فاطمه دفتری
واقعه مهم سال 1342 قیام 15 خرداد بود. امام خمینی(ره) در روز سیزدهم خرداد 1342(دهم محرم 1383) به مناسبت عاشورا، در مدرسه فیضیه، سخنانی ایراد کردند که منجر به بازداشت ایشان در نیمه شب 15 خرداد توسط حکومت پهلوی شد.
با شنیدن خبر بازداشت امام، علما از شهرهای مختلف ایران به نشانه اعتراض و درخواست آزادی ایشان و سایر روحانیون به تهران مهاجرت کردند. در پی این مهاجرت، امام را از زندان قصر به پادگان عشرتآباد منتقل و حکومت پهلوی امام خمینی(ره) را به خانهای در داوودیه منتقل کرد. اقامت امام در داوودیه سه روز بیشتر به نبود(1) و سازمان امنیت حکومت پهلوی از ایشان خواست که خانهای برای خود انتخاب کند امام به دعوت حاج غلامحسین روغنی، منزل او در قیطریه را برای اقامت برگزید و تا نخستین روزهای سال 1343 زیر نظر ماموران سازمان امنیت حکومت پهلوی بودند.
با روی کار آمدن دولت حسنعلی منصور تلاش برای ایجاد آشتی و سازش بین امام و هیئت حاکمه صورت جدیتری به خود گرفت. دولت منصور برای کسب محبوبیت در میان مردم تصمیم به آزاد کردن امام گرفت و ایشان را در آغاز شب 17 فروردین 1343 با اسکورت مخصوص و با نهایت احترام به قم بازگرداندند.(2)
پس از آزادی امام شایعاتی در میان مردم منتشر شد. عدهای میگفتند آزادی امام بر اثر فشار مقامات خارجی بوده و آنان دولت را مجبور کردهاند تا ایشان را آزاد سازند و معدودی بیان میکردند دولت امام را آزاد نموده تا مجدداً طرفداران ایشان تظاهرات نمایند و متنفذینی که به نفع امام فعالیت دارند شناسایی و دستگیر شوند. همچنین شایع بود که آیتالله شیخ بهاءالدین نوری قرار است به نمایندگی از روحانیون برای عرض مراتب سپاسگزاری جامعه روحانیت از آزاد نمودن روحانیون به خدمت شاه برود تا مجدداً ارتباط میان روحانیون و مقامات عالی کشور برقرار شود.(3)
در کنار این شایعات، روزنامه اطلاعات در تاریخ 18 فروردین 1343 در سرمقاله خود با عنوان «اتحاد مقدس به خاطر هدف مقدس!» خبر از تبانی میان دولت و جامعه روحانیت داد.
نویسنده مقاله پس از این مقدماتی درباره اصول ششگانه انقلاب سفید نوشته بود: «چقدر جای خوشبختی است که جامعه روحانیت نیز اکنون با همه مردم، همگام در اجرای برنامههای انقلاب شاه و مردم شده است، زیرا این انقلاب بر اساس عالیترین هدفهای پیشوایان صدر اسلام بنا نهاده شده است[!] و باز هم جای خوشوقتی است که دولت حاضر نیز به این نکته کاملاً متوجه و در موضوع «اتحاد ملی به خاطر برنامه ملی» ساعی است و با حسن نیت شایان تحسین تاکنون به مقدار قابل ملاحظهای موفق به جلب تفاهم متقابل طبقات مختلف شده است.»(4)
این سرمقاله را امام، بعد از ظهر روز پنجشنبه 20 فروردین، زمانی که عدهای برای دیدارشان به منزل ایشان رفته بودند، مطالعه کردند و به شدت عصبانی شدند و به آیتالله ابوالقاسم خزعلی دستور دادند که در همان شب این مطالب را از تریبون منبر تکذیب نمایند.(5)
به همین دلیل در جشنی به مناسبت آزادی امام که در روز 20 فروردین با حضور جمعیت زیادی از احزاب و گروههای سیاسی و مذهبی که از تهران به قم آمده بودند، در مدرسه فیضیه برگزار شد، آیتالله مروارید پس از ذکر مقدمهای درباره نحوه دستگیری امام و ابراز خوشحالی از آزادی ایشان گفت: «جامعه روحانیت هدفش مشخص و معلوم است، به تغییر دولت کاری نداریم، با دولتی که علیه قوانین اسلامی و قانون اساسی اقدام نماید مبارزه خواهیم کرد. دولتی مورد پشتیبانی ملت و جامعه روحانیت است که برنامهاش مغایر با قوانین اسلام و قانون اساسی نباشد. خواست جامعه روحانیت ایران از دولت این است که بدون استثنا روابط سیاسی و اقتصادی و هر رابطهای را با اسرائیل قطع و در جراید و رادیو اعلام نماید که اسرائیل دشمن دین و قرآن است.» وی در ادامه درباره مطالب سرمقاله روزنامه اطلاعات گفت که «اگر مسعودی، این عنصر خودفروخته و آلت بیاراده و جیره خوار، رسماً در روزنامه کثیفش اعتراف به غلط کردن و نفهمی خویش نکند با عکسالعمل شدید از طرف مردم و جامعه روحانیت مواجه خواهد شد.»(6)
