سمانه قاسمی
در دالان تاریک و تودرتوی تاریخ که گوشه¬هایی از آن در بارقه¬ای از حکایات و اقوال و اسناد تا اندازه¬ای روشن می¬شود، حوادث بسیاری در هاله¬ای از ابهام و گمنامی باقی ماندهاند که گاه علتش همزمانی وقوع آن با حوادث بزرگ است. این موضوع وقتی شدت میگیرد که زمان زیادی از وقوع حادثه گذشته باشد و افرادی که شاهد واقعه بوده¬اند خاطراتشان را ثبت نکرده و در قید حیات نباشند. حمله ساواک به بیت و کتابخانة امام خمینی(ره) در دورانی که ایشان در تبعید به سر میبردند، حادثهای است که ریشه در قیام بزرگ 15 خرداد 42 دارد و در واقع از پیامدهای آن محسوب می¬شود. واقعهای که امام خمینی(ره) را به الگوی معنویت و مرجعیت شیعه بدل کرد و چهره واقعی حکومت پهلوی را برای مردم آشکار ساخت. البته چون این حادثه در فاصله 4 سال پس از قیام 15 خرداد اتفاق افتاد، کمتر به آن پرداخته شد و تمرکز پژوهشگران بیشتر بر واقعه بزرگتر متمرکز شد، اما این حادثه از تلاش حکومت پهلوی برای محو اندیشه مبارزه در میان مردم و خفقان و سرکوب در قالب توقیف مکتوبات و نوارهای سخنرانی و عکس حکایت دارد. به گفتة شاهدان واقعه، پس از خروج ماموران ساواک، در بیت و کتابخانه حتی تکه کاغذی به جا نمانده بود.
■
تا به حال از حادثة هجوم ساواک به کتابخانة امام خمینی(ره) در قم کمتر سخنی به میان آمده است. این حادثه در سال 1346 اتفاق افتاد و همواره در سایة اثرات وقایعی قرار گرفت که چند سال پیش از آن اتفاق افتاده بود. در واقع قیام 15خرداد سال1342 به قدری قدرت حاکمه را ترساند که درصدد برآمد هر اثری را از امام و اندیشه او اعم از نوشته و گفتار از بین ببرد. به طور قطع وجود مکانی به نام امام خمینی(ره) که در برابر شاه ایستاده بودند، خوشایند حکومت پهلوی نبود. چرا که پس از واقعه 15 خرداد، امام خمینی(ره) به عنوان مرجع تقلید و رهبر مبارزات مردمی علیه پهلوی، مورد توجه قرار گرفتند.(1) بدین ترتیب وجود مکانی که محل آمد و شد طلاب باشد مضر تلقی میشد.
در پی حادثه 15 خرداد و پس از مدت کوتاهی از این واقعه، مردم، کسبه و بازاریان شروع به نصب عکس امام به دیوار مغازهها و محل کسب خود کردند. از زمستان سال 1342 ساواک و شهربانی، افراد و مغازههایی را که به نصب و توزیع یا فروش عکس امام مبادرت می¬کردند، تحت بازجویی قرار می¬دادند. جالب آنکه با وجود این ممانعتها، تهدیدها و بازداشتها باز هم علاقهمندان امام اقدام به نصب عکس در محل کسب خود میکردند. حتی در آستانة عید نوروز سال 1343 کارتهای تبریکی مزین به عکس امام منتشر شد.
مبارزه ساواک برای جلوگیری از نصب عکس امام به حدی بود که بسیاری از اسناد ساواک در این سالها به گزارش فعالیت ماموران در جمع آوری آنها از مغازهها و حوزه علمیه مربوط میشود. محبوبیت امام و عکسالعمل مردم در این باره به گونهای بود که ساواک از شهربانی هم خواست تا عکس امام خمینی(ره) از سطح شهر جمعآوری شود. ساواک حتی به این بسنده نکرده و منابع مالی امام برای پرداخت شهریه به طلبهها را نیز زیر نظر گرفت. ساواک قم طی سند شماره 3238 /21-6 /9 /46 پیشنهاد کرد «به منظور متلاشی کردن تشکیلات مقسمین [امام] خمینی هر یک از آنان را شناسایی، دستگیر و به تهران اعزام و در مرکز پس از اخذ تعهد مبنی بر عدم دخالت در این امور آزاد شوند.» هدف ساواک که در این گزارش به آن تصریح شده، این بود که با تأخیر در پرداخت شهریهها، نام و یاد امام در حوزههای علمیه و مجامع مذهبی به فراموشی سپرده میشود. در حقیقت تبعید امام و جمع آوری رساله ایشان و سرقت کتابهای ایشان از منزل و کتابخانه با همین هدف انجام شد. با وجود این برخوردهای شدید سازمان اطلاعات و امنیت حکومت پهلوی، در زمستان سال 1342 روزنامه کیهان آگهی چاپ رسالة توضیحالمسائل و مناسک حج امام خمینی(ره) را چاپ میکند.
