مقالات

رفتن شریف‌امامی و آمدن امینی، به شرط انحلال مجلس


 

ساعت 10 و10 دقيقه بامداد 14 اردیبهشت 1340 جلسه علنى مجلس شوراى ملى به رياست سردار فاخر حكمت تشكيل شد. در اين جلسه هنگامى كه جعفر شريف‌امامى، نخست‌وزير در پشت تريبون قرار گرفت تا به پرسش‌ها و اعتراضات نمايندگان درباره اعتصاب و تظاهرات فرهنگيان و تيراندازى به طرف آنها و قتل ابوالحسن خانعلى پاسخ دهد، رضا جعفرى، نماينده قزوين متذكر شد كه چرا حقوق آنها را اضافه نكرديد. شريف‌امامى در جواب گفت: «شما حق نداريد اين حرف را بزنيد. اگر شما راست می‌گوييد، آن وقت كه وزير فرهنگ بوديد خودتان اين كار را می‌کرديد.»

در همين موقع سردار فاخر حكمت با عصبانيت گفت: «من اجازه نمی‌دهم اين‌طور حرف بزنى و توهين كنى.» شريف‌امامى ابتدا تصور كرد كه اظهارات رئيس مجلس متوجه جعفرى است و حتى جعفرى هم اين‌طور تصور كرد. اما رئيس مجلس مجدداً رو به رئيس دولت كرده و گفت: «با شما هستم، گفتم من اجازه نمی‌دهم اينجا كسى به مجلس و يا نمايندگان مجلس توهين كند. وكيل آزاد است كه در هر موردى كه می‌خواهد صحبت و اظهارنظر بكند و كسى نمی‌تواند به او بگويد حق ندارى. شما حق نداريد كه به وكيل بگوييد: حق ندارى.»

رئيس مجلس با عصبانيت هر چه تمام اين مطالب را بيان می‌کرد و نخست‌وزير در جواب گفت: «من توهين نكردم، چيزى نگفتم.» اما رئيس مجلس همان مطالب را تكرار كرد. شريف‌امامى بعد از اين جريان از مجلس خارج شد و به نخست‌وزيرى رفت. جعفر شريف‌امامى، نخست‌وزير تعريف می‌کند: «من ديدم كه زمينه‌اى است، می‌خواهند جنجال درست بكنند. لذا كوتاه آمدم. از طرف ديگر دو نفر از وكلا، يكى [جعفر] بهبهانى و ديگرى ارسلان خلعتبرى [به علت عدم رسيدگى به كار فرهنگيان و قتل خانعلى ] دولت را استيضاح كردند... من هم بلافاصله گفتم: «استيضاح‌تان را خواهش می‌کنم مطرح كنيد. من الان حاضرم كه جواب بدهم. ولى سردار فاخر [حكمت] گفت: «خير، ما بايد وقت بگذاريم كه مطالعه بشود.» و به عقب انداخت... مقتضى ديدم كه از اين فرصت استفاده بكنم و به صورت قهر از مجلس آمدم بيرون و آمدم پايين كه بروم... [سيد محمود ]جليلى، نماينده يزد آمد پيش من. گفت: «آقا، كجا می‌رويد؟» گفتم: «من ديگر در اين مجلس نخواهم آمد.» فهميد كه می‌روم و شايد استعفا بدهم. گفت: «حالا آقا بياييد خودمان جبران می‌کنيم.» گفتم: «نه، فايده ندارد.»

راديو لندن درباره جلسه این روز مجلس شوراى ملى، اين‌گونه خبر داد: «هم نخست‌وزير [جعفر شريف‏امامى] و هم وزير فرهنگ [جهانشاه صالح] در مجلس شوراى ملى از مرگ يک معلم جوان كه در تظاهرات روز سه‏شنبه [12 اردیبهشت] اتفاق افتاد، اظهار تاسف نمودند. نخست‌وزير گفت: «دولت دستور داده بود كه پليس در مقابله با مردم صبرو حوصله به خرج دهد و علت اين حادثه قابل تاسف هنوز معلوم نشده است.» درباره تقاضاى اضافه حقوق معلمين، نخست‌وزير اظهار داشت: «لازم است توانايى مالى دولت نيز در برابر تقاضاى معلمين داير بر افزايش حقوق در نظر گرفته شود. دكتر [جهانشاه ]صالح [نيز] گفت: «اگر حقوق معلمين علاوه شود، سروصداى ديگران هم بلند خواهد شد.»

