رضا امیریان
شهر قم بدلیل حضور مراجع، علما و روحانیون، و بویژه بدیلی حضور حضرت امام خمینی که بنیانگذار انقلاب اسلامی است، حوادث و وقایع زیادی را به خود دیده است. اعلامیه ها و سخنرانی های انقلابی از شهر قم برمی خواست و رهبران انقلابی طراز اول در قم حضور داشتند. بی جهت نیست که قم را به عنوان مرکز نشر عقاید دینی شناخته اند. حضرت امام خمینی در شهر قم قیام کردند و در قم دستگیر و زندانی شدند و از قم به ترکیه تبعید شدند. و حتی جرقه انقلاب اسلامی ایران با حادثه 19 دی قم رقم زده شد که در نهایت منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. به دلیل اهمیتی که شهر قم در حوادث انقلابی خصوصا سالهای دهد 1340 داشت، در سلسله مقالات روزشمار انقلاب اسلامی 1341 تا 1343 قم، نگاه جامعی به حوادث سالهای مذکور قم و همچنین حوادث منتج و مرتبط با این حوادث در سراسر کشور می اندازیم. این مقاله دربرگیرنده روزهای پر حادثه نوروز 1342است.
1 فروردین 1342، 24 شوال 1382، 21 مارس 1963
با تحویل سال نو در شهر قم، اعلامیهی آیتالله خمینی که علیه جنایات رژیم و در مورد عید نداشتن ملت ایران بود و نیز اعلامیههای سایر علما، در بین مردمی که در صحن و در داخل حرم، مسجد بالاسر و نیز مسجد اعظم برای حلول سال جدید حضور داشتند، پخش و توزیع گردید.
همچنین مراجع محترم تقلید در این روز با مردم جلسه نداشته و سر در منازل خود، پرچمهای سیاه برافراشتند.
بعدازظهر امروز مراسمی به مناسبت شب شهادت امام جعفر صادق (ع) در منزل آیتالله خمینی برگزار بود. میزبان شخصاً سخنرانی نکرده و منبر را به حجتالاسلام محمد آلطه سپرده بود. واعظ در این سخنرانی به شدت از فرماندار قم انتقاد کرد و در اعتراض به پخش صدای ساز و آواز از ساختمان فرمانداری آن هم در شب عزاداری گفت: «حیا نمیکند این فرماندار هرزه؟»
بنابه رسم هر ساله و به مناسبت فرارسیدن نوروز، محمدرضا پهلوی پیام تبریکی به ملت ایران صادر کرد. او در پیام خود با اشاره به مصوبات انقلاب سفید، سال جدید را «مبداً تحولی عظیم و اساسی در حیات کشور و ملت ایران» خواند و گفت: «امروز اشعه حیاتبخش آفتاب نوروزی فقط شاهد رستاخیز طبیعت نیست، بلکه شاهد رستاخیزی عمیقتر و پایدارتر در حیات اجتماعی و تاریخی یک ملت کهنسال است.»
گروههای مختلف دولتی و مقامات حکومتی برای تبریک نوروز امروز به دیدار شاه رفتند. آیین سلام نوروزی از ساعت سه تا هشت بعدازظهر ادامه داشت. کارکنان دربار، هیأت وزیران، امرای ارتش، اساتید دانشگاهها، مدیران جراید و بسیاری دیگر از صاحبمنصبان دولتی، همگی در این دیدار، به نحوی به مصوبات لوایح ششگانه انقلاب سفید پرداخته و با تمجید از نقش شاه در رهبری این انقلاب به اصطلاح سفید، لوایح مذکور را «دیباچه روزگاری نوین در تاریخ این ملت کهنسال»، «آغاز یک دوره تحول بزرگ» و «اساسی ترقی و آبادی ایران» خواندند. شاه در هر یک از دیدارهای جداگانه با این گروهها، باز هم به تأثیر انقلاب سفید در ترقی و آبادانی ایران پرداخت و ابراز امیدواری کرد که «در سال نو شاهد نتیجهگیری کامل از اقدامات سال گذشته باشیم.»
فرح دیبا نیز در پیامی جداگانه به مردم ابتدا به انقلاب سفید پرداخت و با اشاره به آزادی تازه به دست آمده زنان در شرکت در انتخابات گفت: «این گرانبهاترین عیدی است که زنان ایران در طلیعه سال نوین از شاهنشاه خود دریافت میکنند.»
نخستوزیر اسدالله علم هم امروز پیام تبریکی از رادیو ایران منتشر کرد. او نیز در این پیام به انقلاب سفید پرداخت و نوروز امسال را در تاریخ ایران، برجسته و نمایان دانست. او گفت: «در این سال نو به فرمان شاهنشاه بزرگ ایران کار نویی در پیش داریم. باید ایران کهن را نو کنیم [...] من و همکارانم از جان و دل به فرمان شاهنشاه کمر به خدمت ایران بستهایم. در این خدمت تا جان داریم دمی از کوشش فرونمیگذاریم.»
در حالی که جبهه حکومت پهلوی، از تغییر و تحول در سال نو سخن میگفت و ترقی و آبادانی مملکت را وعده میداد، روحانیون مبارز و مراجع تقلید موضع متفاوتی داشتند. گروهی از مردم به فرمان مراجع تقلید و در اعتراض به انقلاب سفید، جشن عید را تحریم کرده بودند و در ملاقات با یکدیگر به جای تبریک، تسلیت گفته و آیه انا لله و انا الیه راجعون میخواندند. در میان مردم کارتهای تسلیتی به چاپ رسیده بود که در آن از پایمال شدن مظاهر دینی خبر میداد. بالای درب بسیاری از مدارس دینی در قم پارچه سیاهی برافراشته شده بود که نوشتهای را بر پیشانی داشت: «امسال مسلمین عید ندارند.» بسیاری از طلاب و روحانیون حوزه علمیه قم نوار سیاه رنگی را بر سینه زده بودند که سوگ و اندوه را اشعار میداشت. از طرفی اعلامیههای آیتالله خمینی مبنی بر تحریم عید نوروز، در میان مردم دست به دست شده و در تیراندازی قابل توجه، در حرم حضرت معصومه (س) منتشر میشد.
در شیراز نیز مراسمی به همین مناسبت در مسجد جمعه برپا بود. آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب پس از اقامه نماز مغرب و عشا به منبر رفت و نسبت به سیاستهای اخیر دولت ابراز نگرانی کرد. مصوبات انقلاب سفید در نظر عموم روحانیون و مراجع تقلید به عنوان اسلامستیزی قلمداد میشد. دستغیب در این سخنرانی گفت: «دل من و شما از مصیبت ناموس، مصیبت بیدینی، مصیبت بیعفتی، مصیبت مذهب جعفری خون است» به گزارش ساواک، او در حالی که میگریست گفت: «مگر دین صاحب ندارد؟ بیحیاها بیشرمها، چهارصد میلیون مسلمان پشتیبان قرآن هستند.»