اسناد به جا مانده از آن دوران نشان میدهد که در فاصله سال¬های 1342 تا 1346 که مأموران ساواک به کتابخانه امام در قم حمله میکنند، تمام تلاش حکومت پهلوی صرف از بین بردن محبوبیت امام در اذهان مردم و جمعآوری اعلامیه و نوارهای سخنرانی امام شده است؛ حتی آنها سعی داشتهاند با پراکندن شایعههایی از محبوبیت ایشان بکاهند. ساواک با همین هدف شروع به نوشتن شعارهایی توهین آمیز علیه امام روی دیوارها میکند که با برخورد شدید مردم مواجه میشوند. گزارشهای 6367-26 /3 /42 و 549/ س¬ت شمیران-26 /3 /42 ساواک حاکی است بازاریها کسانی را که مشغول نوشتن چنین شعارهایی بودند، کتک مفصلی زدند و در چند نقطه شعارهای علیه امام را از دیوارها پاک کردند. در مقابل این اقدام روحانیون در حوزه علمیه قم روی دیوارها نوشتند: «جاوید خمینی».
سید حمید روحانی در جلد دوم کتاب «نهضت امام خمینی(ره)» مینویسد: «البته دیرزمانی بود که شعارهایی بر در و دیوار مدرسة فیضیه نوشته میشد. این شعارنویسی مایه دردسر رژیم شاه شده بود. تا مدتی هر روز ماموران مسلح ساواک و شهربانی به مدرسه یورش میآوردند و با زحمت فراوان شعارها را محو میکردند. لیکن با فرارسیدن شب محصلان علوم اسلامی بار دیگر شعارهای تندتر و تازهتری به دیوارهای مدرسه مینوشتند... سرانجام رژیم از این برنامه خسته شد و از محو شعارها صرفنظر کرد. در نتیجه شعارهای انقلابی همراه با عکسهای امام در مدرسه جلب نظر کرد... . عکس بزرگ و قاب شدهای از امام بر فراز کتابخانه مدرسه فیضیه نصب گردیده و چراغی بالای آن زده شده بود که جلوة روحانی ویژهای به مدرسه میداد... . چنانکه در گزارش ساواک آمده است: «عکس مورد نظر در مدرسه فیضیه نصب گردیده است و تاکنون چند بار به طور غیر مستقیم نسبت به برداشتن آن از پشت بام اقدام گردیده ولی چون عکس مزبور با آهن و گچ محکم به دیوار نصب شده است لذا برداشتن آن مشکل است و ساواک تصمیم دارد در مواقع مقتضی اقدام نماید.»(2)
به دنبال این گونه فعالیتهای طلاب، حکومت پهلوی در واکنش به حرکتهای مبارزاتی امام از تبعیدگاه و به منظور پایان دادن به شعارنویسی بر در و دیوار فیضیه از تعطیلات تابستانی حوزه استفاده و به مدرسه حمله میکند و ضمن محو شعارها و برداشتن عکس امام در اتاقهای مدرسه را شکسته و دار و ندار ساکنان آن را به ساواک منتقل میکند. این عمل در دیگر مدارس علمیه قم، چون مدرسه خان و حقانی تکرار شد. این عمل اعتراض امام و علما و روحانیون را در پی داشت و آتش حمایت از امام را تندتر کرد.
البته پیش از آن نیز ساواک فعالیتهای زیادی را برای محو و سرکوبی یاران امام و جریان مبارزه انجام داده بود که نمونه آن در سند شماره 1175 /312-11 /4 /42 ساواک، آشکار است. این سند حاکی از عصبانیت شدید مردم از انتشار جزوهای اهانت آمیز علیه امام است. این جزوه در ظاهر از طرف حوزة علمیه قم امضا شده بود، ولی به وسیله سازمان اطلاعات و امنیت یا شهربانی تهیه و توزیع شده بود. در این سند تاکید شده: «انتشار این اعلامیه بیش از پیش افکار عمومی خوانندگان و بازاریها را علیه دولت تهییج و تحریک نموده است.» هدف ساواک از این فشارهای سیاسی و مالی و تهدیدها ایجاد مانعی جدی در مسیر حرکتی بود که در ضدیت با حکومت پهلوی و با رهبری امام انجام میشد؛ شخصیتی که محبوبیت ایشان در میان مردم، شاه را در سایه قرار داده و پس از واقعه خرداد 1342 قدرت و نفوذ واقعی بین مردم متعلق به ایشان بود.
