عصمت بابادی
سید محمد علی قاضی طباطبایی، سال 1293ه.ش در شهر تبریز دیده به جهان گشود. پدرش آیتالله سید میرزا باقر طباطبایی از روحانیون بزرگ تبریز بود. نسب این خانواده را باید در خاندان امیر عبدالوهاب جستوجو کرد. برای فراگیری علوم دینی وارد مدرسه طالبیه تبریز شد. در سال 1307ه.ش به دنبال قیام مردم تبریز علیه سیاستهای رضاخان به همراه پدرش روانه تبعید به تهران شد. سپس به مدت یک سال به مشهد تبعید شدند و بعد از گذراندن دوران تبعید، هنگام بازگشت به تبریز رضاخان خانه آنها را ویران و جزء خیابان کرده بود.
پس از آن سیدمحمد علی با توصیه پدرش جهت ادامه تحصیل در حوزه علمیه راهی قم و با آیتالله روحالله موسوی خمینی آشنا شد که این آشنایی تأثیر عمیقی بر وی گذاشت. وی همچنین در محضر اساتید دیگر به کسب علم پرداخت که این تحصیل ده سال طول کشید. سپس به تشویق استادش آیتالله سید محمد کمرهای برای ادامه تحصیل عازم نجف شد که سه سال طول کشید و بعد به خاطر پیش آمد خانوادگی نجف را ترک کرد. آیتالله قاضی در این زمان 42 سال سن داشت.
او پس از بازگشت از نجف، امامت مسجد مقبره تبریز را به عهده گرفت. در سال 1342 که امام خمینی(ره) قیام خود را بر ضد سلطنت محمدرضا پهلوی آغاز کرد، اولین کسی بود که از آذربایجان به امر امام لبیک گفت و در سخنرانیهای خود به طور مفصل اعمال ناشایست حکومت پهلوی را برای مردم بیان کرد. شدت مبارزات و روشنگری وی به حدی بود که در عرض یک سال، بین سالهای 1342 و 1343 سه بار دستگیر شد. اولین کسی هم که پس از امام به کشور عراق تبعید شد آیتالله قاضی طباطبایی بود. وی در تبریز تنها عالمی بود که ایام وفات همه ائمه معصومین(ع) را در مسجد مقبره به ختم مینشست و دستور تعطیلی بازار را صادر میکرد. ساده زیستی و ساده پوشی از ویژگیهای اجتماعی آیتالله قاضی بود. از جمله فعالیتهای گسترده وی تهیه خانه برای مستضعفان و محرومان شهر بود و به کمک تجار تبریز هیئت مستمندان را تشکیل داد که تاثیر انکار ناپذیری در کاهش متکدیان تبریز گذاشت. با کمک مردم خیر تبریز از خود باقیاتالصالحاتی مانند احداث و تجدید بنای چندین مسجد و حسینیه به جا گذاشت.
سال 1342 سرآغاز نهضت امام خمینی(ره) و مردم، علیه حکومت پهلوی است. در آغاز حرکتی از طرف علما و مراجع علیه تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی شروع شد. شاه با طرح اصول شش گانه انقلاب سفید اعلام کرد که قصد دارد همه پرسیای برای تصویب آن به راه بیندازد. در مقابل علما، شرکت در همه پرسی را تحریم کردند، ولی حکومت پهلوی همه پرسی را انجام داد. از طرفی رژیم که مخالفت علما را نادیده نگرفته بود برای زهر چشم گرفتن از روحانیون در روز دوم فروردین 1342 به مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز حمله کرد. با نزدیک شدن ماه محرم مبارزات اسلامی علیه حکومت پهلوی شدیدتر شد. امام خمینی(ره) در عصر عاشورا سخنرانی شدیداللحنی در مدرسه فیضیه قم ایراد کردند و خبر دستگیری امام، قیام 15 خرداد را رقم زد که نیروهای نظامی پهلوی آن را به خاک و خون کشیدند.
همگام با آغاز نهضت، شاگردان برجسته امام، مبارزه با حکومت را در سراسر کشور هدایت کردند و در تبریز هم آیتالله سید محمدعلی قاضی طباطبایی. ساواک در این زمان در مورد او مطلبی مخابره کرد بدین شرح: «وی از افراد بسیار ناراحت و مخالف با لوایح اصلاحی بوده و سوابق زیادی در این مورد داشته، البته مقامات مربوطه نیز مستحضرند تاکنون سه مرتبه به اتهام تندروی در منابر و مخالفت با لوایح مصوب و تحریک مردم به بستن بازار و غیره دستگیر و به مرکز اعزام گردیده است.»
