مقالات

مبلّغ قیام امام(ره) در همدان؛ نگاهی به فعالیت‌های سیاسی آیت‌الله مدنی (در سال‌های 1341- 43)

میثم غلامپور


 

آیت‌الله سیداسدالله مدنی، یکی از چهره‌هایی است که نامش با انقلاب اسلامی گره خورده است. وقتی هنوز سن و سال زیادی نداشت به دنبال دروس حوزوی رفت و در حوزه‌های علمیه تبریز، قم و نجف اشرف از حضور اساتیدی مثل آیات عظام کوه‌کمره‌ای، خوانساری، امام خمینی، سیدمحسن حکیم، سیدعبدالهادی شیرازی و سید ابوالقاسم خویی بهره برد. آیت‌الله، مبارزات خود را از دهه 1330 از همان زادگاهش آذرشهر شروع کرد و آن را در نجف و همدان و... هم ادامه داد. در دهه 1340 در سخنرانی‌هایش از امام حمایت می‌کرد و با او که در تبعید به سر می‌برد، ارتباط داشت.

آیت‌الله مدنی بارها به دلیل مبارزاتش طعم تبعید را چشید و نورآباد ممسنی، گنبدکاووس، بندر کنگان و مهاباد شهرهایی بودند که او در داخل کشور، به آنها تبعید شد. در نزدیکی انقلاب اسلامی، رهبری مبارزات مردم همدان را در دست گرفت و پس از پیروزی انقلاب همراه روحانیون و انقلابی‌های دیگر، به شکل‌دهی ستاد انقلاب در همدان پرداخت. آیت‌الله در سال 1358 از شهر همدان با بیشترین رای ماخوذه در کنار آیت‌الله سیدکاظم اکرمی به نخستین دوره مجلس خبرگان رهبری راه پیدا کرد. در همان سال به دستور امام برای آرام‌سازی اوضاع متشنج تبریز به آنجا رفت و مدتی بعد هم امام جمعه آن شهر شد. در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی، چه در پشت جبهه و چه با لباس پاسداری پابه‌پای رزمندگان، در جبهه مبارزه حضور پررنگی داشت.۱ در نهایت در بیستم شهریور سال 1360، در محراب نماز جمعه به دست منافقین به شهادت رسید و طبق وصیت خودش، در شهر قم کنار بارگاه حضرت معصومه (س) به خاک سپرده شد؛ مردی که امام در پیامی به مناسبت شهادتش او را «سید بزرگوار»، «عالم عالیقدر» و «معلم اخلاق و معنویات» خواند.۲

حساسیت ساواک به آیت‌الله
اسناد به جا مانده از ساواک مربوط به دهه 1340 نشان می‌دهد آیت‌الله مدنی از همان سال‌های آغازین دهه 40 زیر نظر این اداره قرار داشت و ماموران ساواک به طور مداوم رفت و آمدها و منبرهای ایشان را گزارش می‌دادند. از آنجایی که آیت‌الله میان عراق و همدان در رفت و آمد بود، گزارش‌های به جا مانده از حساسیت ساواک به این رفت و آمدها حکایت دارد. به عنوان مثال در یکی از تلگراف‌های رد و بدل شده میان ساواک مرکز و ساواک همدان به تاریخ 29 آبان 1341 ضمن اینکه از آیت‌الله به عنوان عامل موثر در تحریکات مردم همدان (در اعتراض به تصویبنامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی) نام برده شده، آمده: «چون مشارالیه به ظاهر یکی از روحانیون متدین و متعصب بوده و مریدان زیادی در همدان و دره مرادبیک دارد و چنانچه عکس‌العملی از طرف مقامات انتظامی نسبت به او بشود ممکن است مخالف مصلحت منطقه و سیاست دولت از نظر مقام روحانیت باشد به نظر این ساواک بهتر است هر چه زودتر با صدور گذرنامه وی موافقت شده و از کشور خارج شود... بدین وسیله فعلا به این قبیل تحریکات در منطقه خاتمه داده شود...»۳

این نوع مواجهه در سال‌های بعد هم ادامه داشت. به عنوان نمونه در تلگرافی به تاریخ 14 خرداد 1342 از ساواک مرکز به ساواک همدان در پاسخ به مخالفت با ورود آیت‌الله به ایران آمده که مجوزی برای جلوگیری از ورود او به کشور در دست نیست اما از سوی دیگر تذکر داده شده که «دستور دهید در مدت سکونت او در همدان اعمال و رفتارش را تحت مراقبت قرار داده و در صورت مشاهده عمل خلاف نتیجه را به مرکز گزارش نمایید.»۴

حمایت از امام پس از واقعه 15 خرداد
پس از وقوع واقعه 15 خرداد سال 1342 و نیز دستگیری امام خمینی، آیت‌الله مدنی از نخستین کسانی بود که در نجف نسبت به این موضوع موضع‌گیری کرد. او کلاس‌های درس خود را به نشانه اعتراض به اقدامات حکومت پهلوی، تعطیل کرد و ضمن حاضر شدن در محضر علمای نجف، از آنها تقاضای همراهی کرد. به عنوان نمونه پس از دستگیری امام، همراه تعدادی از طلاب به دیدار آیت‌الله حکیم رفت: «وقتی شنیدم امام را گرفته‌اند با یک عده از طلاب رفتم برای دیدن مرحوم آیت‌الله حکیم، ایشان نجف نبودند. رفتم کربلا خدمت ایشان، دست‌شان را بوسیدم، گفتم: «آقا! امروز آقای خمینی مظهر اسلام است». گفتند: «باشد هر چه تو بگویی می‌کنم». گفتم: «اقدام کنید». ایشان بلافاصله تلگراف زدند به شاه.»۵

