مقالات

کاپیتولاسیون؛ پهلوی دوم استقلال ایران را فروخت!

فاطمه دفتری


کاپيتولاسيون در واژگان سیاسی به معاهده‌اي می‌گویند که به موجب آن شهروندان یک کشور در قلمرو کشور ديگري از نظر امور حقوقی و کیفری تابع قوانین کشور خود باشند و آن قوانین توسط کنسول خودشان در محل مأموریت اجرا شود. از این رو در فارسی به آن «حق قضاوت کنسولی» نیز می‌گویند.(1)


در ایران نخستین بار که کشوری بیگانه برای شهروندانش این حق را درخواست کرد سال 1093 شمسی/ 1715 ميلادي توسط دولت فرانسه بود. به همین منظور قراردادی بین رضابيگ، نماینده ایران، با این کشور تحت عنوان معاهده‌ ورساي به امضا رسيد که تمام مفاد کاپیتولاسیون را شامل می‌شد. اما چون رضابیگ مأموريت امضاي چنين معاهده‌اي را نداشت، معاهده مزبور مورد تصويب پادشاه ايران(شاه عباس) قرار نگرفت. سرانجام در سال 1111 شمسی/ 1733 میلادی در زمان سلطنت شاه سلطان حسين صفوي، كنسول فرانسه در شيراز موفق شد این امتیاز را دریافت کند، اما چون دولت فرانسه در این زمان درگیر انقلاب‌هاي داخلي و مجبور به ترك خاك ايران شد، هرگز نتوانست از اين قرارداد استفاده کند.

در دوره قاجار و در پي شکست ايران از روسيه، قراردادی به نام ترکمانچاي منعقد شد که در فصول 7 و 8 آن، قانون مصونيت قضايي مستشاران روسي به ايران تحميل گردید. این قرارداد به عنوان قراردادی ننگین در حافظه ملت ایران باقی ماند و همواره احزاب مختلف لغو آن را در زمره برنامه‌های خود مطرح می‌کردند. تا اینکه در سال ۱۲۹۷شمسی دولت صمصام‌السلطنه تصويب‌نامه‌اي صادر کرد که در آن آمده بود: معاهدات، مقاولات و امتيازاتي که از يکصد سال به اين طرف دولت استبدادي روس و اتباع آن از ايران گرفته‌اند تماماً تحت فشار و جبر و زور و يا به وسيله عوامل غير مشروعه از قبيل تهديد و تطميع و بر خلاف صلاح و صرفه مملکت و ملت ايران بوده و با استناد به قانون اساسي و حق مالکيت ايران ملغی اعلام می‌شوند.(2)

اما این امتیازات دو سال بعد، زمانی لغو شدند که عهدنامه مودت ايران و شوروي در سال 1299 شمسی/ ۱۹۲۱ میلادی میان دو کشور منعقد شد. با وجود لغو امتیازات، چگونگی برخورد با اتباع روس در زمینه‌های قضایی و حقوقی تا روی کار آمدن رضاخان در ابهام بود. سرانجام مجلس ششم شورای ملی لایحه كاپیتولاسیون را در اردیبهشت 1306 به طور کامل لغو كرد و در پی آن وزارت خارجه ایران به تمام کشورهایی كه اتباعشان از مزایای كاپیتولاسیون استفاده می‌كردند،(3) یك سال مهلت داد تا قراردادهای جدیدی را با ایران به امضاء برسانند. به این ترتیب در 19 اردیبهشت 1307 با پایان گرفتن یك سال مهلت مقرر برای دولت‌های خارجی، امتیاز ننگین کاپیتولاسیون در ایران برانداخته شد.(4)