با آغاز دوران جدید مبارزات مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) در سال 1342ه.ش آیتالله قاضی طباطبایی به عنوان یکی از ارکان مبارزه، رهبری مردم آذربایجان را در آن سالها به عهده داشت. وی در سخنرانیهای خود به صراحت از امام یاد میکرد و علنا از حکومت پهلوی انتقاد میکرد. پس از واقعه مدرسه فیضیه قم و طالبیه تبریز، سخنرانیهای سیاسی خود را علیه حکومت در دو مسجد شهر تبریز، مسجد شعبان و مسجد مقبره آغاز کرد. او در ماه محرم سال 1342 در اقدامی انقلابی دستههای عزادار را از رفتن به باشگاه افسران و دعا کردن به جان شاه منع کرد. پس از انتشار خبر دستگیری امام خمینی(ره) در تبریز گروهی از بازاریان و مردم با پوشیدن کفن به تظاهرات پرداخته و گروهی هم در مقابل خانه آیتالله قاضی طباطبایی اجتماع کرده و به دستگیری امام اعتراض کردند.
حکومت پهلوی در واکنش به حمایت آیتالله قاضی طباطبایی از نهضت امام خمینی(ره) در تاریخ 13 آذر 1342 دستور دستگیری وی را به همراه چهار تن از علما و وعاظ تبریز صادر کرد. او به زندان قزل قلعه منتقل شد و در پی پخش این خبر مراجع تقلید با انتشار اعلامیههایی این اقدام رژیم را محکوم کردند. در مدتی که در زندان بود با علمای مبارزی همچون آیتالله سید عبدالحسین دستغیب آشنا شد. آیتالله قاضی طباطبایی پس از مدتی بلاتکلیفی در زندان مورد بازجویی قرار گرفت. از آنجا که دلایل کافی برای محکومیت وی وجود نداشت در تاریخ 12 بهمن 1342 به شرط عدم خروج از تهران آزاد شد. هر چند که همچنان تحت نظر ساواک بود ولی دست از فعالیتهای خود برنداشت و پس از مدتی به قم رفت و ملاقاتی با امام خمینی(ره) انجام داد و پس از آن به مشهد رفت و بدون اجازه حکومت پهلوی به تبریز رفت که با استقبال بینظیر مردم روبهرو شد. جمعیت از ایستگاه راهآهن تا میدان شهرداری تبریز موج میزد.
اقدام غافلگیرانه آیتالله قاضی طباطبایی و حرکت مردم مقامات ساواک را نگران کرد. به ساواک تبریز دستور رسید وی را دستگیر و به تهران منتقل کنند. او در نیمههای شب دستگیر شد و حکم بازداشت وی در 6 اردیبهشت 1343 صادر و در یکی از خانههای ساواک در منطقه سلطنتآباد تهران محبوس شد. ولی چندی پس از زندانی شدنش در زندان دچار حمله قلبی شد. ساواک به دلیل این حال وخیم، در 4 تیر 1343 دستور آزادی وی را به شرط عدم خروج از تهران صادر کرد. آیتالله قاضی طباطبایی تصمیم گرفت به تبریز برود که این کار با مراقبت ساواک در نیمه شب و بدون اطلاع عموم صورت گرفت. علیرغم بیماریاش فعالیتهای سابق را از سر گرفت و در 21 مرداد 1343 سخنرانی خود را ایراد کرد. پس از این سخنرانی مقامات امنیتی استان آذربایجان در پی دستگیری و انتقال او از تبریز بودند. در همین ماه دستگیر و به تهران منتقل شد. چون نیاز فوری به عمل جراحی داشت در بیمارستان مهر تهران بستری شد و عمل جراحی توسط پزشک خودش، دکتر اشرفی از تبریز انجام شد. چهار ماه پس از عمل جراحی در 11 آذر 1343 و پس از تبعید امام به ترکیه، آیتالله قاضی طباطبایی نیز به عراق تبعید شد.
امام خمینی(ره) در سخنرانی مشهورشان علیه کاپیتولاسیون ضمن اعتراض به مصونیت آمریکاییها نسبت به بازداشت آیتالله قاضی طباطبایی شدیدا اعتراض کردند، بدین شرح که: «باید مصونیت برای آشپزهای آمریکایی، برای مکانیکهای آمریکایی، برای اداری آمریکایی، اداری و فنیاش، مأمورین، کارمندان اداری، کارمندان فنی، برای خانوادههایشان مصونیت باشد، لکن آقای قاضی در حبس باشد!» آیتالله قاضی طباطبایی هم تأکید شدیدی بر نقش آمریکاییها در ظلم و ستم بر ایرانیان داشت. وی در سخنرانیاش علیه آمریکاییها این گونه گفت: «هر کاری که علیه ملت بخصوص روحانیت از طرف حکومت اجرا می شود به دستور آمریکاییها انجام میگیرد و تمام کشت و کشتار به دست آنهاست.» تبعید آیتالله قاضی 8 ماه طول کشید و سرانجام در نهم تیرماه 1344 به تهران برگشت. مقامات ساواک وی را با تمهیدات بسیار در 24 شهریور 1344 وارد تبریز کردند. ساواک تبریز موظف بود که به طور غیر محسوس مراقب اعمال و رفتار وی باشد.