مراجع تقلید مشهد نیز امروز در منازل خود مراسم عزاداری و سخنرانی برپا کرده بودند. آیات عظام محمدهادی میلانی و حسن قمی شخصاً در این مراسم حضور داشتند. آیتالله قمی در سخنرانی خود گفت «به نام اصلاحات احکام دین را زیرپا گذارده میگویند آزادی است. دزدی رشوهخواری، رباخواری، مملکتفروشی، دینفروشی آزاد است. نام خدا بردن آزاد نیست.». گزارش این دو مراسم به طور جداگانه توسط ساواک و شهربانی مشهد تهیه و به مقامات بالاتر ارسال شد.
2 فروردین 1342، 25 شوال 1382، 22 مارس 1963
آیتالله مشکینی در مراسمی که در مدرسهی حجتیه برگزار شد، حضور پلیس رژیم را مورد انتقاد شدید قرار دادند. صبح امروز منزل آیتالله خمینی محل تجمع عزاداران بود. در حین سخنرانی واعظ، افراد ناشناسی که قبلاً در اینگونه مراسمها دیده نمیشدند، شروع به سردادن صلواتهای گاهوبیگاه شدند. خبر این بینظمی به اطلاع آیتالله خمینی رسید. ایشان از اندرونی منزل به حیاط آمده و در کنار منبر و در معرض دید حضار نشستند. صلواتهای نابجا باز هم قطع نشد. آیتالله خمینی از مجلس خارج شده و با فراخواندن شیخ صادق خلخالی به اخلالگران هشدار دادند که اگر بینظمی را ادامه دهند فوراً به طرف صحن مطهر حضرت معصومه (س) رفته و سخنانی را که لازم است به گوش مردم برسد، شخصاً ایراد خواهند کرد. با این اولتیماتوم، به تدریج افراد ناشناس منزل را ترک کرده و آرامش جایگزین همهمههای مشکوک شد.
مراسم دیگری نیز به همین مناسبت در منزل آیتالله شریعتمداری برگزار بود. در این مجلس نیز افراد مزبور حضور داشتند. یکی از ذاکرین بر روی پلههای منبر ایستاد و شعری از فرخی یزدی خواند:
سوگواران را مجال بازدید و عید نیست
بازگردای عید از ایران که ما را عید نیست
عید جمشیدی که از بیداد ضحاکی عزاست
هر کسی شادی کند از دو ده جمشید نیست
صدای صلوات بار دیگر برخاست و بینظمی رفتهرفته شیوع یافت. بنابه خاطرات علی دوانی، در این لحظه فردی به نام میری که ورزشکار و پهلوان معروف قم بود. جلوی منبر ایستاد و اخلالگران را تهدید به ضرب و شتم کرد. بدینترتیب این مجلس نیز بدون بروز واقعهای خاتمه یافت.
در مورد مراسمی که قرار بود به مناسبت شهادت امام صادق (ع) در مدرسهی فیضیه برگزار شود، برخی از دوستان و آشنایان به آیتالله گلپایگانی اعلام خطر حملهی مأموران رژیم را نمودند، ولی ایشان فرمودند که مجلس عزا باید برقرار بشود، چون در نخستین ساعات روز تعدادی اتوبوس شرکت واحد تهران وارد قم شده بود. مسافرین این اتوبوسها، از نیروهایی بودند که دولت وقت براساس سرکوب اعتراضات مردمی به قم فرستاده بود. آنها نه با لباس نظامی بلکه با پوششی از نوع روستایی به قم آمده بودند تا در مراسم عزاداری که در منازل مراجع تقلید برگزار میشد، حضور یافته و اخلال ایجاد کنند.
در مراسم عزاداری فیضیه، افراد ناشناس اینبار در جلوی منبر تجمع داشتند. آنها باز هم با سر دادن صلواتهای نابجا موجب بینظمی در اجرای سخنرانیها میشدند.
آیتالله گلپایگانی در اواسط مراسم وارد مدرسه فیضیه شدند. ایشان در خاطرات خود از این مراسم چنین یاد کردهاند: «وقتی از بازارچه گذرخان وارد میدان آستانه شدم دیدم از آنجا تا در مدرسه فیضیه وسایل نقلیه مأمورین در دو قسمت صف کشیدهاند و میدان پر از مأمورین بود. میدان آستانه وضع غیرعادی داشت. به من سفارش کردند به فیضیه نروم ولی گفتم میروم هرطور شد بشود» هنوز دقایقی از حضور آیتالله گلپایگانی در مراسم نگذشته بود که اخلالگری شدت یافت. بینظمی در مراسم با شروع کردن سیگار ادامه یافت. افراد مذکور جدالی ساختگی به راه انداخته و به کشیدن سیگار اعتراض در مراسم اعتراض کردند. صدای صلوات همچنان مانع از ادامه سخنرانی بود. واعظ به سرعت به سخنان خود خاتمه داد و از منبر به پایین آمد. در همین حین صدای درود بر اعلیحضرت رضاشاه کبیر و صلوات بر شاه و ولیعهد در مجلس پیچید. درگیری آغاز شد و گروهی از مردم به سرعت از مدرسه خارج شدند. با خلوت شدن مدرسه، حمله به طلاب آغاز شد. مأموران حکومتی طلاب را وادار به سر دادن شعار جاوید شاه میکردند. تعدادی از طلاب آیتالله گلپایگانی را به داخل حجرهای برده و مخفی کردند. درگیری بین طلاب و نیروهای حکومتی آغاز شد. در همین هنگام، طلاب مدرسه به دفاع پرداخته با سنگ و آجر پاسخ حملهکنندگان را میدادند ولی مأموران امداد و پلیس انتظامی وارد معرکه شده و زد و خورد بین قوای دولتی و طلاب بالا گرفت. مأموران به تخریب مدرسه پرداختند و در نتیجه عدهای مجروح و نیز مقتول گشته، جمع زیادی بازداشت شده و به تهران انتقال یافته، تحویل سازمان امنیت شدند.
آنها به حجره محل اختفای آیتالله گلپایگانی نیز حمله برده اما داماد ایشان را که شباهت زیادی به آیتالله داشت به بیرون کشیده و به شدت کتک زدند. طلاب که چارهای جز فرار نداشتند، از هر گریزگاهی میگریختند. برخی از پشت دیوار مدرسه به ساحل رودخانه پریده فرار میکردند؛ برخی دیگر نیز به مدرسه دارالشفا در جنب مدرسه فیضیه رفته و از آنجا خارج میشدند. در این درگیری طلبه جوانی به نام سیدیونس رودباری در اثر شدت حادثه، به سختی مجروح و مدتی بعد درگذشت.
رژیم شاه به مراکز درمانی و بیمارستانها اعلام کرد از پذیرش مجروحان مدرسهی فیضیه خودداری کنند، فلذا برخی بیمارستانها مجروحان را اخراج کردند. عدهای از مجروحان که به منزل آیتالله خمینی پناهنده شده بودند، مورد ملاطفت ایشان واقع شده و از آنها دلجویی شد.
برخی از مجروحانی که از بیمارستانهای قم اخراج شده بودند، در بیمارستان فاطمی بستری شده و دکتر واعظی، رئیس بیمارستان، علیرغم مخالفت رژیم، مجروحان را پذیرفت.