از نجف هم آیتالله سید محسن حکیم طی تلگرافی به آیتالله مرعشی نجفی نگرانی خود را در اینباره اینگونه بیان داشتند: «استخلاص آقایان علمای اعلام گرچه موجب مسرت گشته، لکن مجری بودن قوانین غیر مشروعه در کشور مسلمین برای اینجانب و علاقمندان به دین جای هیچ مسرت نگذاشته، انشاءالله تعالی به برکات وجوه مقدس حضرت ولی عصر ارواحنا فدا به زودی حسن قوانین و فوائد احکام اسلام آشکار و رفع تمام گرفتاریها شود.»(7)
با مشاهده نگرانی مردم و علما و نیز در مخالفت با مطالب مندرج در روزنامه اطلاعات، امام خمینی(ره) طی تلگرافهایی به علما و نیز در سخنرانیهای پی در پی، به تکذیب آن پرداختند. ایشان طی تلگرافی به آیتالله محمدتقی آملی فرمودند: «مستدعی است مراتب تشکر اینجانب را به حضرات حجج اسلام و علمای اعلام تهران علیالله کلمتهم ابلاغ فرموده و تذکر دهید مطالبی که در روزنامه اطلاعات سهشنبه راجع به موافقت روحانیون با مقاصد دولت درج شده بود جداً تکذیب فرمایند و به ملت ابلاغ نمایند که هیچ روحانی نمیتواند با امور خلاف شرع موافقت کند و پس از این به مندرجات مطبوعات راجع به روحانیون ترتیب اثر ندهند.»(8) همچنین طی تلگرافهایی به آیتالله سید هادی میلانی(9)، حجتالاسلام حسین خادمی در اصفهان، حجتالاسلام شیخ حسین همدانی در نجف و حجتالاسلام شیخ احمد اهری در تبریز ضمن تشکر از مساعی ایشان در احقاق حق و ابطال باطل خواستند به دیگر حجج اسلام ابلاغ نمایند که مندرجات روزنامه اطلاعات سهشنبه را تکذیب نمایند.(10)
امام همچنین از طریق دکتر محمدعلی قراگوزلو، نماینده مجلس شورای ملی، به وزیر کشور پیغام دادند در صورتی که تا روز سهشنبه 25 فروردین مطلب منتشر شده در روزنامه اطلاعات را اصلاح نکنند، روز چهارشنبه طی سخنرانیای مطالب مزبور را تکذیب خواهند کرد.(11) به همین دلیل در روز 26 فروردین طی سخنرانیای در مسجد اعظم قم در خصوص اعتراض به مطالب روزنامه اطلاعات فرمودند: «مدیر روزنامه اطلاعات آن جریان سهشنبه 18 فروردین را نوشت که علما با دولت اصلاح کردند، آن حرفهای کذایی را نوشت. ما کجا این حرف را گفتهایم، کدام علما، اگر خمینی گفته غلط کرده و اگر دیگران هستند به ما بگویند کدام روحانی این حرف را زده است.(12) .... من کسی را فرستادم نزد مدیر روزنامه اطلاعات و گفتم این مزخرفات که نوشتهای چیست؟ او جواب داده بود سرمقاله روزنامه حاضر را از طرف مقامات آوردند و گفتند بنویسید، من هم نوشتم.»(13)
پینوشتها:
1- پارسونز ، آنتونى، غرور و سقوط، ترجمه منوچهر راستین، تهران: انتشارات هفته، 1363، ص 286
2- قانعی، سعید، دو چهره مرموز، تهران: زریاب، 1377، ص 209
3- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی، 1378، ج5، ص 69
4- روزنامه اطلاعات، شماره 1335 (18 فروردین 1343)
5- قیام پانزده خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 5، ص 79
6- همان، ص 98
7- همان، ص 125
8- همان، ص 113
9- همان، ص 112
10- همان، صص 122 تا 124
11- همان، ص 133
12- همان، ص 146
13- همان، ص 145
تعداد بازدید: 2927