مقالات

محدودیتی که حکومت پهلوی از ایجاد آن پشیمان شد

فاطمه دفتری




سال 1342 در شرایطی آغاز شد که حکومت پهلوی لبه برنده شمشیر خود را به سمت و سوی جامعه روحانیت و طلاب نشانه گرفته بود. این حکومت در سال 1341 دست به اقداماتی زد که با مخالفت شدید علما و روحانیون مواجه شد، از جمله تصویب لوایح ششگانه و شاید به همین دلیل تصمیم گرفت با وارد آوردن ضرباتی، قدرت و نفوذ روحانیون را در جامعه اسلامی ایران کاهش دهد. به همین منظور اولین ضربه را در روز دوم فروردین 1342، زمانی که مردم به دعوت علما برای برگزاری مراسم عزاداری سالگرد شهادت امام صادق(ع) و عرض تسلیت به علما و روحانیون در مدرسه فیضیه جمع شده بودند، وارد آورد. 

در این روز عده‌ای از افراد کماندو و پلیس و گارد شاهنشاهی به مدرسه فیضیه حمله کردند و با چوبدستی طلاب را مورد ضرب و شتم قرار دادند، واعظ را از منبر پایین کشیدند، به امام خمینی(ره) و آیت‌الله گلپایگانی که در آنجا حضور داشتند اهانت کردند، حجره‌ها را خراب نمودند، در و پنجره‌ها را شکستند و اموال و اثاثیه طلاب را غارت کردند.(1) اما این اقدام مقدمه‌ای برای ضربه دیگری بود که در 20 فروردین همان سال بر طلاب وارد آمد و آن اجرای طرح سربازگیری طلبه‌ها بود. دفتر ویژه اطلاعات در دربار به ریاست ارتشبد حسین فردوست و با نظر شخصی محمدرضا پهلوی دستور آن را به وسیله کمیسیونی مرکب از نمایندگان وزارت فرهنگ، ستاد بزرگ ارتشتاران و اداره کل نظام وظیفه صادر کرده بود.(2) طرحی که پیش‌تر دولت مقدمات آن را فراهم کرده بود، چنان‌که در یکی از گزاراش‌های ساواک به تاریخ 15 اسفند 1341 آمده است: «... طبق دستور مرکز، به شهربانی قم دستور داده شد که صورت اسامی طلاب مشمول را تهیه و به مرکز ارسال نمایند. شهربانی قم هم صورت افراد مزبور را از مدرسه‌های حوزه علمیه خواستار شد.»(3)

پیرو دستور فوق بود که اداره کل نظام وظیفه طی بخشنامه‌ای اعلام کرد از این پس فقط به طلابی کارت معافیت تحصیلی خواهد داد که علاوه بر اشتغال به تحصیل در رشته علوم دینی دارای دیپلم 6 ساله متوسطه نیز باشند و چون در بین طلاب حوزه‌های علمیه قم، مشهد و سایر نقاط کشور یا خارج از کشور طلابی که دارای دیپلم بودند و در عین حال به تحصیل در علوم دینی هم مشغول بودند کم بود، بنابر بخشنامه صادره عده‌ای از محصلان علوم دینی که طبق مقررات قبلی از خدمت نظام وظیفه معاف شناخته می‌شدند به عنوان مشمول شناخته شدند و حوزه‌های نظام وظیفه عده‌ای از آنان را از حوزه‌های علمیه قم، اصفهان، رضائیه (ارومیه)، مشهد، سنندج و پاره‌ای از نقاط دیگر احضار و چند نفر از آنها را برای خدمت به پادگان‌های مربوط اعزام کردند. این اقدام اداره کل نظام وظیفه که با توجه به شرایط و اوضاع و احوال آن موقع صورت گرفته بود، موجب ناراحتی روحانیون شد. پیش از این وضع نظام وظیفه طلاب به این صورت بود که دو نفر از مدرسان مورد اعتماد وزارت فرهنگ، اشتغال به تحصیل طلاب مشمول را گواهی می‌کردند و وزارت فرهنگ به استناد گواهی دو نفر مدرس مزبور، طلاب مشمول را به عنوان محصل علوم دینی به حوزه‌های نظام وظیفه معرفی می‌کرد و حوزه‌ها نیز برای آنان کارت یک‌ساله معافیت تحصیلی صادر می‌کردند و زمانی که طلاب علوم دینی به درجه اجتهاد می‌رسیدند، طبق قانون از خدمت سربازی معاف می‌شدند.(4)

