یا در مدارس علمیه مانند مدرسه مروی اقامت گزیدند.(14)

تعدادعلمای مهاجر در منابع بین  45 تا صد نفر ذکر شده است و علت این اختلاف آرا را می‌توان پراکندگی ایشان و نیز بازه زمانی مهاجرت که از 17 خرداد شروع شد و تا اواخر خرداد ادامه یافت، دانست.(15)
و شاید به همین دلیل هم باشد که در ذکر نام علمای مهاجر در منابع اختلاف‌هایی دیده می‌شود. با بررسی منابع مختلف نام علما و روحانیان و آقایان زیر به‌دست آمد که بدون ذکر اختلاف آرا، به‌صورت کلی در اینجا آورده شده است. از قم آیت‌الله نجفی مرعشی، آیت‌الله شیخ مرتضی حائری، آیت‌الله آقا سیدمحمدحسین طباطبائی،حاج میرزا حسن انصاری و آیت‌الله شریعتمداری؛ از مشهد آیت‌الله محمدهادی میلانی،آیت‌الله شیخ مجتبی قزوینی، شیخ حسین مقدس و سید علی ابطحی دامغانی؛ از همدان آیت‌الله آقای آخوند ملاعلی همدانی، آیت‌الله آقا سید محمد جلالی، آیت‌الله آقا شیخ محمدحسین بهاری، آیت‌الله آقا شیخ رضا انصاری و آیت‌الله سید نصرالله موسوی بنی‌صدر؛ از اهواز سید علی بهبهانی، آیت‌الله جزایری، سید مصطفی علم‌الهدی و حاج سید مرتضی موسوی علم‌الهدی؛ از خمین حجت‌الاسلام سید مرتضی پسندیده و حاج سید مهدی موسوی خوانساری؛ از زنجان سید عزالدین حسینی؛ از اردکان روح‌الله خاتمی و حجت‌الاسلام سید عبدالعلی موسوی؛ از کازرون حجت‌الاسلام حاج سید احمد پیشوا کازرونی؛ از نهاوند شیخ فرج‌الله احمدی؛ از قزوین آیت‌الله سیدابوالحسن رفیعی؛ از کرمانشاه حجت‌الاسلام عبدالجلیل جلیلی، آیت‌الله عطاء‌الله اشرفی اصفهانی و شیخ محمدحسین هرسینی؛ از یزد آیت‌الله آقا شیخ محمد صدوقی؛ از کرمان آیت‌الله آقا شیخ علی‌اصغر صالحی، حجت‌الاسلام محمدحسن رفسنجانی و حجت‌الاسلام علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی؛ از شیراز آیت‌الله آقا سید محمدجعفر طاهری،سید محی‌الدین فالی، حاج شیخ صدرالدین حائری، آقا سید محمد امام، آقا سید محمود علوی، آقا شیخ علی آل‌یقطین، آقا سید حسین حسینی یزدی،‌ شیخ علی‌خواه شیرازی،‌ حجت‌الاسلام محمدعلی حسینی نابه دارابی و شیخ محمدعلی عندلیبی؛ از خرم‌آباد آیت‌الله آقای حاج آقا روح‌الله کمالوند و آیت‌الله آقا سید عیسی جزایری؛ از کاشان آیت‌الله آقا سید مهدی یثربی؛ از گلپایگان آیت‌الله سید محمدباقر شهیدی،  حاج آقا علی قاضی زاهدی و حاج ابوالقاسم محمدی؛ از تبریز آیت‌الله آقای حاج میرزا عبدالله مجتهدی، آیت‌الله آقا سید احمد خسروشاهی،حجت‌الاسلام حاج سیدهادى خسروشاهى ، حجت‌الاسلام سیدجعفر هاشمى، حجت‌الاسلام سیدمهدى امینى،آیت‌الله آقا سیدیوسف هاشمی، آیت‌الله آقا شیخ حسین گوگانی،سید مهدی دروازه‌ای، عبدالعلی موسوی، آیت‌الله آقا شیخ حسین اهری، آیت‌الله آقا سید جعفر اهری، سیدکاظم آقا هاشمی‌نژاد و هاشم جابر اردبیلی؛ از رشت آیت‌الله آقای حاج سید حسن بحرالعلوم، آیت‌الله آقا سید محمود ضیاءبری وآیت‌الله آقا سید حسین رودباری؛ از آبادان آیت‌الله آقا شیخ عبدالرسول قائمی؛ از شهریار حاج شیخ علی قوچانی گلپایگانی؛ از بندرگز حاج شیخ محمد محقق نیشابوری؛ از نجف‌آباد اصفهان آیت‌الله آقا شیخ حسین‌علی منتظری و آیت‌الله شیخ ابراهیم امینی و از اصفهان آیت‌الله آقای حاج آقا سید حسین خادمی، آیت‌الله آقای حاج آقا محمد شمس‌آبادی، آیت‌الله آقای حاج شیخ عبدالجواد جبل عاملی، آیت‌الله محمدباقر زند کرمانی.(16) البته باید به این عده مجتهدان و علمای تهران را نیز که در جلسات بحث و مذاکره علمای مهاجر حضور می‌یافتند افزود.(17)