لايحه محرمانه

اما در 28 اسفند 1340 در زمان وزارت علی امینی، سفارت آمریکا در تهران طی یادداشتی ضمن موافقت با تمدید موافقت‌نامه‌هاى قبلى درباره‌ ادامه‌ خدمت مستشاران نظامى آمریکایى در ایران به‌ موجب کنوانسیون بین‌المللى درباره‌ مصونیت‌هاى دیپلماتیک، که‌ در 18 آوریل 1961 در وین به‌ امضا رسیده‌ بود، خواستار اعطاى مصونیت ادارى کلیه‌ نظامیان آمریکایى و مصونیت کامل سیاسى بعضى از مستشاران بلندپایه‌ آن کشور شد. دولت ایران پس از یکسال تامل سرانجام در اسفند 1341، در زمان اسدالله علم که اینک جانشین امینی شده بود، پاسخ داد که‌ باید بین اعضاى بلندپایه‌ هیئت مستشارى که‌ گذرنامه‌ سیاسى دارند و بقیه‌ اعضاى آن تفکیک قائل شد و به‌ گروه‌ اول در صورت تصویب مجلسین مصونیت سیاسى داده‌ خواهد شد ولى در مورد گروه‌ دوم موضوع در دست مطالعه‌ است. ایران پس از مدتی طى یادداشتى به‌ سفارت آمریکا اعلام کرد که‌ با اعطاى مصونیت سیاسى به‌ مستشاران آمریکا موافق نیست و در عوض در صورت تصویب مجلسین حاضر است به‌ رئیس و اعضاى بلندپایه‌ مستشاری و حتی مستشاران جزء مزایا و مصونیت‌هاى مربوط به‌ کارمندان ادارى و فنى را که‌ ضمیمه‌ کنوانسیون وین است، اعطا کند. دولت آمریکا این پیشنهاد را پذیرفت، مشروط بر اینکه‌ شامل کلیه‌ کارمندان وزارت دفاع آمریکا اعم از نظامى و غیرنظامى که‌ در خدمت دولت ایران هستند، بشود.(5)

علیرغم توافقات صورت گرفته این موضوع عملی نشد و مسکوت ماند، تا اینکه در اول آذر 1342 کندى، رئیس‌جمهور آمریکا، در شهر دالاس تکزاس به‌ قتل رسید و جانسون، معاونش، زمام امور را در دست گرفت. وی تمایل داشت بیش از گذشته راه سازش با ایران را در پیش بگیرد به همین دلیل طرحى را تصویب کرد که‌ به‌ موجب آن ایران می‌توانست معادل دویست میلیون دلار اسلحه‌ از آمریکا خریدارى کند. در عوض از دولت ایران تقاضا کرد که‌ به‌ نظامیان آمریکایى و خانواده‌‌هایشان در ایران مصونیت سیاسی اعطا نماید.(6)

ایران این پیشنهاد را پذیرفت و ماده واحده مربوط به قرارداد وین در جلسه 21 بهمن ماه 1342 به مجلس سنا تقدیم شد و در جلسه 25 خرداد 1343 به تصویب رسید. شش هفته بعد در حالی که سناتورها در تعطیلات تابستانی به سر می‌بردند، دولت از رئیس مجلس سنا خواست به منظور تسهیل وصول مالیات و لایحه اصلاحی بودجه کل کشور جلسه فوق‌العاده در سنا تشکیل دهند. این جلسه فوق‌العاده مجلس صبح روز سوم مرداد 1343 تشکیل شد و تا پاسی از شب ادامه یافت. اما تصویب لایحه تسهیل وصول مالیات‌ها و لایحه اصلاحی بودجه کل کشور بهانه‌ای بود تا دو فقره یادداشت که بین وزارت امور خارجه ایران و سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران به امضا رسیده بود مطرح شود و لایحه آن به تصویب سنا برسد. متن آغازین گزارش ارائه شده به سنا به این شرح بود: لایحه شماره 2291 /18 مورخ 25 /11 /1342 دولت مربوط به استفاده مستشاران نظامی آمریکا در ایران از مصونیت و معافیت‌های قرارداد وین، در این کمیسیون با حضور آقای دکتر انصاری، معاون وزارت امور خارجه، مورد شور و رسیدگی واقع و پس از بحث کافی ماده واحده‌ای با اصلاحات عبارتی به تصویب رسید و برای اظهار نظر به کمسیون جنگ ارسال شد. کمیسیون مزبور لایحه را با حضور  تیمسار صنیعی، وزیر جنگ، و آقای میرفندرسکی، معاون وزارت امور خارجه، مورد شور قرار داد و ضمن تایید نظر کمیسیون خارجه آن را تصویب نمود...(7)

