میثم غلامپور
پرواز هواپیمای حامل امام خمینی در روز سیزدهم آبان 1343، از فرودگاه مهرآباد تهران به سوی ترکیه، نقطه آغاز تبعید 14 ساله ایشان به خارج از ایران بود. تبعید به ترکیه اعتراضهای زیادی را چه در داخل ایران برای دولت وقت و چه در ترکیه برای دولت آن کشور در پی داشت. حاصل همین فشارها در ماههای بعد بود که دولت ترکیه اعلام کرد دیگر امکان میزبانی از امام را ندارد و دستگاه پهلوی باید به فکر کشور دیگری باشد. در این زمینه جایی که به گمان حکومت پهلوی، بهترین گزینه برای میزبانی امام به شمار میرفت، عراق بود.
بعدازظهر روز سیزدهم مهر 1344، امام خمینی به همراه فرزندش، سیدمصطفی، وارد فرودگاه بغداد شدند. این سفر در سکوت خبری انجام شد و در نتیجه هیچ کس در فرودگاه بغداد به استقبال این میهمانان تازه وارد نرفت. از آنجا بود که سفر شهر به شهر آیتالله به مقصد نجف آغاز شد. کاظمین، سامرا و کربلا شهرهایی بودند که یکی پس از دیگری میزبان امام در طول این سفر بودند. امام همین طور که شهر به شهر پیش میرفتند، خبر حضورشان هم دهان به دهان میچرخید و به تدریج ارادتمندان از نقاط مختلف خود را به ایشان میرساندند. تا اینکه نوبت به نجف رسید.
چرا نجف؟
درباره اینکه چرا حکومت پهلوی کشور عراق و شهر نجف را به عنوان مقصد بعدی امام تعیین کرد، گمانهزنیهای مختلفی شده است. حجتالاسلام سیدعلیاکبر محتشمیپور از نزدیکان امام در آن مقطع، در این زمینه دلایل مختلفی را برشمرده است. به اعتقاد وی دلایلی مثل عدم رابطه مردم ایران با عراق، سختی پذیرش مرجعیت مجتهدی غیرعرب توسط مردم عراق و اعراب (آن هم در شرایطی که آن زمان آیتالله حکیم به عنوان مرجع علیالاطلاق جهان تشیع مطرح بود)، بیاعتنایی مردم عراق به سیاست، فقدان فضای باز سیاسی- اجتماعی در عراق، وجود مقدسنماهایی در حوزه علمیه نجف که از امور سیاسی به دور و سرگرم عبادات و اذکار خود بودند، تفوق علمی حوزه علمیه نجف بر حوزه علمیه قم و تز جدایی دین از سیاست در اتخاذ چنین تصمیمی دخیل بودند.1
علاوه بر این موارد دلایل دیگری را هم در این زمینه سهیم دانستهاند؛ دلایلی مثل رهایی رژیم پهلوی از فشار افکار عمومی داخل و خارج، نفوذ این رژیم در عراق و حوزههای علمیه آن کشور و توصیه چهرههایی مثل سفیر ایران در بغداد و برخی علمای درباری در این زمینه.2
اما از میان دلایل مختلف، دو دلیل را میتوان پررنگتر تلقی کرد. یکی اینکه ظاهرا به زعم دولت وقت ایران، حضور امام در عراق از فشار اعتراضهای داخلی میکاست، چرا که نجف به هر حال چه به دلیل وجود مرقد مطهر امام علی (ع) و چه حوزه علمیهای که آن زمان در عالم تشیع حرف نخست را میزد، کعبه آمال بسیاری از طلاب ایرانی بود. در نتیجه رژیم میتوانست مدعی شود که امام را جای بدی نفرستاده است. دیگر اینکه باز هم به زعم حکومت پهلوی، حضور علما و مجتهدان بزرگی مثل آیات عظام حکیم، خویی، شاهرودی و... میتوانست نقش و تاثیرگذاری امام خمینی را کمرنگ سازد و ایشان را به اصطلاح به سایه ببرد.