امام خمینی(ره) نسبت به حمله وحشیانه صهیونیستها به فلسطین در سالهای 1346 و 1347 و جنگهای اعراب و اشغالگران قدس، واکنش نشان دادند. آیتالله قاضی طباطبایی نیز در تبریز، در 30 آذر 1347ه.ش مصادف با عید سعید فطر در خلال سخنرانی خود به جنایات اشغالگران قدس اشاره کرد و پرده از روابط مخفی شاه و رژیم صهیونیستی برداشت. به دنبال این سخنرانی، حکومت پهلوی او را به 6 ماه تبعید به بافت کرمان محکوم کرد. لذا در تاریخ 7 دی ماه 1347 آیتالله قاضی طباطبایی را در مسجد شعبان دستگیر و وی را روانه بافت کرمان کردند. در این مدت «سفرنامه بافت» را نوشت. پس از برگشت از بافت به جای عزیمت به زنجان که محل بعدی تبعید وی بود راهی بستان آباد در 60 کیلومتری تبریز شد ولی ساواک او را از بستان آباد به زنجان بازگرداند. تبعید وی در زنجان شش ماه طول کشید.
پس از رهایی از تبعید همزمان با تشکیل مرتب جلسات هفتگی در منزل خود به خطدهی و هدایت انقلابیون پرداخت. در این جلسات علاوه بر روضه خوانی در مورد مسایل سیاسی نیز بحث میشد و منزل وی به صورت کانون مبارزات ضد حکومت پهلوی در تبریز درآمده بود. پس از واقعه 19دی در قم که طی آن ماموران رژیم عدهای از مردم قم را به خاک و خون کشیدند منزل آیتالله قاضی طباطبایی پناهگاه مبارزان مسلمان بود. قیام مردم تبریز در 29 بهمن سال 1356 با هدایت او صورت گرفت. وی در ارشاد و راهنمایی مردم و سازماندهی اعتصاب و تطاهرات نقش موثری را ایفا کرد.
حکومت پهلوی که با اوج گیری مبازات مردم ایران روبهرو شده بود این بار به عراق فشار آورد که از فعالیتهای سیاسی امام خمینی(ره) جلوگیری کند. دولت بعثی عراق نیز در پاسخ به درخواست رژیم، خانه امام را محاصره کرد. انتشار این خبر در ایران موج اعتراض را به راه انداخت. مردم تبریز به دستور آیتالله قاضی طباطبایی با اعتراض به پا خاستند.
از ویژگیهای منحصر به فردی که در میان شهدای محراب به شهید آیتالله قاضی طباطبایی اختصاص دارد لقب خمینی آذربایجان است. جالب آنکه این لقب از طرف مخالفان و دشمنان نهضت امام در آذربایجان به وی داده شد. از مهمترین اقدامات آیتالله قاضی طباطبایی تا پیروزی انقلاب اسلامی باید به تشویق مردم به همبستگی با اعتصابیون شرکت نفت و تعطیل بازار، توصیه به رفتن به پشت بامها برای گفتن اذان در مواقع حکومت نظامی، قراردادن منزلش به عنوان شروع تظاهرات و تشییع جنازههای شهدا، دعوت از سخنرانان زبده در مسجد شعبان، تشویق مردم به ادامه مسیر شهدا، دستور برای تکثیر و توزیع اعلامیههای امام خمینی(ره) و حضور فعال در راهپیماییها بهخصوص راهپیمایی 9 دی 1357 اشاره کرد.
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در مرداد ماه 1358 طی حکمی از طرف امام خمینی(ره) به عنوان نماینده تامالاختیار و امام جمعه تبریز منصوب شد. 10 آبان 1358 بعد از اقامه نماز مغرب و عشا در مسجد شعبان، هنگامی که عازم خانه بود، ضاربی که از گروهک فرقان بود، آیتالله قاضی طباطبایی را به شهادت رساند و 11 آبان جمع کثیری از مردم تبریز او را به خاک سپردند.
پینوشتها:
_ رسولی، رضا، شهید قاضی طباطبایی، تهران، انتشارات مدرسه،1383
_ جلوه محراب، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1378
_ نیکبخت، مهین، خمینی آذربایجان، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1382
تعداد بازدید: 3368