درباره اینکه مدت حضور مهاجران در تهران چند روز بوده است نیز اتفاق آرای کلی وجود ندارد. برخی مدت مهاجرت را چهار ماه(18) و برخی سه‌ ماه‌ ذکر کرده‌اند.(19)
در ایام حضور علما در تهران، نمایندگانی از طرف دربار و دولت برای مذاکره با ایشان فرستاده شدند. از جمله سرلشگر پاکروان (رئیس ساواک وقت) که در گفتگوهایش با علماتلاش می‌کردایشان را به ملاقات شاه ببرد، تا بدین ترتیب قداست و مشروعیتی برای شاه ایجاد کند و بگویدعلما آمدند خدمت شاه و شاه به خاطر ایشان امام خمینی را مورد عفو قرار داد.(20)همچنین در تاریخ 4 /4 /1342 آقای بهبودی از طرف دربار برای مذاکر با آقایان آیت‌الله نجفی و آیت‌الله بهبهانی که در منزل آیت‌الله خوانساری بودند فرستاده شد تا درباره خواسته‌های علما با ایشان وارد مذاکره شود.(21) علمای مهاجر نیز متقابلا سعی داشتند از طریق گفتگو با مقامات بلندپایه رژیم، آزادی امام و سایر محبوسین را به دست آورند.(22) به همین دلیل آیت‌الله کمالوند را به نمایندگی از جانب همه علمای مهاجر جهت گفتگو نزد شاه فرستادند. شاه در این دیدار به ایشان اطمینان دادند که امام خمینی(ره) اعدام نخواهد شد «تا به یک امامزاده تبدیل شود». همچنین به علما اجازه دادند نماینده‌ای جهت دیدار با امام انتخاب کنند. و آیت‌الله خوانساری برای این امر انتخاب شدند و با امام ملاقات کردند. در جریان این ملاقات‌ها، علما خواسته‌های خویش را در موارد زیرمطرح کردند: 1. آزادی بدون قید و شرط امام و آقایان قمی و محلاتی، 2. مصونیت امام به‌عنوان عالم طراز اول براساس اصل دوم متمم قانون اساسی3. آزادی سایر زندانیان سیاسی و اعطای آزادی بیان به آنها،4. تغییر کابینه و روی کار آوردن دولتی که با روحانیت مذاکره کند.(23) علما در این مورد اظهار داشتند که چون آقای علم، نخست وزیر وقت، مورد بغض مردم و روحانیون است، ایشان را به بهانه‌ای جز خواست علما، مانند عدم تعادل بودجه مملکت یا تزلزل سطح اقتصادی عزل کنند و نخست وزیر جدید بنا به مصالح مملکتی دستور آزادی علما و مبلغین و همچنین طلاب علوم دینی را که به سربازی رفته‌اند صادر کند تا راه مذاکره بین روحانیان و دولت باز شود.(24)
شاه در پاسخ به درخواست علما از طریق پاکروان به آیت‌الله شریعتمداری جهت ابلاغ به سایر مهاجرین این‌چنین اعلام داشتند: 1. در مورد تغییر دولت، روحانیون باید بدانند که تمام سیاست گذاری‌ها و تصمیم گیری‌ها به‌وسیله شخص شاهنشاه صورت می‌پذیرد و اسدالله علم «مأمور معذور» است. اگر او برکنار شود، دولت بعد نیز به ‌ناگزیر همین سیاست‌ها و برنامه‌ها را به اجرا خواهد گذاشت. لذا در اصول شش‌گانه انقلاب سفید هیچ‌گونه تغییری صورت نخواهد گرفت. 2. تعدادی از زندانیان سیاسی به زودی آزاد خواهند شد. اما مقصران واقعی باید محاکمه و مجازات گردند.(25)
این پاسخ شاه اگرچه برخی از علما را دچار تردید کرد، امااکثر ایشان همچنان برای رسیدن به خواسته‌های خود ایستادگی و مقاومت کردند و خواهان تلاش برای حل اختلافات از طریق گفتگو و مذاکره بودند.(26)