جامعه روحانیت که پیش از اعلام این قانون، اولین ضربه را در حادثه فیضیه از سوی حکومت بر پیکر خود دیده بود، اعزام طلاب به خدمت سربازی را عمل خصمانه دیگری علیه روحانیت و تضعیف اسلام دانست و در اعلامیه‌ها و نامه‌هایی که به حوزه‌های علمیه مختلف از جمله نجف و کربلا ارسال شد، این موضوع را مبارزه حکومت پهلوی علیه اسلام و روحانیت خواند.(5)

در اعتراض به این اقدام حکومت پهلوی، آیت‌الله روح‌الله کمالوند در دیدار با مأمور ویژه‌ای که در تاریخ 28 فروردین 1342 در قم به ملاقات وی رفته بود، در خصوص طلابی که توسط اداره نظام وظیفه جهت خدمت سربازی جلب شده بودند، گفت: «اول: مأموران شهربانی در تاریخ 24 فروردین بدون رسیدگی به سوابق آنها، آنان را در خیابان و مساجد دستگیر و به نظام وظیفه شهرستان تحویل داده‌اند. در صورتی که بین این اشخاص افرادی بوده‌اند که چندی قبل اداره نظام وظیفه به مدارک آنها رسیدگی و ایشان را از خدمت معاف کرده است. دوم: افراد دستگیر شده اعزامی همه از اداره فرهنگ کارت تحصیلی رسمی دارند و طبق قانون نظام وظیفه تا موقعی که به تحصیل اشتغال دارند از خدمت معاف هستند. سوم: عده‌ای از مشمولین متولد 1313 و دارای زن و فرزند و قانوناً معاف از خدمت هستند. چهارم: مأموران نظام وظیفه در یک روز و در یک شهر بدون رسیدگی به سوابق و مدارک طلاب آنها را به سربازخانه اعزام و عده مشابه آنها را مرخص کرده‌اند. پنجم: یک عده از طلاب دستگیر شده را هنوز در قم نگه‌داشته‌اند، نه به تهران می‌فرستند و نه مرخص می‌کنند، بقیه طلاب هم از ترس دستگیری در خانه‌های خود مخفی شده‌اند.»
وی با استناد به موارد مذکور خطاب به مأمور ویژه دولت گفت: «روی همین اصل این فکر پیش می‌آید که اعلیحضرت در صدد کوبیدن روحانیون است.»(6)

در پی دریافت گزارش این دیدار، ریاست ساواک گمان می‌کرد توانسته‌ ضربه سختی به روحانیت وارد کند و «با تداوم سربازگیری و بی‌اعتنایی به کاغذپاره‌ای به نام گواهی تحصیلی، صدی هفتاد، بلکه صدی نود از تعداد طلبه‌هایی که آیت‌الله خمینی و امثالهم دلگرمی خود را همین طلاب می‌دانند» بکاهد.(7) او دستور داد که تا 15 الی 20 روز طلاب را جلب نکنند و اگر روحانیون ساکت شدند به کلی از سربازگیری در بین طلاب صرف‌نظر کنند والا دوباه شروع به سربازگیری کنند.(8) این واکنش به خوبی نشان می‌دهد که اقدام حکومت پهلوی در جلب طلاب به خدمت سربازی کاملا‌ً به منظور فشار آوردن بر روحانیون بوده و نه آن‌طور که مأموران ساواک در گزارش‌های خود گفته‌اند، نیاز قوای نظامی به خدمت سربازی طلاب.(9)