آنچه به تصویب سناتورها رسید این بود که مستشاران نظامی آمریکایی که در خدمت دولت ایران هستند از مزایا و معافیت‌هایی که طبق قرارداد وین به کارکنان فنی سفارت‌خانه‌ها تعلق می‌گیرد برخوردار شوند. زمانی که در این جلسه سناتور کاظمی از میرفندرسکی درباره مصونیت‌ها و معافیت‌ها سوال کرد، پاسخ داده شد: همانطور که جناب نخست وزیر فرمودند خیلی از تصورات و اندیشه‌ها هست که آقایان سناتورها می‌دانند که باید در آن جرح و تعدیل کرد. شاید در نظر اول خیلی گران بیاید که ما برای یک عده خارجی در ایران تقاضای مصونیت و معافیت کنیم ولی ما این مصونیت و معافیت‌ها را به خاطر خارجی تقاضا نمی‌کنیم بلکه ما برای خدمتی تقاضا می‌کنیم که آنها برای ما انجام می‌دهند. ما زیاد برای این موضوع فکر کردیم و مشاوره نمودیم و با دستگاه‌های مختلف بحث کردیم ولی سرانجام به این نتیجه رسیدیم که اعطای این مصونیت‌ها و این مزایا ضرری برای دولت شاهنشاهی ایران ندارد. معافیت از مالیات است که از حقوق آنها گرفته می‌شود. یا اینکه برای مسکن و تغذیه معافیت دارند که مهم نیست. این کاری است که دولت‌های دیگر هم کرده‌اند از جمله ترکیه و یونان و این مستلزم همکاری‌ای است که ما با دولت آمریکا داریم. اگر فرض بفرمایید که ما این را به دولت دیگر هم بدهیم صحیح نیست، برای اینکه ما با دول دیگر قرارداد دوجانبه دفاعی نداریم و هیچ دولت دیگری را در دفاع از کشور خودمان که مساعی لازم را داریم سهیم نکرده‌ایم.

در همان جلسه به فوریت لایحه رأی گرفته شد و با تصویب اکثریت به تصویب سنا رسید.(8) به گفته ابوالحسن ابتهاج، تنها سناتوری که به لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی رأی مخالف داد، سناتور سیدجلال تهرانی بود.(9)

طبق توافق قرار بر این شد که 87 نفر از مستشاران آمریکایی (50 درجه‌دار و 37 افسر) که طبق جدول سازمانی جمع کل مستشاران نظامی آمریکا در ایران بود در صورتی که حین انجام وظیفه برای ارتش شاه مرتکب جرمی شدند موضوع رسیدگی از صلاحیت مقامات قضایی ایران خارج باشد و متهم به خاک آمریکا مراجعت و محاکمه شود و نتیجه محاکمه به اطلاع ارتش و مقامات قضایی ایران برسد و به همین دلیل تعداد 87 کارت مصونیت سیاسی برای نظامیان آمریکایی صادر شد. اما بعد مشخص شد کارت مصونیت سیاسی برای حدود هفتصد نفر که حتی شامل راننده، سرباز و تکنیسین‌ها می‌شد صادر شده است.(10) البته به گفته کتاب قیام پانزده خرداد به موجب این لایحه بیش از چهل هزار آمریکایی، تکنیسین‌های وابسته، اعضای خانواده و خدمه آنها - اعم از نظامی و غیرنظامی- از حاکمیت قضایی ایران خارج شده و در ردیف دیپلمات‌ها و اعضای سیاسی سفارتخانه‌های خارجی قرار می‌گرفتند، که به موجب کنوانسیون وین می‌توانستند از حق قضاوت کنسولی یا مصونیت سیاسی استفاده نمایند.(11)

اداره عهود و امور حقوقی وزارت امور خارجه طی نامه‌ای در تاریخ شش مرداد 1343 ضمن بررسی لایحه مزبور نوشت: «اعطای مزایا و مصونیت به مستشاران نظامی آمریکایی که در خدمت جنگ ایران بوده و از این دستگاه حقوق می‌گیرند، به هیچ وجه منطقی نبوده و دلیل حقوقی ندارد. نباید فراموش کرد که هر تاسیس حقوقی اگر چه ظاهراً مولد اراده حاکم دولت‌هاست، ولی برای اینکه جوهر و مستندی داشته باشد، باید با روح حقوق و منطق قضایی سازگار باشد.»(12)