به دنبال خبر یورش عمال رژیم به مدرسهی فیضیه، آیتالله خمینی عازم حرکت به سمت فیضیه شدند، ولی با ممانعت و اصرار فراوان دوستان، ایشان از این کار منصرف گشتند. درب منزل ایشان تا پاسی از شب باز بود تا طلاب مصدوم پناهگاهی داشته باشند. آیتالله خمینی پس از اقامه نماز مغرب و عشا به سخنرانی پرداخت و با یادآوری مصائبی که ائمه بزرگوار دین گذشته آنها را دلداری و به آنها روحیه داد. برخی درب منزل ایشان را برای احتیاط بستند تا از حمله مأموران به این بیت جلوگیری کرده باشند اما به شدت مورد بازخواشت و اعتراض آیتالله واقع شدند.
به دنبال شایعهی ترور آیتالله خمینی، ایشان ضمن توصیه به دوستان، جهت ادامهی کارهای همیشگی خود، از آنها خواستند تا ایشان را تنها بگذارند. آیتالله خمینی ضمن دروغ دانستن این شایعات فرمودند: «این ترفند رژیم برای تهدید ماست تا شاید از مبارزه دست برداریم».
رژیم، خبر حمله به مدرسهی فیضیه را این گونه اعلام کرد: «به علت نصب اعلامیههای تحریکآمیز از طرف عدهای از طلاب بر دیوار بعضی از معابر و خیابانها، جمع کثیری از روشنفکران به منظور حمایت از آزادی زنان و اعطای حق رأی به آنها، به تظاهرات پرداختند که منجر به زد و خورد بین آنها و عدهای از طلاب گردید، ولی با دخالت مأموران انتظامی، از بروز حوادث ناگوار جلوگیری به عمل آمد».
روزنامهی اطلاعات نوشت: گزارشهای رسیده از قم حاکی است روز جمعه دوّم فروردین، طی سخنرانی آقای حاجانصاری در مدرسهی فیضیه و مرکز حوزهی علمیهی قم، زد و خوردی صورت گرفت که موجب کشته شدن یک نفر و مجروح شدن عدهای گردید. لازم به توضیح است که روز جمعه که مصادف با وفات حضرت امام جعفر صادق (ع) بود مجلس ذکری در محوطهی مدرسهی فیضیه از طرف روحانیون تشکیل گردید که آقای حاجانصاری سخنرانی کرد.
شخصیتهای مختلف دینی و ملی با ارسال پیامهای تسلیت، پشتیبانی خود را از نهضت اعلام داشتند.
آیتالله میلانی که در مشهد حضور داشتند، با ارسال نامهای به محضر آیتالله خمینی از حال مجروحان مدرسهی فیضیه تفقد کردند.
آیتالله العظمی خویی در تلگرافی به آیتالله العظمی خمینی، دربارهی فاجعهی مدرسهی فیضیه ابراز تأسف نمودند.
در نخستین تلگراف آیتالله العظمی شاهرودی به امام خمینی، دربارهی فاجعهی مدرسهی فیضیه به ایشان تسلیت گفتند.
آیتالله العظمی شاهرودی در دومین تلگرافشان به آیتالله العظمی خمینی، پیرامون فاجعهی فیضیه ابراز تأسف کردند و مطالبی را عنوان نمودند.
آیتالله العظمی شاهرودی در تلگرافی به جمعی از علمای ایران، پیرامون فاجعهی مدرسهی فیضیه، به آنها تسلیت عرض نمودند.
امروز در تبریز هم چند مراسم عزاداری برپا بود. گروههای مختلف مردم در مدرسه طالبیه، مسجد حاج میرزا یوسف (قزللی)، مسجد مقبره و منزل آیتالله سیدابراهیم دروازهای حضور یافتند.
در مدرسه طالبیه و در اواسط برنامه مأموران شهربانی به داخل مدرسه ریختند و اعلامیه آیتالله خمینی مبنی بر تحریم عید نوروز را از دیوارها کندند. درگیری بین طلاب و مأموران از همینجا آغاز شد. روحانیون با سنگ و آجر و مأموران با سلاحهای خود با یکدیگر به زد و خورد پرداختند.
درگیری از مدرسه به بازار شهر نیز رسید و صدای تیراندازی هوایی به مسجد قزللی نیز رسید. آنها نیز وارد درگیری شدند. اصابت سنگ بر سر یکی از مأموران شهرداری و کشته شدن او موجب شدت زد و خورد شده درگیری به سطح شهر نیز کشیده شد و در خیابان تربیت این شهر دو نفر در اثر اصابت گلوله جان باختند.
مشهد نیز از این سرکوب درامان نماند. صبح امروز در منزل آیتالله سیدحسن طباطبایی قمی مراسم عزادرای برپا بود. در اینجا نیز مأموران وارد عمل شده و به قصد برهم زدن مجلس به مردم حمله کردند. مقاومت مردم موجب عقبنشینی مأموران و در نهایت خاتمه درگیری شد.
در پایان وقایع امروز مشهد، ساعت 8 بعدازظهر کمیسیون امنیت خراسان تشکیل جلسه داد و مقرر گردید که شیخ حسن کافی و شیخ عباس واعظ طبسی همان شب دستگیر و تحویل ساواک خراسان شوند و استاندار به آیات عظام میلانی و قمی تذکر دهد.
بنا به گزارشات مختلف ساواک امروز در تهران، کاشان، قزوین و شیراز هم مراسم عزاداری برپا بود.
3 فروردین 1342، 26 شوال 1382، 23 مارس 1963
صبح امروز گروهی از اهالی قم که در پی وقایع روز گذشته در مدرسه فیضیه، نگران و جویای حال آیتالله خمینی بودند، به منزل ایشان رفتند. آیتالله خمینی در ساعات اولیه صبح در جمع مردم حاضر شد و ضمن سخنرانی گفتند: «مردم لازم است از مدرسه فیضیه دیدن نمایند و جنایات غیرانسانی دستگاه حاکمه را از نزدیک ببینند و نیز به بیمارستانها سرکشی کنند و از روحانیون مجروح و مصدوم عیادت به عمل آورند تا دریابند که دستگاه حاکمه با روحانیت چه کرده است.»
به دنبال این توصیهها، اهالی قم و روحانیون عازم مدرسه فیضیه شدند. بنابه خاطرات و مشاهدات شاهدان عینی، در برخی قسمتهای مدرسه، عمامهها، کفشها و لباسهای خونین افتاده بود و اثاثیه و لوازم طلاب که از حجرههای نیمسوخته به بیرون ریخته شده بود، در داخل حیاط روی هم انباشته شده بود.
اندکی بعد از تجمع مردم در فیضیه، مجدداً مدرسهی فیضیه مورد حمله قرار گرفت و مأموران دولتی به ضرب و شتم مردم و طلاب پرداختند و آنها را از مدرسه متواری ساختند. خود نیز چند دقیقهای با شعار جاوید شاه در حیاط مدرسه مانور دادند.
