مریم اسدی جعفری
حوزههای علمیه – به ویژه قم- هسته اصلی شکلگیری و سازماندهی نهضت انقلاب اسلامی بود و نخستین جرقههای اعتراض مردمی علیه حکومت پهلوی از این فضا نشات گرفت. حمله به مدرسه فیضیه در روز دوم فروردین 1342، سخنرانی کوبنده امام خمینی(ره) و دستگیری ایشان و نهایتاً وقوع قیام 15 خرداد، نخستین موج تظاهرات مردمی را برانگیخت و همین مبدا تاریخی، جایگاه حوزه علمیه و روحانیت را در روند پیروزی انقلاب اسلامی نشان میدهد.
غالب شخصیتهای موثر در انقلاب اسلامی از حوزه علمیه برخاستهاند و با نگاهی به تاریخ انقلاب، نقش محوری و بنیادین روحانیت در زمینههایی چون روشنگری افکار عمومی در حوزههای سیاسی و اجتماعی با استفاده از منبرهای سخنرانی، ایجاد مسیر ارتباطی با امام خمینی(ره) در زمان تبعید و تقویت روحیه و اندیشه انقلابی در بین مردم آشکار است. از این رو، هدایت و حفظ انسجام فعالیتهای حوزه علمیه بین سالهای 1342 تا 1357 از اهمیت خاصی برخوردار بوده است.
گزارش پیش رو، به بررسی وضعیت اداره حوزه علمیه در آغاز تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه میپردازد. آیا غیبت امام خمینی(ره) باعث از هم گسیختگی حوزه علمیه خواهد شد؟ یا ایشان با تدبیر، از وقوع این اتفاق جلوگیری میکنند؟
در اسناد مربوط به آبان سال 1343 (روزهای آغازین تبعید امام به ترکیه)، نامه وکالت امام خمینی(ره) به مرحوم آیتالله سید مصطفی خمینی دیده میشود که در متن آن، رسیدگی به امور مالی حوزه علمیه و طلاب، به ایشان سپرده شده است. این در حالی است که سید مصطفی در آن زمان، در زندان به سر میبرده و امام به واسطه تبعید، از این موضوع اطلاعی نداشتهاند.
جای خالی امام(ره) در حوزه علمیه پُر میشود
تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مجلس شورای ملی در تاریخ 21 مهر 1343، بار دیگر اعتراض علما به خصوص امام خمینی(ره) را برانگیخت. ایشان در روز 4 آبان همزمان با میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) در مقابل جمعیتی حدود 6 هزار نفر سخنرانی کردند که در بخشی از آن آمده است: «ایران دیگر عید ندارد... عید ایران را عزا کردند... عزا کردند و چراغانی کردند... عزا کردند و دسته جمعی رقصیدند... ما را فروختند، استقلال ما را فروختند و باز هم چراغانی کردند... عزت ما پایکوب شد، عظمت ایران از بین رفت، عظمت ارتش ایران را پایکوب کردند... .» (1)
این سخنرانی منجر به دستگیری امام خمینی(ره) در نیمه شب سیزدهم آبان 1343، انتقال ایشان به تهران و بلافاصله، تبعید امام به ترکیه شدند. آیتالله سید مصطفی خمینی نیز در پی تلاش جهت ملاقات روحانیون سرشناس حوزه علمیه قم جهت پیگیری وضعیت امام، صبح روز 13 آبان، دستگیر و تحویل ساواک قم داده شد.
امام خمینی(ره) شش روز بعد، یعنی در تاریخ نوزدهم آبان 1343 و در حالی که در آنکارای ترکیه اقامت داشتند، نامهای به این مضمون، خطاب به فرزندشان نوشتند: «بسمالله الرحمن الرحیم... و بعد نور چشم محترم که مورد وثوق اینجانب است وکیل است از طرف حقیر در کلیه امورم آنچه از وجوه از قبیل سهمین مبارکین، مُطالب هستم به ایشان بدهند برای تامین شهریه طلاب محترم، و وکیل هستند در اخذ و دستگردان سهمین مبارکین و هر نحو وجهی که باید به من برسد و در اعطا به محالّ مقرر خود، و وصی اینجانب هستند و وصیتنامهام در یکی از دفاتر موجود است. قضای چندین سال صوم به عهده دارم احتیاطاً و دو سه سال هم نماز احتیاط کنند. کتب من از مصطفی است. اثاثیه خانه مطلقاً از مادر مصطفی است. بقیه وصیتنامهام عمل شود. مراد از نور چشمی که در صدر ورقه نوشتهام، فرزند بزرگم آقا مصطفی خمینی – ایده الله تعالی – است... روحالله الموسوی الخمینی»(2)
ارسال این نامه از تبعیدگاه ترکیه، نه تنها در پیگیری مبارزات امام تاثیر مثبت داشت، بلکه از این راه توانستند تا حدی جای خالی خود را پر کنند و از ایجاد تزلزل در مجامع روحانی پیشگیری نمایند. همچنین یکی از نقشههای دیگر حکومت پهلوی را که از هم پاشیدن حوزه علمیه قم بود، بیاثر ساختند و این خود، راهی از راههای مبارزاتی امام در تبعیدگاه بوده است.(3)
همزمان با تاریخ نگارش این نامه، اولین بازجوییهای ساواک از آیتالله سید مصطفی خمینی آغاز شده بود و امام به دلیل محدودیتهای تبعید، از این موضوع اطلاعی نداشتند و ساواک هم اجازه نمیداد نامه امام به سید مصطفی برسد. بر اساس اسناد منتشر شده ساواک، حاج سید نورالدین هندی – برادر بزرگ امام خمینی(ره) – که وکیل دادگستری نیز بود، به مدت یک ربع با سید مصطفی، ملاقات حضوری داشته است. در گزارش ساواک این گونه آمده است: «ملاقات کننده آقای هندی گفتهاند آقای خمینی، شهریه طلاب را چه کسی پرداخت نماید، طلاب را بیشهریه نمیشود گذاشت... .»(4)
یاران وکالت
پس از این دیدار، وکالت امام با تاخیر 20 روزه به دست آیتالله سید مصطفی خمینی رسید. او بلافاصله برای مرحوم آیتالله شهابالدین اشراقی وکالت نامهای نوشت تا خللی در امور شرعیه دفتر امام ایجاد نشود و خلاف میل حکومت پهلوی، شهریه طلاب از سوی امام و اخذ وجوهات شرعیه تداوم یابد.