 اما علیرغم تذکرات، سرانجام آنچه که لغو آن از افتخارات رژیم پهلوی و رضاشاه بود و محمدرضا شاه همواره برای توصیف خدمات پدرش به ایران از آن یاد می‌کرد،(13) و کسانی همچون رضازاده شفق آن را ماری دور گردن ملت توصیف می‌کردند که ملت را اسیر خود کرده بود(14) در تاریخ 21 مهر 1343 در مجلس شورای ملی با هفتاد و چهار رأی موافق در مقابل شصت و سه رأی مخالف به تصویب رسید. ولی هیئت حاکمه جرئت علنی ساختن آن را نداشت.(15)

سخنرانی و اعلامیه افشاگرانه

چند روز از تصویب لایحه نگذشته بود که آيت‌الله پسنديده برادر امام خمینی(ره) از آن مطلع شدند، نامه‌اي به امام(ره) نوشتند و اعلام کردند كه لايحه كاپيتولاسيون به صورت محرمانه در مجلس مطرح شده است.(16) آيت‌الله شهيد محلاتي نيز از طريق يكي از كاركنان مجلس از جريان كاپيتولاسيون مطلع شد و تصميم گرفت مدارك و صورت مذاكرات مجلس را نزد امام(ره) ببرد. در پی دریافت این اخبار امام (ره) چند نفر از جمله آیت‌الله هاشمي رفسنجاني را مأمور تحقيق در مورد جزئيات خبر كردند. او نزد حجت‌الاسلام فلسفي و جعفر بهبهاني رفت و درخواست امام را به ایشان ابلاغ نمود. آقاي بهبهاني از طريق يكي از نمايندگان مجلس سنا متن لايحه و اسناد مربوط را به‌دست آورده و به امام(ره) تقدیم کرد.(17)

وقتي امام(ره) از راه‌هاي مختلف نسبت به صحت اين جريان يقين يافتند، فرمودند: «اين از آن اموري است كه ما بايد دنبال كنيم و عزت اسلام را زنده كنيم. اين قصه رأي زن‌ها نيست كه آنها به ما وصله ارتجاعي بچسبانند، اين قصه تقسيم اراضي نيست كه به ما بگويند طرفدار مالكين هستند، اين مسئله‌اي است كه تمام آزادي‌خواهان دنيا اين مسئله را قبول دارند كه ما براي آزادي مي‌جنگيم. ما هدف‌مان يك هدف ارتجاعي نيست؛ ما هدف‌مان اين است كه از زير يوغ استعمار امريكا و اسرائيل بيرون بياييم. ما مي‌خواهيم يك ملت مستقل باشيم نه زير يوغ استعمار امريكا كه مستشارانش در مملكت ما هر چه جنايت مي‌خواهند بكنند، بكنند و هيچ دستگاه فضايي حق نداشته باشد آنها را دستگير كند.»(18) 

امام (ره) روز 4آبان 1343 را که مصادف با روز تولد حضرت فاطمه (س) بود برای افشای این توافق ننگین پشت پرده و زدوبندهای سیاسی مناسب دیدند، به همین دلیل اعلام شد که در این روز امام (ره) سخنرانی خواهند کرد. مردم از شهرهای دور و نزدیک برای شنیدن بیانات ایشان به قم رفتند. پیش از سخنرانی امام(ره) حکومت پهلوی که پی برده بود ممکن است در این سخنرانی پرده از اسرار آنها برداشته شود، سریعاً نماینده‌ای به قم فرستاد تا با امام (ره) ملاقات نماید و از ایشان بخواهد از سخنرانی صرفنظر نمایند. حضرت امام(ره) نماینده دولت را نپذیرفتند، وی نیز به ناچار با شهید آیت‌الله آقا مصطفی خمینی دیدار نمود و متذکر شد: آیت‌الله خمینی اگر این روزها بنا دارند نطقی ایراد کنند باید خیلی مواظب باشند که با دولت آمریکا برخوردی نداشته باشند که خیلی خطرناک است و با عکس‌العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد، دیگر هرچه بگویند مهم نیست.(19)