گسترش دامنه مبارزات

امام خمینی(ره) از همان آغاز که زمزمه‌های بردن طلاب به سربازی به گوش‌شان رسید، واکنش مثبتی به این طرح نشان دادند. ایشان در سیزدهم اسفند 1341  در جلسه درس خود اظهار داشتند: « از این محدودیت‌ها نباید ترسید. دشمنان حضرت امام حسین علیه السلام هرچه بیشتر می‌شد شهامت و پایداری آن حضرت نیز زیادتر می‌شد... .»(10)

امام خمینی(ره) به دلیل وسعت دیدگاه‌شان حتی این پیشامد را فرصتی مناسب برای تحکیم اقتدار روحانیت دانستند. ایشان در پیامی خطاب به طلاب اعزام شده به سربازی فرمودند: «نگران نباشید، تزلزل به خود راه ندهید و با کمال رشادت و سربلندى، و روحى قوى بایستید. شما - هر کجا که باشید- سربازان امام زمان (عج) مى‏باشید؛ و باید به وظیفه سربازى خود عمل نمایید. رسالت سنگینى که اکنون به عهده دارید روشن ساختن و آگاه کردن سربازان و درجه‌دارانى است که با آنان سر و کار دارید؛ که لازم است از انجام این رسالت مقدس اسلامى غفلت نورزید. تعلیمات نظامى را با کمال جدیت و پشتکار دنبال کنید؛ هم از نظر روحى و هم از نظر جسمى خود را قوى سازید؛ مبادا یک وقت خداى نخواسته ضعف و تزلزلى از شما بروز کند؛ که موجب سرشکستگى روحانیت مى‏شود، و براى شما عواقب ناگوارى همراه خواهد داشت.»(11)

امام، همچنین در بخشی از بیانات خود در چهلمین روز پس از ضرب و جرح طلاب مدرسه فیضیه، در افشای ابعاد مختلف جنایات حکومت پهلوی و در خصوص سربازی طلاب فرمودند: «ما از سربازى فرزندان اسلام هراسى نداریم؛ بگذار جوانان ما به سربازخانه بروند و سربازان را تربیت کنند و سطح افکار آنها را بالا ببرند؛ بگذار در بین سربازان افراد روشن ضمیر و آزادمنشى باشند تا بلکه به خواست خداوند متعال ایران به آزادى و سربلندى نایل شود.»(12)

در این‌باره در پرونده مربوط به امام در اداره کل سوم ساواک نیز آمده است که ایشان به طلابی که برای خدمت سربازی به سربازخانه‌ها اعزام شده بودند غیرمستقیم پیغام داده‌اند که ما از مدت‌ها قبل مترصد چنین کاری بودیم تا در کادر ارتش نفوذ کنیم و این کار برای ما مقدور نبود. حال که دستگاه اقدام به اعزام طلاب علوم دینی به سربازخانه‌ها نموده‌، به این وسیله دست پیدا کردن به داخل ارتش میسر شده است.(13)

بعد از این، سایر روحانیون نیز در راستای این بیانات، طلاب مشمول را تشویق ‌می‌کردند که برای انجام خدمت سربازی خود را معرفی کنند که هم فن سربازی و تیراندازی را بیاموزند و هم در سربازخانه‌ها تبلیغ کنند.(14)

خواست امام خمینی(ره) در این زمینه به خوبی محقق شده و با خطای خودِ حکومت پهلوی دامنه مبارزات امام به داخل پادگان‌های نظامی کشیده شد و طلاب توانستند تأثیرات مثبتی بر سربازان و حتی فرماندهان پادگان‌ها بگذارند. از جمله طلاب سرباز که در مدت حدود دو ماه حضور خود در پادگان به دستور امام فعالیت‌های تبلیغاتی گسترده‌ای به عمل آورد، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بود. و در بخشی از خاطراتتش در خصوص تأثیرگذاری روحانیون بر سربازان گفته‌ است: «از رسوم و برنامه‌های سربازخانه‌ها در آن زمان این بود که سربازها برهنه و بدون لنگ به حمام می‌رفتند! و اگر کسی برخلاف دستور عمل می‌کرد، توبیخ می‌شد. قاعدتاً این کار برای شکستن روحیه سربازها بود که کاملاً تسلیم مافوق باشند.» اما وی و عده دیگری از سربازان به تحریک او از این اقدام سر باز زدند. هاشمی رفسنجانی در ادامه می‌گوید: «در پی این مخالفت‌ها توانستند با تیمسار پیروزنیا ملاقات کنند و اعتراض خود را به مسائل ذیل مطرح نمایند: اعتراض قانونی به سربازگیری طلبه‌ها، برهنه کردن سربازها در حمام، اعتراض به فحاشی افسرهای ارتش به سربازان و دزدی در پادگان. فرمانده لشکر فردای آن ملاقات همه پادگان را به خط کرد و اعلام کرد: اگر بعد از این گزارش شود که افسری، فرماندهی، کسی را لخت برده حمام جریمه می‌کنم... هر افسری به سربازی فحش بدهد بازداشت می‌شود و در هر واحدی که دزدی بشود، فرمانده‌اش باید تنبیه شود.»(15)

