فاطمه دفتری
در دی ماه 1341، کمتر از دو ماه بعد از شکست تصویبنامه انجمنهای ایالتی و ولایتی، شاه و هیئت دولت پهلوی طرحی را مطرح نمودند به نام اصول انقلاب سفید. این اصول شامل شش بند بود و شاه از مردم خواست در رفراندمی که به منظور تصویب این اصلاحات برگزار خواهد شد، شرکت کنند.(1) هیئت دولت مبلغ 25 میلیون ریال برای اجرای رفراندم اختصاص داد و روز ششم بهمنماه 1341 را به عنوان روز آن معین نمود.(2)
امام خمینی(ره) در روز دوم بهمن 1341 طی اعلامیهای برگزاری رفراندم را برای تصویب اصول انقلاب سفید بیاعتبار دانستند و استفاده از ابزار رفراندم را، که در هنگام تعطیلی مجلس و در جو عدم آزادی و ارعاب انجام میگیرد، مقدمهای برای از بین بردن مواد مربوط به مذهب اعلام و نسبت به آن اعلام خطر کردند.(3)
در تهران مردم مغازهها و بازار را در قسمتهای مرکزی و جنوبی شهر تعطیل کردند و تظاهرات عظیمی را در خیابانها به راه انداختند. در شهر قم نیز تظاهرات مشابهی به راه افتاد. در این فضا اعلام شد که شاه برای ملاقات و مذاکره با روحانیان روز چهارم بهمن وارد شهر قم خواهد شد. با شنیدن این خبر مأموران ساواک و شهربانی قم به تکاپو افتادند و درصدد جشن و چراغانی برآمدند، اما در مقابل مردم قم شهر را به صورت یکپارچه تعطیل کردند. در روز سوم بهمن جمعیت زیادی از مردم این شهر در حالی که قرآن در دست داشتند و شعار میدادند: «ما تابع قرآنیم رفراندم نمیخواهیم»، «اسلام پیروز است، استبداد محکوم است.»، «مرگ بر این دولت قانونشکن»، به طرف حرم حضرت معصومه(س) حرکت کردند. جمعیت که لحظه به لحظه بر تعداد آن افزوده میشد سرانجام وارد میدان آستانه شد. در این هنگام تعدادی از اوباش به تحریک ساواک با گفتن «جاوید شاه» در مقابل ایشان ایستادند و درگیری رخ داد. شدت گرفتن درگیری منجر به دخالت مأمورین نظامی و پلیس شد و مردم خشمگین جیپ شهربانی را واژگون نمودند. به همین دلیل چندین کامیون سرباز از پادگان منظریه به کمک مأموران آمدند. مردم و طلاب که قادر به مقابله با نیروهای مسلح نبودند، به طرف مدرسه فیضیه عقب نشستند، اما مورد ضرب و شتم مأموران قرار گرفتند و اوباش نیز از این فرصت استفاده نموده ضمن سردادن شعار «جاوید شاه» به مغازههای بسته مردم هجوم بردند.
در پی وقوع این حوادث ناگوار امام خمینی(ره) اعلامیهای صادر کردند و فرمودند:
بسم اللَّه الرحمن الرحیم
إِنَّا للَّهِ وَ إِنَّا إِلَیه رَاجِعُونَ. بعد از نصایح بسیار و اداى وظیفه روحانیت، نتیجه این شد که امروز- که 26 شهر شعبان [3 بهمن 1341] است- از اوایل روز عدهاى رجّاله با مأمورین دولت در شهر مقدس قم به راه افتادند و به مردم بىپناه قم و طلاب و روحانیون حمله کرده و اهانت نمودند و بسیارى را کتک زدند و به زندان بردند. جمعى از مأمورین و رجاله به مدرسه فیضیه، مجاور حرم مطهر، ریخته و تیراندازى کردند و با چوب و چماق طلاب مظلوم را کتک زدند؛ و به بازار و خیابان قم ریخته و بعضى دکانها را غارت کردند و درب و پنجره و شیشه مغازهها را شکستند؛ هیچ کس پیدا نشد که به داد مردم متدین و روحانیت برسد. این است حال ما در این ساعت که ظهر است. و عاقبت امر معلوم نیست چه خواهد شد. این است معناى طرفدارى دولت از دیانت. و این است معناى آزادى رأى و رأى دهندگان. ما این وضع را در شهر مذهبى قم و در جوار حرم مطهر و در حوزه علمیه قم به قضاوت افکار عمومى مىگذاریم. و از خداوند تعالى اسلام و استقلال مملکت را خواهانیم. خداوند تعالى انشاءاللَّه اسلام و قرآن را حفظ کند.(4)
یک روز پس از این حادثه، یعنی در روز چهارم بهمن، دولت اعلامیهای رسمی صادر کرد و اسدالله علم که به اتفاق حسن ارسنجانی، وزیر کشاورزی، در انجمن مطبوعات حاضر شده بود، طی نطقی اعلام نمود که دولت با تمام قوا رودرروی مخالفین خواهد ایستاد و آنها را به هر قیمتی سرکوب خواهد کرد. در همین جلسه حسن ارسنجانی به دروغ ادعا کرد پانزده هزار روستایی که به تهران آمدهاند تا به حمایت از برنامه اصلاحات ارضی تظاهرات کنند، از دولت خواستهاند تا به آنان اجازه داده شود که رودرروی مخالفان اصلاحات ارضی بایستند.