آیتالله العظمی خمینی در پی آزار و اذیت طلاب از سوی مأموران شاه و از جمله سوار نکردن ایشان توسط تاکسیها، رئیس شهربانی را احضار کرده و ضمن اعتراض به وی هشدار دادند که از این گونه اقدامات خودداری به عمل آید و در صورت تداوم شرایط موجود دستور خواهد داد که چندین خودروی سواری از تهران به قم آمده و به طور رایگان به روحانیون خدمات دهند.
عصر امروز گروهی از مأموران نظامی که از روز پیش در مدرسه حکیم نظامی قم مستقر بودند، در دفاع از اقدامات حکومت در خیابانهای این شهر به راه افتاده و شعار جاوید شاه سر دادند. سرلشکر پاکروان رئیس وقت ساواک در نامهای به رئیس ساواک مشهد، به گزارش مانور نظامیان در قم پرداخت. به نظر میرسد هدف از این گزارش تشویق و یا دستوری ضمنی برای راهاندازی چنین اقدامی در مشهد بوده باشد.
سرهنگ بدیعی رئیس ساواک قم در گزارشی به ریاست ساواک، از پیشنهاد آیتالله خمینی به دیگر مراجع قم مبنی بر صدور اعلامیه خبر داد. بدیعی از طرفی این خبر را «تأیید نشده» عنوان کرد و از سوی دیگر مفاد این اعلامیه را چنین احتمال داد: «1ـ هیئت حاکمه طلاب را قلع و قمع و آنها را مضروب و غارت کردهاند. 2ـ از خبرنگاران خارجی دعوت میشود که بیایند و مدرسه فیضیه را محل زد و خورد بوده، مشاهده کنند» بدیعی در ادامه این گزارش مدعی شد که «طلاب اثاثیه خود را مخفی کردهاند تا وانمود نمایند که غارت شده است.»
به گزارش شهربانی قم، امروز اعلامیهای برضد آیتالله خمینی در این منتشر شد و در آن آمده بود که فردا نیز در اعلامیهای جداگانه ماهیت آیتالله شریعتمداری برای مردم روشن خواهد شد.
سرلشکر پاکروان امروز نامهای به سرهنگ بدیعی فرستاد و جالب آنکه ماجرای وقایع روز گذشته در قم را برای رئیس ساواک قم گزارش کرد. او در این نامه، درگیری را بین طلاب و مردم عادی قلمداد کرد و شروع درگیری را نیز به روحانیون نسبت داد. او در این گزارش نوشت: «از طرف طلاب از پشتبام به یک عده مردم که در صحن مدرسه فیضیه بودهاند و نسبت به شخصی که بالای منبر بوده و فحاشی میکرده، تظاهرات عکس هم میکردهاند، با سنگ حمله میشود و یک نفر از مردم عادی مجروح میگردد.» پاکروان در ادامه دستور داد که با نهایت قدرت از بروز چنین وقایعی جلوگیری شود و هر فرد مظنونی فوراً توقیف گردد.
در پی وقایع روز گذشته در تبریز، امروز اعلامیهای در محکومیت این ماجرا در سراسر شهر منتشر گردید. بازار تبریز در قرق مأموران شهربانی و ساواک درآمد و تجمع بیش از سه نفر در این شهر قدغن شد.
بازار تهران نیز امروز به نشانه همبستگی با حوزه علمیه قم به حال نیمه تعطیل درآمد و اعلامیههای کوچکی که در آن علت این تعطیلی شرح داده شده بود بر دیوارهای بازار نصب گردید.
از طرف قاطبهی روحانیون ایران، فاجعهی حمله به مدرسهی فیضیهی قم تقبیح گردید. آیتالله خمینی در پاسخ علما اعلامیهی مفصلی صادر فرموده و متذکر شدند که دولت، خاطرات مغول را تجدید کرد.
4 فروردین 1342، 27 شوال 1382، 24 مارس 1963
جمعی از علما و روحانیون در تلگرافی به آیتالله العظمی گلپایگانی فاجعهی مدرسهی فیضیه را تسلیت گفتند.
آیتالله سیدمحمد بهبهانی امروز نامهای برای آیات عظام حوزه علمیه نجف فرستاد. به گزارش ساواک آیتالله بهبهانی در نامه خود به آیتالله حکیم درخواست کرد که: «علاوه بر اقداماتی که در آنجا صورت خواهد داد به عبدالسلام عارف رئیسجمهور عراق که با وی رابطه نزدیکی دارد پیغام دهد که دولت ایران با روحانیون رفتار غیرانسانی و اهانتآمیزی در پیش گرفته و تمام این اعمال را به دستور بهاییها که ضدمذهب اسلام هستند انجام میدهد.»
در پی اعلامیهای که روز گذشته علیه آیتالله خمینی در قم منتشر شده بود و در آن از اعلامیه جداگانهای علیه آیتالله شریعتمداری یاد شده بود، صبح امروز غلامرضا زنجانی، پیشکار آیتالله شریعتمداری عازم تهران شد تا در مورد عدم انتشار چنین اعلامیهای رایزنیهای لازم را انجام دهد.
صبح امروز گروهی از مردم و کارکنان ادارات دولتی قم در حمایت از رژیم پهلوی در میدان آستانه این شهر تجمع کردند. ساواک جمعیت گروه مزبور را 12 هزار نفر گزارش کرد.
امروز مقامات امنیتی قم با فردی به نام احمد طباطبایی که ظاهراً از جبهه روحانیون برگزیده بودند، جلسه گذاشته و در آن موافقت کردند که میتینگهای دولتی از این پس خاتمه یافته و روحانیون طراز اول نیز دیگر به هیچوجه اعلامیه منتشر نکنند. در گزارشی ساواک از این جلسه توضیح بیشتری از هویت احمد طباطبایی داده نشده و مشخص نیست که به نمایندگی از کدام یک از روحانیون طراز اول در این جلسه شرکت داشته است.
5 فروردین 1342، 28 شوال 1382، 25 مارس 1963
برخی از مسئولین مسجد اعظم قم به دلیل عدم امنیت و احتمال حمله به مسجد، بر سر راه تدریس آیتالله العظمی خمینی در این مسجد موانعی ایجاد نمودند، در نتیجه ایشان صحن کوچک را برای تدریس انتخاب کردند.
در تلگرافی حاج شیخ محمدتقی آملی به آیتالله العظمی گلپایگانی دربارهی فاجعهی مدرسهی فیضیه و اهانت به آیات عظام ابراز همدردی و تأسف نمودند.
در تلگرافی، حاج سید جعفر خوانساری به آیتالله العظمی گلپایگانی پیرامون فاجعهی مدرسهی فیضیه و اهانت به آیات عظام ابراز تأسف شدید نمودند.
همچنین امروز در قم شایع شد که شاه متواری شده است. گفته میشد که شاه به سوی شیراز گریخته است. از طرفی خروج اتومبیلهای حامل کماندوها از قم و اعزام آنها به تهران به این شایعه دامن میزد. سرهنگ بدیعی رئیس ساواک قم در گزارش این ماجرا به سرلشگر پاکروان از اقدامات پلیس برای تکذیب این شایعه خبر داد. از جمله این اقدامات به گفته بدیعی اعمال محدودیت برای طلاب در ترددشان در خیابانهای قم بود.