از سوی دیگر صبح 14 اردیبهشت 1360 اعلام شد كه استعفاى محمدعلى ممتاز، وزير دادگسترى و جواد آشتيانى، وزير بهدارى مورد قبول شاه واقع نشد. وقتى نخست‌وزير جريان استعفاى دو عضو كابينه خود را به گوش شاه رساند، شاه با استعفاى آنها موافقت نكرد و دستور داد كه به سركار خود بازگردند. امّا ظهر این روز پس از آنكه جعفر شريف‌امامى، نخست‌وزير، از مجلس شوراى ملى به نخست‌وزيرى بازگشت، اوراق و پرونده‏هاى روى ميز خود را جمع كرد و با چندنفر از همكاران خود در نخست‌وزيرى خداحافظى كرد. او تا سه‌ربع از ظهر گذشته، در نخست‎‌وزيرى بود. شريف‌امامى در اين مدت براى استعفاى دولت تصميم گرفت و پس از خروج از نخست‌وزيرى به منزل خود رفته و استعفايش را به‏وسيله وزارت دربار به دست شاه رساند. امّا ساعت یک و 20 دقيقه بعدازظهر شريف‌امامى احضار گرديد. شاه ضمن عدم قبول استعفا گفت كه دولت فعلاً به كار خود ادامه دهد. ولى عصر این روز جعفر شريف‌امامى تصميم به استعفاى خود را بار ديگر به گوش شاه رساند و اين‌بار مورد قبول قرار گرفت.

آخرين جلسه دولت جعفر شريف‌امامى براى قرائت و تصويب متن استعفانامه در ساعت 11 شانزدهم اردیبهشت 1340 تشكيل شد. اين جلسه مدت 45 دقيقه طول كشيد و شريف‌امامى جريانات اخير مملكتى را مطرح كرد و علل استعفاى دولت را شرح داد. سپس متن استعفا‌نامه قرائت گرديد و به تصويب اعضاى دولت رسيد. در پايان، اعضاى دولت با يكديگر خداحافظى كردند و شريف‌امامى در حالی‌که متن استعفاى دولت را داخل پاكت سفيدى در دست داشت، از نخست‌وزيرى خارج شد و به كاخ مرمر رفت. او مدت 9 ماه و ده روز نخست‌وزير بود و در اين مدت دو بار مامور تشكيل كابينه شد.

على امينى پس از اينكه جعفر شريف‌امامى استعفاى خود را آورد، به سراغ شاه رفت. امينى تعريف می‌کند: «در اين ملاقات هم تمام رابطه ايشان با خودم و نوع اين رابطه را هر لحظه در ذهن داشتم، نظريات خودم را نسبت به وضع موجود گفتم، وضعى كه از كم وكيف آن اطلاع داشت. آخرين دستورى كه درباره من صادر كرده بود، عزل از پست سفارت ايران در آمريكا بود و آخرين مطلبى كه می‌دانستم از ذهن ايشان بيرون نرفته است، اتهام رهبرى كودتايى بود كه به خاطر آن، هنگامى كه هنوز در آمريكا بودم، عده‌اى از دوستانم از جمله سرلشكر ولی‌الله قرنى را توقيف كرده بودند. ناچار براى جلب اعتماد ايشان بايستى كوشش می‌کردم و صراحت به‌کار می‌بردم.از جمله گفتم، طبق قانون و سنت مشروطيت، نخست‌وزيرى هركسى منوط به راى تمايل مجلس و فرمان شاهانه است. پرونده‌اى كه من در مورد تقلبات متعدد انتخابات مجلس حاضر با شكايت به دادگسترى داده‌ام همراه با اسناد واقعى از تخلفات و تقلبات آشكار است. چون سعى دارم در هر حال يكپارچگى فكر و عمل خود را حفظ كنم و در اين پرونده شخصا شاكى هستم و حق را با ادعاى خود می‌دانم، خلاف اصول است كه از همين مجلس راى اعتماد بخواهم. پس نخست‌وزيری‌ام فقط وابسته به حكم شاهانه است. اما اگر اين حكم اعتماد و پشتيبانى لازم را پشت سرنداشته باشد، حتى يک روز كاركردن غيرعملى است. من هم كسى نيستم كه به هر قيمت به ميز بچسبم، ناچار همان‌طور كه منصوب می‌کنيد، هر روز هم اشاره كنيد می‌روم، چون درگيرى را نه به صرف خود می‌دانم و نه به صلاح ملت و مملكت. فرمان انحلال مجلس را امضا كنيد كه در جيب داشته باشم و در وقت مقتضى انتشار بدهم... .»

