عباس واضح
امام خمینی(ره) در مقابل وقایع روزگار نمیتوانستند بیتفاوت بمانند. زمانیکه رضاخان قرار گذاشته بود عمامهها را بردارد، ایشان کسی نبود که با آن تهدیدها تن به خواست رضاخان دهد. با نگاهی به کتاب «کشف الاسرار» نوع بینش ایشان را میتوان ترسیم نمود. در آن زمان که روحانیون حق پوشیدن لباس روحانیت را نداشتند، امام در کتاب «کشف الاسرار» حکومت اسلامی را مطرح کردهاند.
یکی از همکاران بیت امام از قول خانم خدیجه ثقفی همسر امام میگفت: «یک روز با اعتراض به آقا گفتم: چرا ما همواره باید در آزار و اذیت باشیم. آقا فرمودند: به خدا قسم من مسئولم؛ اگر شما حاضری فردای قیامت خدا مرا عذاب کند بگو تا ساکت شوم.» خانم سپس افزود: «من باور کردم که امام یک ماموریتی دارد که باید انجام شود به همین جهت همواره سعی کردم تا زمینه فعالیت او را فراهم سازم.»
با روی کار آمدن محمدرضا پهلوی، وی تلاش خود را در جهت سلطه بر تمامی ارکان قدرت صرف میکرد. از سوی دیگر به اعتبار وابستگی به آمریکا تحولاتی را نیز مجبور بود پدید آورد. آیتالله خمینی مبارزه با حکومت پهلوی را آغاز کردند و این حکومت نیز قدم به قدم پیش میآمد تا آزاداندیشیهای ایشان را خنثی نماید. اما حکومت پهلوی در ادامه سیاستهای خود، اشتباهات تاریخی چندی را مرتکب شد.
امام خمینی(ره) در پیامی در 15 اردیبهشت 1323 که در نوع خود در آن برهه شجاعت درخوری را در بر داشت، مردم را به قیام برای خدا دعوت کردند و فرمودند: «اگر مجال را از دست بدهید و قیام برای خدا نکنید و مراسم دینی را عودت ندهید، فرداست که مشتی هرزهگرد شهوتران بر شما چیره شوند و تمام آیین و شرف شما را دستخوش اغراض باطلة خود کنند.»
امام در کنار دوستان و همدرسان خود از مخالفت با حکومت پهلوی و اقدامات آن سخن میگفتند که ابتدا باعث بهت و حیرت آنها میشد و حتی امام را نصیحت میکردند. برخی ایشان را به آرامش دعوت میکردند و برخی دیگر استدلال میآوردند که ضرورتی به مخالفت و اعتراض نمیبینند. اما امام خمینی(ره) پا را فراتر از این گذاشتند و به روشنگری در خصوص فساد حکومت پهلوی و دینزدایی حاکمان پرداختند.
پس از رحلت آیتاللهالعظمی بروجردی، شاه با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی شرع و ارزشهای دینی را زیرپا گذاشت. در این هنگام بود که بسیاری از علما از جمله امام خمینی(ره) به مخالفت پرداختند. حکومت پهلوی که تاکنون این اعتراضات را خطر جدی نمیدانست احساس خطر کرد و سرمنشأ این اعتراضات را هدف گرفت و به فکر حذف و از بین بردن امام خمینی(ره) افتاد.
در همان زمان، شاه ایران دست در دست حاکمان آمریکایی و اسرائیلی گذاشته بود و با حمایت آنها حکمرانی میکرد. امام خمینی(ره) به روشنگریهای خود ادامه میداد و در 12 شهریور 1341 فرمودند: «راهی که من انتخاب کردهام راهی است که مردم خواهان آن میباشند. و اگر من هم مثل دولتیها حرف بزنم مردم مرا هم طرد خواهند نمود... ما با اسرائیل و بهاییها نظر مخالف داریم و تا روزی که مسئولین امر، دست از حمایت این دو طبقه برندارند، ما به مخالفت با آنها ادامه میدهیم.»