بنابه گزارشی امروز رفتوآمد به منزل آیتالله خمینی زیاد بود. از اینرو چند کماندو به آنجا اعزام شدند تا موجب تفرقه جمعیت گردند. در جلوی کوچه منزل آیتالله شریعتمداری نیز یک کماندو با مسلسل کشیک میداد. بدیعی در گزارش خود این اقدامات را در تکذیب شایعه مزبور مؤثر دانست. رئیس ساواک قم در گزارشی دیگر، ترویج این شایعه را از طرف روحانیون قم دانست و آن را جنگ اعصابی خواند که پس از خروج کماندوها و کشاورزان غیرمحلی از قم ایجاد شده بود.
متولیان مسجد اعظم قم، امروز برای جلوگیری از حمله احتمالی به این مسجد از آیتالله خمینی خواستند که کلاس درسشان را در محل دیگری برگزار نمایند. آیتالله خمینی نیز صحن کوچک حرم حضرت معصومه (س) را برای تدریس برگزیدند.
حجتالاسلام غلامرضا زنجانی پیشکار آیتالله شریعتمداری، امروز در تماس تلفنی با سرهنگ بدیعی، از تصمیم به سکوت ایشان خبر داد. بدیعی در گزارشی این گفتگو به مرکز نوشت که به گفته غلامرضا زنجانی، آیتالله شریعتمداری به مراجعین خود خواهد گفت که وظیفه شرعی خود را انجام داده و دیگر تکلیفی ندارند.
امروز گروهی از دانشجویان و کسبه بازار در جلوی منزل آیتالله خمینی در قم تجمع کرده بودند. مأمور ویژه ساواک که به این محل اعزام شده بود در گزارشی این امر نوشت که گروه مزبور اعلامیه افسران ارتش مبنی بر محکومیت حمله به دانشجویان و سرکوب عشایر فارس را قرائت میکردند.
پس از وقایع مدرسه فیضیه در شیراز شایع بود که قرار است شعبان جعفری به همراه گروهی از زیردستانش به این شهر رفته و مسجد جامع را مورد حمله قرار دهند. به دنبال رواج این شایعه، امروز تعداد زیادی اتومبیل از سوی فرودگاه به داخل شهر حرکت کردند. برخی از مأمورین که مترصد این پیشامد بودند، با کسب اجازه قبلی از آیتالله دستغیب، مجهز بوده و مسجد را تحت کنترل قرار دادند. اصغر ذاکری یکی از مبارزین شیراز در خاطرات خود آورده است: «من در حیاط مسجد بودم که متوجه افسری شدم که داشت به آهستگی با بیسیم گزارش میداد و شنیدم که این جملات را گفت: عده زیادی دانشجو در مسجد جمع شدهاند و مجهزند برای مقابله، شعبان اصلاً بیرون نیاید.»
جامعه روحانیت تهران امروز طی اعلامیهای، حادثه مدرسه فیضیه را جنایتبارتر از حمله سپاهیان چنگیز و مغول دانست و اعلام کرد که روحانیت تهران از شب چهارشنبه اول تا شب دوشنبه ششم ذیقعده از اقامت جماعت در مساجد خودداری خواهند نمود. سیدجعفر خوانساری نیز تلگراف تسلیتی برای آیتالله گلپایگانی فرستاد. در ادامه ارسال کمکهای ضروری به مناطق زلزلهزده غرب کشور، امروز 210 چادر بزرگ به محل حادثه ارسال شد اما طبق گزارشات، همچنان تقاضا برای یک هزار چادر دیگر وجود دارد.
6 فروردین 1342، 29 شوال 1382، 26 مارس 1963
آیتالله گلپایگانی در پاسخ به تلگراف عدهای از طلاب و ابراز همدردی و تأثر از حادثهی مدرسهی فیضیه به ایشان، تلگرافی ارسال نمودند.
جامعهی روحانیت قم، تهران، مشهد، شیراز و ... به منظور ابراز همدردی و پشتیبانی از حوزهی علمیهی قم، از ششم تا دوازدهم فروردین اعتصاب نمودند و از رفتن به مساجد و اقامهی نماز جماعت خودداری نمودند. ساواک در گزارشی از این اعتصاب نوشت: «از شب 6 فروردین هیچیک از آیات و علمای قم به استثناء حاج شیخ عباس صفایی و حاج شیخ عبدالغنی اراکی برای اقامه جماعت حاضر نشدهاند.»
بازار تهران و سایر شهرها نیز به تبعیت از علما و روحانیون، سه روز اعتصاب کردند.
ساواک در گزارشی درونسازمانی بار دیگر بر نقش مأموران نظامی در ماجرای مدرسه فیضیه سرپوش گذاشت و آن را شایعهای دانست که در بین روحانیون رواج یافته است. رئیس ساواک قم در گزارشی دیگر به ساواک تهران، از مسلح شدن برخی از طلاب خبر داد و نوشت که آنها به سلاح سرد و نیز پارابلوم مسلح شدهاند.
آیتالله العظمی خویی در تلگرافی به محمدرضا شاه، دربارهی فاجعهی مدرسهی فیضیه و اهانت به علمای اسلام هشدار دادند.
سازمان اطلاعات و امنیت در گزارش دیگری، از تشکیل جلسه فوری ائمه جماعت تهران از اطلاع از حادثه مدرسه فیضیه خبر داد و نوشت که آنها در منزل آیتالله خوانساری گرد هم آمده و تصمیم گرفتند که از امروز مساجد را تعطیل کنند. در این گزارش به تلگراف آیتالله بهبهانی به آیات عظام خمینی، گلپایگانی و شریعتمداری پرداخته شده و نیز از تلگراف دیگر وی به شیخ شلتوت رئیس دانشگاه الازهر مصر سخن به میان آمده است. بنابه گزارش ساواک صبح امروز عکاسان و مخبرین جراید و خبرگزاریهای خارجی از مدرسه فیضیه و خرابی حجرات عکسبرداری کردهاند. سازمان اطلاعات و امنیت امروز چند گزارش مفصل دیگر نیز از اقدامات و ارتباطات روحانیون با یکدیگر تنظیم نمود.
سرلشکر پاکروان در نامهای به ساواک قم خواستار اسامی افرادی شد که از طرف جبهه ملی با آیتالله خمینی دیدار کرده بودند. او همچنین از میزان وجوه ارسالی برای ایشان توضیح خواست. بدیعی در پاسخ به پاکروان میزان وجوه مزبور را چهارصد هزار ریال برآورد کرد.
امروز روحانیون مشهد نیز در همراهی با دیگر ائمه جماعات، نمازهای خود را تعطیل کرده و بازار این شهر نیز بسته شد. در برخی مناطق مشهد نیز طاق نصرتهایی که به منظور استقبال از شاه در هنگام ورود به این شهر آماده شده بود، به آتش کشیده شد و این امر موجب درگیری مردم و پلیس ضد شورش شد.