در این روز محمدرضا پهلوی نیز طبق برنامه اعلام شده ظاهراً به بهانه تقسیم املاک بین گروهی از روستاییان اطراف شهر قم و در باطن با هدف قدرتنمایی در برابر روحانیت به قم رفت. اسدالله علم تمهیدات فراوانی برای این سفر چیده و از صبح بسیار زود عده زیادی کارگر را با اتوبوسهای شرکت واحد به قم اعزام کرد. گروه پرشماری از نیروهای انتظامی و امنیتی نیز مأمور کنترل رفتوآمدها در قم شدند. در مقابل، علما و مراجع با شنیدن خبر سفر شاه به قم، دستور دادند که مردم از خانه و طلاب از مدرسهها بیرون نیایند. این پیام علما با استقبال مردم و طلاب مواجه شد و شهر قم به عنوان اعتراض به سفر شاه به حالت تعطیل درآمد.
طبق برنامه از پیش تعیین شده، عدهای کشاورز و کارگران کارخانهها که از تهران به قم آورده شده بودند در صحن و سرای حضرت معصومه(س) حاضر شدند و شاه رأس ساعت مقرر وارد حرم شد.(5) اما در میان مستقبلین حتی یک معمم هم ندید. با ناراحتی وارد صحن شد و بدون توجه به رسومات و تشریفات معمولی روی چهارپایهای که در کنار میزی که اسناد اصلاحات ارضی را روی آن گذاشته بودند رفت و به طرز بیسابقهای به ناسزاگویی پرداخت.(6) پس از این، بیاعتنا به افراد حاضر سوار ماشین خود شد و به تهران بازگشت.
سخنرانی شاه به قدری توهینآمیز بود که حتی مسئولان خبری حکومت پهلوی مجبور شدند بخشی از آن را سانسور کنند. این سخنرانی تفسیرهای گوناگونی در پی داشت و کسانی همچون احسان نراقی، از مشاوران شاه، آن را نقطه آغاز انقلاب و لحظه شروع شمارش معکوس سرنگونی حکومت پهلوی دانستند.(7)
شاه و دولت او که تصور میکردند با این بیحرمتی صریح به مراجع و رهبران روحانی، موجب رعب و وحشت مبارزان، به ویژه علما و طلاب علوم دینی شدهاند، سرانجام با وجود تمام مخالفتها رفراندم را در روز ششم بهمن برگزار کردند و دولت به رغم عدم استقبال عموم مردم اعلام کرد که بیش از پنج میلیون نفر رأی موافق داده و از اصلاحات شاه حمایت کردهاند.(8)
پینوشتها:
1- روزنامه پست تهران، شماره مسلسل: 2977، (05 /06 /1342) ص 1
2- همان
3- فوزی تویسرکانی، یحیی، مذهب و مدرنیزاسیون در ایران، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1380، ص 238
4- روزنامه رسالت، شماره 1368 (01 /04 /1368)، ص 3
5- نیمه پنهان: سیماى کارگزاران فرهنگ و سیاست، به کوشش: دفتر پژوهشهای کیهان، کیهان، 1382، جلد 15، ص 115
6- فراتی، عبدالوهاب، تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی از مرجعیت امام خمینى تا تبعید (43 - 1340)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1379، ص 72؛ روزنامه رسالت، شماره مسلسل: 406 (17 /03 /1366)، ص 3
7- نیمه پنهان: سیماى کارگزاران فرهنگ و سیاست، جلد 15، ص 115
8- موحدخویی، جمیل، سربداران کوچه و بازار، تهران: میکائیل، اشجع، 1385، ص 12
تعداد بازدید: 5571