فاطمه دفتری
مردم ایران سال 1342 را در شرایطی آغاز کردند که به دستور مراجع تقلید و علمای عظام، در مخالفت با تصمیمات حکومت پهلوی در سال گذشته و نیز مصادف شدن آغاز سال نو با سالروز شهادت امام صادق(ع) در کشور عزای عمومی اعلام شده بود. در شیراز نیز مانند دیگر شهرهای ایران مردم در روز دوم فروردین در مساجد تجمع نموده و به عزاداری پرداختند. اما همزمان در شهرهای قم و تبریز فجایعی رخ داد. نیروهای انتظامی، کماندوها و پلیس به عزادارانی که در مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز گرد هم آمده بودند حمله کرده و سبب شهید و مجروح شدن عدهای از ایشان شدند.
با رسیدن این اخبار به شیراز، آیتالله شیخ بهاءالدین محلاتی شیرازی در تاریخ 6 فروردین 1342 نامهای به امام خمینی(ره) و آیتالله گلپایگانی نوشت.(1) علما منتظر فرصت مناسبی برای مبارزه بودند و این فرصت نزدیک بود؛ محرم و مراسم سوگواری امام حسین(ع).
حکومت پهلوی نیز به نوبه خود میدانست با فرارسیدن محرم ممکن است شورشی عمومی در سراسر کشور به راه بیفتد، به همین دلیل در شهرهای مختلف کمیسیونهایی تشکیل دادند تا تدابیر لازم برای جلوگیری از پیشبینیشان اندیشیده شود. در استانداری فارس هم در ساعت هشت صبح روز یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1342 کمیته اطلاعاتی تشکیل شد و طرحی هفده مادهای درباره نحوه برگزاری مراسم عزاداری در ماههای محرم و صفر تهیه نمودند که طی آن افرادی که قصد برگزاری مجالس سوگواری و روضهخوانی در مساجد، منازل و تکایا را داشتند مکلف شدند به شهربانی مراجعه کنند و تعهد و التزام کتبی دهند که به غیر از انجام مراسم عزاداری هیچگونه حرف و صحبت خلاف مصلحتی در مراسم ایشان گفته نشود والا از ادامه کار آنان جلوگیری خواهد شد و تحت پیگرد قانونی قرار خواهند گرفت. همچنین تصمیم گرفته شد در خط سیر هر دسته سینهزن یک نفر افسر یا درجهدار و تعدادی پاسبان حضور داشته باشند و در شبهای نهم و دهم محرم در نقاطی مانند سه راه احمدی تا درِ بازار حاجی و بازار حاجی تا درِ صحن حضرت سیدمیرمحمد(ع) و از آنجا تا درِ خروجی صحن حضرت احمدبنموسی(ع) و فلکه شاهچراغ تعدادی سرباز و پاسبان، تحت فرماندهی افسران کاملاً مراقبت و محافظت نمایند که شورشی رخ ندهد. به ویژه به مأموران دستور داده شد از محله کلیمیها و بهاییها به خصوص در شبهای نهم و دهم محرم مراقبت کامل به عمل آید.(2)
اما این تدابیر ثمربخش نبود. پس از رسیدن خبر دستگیری امام خمینی(ره) در 15 خرداد، آیتالله سید عبدالحسین دستغیب و آیتالله بهاءالدین محلاتی در شیراز از مردم خواستند در روز 16 خرداد بازار را تعطیل کنند و به نشانه اعتراض در مسجد نو تجمع نمایند.(3) صبح روز 16 خرداد به دعوت علما تظاهراتی با حضور قریب ده هزار نفر در نقاط مختلف شیراز رخ داد. دامنه این تظاهرات عظیم به خیابانهای مرکز شهر نیز کشیده شد و چندین مغازه متعلق به بهاییها به آتش کشیده شد و به چندین سینما حمله شد. با گسترش تظاهرات، نظامیان با شدت و قدرت وارد عمل شدند و تا ساعت 13 تظاهرکنندگان را متفرق کردند، اما تظاهرات تا ساعت 16 به طور پراکنده ادامه یافت تا اینکه واحدهای ارتش وارد عمل شدند و به آن خاتمه دادند. ساواک تعداد مقتولین غیرنظامی را چهار نفر، مجروحان را 23 نفر و دستگیرشدگان را 11 نفر اعلام کرد.(4)
غروب همان روز کمیسیونی با حضور استاندار فارس، فرمانده نیروهای جنوب، فرماندهان لشکر و ژاندارمری و رئیس شهربانی در ساواک تشکیل شد و برای متوقف نمودن حرکت مردم تصمیم گرفته شد رهبران آنان را از شهر دور کنند. به همین دلیل دستور بازداشت بهاءالدین محلاتی، مجدالدین محلاتی، سید عبدالحسین دستغیب، سید هاشم دستغیب، سید مجدالدین مصباحی و جلالالدین آیتاللهزاده و انتقال آنان به تهران در همان جلسه صادر شد.(5) آنان دستگیر و به تهران منتقل شدند.(6) همچنین تصمیم گرفته شد رأس ساعت هشت بعدازظهر همان روز در شیراز حکومت نظامی اعلام کنند که تا 23 تیر ادامه یافت.(7)
بازداشتها و برقراری حکومت نظامی باعث پایان یافتن همدری و همراهی مردم شیراز با تظاهرکنندگان در دیگر شهرهای کشور به ویژه تهران نشد و با شنیدن این خبر که برخی از علما تصمیم گرفتهاند برای آزادی امام خمینی(ره) و سایر روحانیونی که در بازداشت هستند به تهران مهاجرت نمایند، آقا سید محمدجعفر طاهری، سید محیالدین فالی، حاج شیخ صدرالدین حائری، آقا سید محمد امام، آقا سید محمود علوی، آقا شیخ علی آلیقطین، آقا سید حسین حسینی یزدی، شیخ علیخواه شیرازی، محمدعلی حسینی نابه دارابی و شیخ محمدعلی عندلیبی را به عنوان نماینده خود به تهران فرستادند تا در کنار دیگر روحانیون برای آزادی امام تلاش نمایند.(8) علمای مهاجر شیراز نیز تا 11 مرداد که اغلب روحانیون و بازداشتیهای 15 خرداد آزاد شدند و حبس امام خمینی به حصر خانگی تبدیل شد در تهران حضور داشتند. اما برخی از علما و روحانیون برجسته شیراز تا مهر ماه 1342 در تهران در حبس به سر بردند، تا اینکه صبح روز هفدهم مهر 1342 آیتالله بهاءالدین محلاتی(9) و روز سیام مهر 1342 آیتالله سید عبدالحسین دستغیب و آیتالله سید مجدالدین محلاتی در میان استقبال با شکوه مردم به شیراز بازگشتند.(10)
پینوشتها:
1- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1378، ج 2، ص 46
2- همان، ج 5، ص 323
3- همان، ج 3، ص 46
4- همان، ج 7، صص 246 و 247
5- همان، ج 3، ص 46
6- همان، ص 47
7- همان، ج 7، صص 246 و 247
8- سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آیینه اسناد به روایت اسناد ساواک، تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1386، ج 2، ص 125؛ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 3، ص 530؛ دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، بنیاد فرهنگی امام رضا(ع)، ج 4، صص 131-133
9- قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 4، ص 143
10- همان، ص 179
تعداد بازدید: 2937