۷ فروردین 1342، 1 ذیقعده 1382، 27 مارس 1963
اعلامیهای مبنی بر اعتصاب (سازمان آزادیبخش ایران) بعد از حمله به مدرسهی فیضیه در قم منتشر گردید.
آیتالله خمینی امروز چند تلگرام کوتاه به علمای تهران و دیگر شهرها فرستاده و از اظهار همدردی آنها در واقع مدرسه فیضیه سپاسگزاری کردند. سرهنگ بدیعی رئیس ساواک قم در گزارشی امروز خود به ساواک تهران به تلگرافهای ایشان پرداخت و رونوشت تلگراف مفصل دیگری خطاب به سیدعلیاصغر خویی را نیز ضمیمه آن کرد. آیتالله خمینی در این تلگراف ضمن شرح ماجرای فیضیه، آن را یادآور خاطرات مغول خواند و شاهدوستی را رویارویی با مبانی اسلام دانست. در این تلگراف که بعدها به ششصد کلمهای معروف شد آمده بود: «شاهدوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین... شاهدوستی یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل احکام قرآن، شاهدوستی یعنی کوبیدن روحانیت... قرآن و مذهب در مخاطره است. با این احتمال تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب» ایشان پس از استیضاح دولت اسدالله علم نوشتند: «من اکنون قلب خود را برای سرنیزههای شما حاضر کردهام ولی برای قبول زورگوییها و خضوع در مقابل جباریهای شما حاضر نخواهم کرد.»
آیتالله سیدابوالقاسم خویی امروز از نجف تلگرافی به شاه فرستاد و در آن حمله به مدرسه فیضیه را محکوم کرد. آیتالله خویی در این تلگراف تند از شاه به خاطر بیتوجهی به تذکرات روحانیون انتقاد کرد.
مخبرین ساواک امروز از تصمیم مراجع تقلید قم مبنی بر تنظیم و ارائه شکایتنامهای به دادگستری و نیز دادگاه لاهه خبر داد. بنابراین گزارش آیات عظام خمینی، شریعتمداری و گلپایگانی مصمماند که با مشورت وکلای درجه اول دادگستری چنین شکوائیهای را تنظیم و ضمن ارائه به دادگستری تهران و قم، رونوشت آن را نیز به دادستان کل کشور، دادگاه لاهه و سازمان ملل نیز ارسال نمایند.
اعتصاب ائمه جماعت همچنان ادامه دارد. در گزارش امروز ساواک آمده بود که در مساجد کاشان و مسجد شاه قزوین نیز برگزاری نماز جماعت تعطیل بود.
8 فروردين 1342، 2 ذیقعده 1382، 28 مارس 1963
امروز زمزمههایی از احتمال تعطیلی بازار در تهران و قم به گوش میرسید. اعلامیههایی که در این باره منتشر شده بود خبر از تعطیلی بازار تهران در روز دهم فروردین میداد بازاریان قصد داشتند همگام با اعتصاب ائمه جماعت، مغازههای خود را تعطیل کنند. پاکروان در نامهای به ساواک قم درباره این اعتصاب هشدار داده و دستور داد که با عناصر اخلالگر و مخل نظم و امنیت طبق مقررات رفتار نمایند.»
گروهی از اهالی تبریز که در پی حوادث روز دوم فروردین در مدرسه طالبیه، رهسپار قم شده بودند، امروز با آیتالله شریعتمداری دیدار کردند. آنها از آمادگی و حمایت مردم تبریز از مبارزات سیاسی روحانیون خبر دادند. شریعتمداری نیز ضمن توصیف وقایع دوم فروردین در قم از آنها خواست که این اخبار را به گوش همه برسانند.
امروز در قم اعلامیهای با امضاء جامعه محصلین علوم دینی قم منتشر گردید و در آن مقصود برخی از علما از اعتراضات و مبارزات سیاسی و اجتماعی را احراز مقام مرجعیت تقلید برشمرده بود.
آیتالله دستغیب امروز در مسجد جامع شیراز سخنرانی تندی علیه به اصطلاح آزادی زنان ایراد کرد. او این حقوق اعطایی به زنان را خلاف شرع دانست و وظایف اصلی زن را «خانهداری، شوهرداری، حمل رضاع و تربیت اولاد» دانست. به گزارش ساواک دستغیب در این سخنرانی مردم را به جهاد دعوت کرد و اعلام نمود که «کلیه مساجد سه روز تعطیل خواهند بود.»
9 فروردین 1342، 3 ذیقعده 1382، 29 مارس 1963
از سوی آیت الله شیخ حسن سعید تهرانی، تلگرافی به آیات عظام دربارهی اهانت به علمای اسلام صادر و ابراز تأسف شدید نمود.
دو تاجر تبریزی امروز به قم آمدند و با آیات عظام خمینی و شریعتمداری دیدار کردند. بنابه گزارش رئیس ساواک قم این دو فرد با خود دو چمدان پول آورده بودند و آنها را تحویل مراجع تقلید نام برده دادند. بدیعی در گزارش خود مدعی شد که آنها به آیتالله خمینی پیشنهاد داده بودند که «چنانچه حاضر باشید شهریه طلاب را بدهید ما حاضرین ماهیانه هفتصد هزار ریال برای شما بفرستیم و خمینی قبول نموده است.»
صبح امروز گروهی از طلاب قم به بیمارستان فاطمی رفتند تا از آسیبدیدگان وقایع روز دوم فروردین عیادت کنند. آنها دوربین عکاسی نیز با خود آورده بودند و چند عکس نیز از مصدومین گرفتند. اما با ورود رئیس بیمارستان به ماجرا، دوربین آنها ضبط و نگاتیو آن نیز به بیرون کشیده شد.
از دو روز پیش اعلام شده بود که قرار است شاه در روز نهم فروردین عازم مشهد شود. این سفر به تعویق افتاد و دلیل آن نیز خرابی هوا و تراکم ابر در بین تهران و مشهد عنوان شد. این در حالی بود که برخی منابع، علت این تعویق را ناآرامیهای شهر مشهد و آتشزدن طاقنصرتها برشمرده بودند.
10 فروردین 1342، 4 ذیقعده 1382، 30 مارس 1963
صبح امروز گروهی از روحانیون و بازاریان تهران در منزل آیتالله سیدمحمد بهبهانی گردهم آمده و درباره پذیرش مرجعیت آیتالله خمینی و رهبری مبارزات ضدحکومتی مذاکره کردند. به گزارش ساواک، حاضرین در این جلسه تصمیم گرفتند نامهای به آیتالله خمینی نوشته و ضمن پذیرش مرجعیت و رهبری ایشان، از وی تقاضای فتوای جهاد کنند.