شاه که گمان می‌کرد این پاسخ اتمام حجتی با علماست، برای پایان دادن به غائله مهاجرت، دستور آزادی زندانیان 15 خرداد را صادر کرد.در روز جمعه 11 مرداد 1342، سرلشگر پاکروان، امام خمینی و آیت‌الله قمی و اندکی بعد آیت‌الله محلاتی را به خانه‌ای در داودیه منتقل کردندو به آقایان مراجع و علمای مهاجر در اطلاع دادند که با این ترتیب دیگرعلتی برای ادامه اقامت آنان در تهران و شهر ری وجود ندارد و از آنان خواسته شد که به مراکز اقامت و زندگی خود در شهرستان‌ها بازگردند.اماعلمای مهاجر حاضر به قبول این پیشنهاد نشدند و مراجعت خود را مشروط به آزادی کامل امام و سایرعلمای بازداشتی کردند.تحت فشار نیروهای امنیتی و در راس ایشان سرلشگر پاکروان و سرهنگ مولوى و روساى نواحى مختلف ساواک تهران، عده‌ای ازعلمای مهاجر مجبور به ترک تهران شدند، اماعده‌ای از ایشان تا مهرماه مقاومت کردند.(27)
در همین هنگام اخباری نیز درباره تبعید امام به سنندج انتشار یافت که خشم علما را برانگیخت و ایشان را بر آن داشت تا علیرغم اختلافات داخلی وحدت خود را حفظ کنند و در پی یافتن راهی برای رهایی علمای اعظم بیابند.(28)

در این زمان به گفته آقای حائری‌زاده، دکتر مظفر بقایی طرحی را پیشنهاد می‌دهند که با استقبال علما مواجه و عملی می‌شود. او در دیدار با برخی از علما گفت: «چنان‌چه می‌خواهید امام مصونیت خود را به عنوان مرجع مذهبی حفظ کند، باید از شش تا هفت نفر از مراجع مسلم و بزرگ شیعه امضا بگیرید که آیت‌الله خمینی از مراجع بزرگ تقلید شیعه هستند. این استشهاد باید به چندین زبان زنده‌ دنیا و در سطحی گسترده منتشر شود. تنها به این صورت است که می‌توانید از محاکمه‌ امام و خطرات بعدی آن جلوگیری به عمل آورید.»(29)
و چون در قانون اساسى مرجع و مجتهد مصونیت دارد و این اجتهاد را باید مجتهدین و مراجع دیگر امضا کنند،آیت‌الله‌ نجفی مرعشی، آیت‌الله‌ آملی،آیت‌الله‌ شریعتمدارىو آیت‌الله‌ میلانى مرجعیت و اجتهاد امام خمینى را امضا کردند تا به این طریق ایشان مصونیت قانونى بیابند.(30) ایشان طی اعلامیه‌ای با اشاره به نیابت عامه مراجع تقلید در زمان غیبت امام زمان (عج) و با تاکید بر حقوق تضمین شده در قانون اساسی مشروطه و انتقاد از تبدیل حکومت مشروطه به حکومت فردی، متذکر شدند:
«حضرت آیت‌الله خمینی مدظله العالی از مراجع مسلم تقلید هستند و طبق آیین مذهب شیعه فتوای ایشان مانند فتاوی سایر مراجع تقلید از قبیل فتاوی مرحوم آیت‌الله بروجردی(ره) و فتاوی حضرات آیات عظام مراجع تقلید فعلی مد ظلهم لازم‌الاتباع و هدف و نظریات حضرت آیت‌الله خمینی مطابق هدف و نظریات کلیه مراجع و آیات عظام است.»(31) و این را می‌توان مهم‌ترین دستاورد مهاجرت علما نامید.
علاوه بر این،‌ علمای داخل و خارج از ایران اعلامیه‌های متعددی در محکومیت اقدام رژیم علیه علمای دربند صادر کردند. از جمله آیت‌الله شهاب‌الدین حسینی نجفی مرعشی، آیت‌الله محمدرضا موسوی گلپایگانی، آیت‌الله محسن طباطبایی حکیم، آیت‌الله شاهرودی، شیخ محمود شلتوت، رئیس دانشگاه الازهر، آیت‌الله میرسید محمد بهبهانی، جامعه علمای آذربایجان، شورای مرکزی روحانیت تهران، جامعه روحانیت ایران، نهضت آزادی ایران، شورای مسلمانان متحد و.... با صدور اعلامیه‌هایی انزجار خود را از این اقدام رژیم اعلام کردند و خواستار مقاومت مردم تا حصول نتیجه شدند.(32)


