مقالات

درباره شایعه اعدام امام خمینی (ره) بعد از قیام پانزدهم خرداد 42

مظفر شاهدی


به ‌دنبال دستگیری امام خمینی (ره) در آستانه 15 خرداد 1342 و برخورد خونین و قهرآمیز نظام استبدادگرا، قانون‌گریز، مردم‌ستیز و البته سلطه‌پذیر پهلوی با قیام مردم ایران، اسدالله علم نخست‌وزیر وقت تهدید كرد كه به ‌زودی عاملان اصلی قیام محاكمه خواهند شد و صدور حكم اعدام برای آنان دور از ذهن نخواهد بود. تا جایی كه منابع موجود نشان می‌دهد، این موضع‌گیری، جدی‌ترین و آشكارترین تهدیدی بود كه در آن برهه، از سوی یك مقام درجه اول حاكمیت در رابطه با احتمال اعدام رهبری قیام 15 خرداد صورت گرفت. البته طی سالهای آتی و حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی برخی چهره‌های سیاسی و احیاناً مذهبی هم كه به‌طور مستقیم و غیرمستقیم شاهد تحولات و رخدادهای برهه قیام 15 خرداد 1342 و پس از آن بودند، در باره قصد حاكمیت پهلوی برای صدور حكم اعدام برای آیت‌الله امام خمینی اظهاراتی كرده‌اند. اما، واقع امر این است كه، آن موضع‌گیری تهدیدآمیز اسدالله علم، بلوف و گزافه‌گویی بی‌اساسی بیش نبود. نه در آن برهه و نه در هیچ برهه دیگری از دوران 37 ساله سلطنت محمدرضاشاه پهلوی، حاكمیت را جرئت و جسارتی كه حتی به‌طور جدی موضوع احتمال اعدام یك مرجع و مجتهد دینی و رهبر سیاسی شاخص و پرآوازه‌ای در حد آیت‌الله امام خمینی را مورد بررسی قرار دهد، وجود نداشت.