تلگراف چند روز پیش ایتالله خمینی به علیاصغر خویی امروز در تهران و قم دست به دست میگشت. این امر حساسیت مقامات شهربانی و ساواک قم را برانگیخته و عدهای از مخبرین و کارآگاهان را روانه یخچال قاضی ـ محل سکونت آیتالله خمینی ـ کرد. بنا به خاطرات خلخالی، او به محض آگاهی از این تحرکات به منزل آیتالله رفته و ضمن اطلاع به ایشان، موجبات پنهان کردن اعلامیههایی مزبور را فراهم ساخت. تلگراف مزبور در شمارگانی بالا به صورت اعلامیه منتشر شده بود و مقداری از آن در منزل آیتالله خمینی نیز وجود داشت.
چند روزی بود که زمزمههایی از تعطیلی بازار در تهران و قم به گوش میرسید. ساواک تهران خواستار اقدامات پیشگیرانه از این اعتصاب شده بود. سرهنگ بدیعی که روز گذشته از بازار و مغازههای قم دیدن کرده بود امروز در نامهای به سرلشگر پاکروان مغازههای این شهر را «مفتوح» خواند و در گزارشی اقدامات پیشگیریجویانه نوشت: «شایع شد که دکاکینی که روز شنبه (امروز) تعطیل باشند علامتگذاری خواهند شد و ممکن است به وسیله اخلالگران غارت شوند.»
امروز بخش اعظم بازار سنتی تهران و مغازههای خیابانهای بوذرجمهری، ناصرخسرو، سپه، مولوی، سیروس، خراسان، ری، شهباز، امیرکبیر و سرچشمه به حال اعتصاب و اعتراض بسته بود. مأموران انتظامی در بازار سرپوشیده و قدیمی تهران مستقر شدند و درگیریهایی نیز با بازاریان پیدا کردند. با این حال سرلشگر پاکروان در تلگرافی به ساواک قم این اعتصاب را تکذیب کرد.
پیش از این در اعلامیهای که در قم منتشر شد، خبر از تخریب چهره آیتالله شریعتمداری رفته بود. در پی این تهدیدها، پیشکار آیتالله شریعتمداری با سرهنگ بدیعی تماس گرفت و ضمن اظهار نگرانی از این موضوع گفت: «برنامه آقای شریعتمداری سکوت است و هیچ اقدامی از طرف ایشان نخواهد شد.»
امروز دستور تبعید آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب صادر شد. پاکروان در تلگرافی به ساواک شیراز دستور داد که: «پس از تبادلنظر با استاندار او را گرفته، سپس در اسرع وقت به منطقه مناسبی تبعید نمایید.»
به گزارش شهربانی قم، آیتالله خمینی و شریعتمداری در پی درخواست آیتالله حکیم مبنی بر ارسال آمار شهدا و مجروحین حادثه مدرسه فیضیه، به ایشان نوشتهاند که «40 نفر مقتول و 50 نفر مجروح داشتهایم.»
اداره یکم عملیات ساواک امروز در گزارشی محرمانه به بازتاب حادثه مدرسه فیضیه در افکار عمومی پرداخت. بنابه این گزارش رسانههای دولتی به علت سکوت در انعکاس این واقعه، مقصر شناخته شدند و گفته شده است که در پی این سکوت رسانهها، شایعات فراوانی در میان مردم رواج یافته است و موضوع بسیار بزرگتر از آنچه که بوده، در میان مردم شایع شده است.
11 فروردین 1342، 5 ذیقعده 1382، 31 مارس 1963
اعلامیهای از سوی جامعهی روحانیت تهران دربارهی فاجعهی تأسفانگیز مدرسهی فیضیه قم صادر گردید.
از سوی حاج سید محمدباقر شهیدی، تلگرافی به آیتالله العظمی گلپایگانی پیرامون فاجعهی مدرسهی فیضیه ارسال گردید.
امروز نیز بخشهایی از بازار تهران در ادامه اعتصاب روز گذشته تعطیل بود. گروهی از مأمورین نیز در جلوی ورودی بازارها مستقر و در ساعات اولیه صبح مانع تردد در محوطه شدند، اما چندی بعد این جلوگیری شکسته شد.
اعتصاب ائمه جماعت امروز نیز ادامه داشت. ساواک در گزارشی این موضوع علاوه بر اشاره به تداوم این اعتصاب از حمایت آیتالله حکیم از آیتالله خمینی سخن گفت.
ساواک تهران در گزارشی اطلاعات داخلی خود به نقل از برخی اعضا جبهه ملی نوشت که آیتالله خمینی در ملاقات با نماینده سازمان امنیت قم گفته است که: «طرف مقابل شخص شاه من هستم و اگر ایشان قصد دارند به دین اسلام لطمه بزنند اول باید مرا از بین ببرند.»
چند تن از بازاریان اصفهان امروز تلگراف تسلیتی به مناسبت واقعه مدرسه فیضیه خطاب به آیتالله خمینی ارسال کردند. رئیس ساواک اصفهان در گزارش این خبر از دستور ساواک مبنی بر احضار و بازجویی حامل این تلگراف خبر داد. حجتالاسلام سیدمحمدباقر شهیدی نیز امروز تلگراف تسلیتی به همین مناسبت به آیتالله گلپایگانی فرستاد.
جامعه روحانیت تهران در اعلامیهای که امروز منتشر کرد از حمایت مردم از مراجع تقلید و روحانیت قدردانی نمود. در بخشی از این اعلامیه با اشاره به اخراج مصدومین واقعه فیضیه از بیمارستانها آمده بود: «در دنیایی که به نام حمایت از حیوانات جمعیت تشکیل میدهند و بیمارستانها حتی در زمان جنگ مصون از تعرضند، این عمل ناجوانمردانه را چگونه باید تعبیر نمود.»
سرلشگر پاکروان امروز در نامهای خطاب به «کلیه استاسیونهای خارج از کشور» بار دیگر ماجرای فیضیه را مغایر با واقعیت گزارش کرد و نوشت: «چون واعظ مجلسی بیاناتی علیه مصالح کشاورزان و کاگران و اصلاحات اساسی کشور ایراد مینموده، لذا بین طلاب و کشاورزان و کارگران حاضر در مجلس تصادمی روی میدهد که منجر به مجروح گردیدن عدهای و کشته شدن یک نفر شده است ولی متعاقب آن مأمورین انتظامی نظم را برقرار نمودهاند.»
۱2 فروردین 1342، 6 ذیقعده 1382، 1 آوریل 1963
جمعی از روحانیون اردبیل در تلگرافی به آیتالله العظمی گلپایگانی فاجعهی مدرسهی فیضیه را تسلیت گفتند.
از سوی طلاب و روحانیون مدرسهی قوام، اطلاعیهای دربارهی برگزاری مراسم بزرگداشت یاد و خاطرهی شهدای مدرسهی فیضیه صادر گردید.
از سوی طلاب حوزهی علمیهی قم اعلامیهای در محکومیت فاجعهی مدرسهی فیضیه صادر گردید.
هیئت علمیهی مدرسهی وسطی نجف اشرف، دربارهی برگزاری مجلس بزرگداشت شهدای فاجعهی مدرسهی فیضیهی قم اعلامیهای صادر نمودند.