طلاب همچنین در مناسبت‌های مختلف مذهبی از جمله در عاشورای سال 1342 در فضای پادگان‌ها سخنرانی می‌کردند. در واکنش به این اقدامات بود که به پادگان‌ها دستور اکید داده شد روحانیان را در محیط سربازی از هرگونه برنامه تبلیغاتی به شدت منع کنند و نیز از ارتباط غیر رسمی که خارج از چارچوب وظایف سربازی باشد، میان آنان و دیگر سربازان جلوگیری به عمل آورند. 

نتیجه مطلوب با نظرخواهی از امام خمینی(ره) به دست می‌آید

با عملی شدن اعزام طلاب به خدمت سربازی، علمای برجسته‌ای همچون امام خمینی(ره) و آیت‌الله میلانی سعی کردند با حمایت از خانوده‌های طلاب تحمل این فشار را سهل‌تر کنند. به همین منظور آیت‌الله میلانی برادرش را به نمایندگی به مدارس علمیه اعزام و اعلام کرد وجه مورد نیاز طلابی را که می‌توانند با پرداخت سه هزار ریال از سربازی معاف شوند خواهند پرداخت و هزینه زندگی خانواده افرادی که به خدمت اعزام می‌شوند را نیز در تمام مدت خدمت آنان به عهده خواهند گرفت.(16)

امام نیز هر ماه به هر یک از طلابی که به سربازی اعزام شده بودند مبلغ 500 ریال و به خانواده آنها 1700 ریال از پول‌هایی که به ایشان می‌رسید، کمک مالی می‌کردند.(17) در پرونده مربوط به امام در اداره کل سوم ساواک نیز آمده است که ایشان به طلاب سرباز اطلاع داده‌اند مخارج هر یک، در هر ماه یک هزار ریال برآورد شده و این وجه برای آنان فرستاده می‌شود. از طرفی مخارج زن و فرزندان آنها را تأمین می‌‌شود و آنها تحت مراقبت خواهند گرفت.(18)

برای اسن کار از شهرهای تهران، اصفهان، مشهد، تبریز و سایر نقاط پول‌های زیادی به قم می‌رسید که به قول خود طلاب در ماه کمتر از ششصدهزار تومان نبود.(19) البته این حمایت‌ها و تشویق طلاب توسط علما برای بهره‌برداری از حضورشان در پادگان‌ها به معنی پذیرش قانون سربازى طلاب نبود و همچنان صدای اعتراض بلند بود. از جمله آنها اعتراض حجت‌الاسلام فلسفى در سال 1342 است که گفت: «باید بگوید، چرا، چطور، چرا بدون موازین قانون طلاب را به سربازی بردند، قانون خود را لگد کردند. اینها محصلند، سند تحصیلی دارند، فرهنگ آنها را محصل شناخته است، چرا به قانون‌تان احترام نکردید، چرا به حیثیت قانون تکریم نکردید؟ بالاتر بگویم، یکی از طلابی که گرفتار شده است به من تلفن کرد، گفت فلانی به ورقه‌های فرهنگی ما اعتنا نکردند، یکی از طلاب ما مریض بود، بردند برای معاینه او را، اول هیئت پزشکی گفتند از سربازی معاف است، اما وقتی فهمیدند که طلبه است خط زدند. گفتند سرباز، تمام قانون را در مورد طلاب شکستند، این عمل سرباز‌گیری نیست، این جنگ مستقیم با امام صادق است، می‌خواستید حوزه علیمه را بکوبید. چرا قانون شکستید و چرا فیضیه را از بین بردید.»(20)