از دیگر وقایع مهمی که در ایام مهاجرت رخ داد، فراهم کردن مقدمات انتخابات دوره 21 مجلس از سوی دولت بود.شاه پس از یک فترت دوساله فرمان انتخابات مجلس بیست و یکم را در اواخر تابستان 1342 صادر کرد. اما علمای مهاجر و روحانیان سراسر کشور، انتخابات مجلس بیست و یکمرا تحریم و مجلس را فاقد مشروعیت اعلام کردند.اشخاص و گروه‌های مختلف مانند جامعه روحانیت ایران، جامعه اصناف و بازرگانان تهران، آیت‌الله نجفی مرعشی، آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری، آیت‌الله ابوالقاسم خویی، آیت‌الله محمدهادی حسینی میلانی، آیت‌الله سید علی بهبهانی، با صدور اعلامیه‌هایی مخالفت خود را با برگزاری انتخابات فرمایشی اعلام کردند و شرکت در آن را جایز ندانستند(33) و با تحریم انتخابات و تعطیل کردن بازار و پخش اعلامیه‌ها در این زمینه، بار دیگر افکار عمومی را متوجه بازداشت علماکردند.(34) اما این اقدام نتیجه‌ای درپی نداشت و سرانجام انتخابات برگزار شد و مجلس در 14 مهر 1342 گشایشیافت.
این حرکت در واقع آخرین تلاش علمای مهاجر بود. یک روز پس از گشایش مجلس،‌ علما در 15 مهرماه 1342، پس از چهارماه اقامت در تهران، تحت فشار عوامل انتظامی و امنیتی، ناگزیر به ترک مهاجرت و بازگشت به شهرهایشان شدند.(35)
اداره کل سوم ساواک پس از بازگشت روحانیون به شهرهای خود، از کلیه ادارات اطلاعاتی و انتظامی محلی خواست تا تمام فعالیت‌ها و رفت ‌و آمدهای روحانیان مذبور را تحت کنترل نامحسوس داشته باشند و با مذاکرات مستقیم و غیرمستقیم ایشان را از عوقب وخیم ادامه مخالفت خود با تحولات انقلابی به ایشان گوشزد کنند.(36)

درباره علت پایان مهاجرت علما علاوه بر دستور شاه و اجبار دستگاه حاکم دلایل گوناگونی دیگری نیز ذکر شده است، ازجمله احساس بی‌فایده بودن ادامه‌ مهاجرت، نزدیک‌شدن شروع سال تحصیلی حوزه(37) سردشدن تدریجی هواو خواست امام ازعلمای مهاجربرای بازگشت به شهرهایشان.(38)
به این ترتیب مهاجرت پایان یافت اما امام خمینی و آیت‌الله قمی و آیت‌الله محلاتی همچنان در منزلی در قیطریه در حصر خانگی به سر می‌بردند و تا پایان مدت بازداشت در همین مکان ماندند. با وجود پایان یافتن مهاجرت، علما به تلاش خود برای رهایی زندانیان ادامه دادند و با روی کار آمدن منصور، نخست وزیر وقت، با ارسال تلگراف‌هایی به وی، خواهان آزادی همه زندانیان شدند.(39)
سرانجام پس از سالگرد واقعه فیضیه که رژیم گمان می‌کرد هیجان و مخالفت مردم فروکش کرده است،ایشان آزاد شدند و مأموران امنیتی ساواک به سرپرستی سرهنگ مولوی، رئیس ساواک تهران، در ساعت 22 روز 18 فروردین 1343امام را از قیطریه خارج و به قم منتقل کردند.(40)

شاه برای اینکه خود را پیروز این غائله نشان دهد، همزمان با آزادی امام در روزنامه‏های عصر روز شنبه 12 مرداد 1342متنی به شرح زیر منتشر کرد:

«طبق اطلاع رسمی که از سازمان اطلاعات و امنیت کشور واصل گردیده است، چون بین مقامات انتظامی و حضرت آقایان خمینی،محلاتی و قمی تفاهم حاصل‏ شده که در امور سیاسی مداخله نخواهند کرد و از این تفاهم اطمینان کامل حاصل‏ گردیده است که آقایان برخلاف مصالح و انتظارات کشور عمل انجام نخواهند داد، علیهذا آقایان به منازل خصوصی منتقل شدند».
اعلامیه فوق بعدها که امام آزاد ‏شدند و به قم عزیمت کردند و از این مسئله و اطلاعیه دولت آگاه‏شدند، شدیدا تکذیب شد.امام طی‏ سخنرانی و تلگرافهایی این خبر کذب را به اطلاع علما و مردم رساندند.(41)