على امينى هنگامى كه از كاخ مرمر خارج شد به خبرنگاران داخلى و خارجى كه دورش اجتماع كرده بودند، گفت: «اعلیحضرت فرمان نخست‌وزيرى مرا صادر فرمودند.» بعد از ظهر این روز سخن‌گوى دربار شاه رسما اعلام كرد كه استعفاى دولت شريف‌امامى مورد قبول قرار گرفت. محمدرضا پهلوى، على امينى را مامور تشكيل هيئت وزيران كرد و فرمانش بدين‌شرح بود : «جناب دكتر على امينى، نظر به اعتمادى كه به حسن كفايت شما داريم، به موجب اين دست خط به سمت نخست‌وزير منصوب می‌شويد و مقرر می‌داريم در تعيين هيئت وزيران مطالعات لازم به عمل آوريد و نتيجه را به اطلاع ما برسانيد. كاخ مرمر ـ 16 ارديبهشت 1340 ـ محمدرضا پهلوى.»  نخست‌وزير جديد در ساعت 3 و 45 دقيقه بعدازظهر به نخست‌وزيرى آمد و تا ساعت 9 بعدازظهر در دفتر خود مشغول كار بود. على امينى می‌گويد: «همان ساعت اول در اتاق نخست‌وزيرى، در چند سطر به شهربانى دستور دادم كه ظرف مدت 48 ساعت ترتيب لغو جواز كار و اقامت تمام گروه‌هاى موزيک و رقاصه‌ها و اين قبيل آدم‌ها را بدهد و وسايل خروج آنان را از كشور فراهم كند، به اين ترتيب اسلحه تبليغ را از دست اهل منبر [مى]گرفتم ... عصر اولين روز عمر دولت با دستورهايى كه يكى از مهم‌ترين آنها منع هرگونه سانسور و اعلام آزادى كامل مطبوعات بود، گذشت... از طرف نخست‌وزير به اداره كل انتشارات و راديو دستور داده شد كه به مناسبت چهلمين روز وفات حضرت آيت‌الله بروجردى از بعدازظهر فردا به مدت 24 ساعت برنامه‌هاى موسيقى از راديو ايران قطع گردد و به جاى موزيک، سخنرانی‌هاى مفيد مذهبى پخش شود.»

از سوی دیگر راديو مسكو در پایان این روز بی‌آنكه درهاى مذاكره با ايران را ببندد، نسبت به نخست‌وزير جديد اظهار نظر كرد. راديو مسكو گفت: «[على] امينى تمايلاتش نسبت به سياست آمريكا بيشتر است و به همين دليل ممكن است از حل مشكلات سياسى روز كشور عاجز بماند.» اين راديو، اظهار اميدوارى كرد كه امينى توان درك اين نكته را داشته باشد كه مشكل ايران بيشتر به علت آن است كه سياست بی‌طرفى را ترک كرده است و سياست يک طرفى پيش‌گرفته است.» راديو مسكو توضيح داد: «اگر دولت دكتر امينى بخواهد برمشكلات پيروز شود، بايستى از سنتو كناره بگيرد.»*

*‌ گودرزيانى، احد، روزشمار پانزده خرداد (1340): جلد اول: 1 /1 /1340 ـ 31 /3 /1340، تهران: دفتر ادبیات انقلاب اسلامی و انتشارات سوره مهر، 1384، صص208 – 211 و 217-220.



 
تعداد بازدید: 2786



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.