به این ترتیب آثار بردن طلاب به سربازی برای حکومت پهلوی خیلی زود روشن شد. ساواک پس از بررسی پیرامون موضوع به این نتیجه رسید که برای جلوگیری از گسترش این نوع تبلیغات باید اقدام نماید. در همین راستا در اول دی 1342 آیین‌نامه و برنامه جدید تحصیلات طلاب علوم دینی به تصویب شورای عالی فرهنگ رسید. طبق آیین‌نامه جدید قرار شد الزام داشتن دیپلم برای طلاب را بردارند و در عین حال ترتیبی فراهم آوردند که محصلان واقعی علوم دینی از معافیت تحصیلی برخوردار شوند. وزارت فرهنگ آیین‌نامه جدید را وضع و به اداره کل نظام وظیفه ابلاغ کرد و برای آنکه با  مخالفت محافل روحانی مواجه نشوند و مشکلات جدیدی ایجاد نشود، به طور محرمانه و جداگانه با بعضی از مراجع تقلید و روحانیان و استادان دانشگاه در قم و تهران ملاقات و مذاکره کردند.

آیت‌الله محمدرضا گاپایگانی آیین‌نامه وزارت فرهنگ را رد کرد و اجرای آن را موجب تحلیل حوزه‌های علمیه دانست و دخالت وزارت فرهنگ در سرنوشت و برنامه‌های حوزه‌های علمیه‌ای مانند قم، نجف و نقاط دیگر را توهین‌آمیز برشمرد. همچنین برنامه مطرح شده از طرف وزارت فرهنگ را ناقص و منافی با روش جاری در حوزه‌های علمیه دانست و خواهان اجرای همان ترتیب سابق در زمان آیت‌الله‌العظی بروجردی در خصوص نظام وظیفه شد.

آیت‌الله شهاب‌الدین مرعشی‌نجفی نیز اظهار داشت که این قبیل اقدامات برای تضعیف روحانیت و حوزه‌های علمیه صورت می‌گیرد و اتخاذ تصمیم نهایی را منوط به آزادی امام خمینی(ره) ـ که در این زمان در حصر ماموران حکومت پهلوی در تهران به‌سر می‌بردند ـ و مشورت با ایشان دانست و تأکید کرد بدون جلب نظر امام نتیجه مطلوب گرفته نخواهد شد.(21)

پی‌نوشت‌ها:

1- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1380، جلد 2، ص 29
2-  منصورى، جواد، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1377، جلد 1، ص 569                   
3-  روحانی، حمید، بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی(ره)، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1381، جلد 1، ص422
4-  قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 4، ص 362
5-  سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1386، جلد 1، ص 287
6- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 1، ص 121
7-  سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آینه اسناد به روایت اسناد ساواک، جلد 1، ص 195
8-  قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 1، ص 123
9-  سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، جلد 2، ص 375   
10- بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی(ره)، جلد 1، ص 422
11- صحیفه امام: مجموعه آثار امام خمینی(ره)، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، تهران: 1378، جلد ‏1، ص 188
12- صحیفه امام، جلد 1، ص 198
13- سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، جلد 1، 264
14- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 6، ص  169                   
15- علی اکبرهاشمی رفسنجانی، دوران مبارزه، زیر نظر محسن هاشمی، قم: دفتر نشر معارف، چاپ اول، 1376، ص152
16- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 4، ص 326
17- سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، جلد 13، ص 89                  
18- همان، جلد 1، ص 264
19- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 6، ص 169                   
20- اولین استیضاح ملى در سال 1342، کتابخانه ملی، شماره کتابشناسی ملی: 65763
21- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، جلد 4، ص 362

 



 
تعداد بازدید: 3315



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.