 
ارجاعات
1. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، جلد 4، بنیاد فرهنگی امام رضا (ع)، ص 130؛ جلالی، ص 171
2. خاطرات پانزده‌ خرداد، جلد 6،تهران: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی،‌ 1378، ص280
3. خاطرات پانزده خرداد، جلد 9، ص 33
4. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، جلد اول استان گیلان، تهران: مرکزبررسی اسنادتاریخی وزارت اطلاعات ، 1389، ص 24
5. خاطرات پانزده‌ خرداد، جلد 6، ص 63
6. جلالی،غلامرضا،مشهد در بامداد نهضت امام خمینی، تهران: مرکزاسنادانقلاب اسلامی، 1378، ص 183
7. دوانی، جلد 4، ص 131
8. پاشازاده،غلامعلی، خاطرات مصطفی حائری زاده، تهران: مرکزاسنادانقلاب اسلامی، 1389، ص 143
9. منصوری،جواد، 25 سال حاکمیت امریکا در ایران، تهران: بی‌نا، 1364، ص 103
10. نیکبخت، رحیم و محمداسماعیل‌زاده،زن‍دگ‍انی‌ و م‍ب‍ارزات‌ آی‍ت‌ال‍ل‍ه‌ ق‍اضی‌ طب‍اطب‍ای‍ی‌، تهران: مرکزاسنادانقلاب اسلامی، 1380، ص 182
11. خاطرات پانزده‌ خرداد شیراز (دفتر دوم)، تهران: حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، 1375، ص 182
12. خاطرات پانزده‌ خرداد  (دفتر 6)، ص 63
13. دوانی، جلد 4، ص 131
14. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 3، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 402
15. سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک (جلد 2)، تهران: موسسه تنظیم و نشرآثار امامخمینی، 1386، ص186؛ امام در آئینه اسناد سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی، جلد 1، ص 373
16. سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک (جلد 2)، ص 125؛ خاطرات پانزده‌ خرداد (دفتر 2)،تبریز قسمت اول، ص105؛ روحبخش،رحیم،نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 146؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، ص 530؛ دوانی، جلد 4، صص 131-133
17. دوانی، جلد 4، ص 132
18. روزنامه اطلاعات شماره‌های دهم مرداد و پنجم شهریور 1342؛ موحد ‌خویی، جمیل، سربداران کوچه و بازار، تهران: میکائیل با همکاری اشجع، 1385، ص 197؛‌ ازغندی،علیرضا- حشمت‌زاده،محمدباقر،حدیث انقلاب به جستارهایى در انقلاب اسلامى ایران (مجموعه مقالات)، جلد 1، تهران: المهدی، 1377، ص230
19. دوانی، جلد 4، ص 219
20. بادامچیان،اسد‌الله،خاطرات منتظری و نقد آن، تهران: اندیشه ناب، 1386، ص 275
21. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 3، ص 344
22. سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک (جلد 2)، ص 186
23. امام در آئینه اسناد سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی، جلد 1، ص 373؛ سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک (جلد 2)، ص 186
24. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 3، ص 344
25. امام در آئینه اسناد سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی جلد 1، ص 373؛ سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک (جلد 2)، ص 186
26. امام در آئینه اسناد سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی، جلد 1، ص 373؛ سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک (جلد 2)، ص 186
27. دوانی، جلد 4، ص 220
28. امام در آئینه اسناد سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی جلد 1، ص 373؛ بررسی تحلیلی نهضت امام خمینی، جلد 1،ص 568
29. پاشازاده، ص 150
30. بیدهندی،باقری،دیدگاهها و انقلاب اسلامى ایران، قم، روح، بی‌تا، ص 114؛ امام در آئینه اسناد سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی، جلد 1، ص 373
31. سیر مبارزات امام خمینی در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک (جلد 2)، ص 186
32. دوانی، جلد 4، صص 100-170
33. همان، صص 170-218
34. فردوسی‌پور،اسماعیل،همگام با خورشید...، تهران: فردوس، 1372، ص121
35. امام در آئینه اسناد سیر مبارزات امام خمینی به روایت اسناد شهربانی جلد 1، ص373
36. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج3، ص 554
37. جایگاه‌ مبارزات روحانیون ایران، تهران،بی‌تا، بی‌نا، ص 251؛‌ دوانی، جلد 4، ص 219
38. خلخالی، صادق، خاطرات آیت‌الله خلخالی (اولین حاکم شرع دادگاههای انقلاب)، تهران: سایه، 1379،‌ ص 126
39.  دوانی، ج4، ص 271
40. قیام 15 خرداد 1342، 275
41. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی پرونده حضرت امام خمینی سند 1086 /200



 
تعداد بازدید: 4158



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.