گذشته از تمام اینها، فعالیتهای طلاب حوزه علمیه و شاگردان امام در حوزه و رفت و آمد آنان به بیت و کتابخانه امام که پس از وقایع حمله به مدارس علمیه، پایگاهی قدرتمند برای مبارزان شده بود، باعث شد حکومت پهلوی برای توقف حرکت اسلامی امام که دربار را تهدید میکرد به کتابخانه ولیعصر(عج) و منزل ایشان هجوم برده و کتابهای امام را با خود ببرند. این در حالی بود که امام در تبعید بودند و در نامههایشان به فرزندشان، سید احمد خمینی، درباره امور کتابخانه توصیههایی کرده و از امور آن جویا شده بودند و این نشان از اهمیت کتابهای موجود داشت.
با مراجعه به اسناد ساواک در موضوع «بیت امام در قم» استنباط میشود که پس از تبعید امام، به منظور فعال بودن بیت ایشان در قم، از سوی آیتالله پسندیده، برادر امام و شاگردان امام، مجالس سخنرانی و پاسخگویی به مسائل شرعی در آنجا برقرار میشد. در پی برگزاری این مجالس ساواک مرکز دستور جلوگیری از رفت و آمد و برگزاری مجالس مربوطه را صادر میکند و نیز در ادامه یورش به مدارس فیضیه و دارالشفا، دستور داده میشود که ساواک قم و شهربانی و دادگستری این شهر منزل امام را مورد تفتیش و بازرسی قرار داده و کتابها، جزوهها، نشریات و اعلامیههای موجود در کتابخانه ایشان را ضبط و به تهران ارسال کنند.(3) این بخشنامه در 22 آبان به مرحلة اجرا درآمد. پس از آن کتابخانه مهر و موم و از تردد افراد به منزل امام جلوگیری شد.(4) همچنین ساواک مرکز طی بخشنامة دیگری از ادارههای کل ساواک خواست انعکاس این موضوع را در شهرها اعلام و نسبت به جلوگیری از تحریکات احتمالی، پیشبینی و اقدام کنند. هدف اصلی حکومت پهلوی از بازرسی منزل امام دو نکته بود؛ یکی اطمینان از وجود دستگاه چاپ اعلامیه در منزل ایشان، دوم یافتن فهرست پرداخت کنندگان وجوهات درباره شهریة طلاب.
در جریان بازرسی منزل امام دو دفترچه به دست ساواک افتاد که جهت بهره برداری در اختیار ساواک قم قرار گرفت(5) و اما کتاب¬هایی که از کتابخانة امام در قم به سرقت رفت؛ در نامه محرمانة ساواک، نوشته شده در تاریخ اول آذر 1346 آمده است که از تفتیش کتابخانه امام که در ساعت10 صبح روز 22 آبان 1346 به دست ماموران ساواک و با حضور نماینده دادسرای شهرستان قم اتفاق افتاد، بیش از هزار جلد کتاب مختلف و تعدادی اعلامیه مشاهده شده که ضبط گردید و از تجمع طرفداران در اماکن مزبور نیز جلوگیری شد. به گفتة یاران امام و شاهدان واقعه، ساواک نسخههای خطی و چاپی کتابهای امام را در محل مخصوصی در ساواک نگهداری کرد. البته تعدادی از این کتابها پاره پاره و مفقود شدند، اما سالها بعد شاگردان امام به طور کاملا اتفاقی بعضی از این کتابها را یافتند و به ایشان تحویل دادند. گفته میشود ساواک تعدادی از این کتابها را به کتابخانه دانشگاه تهران تحویل داده است. بر طبق اسناد به جا مانده، در این بازرسی مدارک و اسناد مهمی به دست ساواک افتاد که عبارتند از: نامهها و گزارشهای تنی چند از مقامات ارتشی که با امام در ارتباط بودند و نیز مقامات روحانی و سیاسی که درباره مسایل گوناگون به امام نامه نوشته و پیشنهاداتی ارائه داده بودند یا نظریه خواسته بودند؛ طومارهایی که با امضای هزاران نفر از تودههای مسلمان از اطراف و اکناف کشور به عنوان پشتیبانی از امام فرستاده شده بود؛ پیشنویس اعلامیههایی که امام صادر کرده بودند؛ عکسهای تاریخی امام با مردم در مراسم و رویدادهای گوناگون سیاسی؛ اسامی افرادی که وجوهات در اختیار امام قرار داده بودند؛ که ضبط آنها از طرف ساواک، از نظر تاریخی زیانهایی به بار آورد و از نظر سیاسی نیز میتوان گفت خطرهایی را متوجه افرادی کرد که دور از چشم ساواک با امام خمینی(ره) ارتباط داشتند.
پینوشتها:
1ـ سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 16، ص13
2ـ همان، سند شماره 132
3ـ همان، سند 45817 /316-21 /8 /46
4ـ همان، گزارش آبان 1346
5ـ همان، سند 88055 /316-9 /12 /46
منابع:
ـ سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 16، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، چ اول، 1386.
ـ روحانی، حمید، نهضت امام خمینی(ره)، ج دوم، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ اول، 1364، صص376-383.
تعداد بازدید: 3201