در این زمینه حجتالاسلام و المسلمین سیدمحمود دعایی یکی دیگر از نزدیکان امام، در خاطراتش میگوید که نقل است در یک جلسه مهم شورای عالی امنیت ملی حکومت پهلوی، دکتر اقبال پیشنهاد داده بود که اگر بتوان امام را از ترکیه به عراق و حوزه علمیه نجف تبعید کرد، چند فایده دارد؛ یکی اینکه علاقهمندان به امام خوشحال میشوند که ایشان تبعید به آن معنا نیست و در محیطی معنوی و حوزوی است و از سوی دیگر به محیطی تبعید میشود که فعالیتهای سیاسی را برنمیتابد و در نتیجه امام منزوی میشود. چرا که اگر بخواهد فعالیتهای سیاسی خود را ادامه دهد، با عکسالعمل منفی مراجع و حوزه نجف روبهرو و اگر سکوت کند منزوی میشود.3
استقبال در نجف
پس از چند روز اقامت امام خمینی در عراق و چرخیدن دهان به دهان این خبر، چندان غیرقابل پیشبینی نبود که شمار زیادی از علما و طلاب، حتی بیرون از نجف، در جایی به نام خان نص (جایی میان راه کربلا و نجف) به استقبال امام بروند. در میان استقبال کنندگان، بازار دود کردن اسپند، قربانی گوسفند و پخش شیرینی و نقل پیش پای امام داغ بود.4 مراجع تقلید مختلف هر کدام از طرف خود هیاتی را به استقبال امام فرستاده بودند. پس از اینکه آیتالله در پاسخ به ابراز احساسات روحانیون از ماشین پیاده شدند و به حال و احوال پرداختند، راه خود را به سوی نجف پی گرفتند. در طول این مسیر استقبالکنندگان با وسایل نقلیه مختلف مثل یک کاروان پشت سر امام به راه افتادند، طوری که به تعبیر یکی از شاهدان «شاید نجف تا آن روز همچون اجتماع و کاروانی را به خود ندیده بود.»5 از سوی دیگر در خود شهر نجف هم هجوم جمعیت استقبال کننده فشار زیادی را به امام وارد کرد.6 در نقاط مختلف این شهر از جمله سردر صحن مطهر تعدد پلاکاردها قابل توجه بود؛ پلاکاردهایی که به استقبال ورود امام به شهر نجف رفته بودند. امام خمینی در این شهر پیش از ساکن شدن در خانهای که شیخ نصرالله خلخالی برایشان تدارک دیده بود، به عنوان نخستین کار، به زیارت مرقد امام علی (ع) رفتند.7 خلخالی شخصی بود که برنامهریزی ورود امام و استقبال از ایشان در کربلا و نجف را به عهده داشت.
حضور امام در نجف حتی شادی و شعف ارادتمندان به ایشان در داخل کشور را هم به دنبال داشت. در یکی از گزارشهای ساواک از برافراشتن پرچم و چراغانی در شهر آبادان به دلیل حضور امام در نجف سخن به میان آمده است. طبق اسنادی دیگر عدهای در داخل کشور با اطلاع یافتن از حضور امام در نجف، تلاش کردند به صورت رسمی و غیررسمی خود را به عراق برسانند و به دیدار رهبرشان بروند.8
به جز اینها با شروع اقامت امام در نجف سیلی از تلگرافها و نامههای حاوی پیام تبریک از ایران به نجف به راه افتاد. نمونههای متعددی از این پیامها و پاسخهای امام بر جای مانده است. طبق اسناد موجود، در رد و بدل شدن این تلگرافها کارشکنیهایی هم میشد. در این زمینه در یکی از نامههای تشکر امام خطاب به سیدصادق روحانی آمده است: «به عرض عالی میرساند مرقومه شریفه که حاوی تبریک تشرف اینجانب به اعتاب مقدسه بود موجب تشکر گردید. تلگرافی نیز در این باب واصل و جواب مخابره شد، و احتمال دارد که نرسانده باشند زیرا از قرار اطلاع تلگرافات حقیر را نرساندهاند. چنانچه غالب تلگرافاتی که از ایران شده است، به اینجانب نرساندهاند، و این معنی را حضرتعالی به هر نحو صلاح میدانید به اطلاع آقایان محترم و سایر طبقات برسانید...»9
در گزارشهای ساواک هم وجود اراده برای جلوگیری از رد و بدل شدن تلگرافها تایید شده است. در یکی از گزارشهای ساواک، مربوط به تاریخ بیست و دوم مهر سال 1344 ضمن اشاره به ارسال تلگرافها و نامههای شادباش از شهرهای مختلف ایران به نجف آمده که از مخابره تلگرافات مذکور جلوگیری و نامههای ارسالی نیز جمعآوری شده است یا در یکی دیگر از اسناد ساواک در این زمینه آمده: «از بدو ورود [امام] خمینی به عراق از طرف پارهای از روحانیون و عناصر افراطی تهران و شهرستانها تلگرافاتی مبنی بر تبریک و تجلیل از وی جهت مخابره به نجف به شعب اداره پست و تلگراف تحویل داده شده که از مخابره بعضی از تلگرافات مزبور که جنبه تحریکآمیز داشته به نحو غیرمحسوس جلوگیری به عمل آمده است.»10
دید و بازدید علما