اما توصیه‌ها و تهدیدها نتیجه‌ای نداشتند و امام(ره) صبح روز 4 آبان 1343 در منزل خود خطابه‌ای تاریخی ایراد نمودند: «بسم‌الله الرحمن الرحیم. انا لله و انا الیه راجعون. من تأثرات قلبی خودم را نمی‌توانم اظهار کنم. قلب من در فشار است. در این چند روزه که مسائل اخیر ایران را شنیدم خوابم کم شده است. ناراحتم، قلبم در فشار است و با تأثرات قلبی روزشماری می‌کنم که چه وقت مرگ من پیش می‌آید. ایران دیگر عید ندارد. عید ایران را عزا کردند و چراغانی نمودند. عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند. ما را فروختند و باز هم چراغانی کردند. پایکوبی کردند. اگر من به جای اینها بودم این چراغانی‌ها را منع می‌کردم... قانونی در مجلس بردند. در آن قانون ما را به پیمان وین محلق کردند. مستشاران نظامی آمریکا با خانواده‌هایشان با کارمندان فنی‌شان، با کارمندان اداری‌شان، با خدمه‌شان با هر کسی که بستگی به آنها دارد، اینها از هر جنایتی که در ایران بکنند مصون هستند. اگر یک خادمه آمریکایی، اگر یک آشپز آمریکایی مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پا منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلو او را بگیرد. دادگاه‌های ایران حق ندارند او را محاکمه کنند. بازپرسی کنند. باید برود آمریکا در آمریکا ارباب‌ها تکلیف معین کنند. دولت سابق ایران این تصویب را کرده بود و به کسی نگفت و دولت حاضر این تصویب‌نامه را در چند روز پیش برد به مجلس و در چند وقت پیش از این به سنا بردند و با یک قیام و قعود مطالب را تمام کردند... ملت ایران را از سگ‌های آمریکا پست‌تر کردند. اگر چنانچه کسی سگ آمریکایی را زیر بگیرد از او بازخواست می‌کنند. اگر شاه ایران یک سگ آمریکایی را زیر بگیرد از او بازخواست می‌کنند. لکن اگر چنانچه یک آشپز آمریکایی شاه ایران را زیر بگیرد، بزرگ‌ترین مقام ایران را زیر بگیرد هیچ کس حق تعرض ندارد. چرا؟ برای اینکه می‌خواستند وام بگیرند از آمریکا. آمریکا گفت این کار باید بشود. لابد این جور است. بعد از سه چهار روز یک وام دویست میلیون دلاری تقاضا کردند. دولت تصویب کرد. دویست میلیون دلار و در عرض ده سال سیصد میلیون دلار بگیرند... ایران خودش را فروخت برای این دلارها. استقلال ما را فروخت، ما را جزء دول مستعمره حساب کرد.... سایر ممالک خیال می‌کنند که ملت ایران است که اینقدر خودش را پست کرده است. نمی‌دانند این دولت ایران است. این مجلس ایران است... مستشاران و نظامیان آمریکا برای ما چه نفعی دارند. آقا اگر این مملکت اشغال آمریکاست پس چرا این قدر عربده می‌کشید، پس چرا اینقدر دم از ترقی می‌زنید؟ اگر این مستشاران نوکرهای ما هستند چرا از ارباب‌ها بالاترشان می‌کنند؟ پس چرا از شاه بالاترشان می‌کنند؟.... ای سران اسلام به داد اسلام برسید. ای علمای نجف به داد اسلام برسید. ای علمای قم به داد اسلام برسید... ای سلاطین ملل اسلامی، ای شاه ایران به داد خودت برس... آقا تمام گرفتاری ما از این آمریکاست. تمام گرفتاری ما از این اسرائیل است. اسرائیل هم از آمریکاست. این وکلا هم از آمریکا هستند. وزرا هم از آمریکا هستند...»(20)

طبق گفته مأمور ساواک در این روز جمعیتی بالغ بر ده هزار نفر، که اکثر ایشان از تهران به قم رفته بودند، برای شنیدن این سخنرانی در کوچه‌های اطراف منزل امام(ره) تجمع نموده و سخنرانی را از طریق میکروفن گوش می‌کردند و به دلیل تأثر امام گریه می‌کردند.(21) امام خمینی(ره) همچنین اعلامیه‌ای بلند برای ملت ایران نوشتند و در آن فرمودند: «آیا ملت ایران می‌داند در این روزها در مجلس چه گذشت؟ می‌داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟ می‌داند مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگی ملت ایران را امضا کرد؟ اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟... قلم سرخ کشید بر تمام لاف و گزاف‌های چندین ساله سران قوم، ایران را از عقب افتاده‌ترین ممالک دنیا پست‌تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب‌منصبان و درجه‌داران نمود؟ حیثیت دادگاه‌های ایران را پایمال کرد؟ به ننگین‌ترین تصویب‌نامه دولت سابق با پیشنهاد دولت حاضر بدون اطلاع ملت با چند ساعت صحبت‌های سری، رای مثبت داد؟ ملت ایران را در تحت اسارت آمریکایی‌ها قرار داد؟... چرا وکلای پارلمان با آنکه به حسب قاعده انسانیت و ملیت با همچو سند اسارتی صد درصد مخالف هستند، نفس نمی‌کشند و جز دو سه نفر آنها که معلوم است با اضطراب صحبت کرده‌اند، خاموش نشسته‌اند؟ برای آنکه اتکا به ملت ندارند، دست‌نشانده هستند و قدرت مخالفت ندارند، آنها را با یک اشاره بیرون می‌ریزند، به زندان می‌اندازند... بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند. بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود، از بالاترها به هر وسیله هست بخواهند این سند استعمار را پاره کنند، این دولت را ساقط کنند، وکلایی که به این امر مفتضح رای دادند از مجلس بیرون کنند...»(22)