در سال 1343 ماموران ساواک گزارش‌های متعددی از منبر رفتن‌ها و سخنرانی‌های آیت‌الله مدنی ارائه داده‌اند که نشان می‌دهد ایشان به طور کامل زیر نظر ساواک قرار داشتند. در سند مهمی که از تاریخ 23 دی ماه 1343 به جا مانده، ارتباط آیت‌الله با امام خمینی که آن زمان در تبعید به سر می‌برد، قابل برداشت است. در متن این سند، گزارش‌دهنده از قول فردی ناشناس می‌نویسد: «اظهار کرد که من پشت سر حاج‌اسداله مدنی نماز می‌خوانم چون که در قم خدمت آقای خمینی بودم ایشان به چند نفر همدانی گفتند که شما در کارهای خودتان در همدان به حاج سیداسداله مدنی رجوع کنید و اظهار کرد گمان می‌کنم آمدن آقای مدنی به همدان از جهت آقای خمینی باشد که یک عده هم از طرفداران خمینی برود [بروند] و اطراف ایشان را بگیرند.»۶

در گزارش دیگری با اشاره به منبر رفتن آیت‌الله در مسجد جامع همدان آمده که وی در پایان سخنرانی‌اش به دعا برای امام پرداخته و از خدا خواست که به ایشان کمک کند.۷ چنین اشاره علنی به نام امام در آن روزها که بردن نام ایشان جرم بزرگی بود نشان از شجاعت و ارادت آیت‌الله به امام دارد. آیت‌الله مدنی در سخنرانی‎‌های دیگری نیز به طور غیرمستقیم به یاد از امام می‌پرداخت. به عنوان نمونه در مراسمی در شب بیست و یکم ماه رمضان در پایان مراسم وقتی چراغ‌های مسجد را خاموش کرده بودند، آیت‌الله بدون اشاره به نام امام دعا به جان ایشان کرد: «خدایا عزیز ما را به ما برگردان و در هر جا هست وجود او را از جمیع بلیات حفظ کن (بعد از چند دعا مجددا گفت) خدایا نور چشم ما را به ما برگردان.»۸ آیت‌الله در فردای آن شب هم دعایی مشابه داشت.۹ او حتی در یکی از منبرهایش خطاب به مردم از عنوان پیشوا برای امام یاد کرد که ذکر آن در آن مقطع زمانی (13 بهمن 1343) قابل تامل به نظر می‌رسد.۱۰

آیت‌الله مدنی در سخنرانی‌های متعدد خود در سال 1343 بارها به اشارات تاریخی پرداخت و با پیش کشیدن وقایعی مثل امامت علی (ع) و خلافت معاویه و عثمان یا اشاره به سرگذشت شخصیت‌هایی مثل ابوجهل در واقع به نقد اوضاع زمان خود ‌پرداخت که البته این صحبت‌ها از دید ساواک پنهان نمی‌ماند.۱۱ به همین دلیل در یکی از گزارش‌ها آمده: «اظهاراتش در بعضی منابر تحریک‌آمیز و من غیر مستقیم بیاناتی می‌نموده...»۱۲

به طور طبیعی مردمی که در همدان اطراف آیت‌الله جمع می‌شدند هم از مخالفان حکومت و طرفداران امام بودند. این نکته‌ای است که گزارش‌های ساواک نیز آن را تائید می‌کنند: «یک عده از بازاری‌ها که مخالف دولت هستند... سیداسدالله مدنی را از نجف دعوت به همدان کردند و ماه رمضان دور او را گرفتند و به طور دائمی او را در میدان نگه داشتند... اظهار می‌کنند آقایی که می‌تواند اظهار مخالفت کند با دولت و ملی باشد همین است.»13 همچنین در گزارشی دیگر از جمع شدن «عده‌ای... که از طرفداران خمینی می‌باشند» اطراف آیت‌الله از بدو ورود او به همدان خبر داده شده است.14به این ترتیب آیت‌الله سیداسدالله مدنی، دومین شهید محراب را می‌توانیم مبلّغ قیام امام خمینی در نخستین‌ سال‌های دهه 1340 به شمار آوریم.


پی‌نوشت‌ها:
1. بسطامی، رضا و داوود قاسم‌پور، زندگی و مبارزات آیت‌الله شهید سیداسدالله مدنی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران: 1385، صص 17 – 219.
2. شعردوست، علی‌اصغر، یادنامه شهید محراب آیت‌الله حاج سیداسدالله مدنی، نشر شریف، تهران: 1381، ص 171.
3. یاران امام به روایت اسناد ساواک؛ شهید آیت‌الله سیداسدالله مدنی، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران: 1377، ص 16.
4. همان، ص 23.
5. بسطامی، رضا و داوود قاسم‌پور، صص 66 – 67.
6. یاران امام به روایت اسناد ساواک، ص 51.
7. همان، ص 53.
8. همان، ص 60.
9. همان، ص 62.
10. همان، ص 65.
11.همان، صص 53 – 59.
12. همان، ص 70.
13. همان، ص 68.
14. همان، ص 72.



 
تعداد بازدید: 3364



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.