متن نامه وکالت آیتالله سید مصطفی خمینی به مرحوم اشراقی به این شرح است: «بسمالله الرحمن الرحیم. بعد الحمد و الثناء و الصلوه فان جناب العلامه الفاضل حجةالاسلام آقای حاج شیخ شهابالدین اشراقی و دامت برکاته از قبل حقیر وکیل هستند در اخذ وجوه شرعیهای که بنا است به دست من برسد که از قبل آقای والد مدظله وکیل هستم و وکیل در توکل میباشم و آن را به مصارف شرعیه محالّ مقرره برسانند و یا آن که حفظ کنند تا تکلیف برای بعد از آن مقرر شود و نیز میتوانند که رسید داده و امضا فرمایند. در تاریخ 25 شهر رجب المرجب 84 [9 /9 /43] سید مصطفی خمینی» (5)
حبس آیتالله سید مصطفی خمینی تا هشتم دی ماه به طول انجامید و به همین دلیل، آیتالله شهابالدین اشراقی موقتاً در دفتر امام مستقر شد و شهریه طلاب را پرداخت میکرد. در این زمینه، گزارشی از رئیس سازمان اطلاعات و امنیت قم به ریاست ساواک تهران، در تاریخ 28 بهمن 1343 ارسال شده که به این شرح است: «وجوه شرعیهای که در غیاب [امام] خمینی وارد میشود، آقای شهاب اشراقی حسب وکالت از طرف [امام] خمینی دریافت و شهریه طلاب حوزه علمیه قم با مراقبت آقای شهاب اشراقی و تصدی آقایان اشراقی و تصدی آقایان سید محمد جعفری ورامینی و شیخ غلامعلی اصفهانی و [حسن] صانعی بین طلاب تقسیم میگردد.»(6)
این وکالت تا انتقال امام خمینی(ره) و آیتالله سید مصطفی خمینی به عراق ادامه داشت. گزارش دیگری از ساواک در تاریخ نهم بهمن 1344 درباره تداوم فعالیت آیتالله شهابالدین اشراقی در زمینه تامین مالی طلاب منتشر شد که این گونه تنظیم شده است: «نامبرده بالا یکی از عاملین اصلی اجرای منویات [امام] خمینی در قم بوده و در این راه، نهایت فعالیت و کوشش را به منظور رسانیدن پول به طلاب طرفدار [امام] خمینی حوزه علمیه قم مینماید... و در راه جمعآوری پول جهت ارسال به عراق و پرداخت به عوامل طرفدار [امام] خمینی در قم، از هیچ گونه فعالیتی دریغ نمینماید.»(7)
زنده و پویا نگهداشتن حوزههای علمیه ایران – به خصوص قم- در سالهای تبعید امام به ترکیه و عراق، که با تدبیر ایشان و سپس، آیتالله سید مصطفی خمینی به اشخاص مورد وثوق سپرده شد، از ضعف شبکههای مبارزاتی و ارتباط روحانیون با مردم از طریق منبرهای سخنرانی جلوگیری کرد. این امر خطیر در اواخر دهه 1340 به آیتالله سید مرتضی پسندیده، برادر امام خمینی(ره) سپرده شد و حلقه ارتباطی امام و حوزه علمیه، به این شیوه تا بازگشت ایشان به ایران و به ثمر رسیدن انقلاب اسلامی باقی ماند.
پینوشتها:
1) راعیگلوجه، سجاد، زندگینامه و مبارزات آیتالله سید مصطفی خمینی، چاپ و نشر عروج، 1389، ص 60
2) امید اسلام: شهید آیتالله حاج سید مصطفی خمینی به روایت اسناد ساواک، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1388، ص 63
3) روحانی، سید حمید، نهضت امام خمینی(ره)، ج2، چاپ پنجم، چاپ و نشر عروج، 1389، ص 29
4) امید اسلام... ، ص 72
5) همان، ص 100
6) یاران امام به روایت اسناد ساواک: آیتالله شهابالدین اشراقی، مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1392، ص 12
7) همان، نوزده
تعداد بازدید: 3102