 شهید مهدی عراقی برای گرفتن اعلامیه از امام(ره) و چاپ آن به قم رفت و با امضای امام خمینی(ره) چاپ شد. این اعلامیه قطع بزرگی به اندازه تقریباً یک صفحه روزنامه داشت و چاپ آن در چنان شرایط سخت امنیتی یک موفقیت بزرگ به شمار می‌آمد که توسط مؤتلفه اسلامی عملی شد. اعلامیه در مدت چند ساعت در تهران و برخی شهرها منتشر شد و حکومت پهلوی را غافلگیر و وحشت‌زده کرد.(23)

به همین دلیل بود که حکومت پهلوی دیگر نتوانست وجود امام(ره) و ادامه مبارزات ایشان با تصمیمات دولت را تحمل کند و این بار درصدد برآمد امام(ره) را از کشور تبعید نماید. به این منظور صبح روز 13 آبان برای آنکه از هر گونه‌ قیام مردمى علیه‌ تبعید امام(ره) ممانعت به‌ عمل آورد، شهر قم را به‌ اشغال نظامیان درآوردد و امام(ره) را با هواپیمای ارتشی به آنکار تبعید کرد.(24)

اما بیانات امام تأثیر خود را بر جای گذاشته بود. اعلان تصویب این قانون توسط امام خمینی(ره)، تعجب محافل سیاسی داخل و خارج از کشور را برانگیخت. زیرا با گسترش نهضت‌های استقلال‌طلبانه و تضعیف قدرت‌های استعماری، در اعمال سلطه علنی و مستقیم، تصویب چنین قانونی در کشوری که هیچگاه رسماً مستعمره نبوده بسیار دور از انتظار بود.(25)

با افشای این قرارداد و سخنان روشنگرانه امام صداهای اعتراض علیه لایحه و در دفاع از بیانات امام(ره) برخاست. از جمله آیت‌الله مرعشی نجفی، بیانیه‌هایی در رد کاپیتولاسیون صادر کرد و حمایت کامل و بی‌دریغ خود را از مبارزین مسلمان و کسانی که از جانب حکومت پهلوی دچار صدمه و آسیب دیده‌ بودند، اعلام نمود.(26) به همین دلیل دولت و نمایندگان حکومت پهلوی درصدد دفاع از لایحه کاپیتولاسیون برآمدند. در جلسه 11 آبان مجلس سنا، سناتور سعیدی در خصوص این موضوع گفت: مصونیت عده‌ای از مستشاران آمریکایی که در خدمت دولت ایران هستند بسیار ساده است و فقط به کنوانسیونی ملحق شده‌ایم که 48 کشور معظم اروپایی و آسیایی آن را پذیرفته‌اند.(27) در روز پنج‌شنبه 14 آبان نیز ناصر بهبودی در جلسه علنی مجلس شورای ‌ملی گفت: از زمانی که سلطنت... به خاندان پهلوی منتقل شد، ناامنی و بی‌عدالتی و جاسوسی و اموری که با شرافت ایرانی بستگی دارد، مثل کاپیتولاسیون در این مملکت دیگر تجدید نخواهد شد.(28)

سرانجام حسنعلی منصور، نخست‌وزیر درصدد دفاع از لایحه برآمد و طی نطقی در جلسه علنی مجلس شورای ملی در روز سه‌شنبه 19 آبان گفت: وقتی به هیئت‌های اقتصادی امتیازات وسیع‌تری را می‌دهیم چرا نسبت به مسئله امنیت خود غافل باشیم... با وجود اینکه این قانون از مجلسین گذشته و به دولت ابلاغ گردیده با مذاکراتی که با مقامات آمریکایی به عمل آمد دولت آمریکا موافقت نمود نسبت به هر موردی که دولت ایران تشخیص داد، نسبت به آن فرد سلب مصونیت بشود. در حقیقت ما نسبت به خدمتگزاران در ارتش حقوقی قائل هستیم با حق این که هر موقع ضروری تشخیص بدهیم سلب مصونیت می‌کنیم.