بر مبنای منابع و اسناد متقن موجود، هیچ قرینه‌ای هم وجود ندارد كهنشان دهد، بالأخص در همان برهه دشوار متعاقب قیام 15 خرداد 1342، رژیم پهلوی و حتی حامیان خارجی آن جهت فائق آمدن بر بحران سیاسی و اجتماعی جاری و ساری در كشور، گزینه اعدام آیت‌الله امام خمینی را مورد توجه جدی قرار داده باشند. البته در آن فضای پلیسی و سركوبگرانه چندان هم بی‌پایه نبود، اگر شایعاتی بی‌اساس، در باره احتمال اعدام ایشان توسط حكومت، در عرصه كشور و در میان گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی و محافل مطبوعاتی و نظایر آن پخش شود، اما، هیچ دلیل قاطعی وجود ندارد كه حاكی از تصمیم جدی حكومت برای اعدام ایشان بوده باشد.
می‌دانیم كه مدت كوتاهی پس از قیام 15 خرداد، سیل گسترده‌ای از اعلامیه‌ها، تلگرافات، نامه‌ها و بیانیه‌ها، كه عمدتاً از سوی علما و روحانیون و اقشار مختلف مردم در اقصی نقاط كشور در حمایت از آیت‌الله امام خمینی صادر می‌شد و در همان حال، در حمایت از ایشان، تعداد زیادی از علما و روحانیون برجسته از سراسر كشور به‌تهران مهاجرت كردند. بنابراین، به رغم تمام سركوبگریهایی كه صورت گرفته و جو رعب و وحشتی كه در كشور پدید آمد، رژیم پهلوی را هیچگاه تا آن حد جرئت و توان نبود كه بتواند بی‌اعتنا به‌آنچه در كشور می‌گذشت، احتمالاً فكر اعدام آیت‌الله امام خمینی را به‌مخیله‌اش راه دهد كه از موقعیت شكننده و نامشروعش در میان قاطبه ملت ایران اطلاع بسنده‌ای داشت و از تبعات سختی كه می‌توانست در انتظارش باشد، به‌خوبی آگاهی داشت. به‌ویژه این‌كه، آیت‌الله امام خمینی علاوه بر رهبری سیاسی ـ دینی قیام و محبوبیت كم‌نظیری كه در میان ملت ایران داشت و در همان حال در محافل سیاسی و اجتماعی و مطبوعاتی داخلی و بین‌المللی به‌چهره‌ای شاخص و شناخته‌شده تبدیل شده بود، در ردیف شاخص‌ترین‌ مراجع دینی جهان تشیع هم جای داشت. همچنان كه، در آستانه رحلت حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدحسین بروجردی مرجع علی‌الاطلاق جهان تشیع، در اوایل سال 1340، حتی نشریات و رسانه‌های تحت كنترل آن روزگار هم، آیت‌الله خمینی را در زمره سه چهار شخصیتی نام می‌بردند كه پس از رحلت ایشان می‌توانست در جایگاه مرجعیت دینی جهان تشیع قرار بگیرد. به‌دلیل همین جایگاه مذهبی، علمی، سیاسی و اجتماعی ایشان هم بود كه، رژیم پهلوی، نه‌تنها، حتی جرئت آن را پیدا نكرد، ولو به‌صورت ظاهر، محاكمه‌ای برای ایشان دست و پا كند، بلكه، همچنان كه اسناد و منابع آن روزگار نشان می‌دهد، به‌هر نحو ممكن تلاش می‌شد، در موقعیتی كه چندان هم برای رژیم، به‌اصطلاح، مایه آبروریزی نشود، موجبات آزادی ایشان را فراهم كند، كه نهایتاً چنین هم شد و حسنعلی منصور، نخست‌وزیری كه جایگزین اسدالله علم شده بود، مدت كوتاهی پس از قدرتیابی، ناگزیر، دستور آزادی ایشان را صادر كرد، آن‌هم در شرایطی كه، آیت‌الله امام خمینی، آشكارا بر تداوم روش سیاسی پیشین خود در برابر نظام استبدادگرا و سلطه‌پذیر پهلوی تأكید و تصریح می‌كردند. و باز، همچنان كه می‌دانیم در جریان تصویب لایحه موسوم به‌كاپیتولاسیون در مجلس شورای به‌اصطلاح ملی دوره 21، آیت‌الله امام خمینی دلیرانه و تحسین‌برانگیز در برابر این اقدام تأسف‌برانگیز حكومت پهلوی ایستادگی كرده و، با منطقی‌ترین و شدیدترین لحن ممكن، مجموعه حكومت را مورد حمله و انتقاد قرار داد؛ اما، حكومت، به رغم آن‌كه، طی یكی دو ساله اخیر، ظاهراً، موقعیت تثبیت‌شده‌تری هم پیدا كرده بود، این‌بار، حتی به‌فكر دستگیر كردن ایشان هم نیفتاد، تا مبادا بار دیگر، خود را گرفتار تبعات پیش‌بینی‌ناپذیر آن بكند و ترجیح داد، به ‌سرعت ایشان را از كشور تبعید كند، كه كاملاً واقف بود، تداوم حضور ایشان در ایران، فقط و فقط، موقعیت نظام شاهنشاهی پهلوی را آسیب‌پذیرتر خواهد كرد، بدون آن‌كه، حكومت بتواند، به‌اقدام متقابل مؤثری دست بزند. بنابراین تا جایی كه اسناد و منابع متقن موجود نشان می‌دهد، موضوع تصمیم احتمالی رژیم پهلوی برای اعدام آیت‌الله امام خمینی هیچگاه جدی نشده و از حد تهدیدات بی‌پایه و به‌اصطلاح توخالی، شایعه و اخبار سقیم و غیرواقعی درگوشی و نظایر آن فراتر نرفت.


موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
 
تعداد بازدید: 3530



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.