آیتالله خمینی امروز به تلگراف تسلیت آیتالله سیدابوالقاسم خویی پاسخ دادند. آیتالله خویی که از علمای برجسته نجف به شمار میرفت، پیش از این تلگرافی به زبان عربی خطاب به ایشان فرستاده و واقعه مدرسه فیضیه را تسلیت گفته بود.
مأمور ویژه ساواک امروز از کمکهای مالی آیتالله خمینی به روحانیون و طلاب خبر داد. در این گزارش آمده بود که از دو روز قبل از طرف ایشان به روحانیون وجوهاتی پرداخت میشود و حتی به کلیه طلاب سهمیه نان و پول داده شده است.»
آیتالله سیدعبدالله شیرازی که در نجف اقامت داشت، امروز تلگرافی به جمال عبدالناصر فرستاد و ضمن اعتراض به «استبداد و سلب آزادی» از جانب رژیم ایران، از ناصر طلب استمداد کرد.
امروز چند تن از علمای خراسان تلگراف تسلیتی خطاب به آیتالله گلپایگانی فرستادند و جامعه اهل منبر خراسان نیز آیتالله خمینی را مخاطب تلگراف تسلیت خود قرار دادند.
علما و روحانیون نجف نیز در محکومیت واقعه مدرسه فیضیه بهپا خاستند. امروز دو اعلامیه جداگانه از طرف طلاب مدرسه قوام و هیئت علمیه مدرسه وسطی منتشر شد و در هر دو آنها ضمن ابراز تأسف از واقعه روز دوم فروردین، از مردم خواستند تا در مراسم ختم و یادبود «شهدای» مدرسه فیضیه شرکت نمایند.
مخبرین ساواک امروز از احتمال تعطیلی و اعتصاب بارفروشان میادین خبر دادند. در گزارشی ساواک آمده بود که آنها قصد دارند در حمایت از آیتالله خمینی اعتصاب کنند.
بازار کاشان امروز تعطیل بود. اینبار مأمورین انتظامی این شهر نیز بر این اعتصاب دامن زده و «به مغازهدارانی که میخواستند باز کنند میگفتند که امروز بازار تعطیل است.» علاوه بر این اعتصاب، اجتماع دو هزار نفری دیگری از مردم در یکی از مساجد کاشان برگزار شد. واعظ مجلسی به شرح ماجرای مدرسه فیضیه پرداخت و مردم را دعوت کرد که در ختم طلاب قم در مساجد شرکت نمایند.
13 فروردین 1342، 7 ذیقعده 1382، 2 آوریل 1963
آیتالله خمینی در پاسخ به تسلیت روحانیون تهران پس از فاجعهی مدرسهی فیضیه، طی تلگرافی، اصول اسلام را در مخاطره دانستند و تقیه را تحریم کردند.
14 فروردین 1342، 8 ذیقعده 1382، 3 آوریل 1963
آیتالله سید محسن حکیم، طی تلگرافی به آیتالله خمینی به مناسبت فجایع دولت نسبت به طلاب، کلیهی آیات عظام علما را دعوت به مهاجرت به عتبات عالیات نمودند.
حاج شیخ محمدعلی حلیمی کاشانی، طی تلگرافی به آیات عظام دربارهی فاجعهی مدرسهی فیضیه و اهانت به آیات عظام و علما ابراز تأسف و نگرانی خود را عنوان داشتند.
آیات عظام سیدابوالقاسم خویی و سیدعبدالله شیرازی ، در تلگرافی به 24 نفر از علمای ایران دربارهی اهانت رژیم شاه به مقدسات اسلامی ابراز تأسف نمودند و در آن با اشاره به هشدارهای قبلی خود به شاه تهدید کردند که در صورت پشتیبانی دستگاه حاکمه از «قوانین شوم ضداسلام»، «آخرین وظیفه خود را» انجام داده و «مسئول حوادث شخص شاه و هیئت دولت خواهند بود.»
«طلاب مدرستین آیتالله بروجردی» در نجف طی تلگرافی به آیات عظام فجایع مدرسهی فیضیهی قم را تسلیت گفتند.
جمعی از علمای مشهد طی تلگرافی به آیات عظام خمینی، گلپایگانی و شریعتمداری ، دربارهی فاجعهی مدرسهی فیضیه ابراز تأسف نمودند.
ساواک امروز گزارشی درونسازمانی از ملاقات فرزند آیتالله حکیم با آیتالله خمینی تنظیم کرد. بنا به این گزارش وی در دیدار با آیتالله خمینی مبلغ قابل توجهی در اختیار ایشان گذارده و به نمایندگی از آیتالله حکیم به کلیه علما توصیه نموده که از آیتالله خمینی تبعیت نمایند.
15 فروردین 1342، 9 ذیقعده 1382، 4 آوریل 1963
آیتالله دستغیب امروز نیز سخنرانی تندی علیه اقدامات دولت کرد. او که در مسجد جامع شیراز به منبر رفته بود، بار دیگراعطای برخی آزادیها به زنان را به شدت محکوم کرد و کشاندن زن به عرصههای اجتماعی را خلاف آیین اسلام دانست. او سخنرانی اخیر شاه در قم را مورد اشاره قرار داد و در اعتراض به اطلاق واژههای توهینآمیزی نظیر «مفتخور»، «قشری» و «ارتجاع سیاه» به روحانیون گفت: «والله طلاب گرسنگی میخورند.» دستغیب حمله به مدرسه فیضیه را نیز مدنظر قرار داد و با اشاره به درخواست مردم شیراز مبنی بر صدور حکم جهاد گفت که برنامه ما حفظ امنیت و آرامش است «تا بلکه اولیاء امور را از کرده خود پشیمان شوند و از ما معذرت بخواهند.»
عصر امروز در مسجد ارک تهران نیز مجلس ختمی به مناسبت درگذشت ضیاءالدین حاج سیدجوادی برگزار بود. شیخ جعفر شجونی سخنران این مراسم بود. به گزارش ساواک، پس از پایان این مراسم واعظ تحت محافظت برخی از بازاریان از مسجد خارج شد. حاضرین در مسجد پس از خروج از محل مراسم دست به تظاهرات زدند و با سنگ و آجر به اداره رادیو حمله کردند و شیشههای آن را شکستند.
امروز چند تن از علماء برجسته خراسان تلگراف تسلیتی به آیتالله گلپایگانی فرستادند. آیات مجتبی قزوینی، حسنعلی مروارید، حسین وحیدی و جواد تهرانی با ارسال این تلگراف مراتب تأثر خود را از واقعه مدرسه فیضیه ابراز نمودند.
منابع:
روزشمار 15 خرداد، بهار ۱۳۴۲، یحیی آریا بخشایش، در دست چاپ، سوره مهر
قیام پانزدهم خرداد به روایت اسناد، جلد 1 – زمینه ها، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1378
خاطرات پانزده خرداد؛ قم(دفتر اول)، ویراست دوم، به کوشش علی باقری، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، 1388
روزشمار انقلاب اسلامی در قم، مقداد توانانیا - حسین آقاجانی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387
بانک اطلاعات تاریخ انقلاب اسلامی، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی
روزنامه های کیهان و اطلاعات
تعداد بازدید: 4313