وی در ادامه برای موجه نمودن اقدام خود افزود: دولت دکتر مصدق هم این امتیازات و مصونیت‌های سیاسی را به آنها داده بلکه خیلی امتیاز کامل‌تر و آنها را در ردیف سفرا و وزرای مختار و اعضای سفارت آمریکا قرار داده است. بنده عین قانون را نمی‌خوانم ولی نامه‌هایی که در سال 1330 بین رئیس دولت وقت و دولت آمریکا مبادله شده می‌خوانم. در تاریخ 26 /10 /1330 آقای دکتر مصدق، نخست‌وزیر، نامه‌ای به آقای وارن رئیس هیئت همکاری فنی امریکا در ایران چنین نوشته و اظهار داشته: دولت ایران موافقت می‌نماید که برای انجام مسئولیت‌ها و وظایفی که از برنامه‌های همکاری‌های فنی برای دولت کشورهای متحده آمریکا ناشی می‌شود، یک هیئت مخصوص همکاری فنی از کشور نامبرده پس از آنکه دولت کشورهای متحده مراتب را اعلام نمود بپذیرد و دولت ایران تا آخرین حد امکان به موجب قانون اساسی ایران و سایر قوانین موجود، این هیئت مخصوص و کارمندان آن را جزء هیئت‌های سیاسی کشورهای متحده آمریکا خواهند شناخت تا از مزایا و مصونیت‌هایی که به هیئت‌های سیاسی و کارمندان آن داده می‌شود با تطبیق درجات برخوردار گردند.(29)

دکتر مصدق در 22 آبان 1343 در دفاع از خود نامه‌ای به نخست‌وزیر نوشت و اظهار داشت: اکنون که متجاوز از یازده سال است در زندان به سر می‌برم و قادر نیستم از منافع وطن خود دفاع نمایم اجازه بفرمایید که لااقل به وسیله این چند سطر از خود دفاع نمایم. بیانات آن جناب در جلسه روز سه‌شنبه 19 ماه جاری در مجلس شورای ملی راجع به اینکه در موقع تصدی کار این جانب قراردادی راجع به مصونیت سیاسی نظامیان دولت آمریکا در ایران امضا نموده‌ام موجب کمال تعجب گردید. چون‌که این جانب اول کسی بودم که در این مملکت زبان به اعتراض مصونیت اتباع دول بیگانه گشودم و آن در اوایل جنگ اول بین‌الملل بود که دولت ترکیه رژیم کاپیتولاسیون را در آن کشور الغاء نمود و اینجانب رساله‌ای به نام کاپیتولاسیون و ایران را به تعداد پنج هزار نسخه منتشر کرده و از اولیای امور الغای این رژیم مخالف آزادی و استقلال مملکت را درخواست نمودم. قراردادی که اینجانب امضا نموده‌ام مربوط به وظایف اصل 4 در ایران بود که اصل 4 رونوشتی از قرارداد با سایر دول را برای اینجانب فرستاد و تقاضا نمود از طرف دولت ایران هم به همان نهج تنظیم شود، که چون احتیاج به اصلاحات داشت پس از اصلاح، اینجانب آن را امضا نمودم و در آن وقت صحبتی از مصونیت سیاسی مامورین نظامی دولت آمریکا در ایران نبود و این عیناً مثل حکایت آن کسی است که در ده راهش نمی‌دادند ادعای کدخدایی می‌کرد. چقدر خوب است که مقرر فرمایند پرونده آن را مطالعه کنند و بیاناتی که در مجلس فرموده‌اید اصلاح نمایند.(30)
با پافشاری دولت منصور بر اجرای لایحه و اعطای این حق و پایمال کردن حق ملت ایران، 77 روز پس از تبعید امام(ره) در روز اول بهمن 1343 گروهی از فدائیان اسلام در عملیاتی با نام «عملیات بدر» تصمیم گرفتند حسنعلى منصور را ترور نمایند. در این روز شهید محمد بخارایى با شلیک دو گلوله‌ در میدان بهارستان در مقابل ساختمان مجلس، منصور را از پای درآورد. اعدام انقلابى منصور موجب شد کاپیتولاسیون اثر خود را از دست بدهد.(31)