نقش امام در روشن ساختن اهداف حکومت شاه و گوشزد کردن رسالت خطیر علما و حوزههای علمیه در این شرایط بسیار موثر و کارساز بود. پس از اینکه لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی مطرح شد، امام ضمن سخنرانیهای پیدرپی و آگاه نمودن مردم و روحانیون، خواستار لغو این طرح گردیدند. ایشان در نهم آذر 1341 در سخنانی خطاب به شاه آخرین اخطارهای خود را به گوش حکومت پهلوی رساندند: «ما تا به حال با اینها مماشات نموده و به نصیحت و تذکر اکتفا کردیم و نگذاشتیم ملت عصبانی شود و اگر یک روز ملت با حالت عصبانی از خانه خارج شود مطلب صورت دیگری پیدا خواهد کرد. آن روز است که سرباز به نفع اسلام سرنیزه را بیندازد و ژاندارم تفنگ را، آن روز است که دیگر نه کاخی برای عَلَم باقی خواهد ماند و [نه] کاخی مرتفعتر از آن.»
در ادامه اعتراض همهجانبه امام، علما و مردم، حکومت تسلیم خواسته ملت شد و لایحه مذکور را لغو کرد. اما شاه در ترفندی دیگر اصولی تحت عنوان انقلاب سفید را در 19 دی 1341 اعلام نمود. امام خمینی(ره) با تشخیص هدف شاه به مخالفت و مقابله برخاستند و با هشدارهای خود در خصوص این رفراندوم در جمع علمای قم به بیدار و هوشیار کردن علما و مردم پرداختند و با وجود برگزاری رفراندوم در ششم بهمن 1341 دست از افشاگری برنداشتند.
پس از واقعه حمله وحشیانه عمال حکومت پهلوی به مدرسه فیضیه، اینبار امام در قالب سخنرانیهای کوبندهتر به افشاگری اهداف حکومت پهلوی پرداختند؛ سخنانی که سالها بود به گوش کسی نرسیده بودند. تاریخیترین سخنرانی امام در سیزدهم خرداد 1342 انجام شد و پس از این سخنرانی بود که حکومت پهلوی دیگر تاب تحمل مخالفتهای امام را نیاورد و بزرگترین خطا و اشتباه تاریخی خود را که در نهایت منجر به فروپاشیاش گردید، انجام داد؛ دستگیری امام خمینی(ره) در 15 خرداد 1342 که اعتراضات عمومی مردم را در همان روز به همراه داشت. گستردگی این اعتراضات در تهران و ورامین و قم بیشتر بود و منجر به شهادت عدهای از تظاهرکنندگان گردید. پس از این بود که حکومت با سرکوب گسترده و دستگیری معترضین و روحانیون برجسته و همچنین تبعید امام به تهران به زعم خود غائله را خواباند. اینجا بود که حکومت پهلوی به اشتباه خود پی نبرد و ژرفاندیشی امام را نادیده گرفت.
در اواخر سال 1342 و ابتدای سال 1343 به نظر میرسید حکومت پهلوی موفق به سرکوب مخالفتها شده و دیگر کسی قدرت مبارزه با رژیم را ندارد. اما وقتی حکومت پهلوی در پی سیاستهای خود لایحه اعطای مصونیت سیاسی به اتباع آمریکایی در ایران (کاپیتولاسیون) را به تصویب رساند، امام خمینی(ره) در تاریخ چهارم آبان 1343 به سخنرانی علیه آن پرداختند که منجر به دستگیری و تبعید ایشان به ترکیه و سپس عراق گردید.
پس از گذشت سالها، حکومت پهلوی به ظاهر با کنترل و مراقبت از مخالفین و دستگیری معترضین و تبعید امام خمینی(ره) دوران آرامی را سپری میکرد، اما در سالهای 56 ـ 1357 و با شدت گرفتن مبارزات، نهضت امام و انقلاب اسلامی در سال 1357 به پیروزی رسید.
منابع:
- صحیفه امام، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) ، جلد 1، 1378.
- منصوری، جواد، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد 1،1377.
- روحبخش، رحیم، نقش بازار در قیام 15 خرداد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381.
- مرجع فرهنگیان (یادمان حضرت آیتاللهالعظمی علامه سید شهابالدین مرعشی نجفی (ره))، به کوشش سید محمود مرعشی نجفی، کتابخانه بزرگ حضرت آیتالله مرعشی نجفی رحمهالله، جلد1، 1388.
- آیتاللهالعظمی سید محمدهادی میلانی به روایت اسناد، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1389.
- بانوی انقلاب؛ خدیجهای دیگر (زندگینامه خانم خدیجه ثقفی همسر امام خمینی (ره))، تهران، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1393.
تعداد بازدید: 2777