با مستقر شدن امام خمینی در نجف بلافاصله دیدار مراجع، علما و طلاب با ایشان رونق گرفت. در همان روز نخست علمای برجستهای مثل آیتالله شاهرودی و آیتالله خویی به دیدار میهمان تازه نجف رفتند. شمار دیدارها به حدی بود که منزل امام ظرفیت میزبانی آنها را نداشت و در نتیجه پیشنهاد داده شد که ایشان در صحن مدرسه آیتالله بروجردی میزبان میهمانان خود باشند. این دیدارهای متعدد البته بازدیدی هم به دنبال داشتند و آیتالله بازدید همه علمای بزرگی که به دیدارش رفته بودند را پس دادند. در این بین حتی بازدید طلاب مدرسههای علمیه هم در برنامه ایشان بود. شمار این مدارس علمیه زیاد بود و حتی شامل نقاط دوردست نجف هم میشد. در این زمینه نقل شده است که امام در تقریبا چهل مدرسه علمیه حاضر شدند.11
حضور آیتالله حکیم را شاید بتوان مهمترین دیدار امام در آن چند روز نخست تلقی کرد. دیدار دو مرجع تقلید بزرگ شیعیان ایران و عراق، دیداری کنجکاویبرانگیز بود. طوری که پیش از این دیدار پیشبینیهای مختلفی درباره آن میشد و حدس و گمانهای ضد و نقیضی زده میشد. به خصوص که بنا به قولی در ایران این طور منعکس شده بود که آیتالله حکیم مخالف امام بود.12 این دیدار در روز دوم حضور امام در نجف و در فضایی صمیمی اتفاق افتاد (و البته چند روز بعد بازدید امام را نیز در پی داشت.) در این دیدار آیتالله حکیم بر دو نکته مهم تاکید و در واقع دو خواسته داشت. یکی اینکه از امام خواست نماز جماعت را به جای منزل خود در یکی از مساجد شهر نجف به جا آورند و دیگر اینکه پیشنهاد داد امام تدریس خود را در حوزه نجف شروع کنند.13 این دو مورد برای تقویت جایگاه امام در نجف بدون تردید حائز اهمیت بود و برای نزدیکان ایشان خبر خوشی به شمار میرفت. امام خمینی گرچه ابتدا به دلیل تواضع یا هر دلیل دیگری از پذیرش این پیشنهادها که پیشنهاد بسیاری از نزدیکان ایشان هم بود، اجتناب میکردند، ولی در نهایت با اصرار اطرافیان هر دو مورد را پذیرفتند. از یک سو به اقامه نماز جماعت در مسجد شیخ انصاری (ظهر و عصر) و مدرسه یزرگ آیتالله بروجردی (مغرب و عشاء) پرداختند14 و از سوی دیگر کار تدریس درس خارج را در جمع طلاب آغاز کردند. درسی که امام برای تدریس انتخاب کرد، مکاسب بود. البته درباره موضوع تدریس اطرافیان پیشنهادهای مختلفی ارائه کرده بودند اما نظر آیتالله همین مکاسب بود. آیتالله محمدرضا ناصری معتقد است امام به این دلیل درس مکاسب را شروع کرد تا به بحث ولایت فقیه برسد و آن را به صورت مبسوط بیان کند. ظاهرا امام در خلال درس مکاسب بحث ولایت فقیه را به صورت نظاممند مطرح کرده بودند.15 به این ترتیب میتوان گفت این تدریس در پیشبرد هدف مذهبی- سیاسی امام خمینی نقشی به سزا داشت.
پینوشت:
1- محتشمیپور، سیدعلیاکبر، از ایران به ایران، ج 1، کوثرالنبی، قم: 1384، صص 100- 95.
2- فلاحی، اکبر، تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات امام خمینی در نجف، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران: 1390، ص 263.
3- دعایی، سیدمحمود، فصلنامه مطالعات تاریخی، زمستان 1384، شماره 11، صص 11 و 13.
4- محتشمیپور، ص 109.
5- فلاحی، صص 43- 42.
6- همان، ص 45.
7- محتشمیپور، ص 109.
8- پاشازاده، غلامعلی، مبارزات امام خمینی به روایت اسناد (در دوران تبعید در نجف)، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران: 1378، صص 163- 162 و 167.
9- صحیفه امام (مجموعه آثار امام خمینی)، ج 1، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران: 1378، ص 446.
10- سیر مبارزات امام خمینی در آینه اسناد (به روایت ساواک)، ج 5، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران: 1386، صص 267 و 310.
11- خاطرات سالهای نجف، ج 1، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، موسسه چاپ و نشر عروج، تهران: 1389، ص 72.
12- فلاحی، ص 50.
13- محتشمیپور، ص 113.
14- فردوسیپور، اسماعیل، خاطرات حجتالاسلام اسماعیل فردوسیپور، تدوین فرامرز شعاعحسینی و رحیم روحبخش، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، موسسه چاپ و نشر عروج، تهران: 1378، صص 91- 90.
15- فلاحی، ص 59.
تعداد بازدید: 3128