پی‌نوشت‌ها:

1- آشوري، داريوش، فرهنگ سياسي، ج3، ص 134؛ آقا بخشي، علي، فرهنگ علوم سياسي، تهران: چاپار، 1383، ص 82؛ دهخدا، علي‌اكبر، لغتنامه دهخدا، تهران: دانشگاه تهران، 1372، ص 36
2- اسداللهي، مسعود، احياي کاپيتولاسيون و پيامدهاي آن، تهران، سازمان تبليغات اسلامي، مرکز چاپ و نشر، 1373، ص 30
3-  علاوه بر روسیه کشورهای دیگری مانند فرانسه، آلمان، اسپانيا، اتريش، ايتاليا، آرژانتين، دانمارك، بلژيك، مكزيك، سوئد، سوئيس، هلند و... نیز بعد از انعقاد قرارداد ترکمانچای از حق کاپیتولاسیون استفاده کردند. حق قضاوت كنسولي، كاپيتولاسيون، تهران، انتشارات مؤسسه مطالعات و پژوهش‌هاي سياسي، ص 54
4-  عاقلی، باقر، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، نشر نامک، ج 1، ص 230چ
5- عاقلی، باقر، نخست‌وزیران ایران از مشیرالدوله‌ تا بختیار، تهران، انتشارات جاویدان، 1370، ص 967
6- همان
7- الموتی، مصطفی، ایران در عصر پهلوى (دولت‌های غربی و حزب‌های دولتی: یادمانده‌هایی از دولت حسنعلی منصور و امیرعباس هویدا )، ج 12، لندن، پکا، 1371، ص 32
8- همان
9- ابتهاج، ابوالحسن، خاطرات ابوالحسن ابتهاج ج 2، تهران، علمی، 1371، ص 520
10- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 6 ، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ص 255
11- منصورى، جواد، قیام 15 خرداد 1342، تهران، سوره، 1376، ص 296
12- همان   
13- روزنامه کیهان، شماره مسلسل 5434، 29 /05 /1340، ص 1
14- روزنامه مهر ایران، شماره مسلسل 2036، 06 /12 /13412، ص 1
15- تحریر تاریخ شفاهى انقلاب اسلامى ایران (شنودهاى رادیو بى بى سى)، به کوشش عمادالدین باقى، قم، تفکر، 1373، ص 169
16- خاطرات آيت‌الله پسنديده، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی حوزه هنری ،سوره مهر، ص112
17- خاطرات هاشمي رفسنجاني، جلد اول ، زير نظر محسن هاشمي، تهران: دفتر نشر معارف انقلاب، 1376، ص197
18- خاطرات شهيد محلاتي، مرکز اسناد انقلاب اسلامي، ص64
19- روزنامه ابرار، شماره مسلسل  579، 13 /8 /1369، ص 2 
20- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 6، صص 445- 452
21- همان، ص458
22- احمدی، محمدرضا، خاطرات آیت‌الله طاهرى خرم‌آبادى، تهران، مركز اسناد انقلاب اسلامى، 1377، ص 56
23- بادامچیان، اسدالله، آشنایى با جمعیت موتلفه اسلامى، تهران، اندیشه ناب، ص 107
24- همان، ص 471
25- قیام 15 خرداد 1342، ص 296
26- کرمی‌پور، حمید، جامعه تعلیمات اسلامی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380، ص 56
27- روزنامه اطلاعات، شماره مسلسل 11529، 11 /08 /1343، ص 1
28- روزنامه اطلاعات، شماره مسلسل 11533،16 /08 /1343، ص 8
29- ایران در عصر پهلوى، ج 12، ص 28
30- همان، ص 43
31- بادامچیان، اسدالله، شناخت انقلاب اسلامى و ریشه‌‌هاى آن، تهران، دانشگاه آزاد، 1369، ص 217



 
تعداد بازدید: 3420



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.