مریم طحان
26 خرداد 1399
مسجد سید عزیزالله، که در بازار تهران واقع شده است، از نظر قدمت، موقعیت جغرافیایی و حضور سخنرانان متعدد، از دیرباز، یکی از کانونهای حضور مردم مبارز تهران بوده و در وقایع مهم تاریخی بهویژه، در دوران خفقان دهه چهل، و با سخنرانیهای حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، نقش پررنگی در تاریخ مبارزات مردم ایران داشته است.
بعد از پشتسر نهادن خیابان پانزده خرداد، در محوطه بازار بزرگ تهران از دو راه، یکی از ورودی مسجد امام، جلو خانشرقی آن و راه دیگر از شمال بازار چهارسوق به مسجدی میرسیم که نامش «مسجد سید عزیزالله» است و البته به نامهای دیگری چون «آقا سید عزیزالله» و «حاج سید عزیزالله» نیز شهرت دارد. این مسجد از زیباترین آثار باقیمانده دوره قاجار است که بنای نخستین آن به دوران سلطنت فتحعلیشاه قاجار (1250 – 1212 هـ.ق/ 1213 – 1176 هـ.ش) برمیگردد.[1]
بانی مسجد شخصی به نام سید عزیزالله از تاجران سرشناس و قدیمی در بازار تهران بوده که به تجارت چای و زعفران اشتغال داشته است. از هنرمندان این مسجد میتوان به حاجاکبر کاشیکار، محمد گودرزیان و احمد نجفی زنجانی مشهور به معصومی خوشنویس اشاره کرد. مسجد سید عزیزالله به مساحت هزار و پانصد متر مربع و در سه طبقه از جمله مساجد چهار ایوانی است که دارای شبستانهای زمستانه و تابستانه، جلوخان، هشتی، صحن، گنبد دوپوش، دو محراب، سقاخانه و حوض است، همچنین یک منبع آب سنگی با آیینهکاری زیبا در سمت در خروجی، به سوی بازار چهارسوق بزرگ، قرار دارد. کاشیهای خوشطرح با اشکال هندسی و نقش و نگارهای تاریخی آن بسیار ممتاز است که البته به واسطه تعمیرات، بسیاری از قسمتهای مسجد از بین رفته و صورت قدیمی آن دگرگون شده است؛ برای مثال سقف و ایوان مسجد در زمان آیتالله العظمی سیدحسین بروجردی و با مساعدت ایشان، مرمت شده است. [2]
از همان صدر اسلام مساجد زیادی در جوار بازار مسلمین ساخته میشد و به واسطه این همجواری و حضور تجار و کسبه بازار در آنجا، بر اهمیت مساجد افزوده میشد. موقعیت جغرافیایی مسجد سید عزیزالله یکی از دلایل اهمیت یافتن این مسجد است، قرار گرفتن در بازار بزرگ تهران، به عنوان قطب اقتصادی پایتخت و محل فعالیتهای سیاسی بازاریان و همجواری با مساجد مهمی چون مسجد جامع، مسجد شاه، مسجد چهارسوق بزرگ، مسجد چهارسوق کوچک، مسجد بینالحرمین و مسجد ملکالتجار، بر اهمیت این مسجد افزوده است.
قدمت و اهمیت جغرافیایی مسجد سید عزیزالله باعث شد که امامان جماعت و وعاظ متعدد و مشهور را از زمان تأسیس تاکنون پذیرا باشد که به آنها اشاره خواهد شد.
قدیمیترین امام جماعت مسجد سید عزیزالله فردی به نام «شیخ جعفربنمحمدعلی النوری اصلتهرانی» از مجتهدان نامی عصر ناصری بوده است؛ پس از ایشان «سید محمدمهدی تهرانی» در همین دوره و سپس «حاجآقا جمال اصفهانی» امامت جماعت مسجد را عهدهدار بودند. «شیخ ابوالفضل خراسانی» و فرزندش «حاج شیخ محمدحسین خراسانی» امامان جماعت بعدی مسجد سید عزیزالله بودهاند. به افرادی چون «آقا نجفی» و «حاجآقا جمال افجهای» نیز به عنوان امام جماعت مسجد سید عزیزالله اشاره شده است. از دیگر امامان جماعت مسجد سید عزیزالله میتوان از «حاج سیدمحسن سجادی» معروف به صدرالعلما و برادرش «حاجآقا یحیی سجادی» از وکلای تامالاختیار آیتالله سیدابوالحسن اصفهانی، نام برد. پس از «آیتالله حاج سیداحمد خوانساری»، «آیتالله غلامرضا رضوانی»، در اسفند سال 1363 به حکم امام خمینی به امام جماعت مسجد سید عزیزالله منصوب شد که تا پایان حیاتشان بر این سمت باقی بودند. از قدیمیترین واعظان مسجد میتوان به «سیدجمال واعظ اصفهانی» اشاره کرد اما «حجتالاسلام محمدتقی فلسفی» از وعاظ مشهور و ثابت این مسجد بودند که جلسات سخنرانی مرتب ایشان بعدها با عنوان «گفتار فلسفی» به چاپ رسید. «حاج شیخ مهدی واعظ» ملقب به سلطانالمتکلمین، نیز مجالس وعظ پرشوری در این مسجد داشت. در دهههای 1320 و 1330 «شیخ محمدتقی اشراقی»، «شیخ لطفالله واعظ»، «حمید نوری» و «عباسعلی اسلامی» از واعظان این مسجد بودند. «آیتالله وحید خوافی» نیز در دوره پهلوی دوم از جمله سخنرانان مسجد سید عزیزالله بوده است. مسجد به صورت هیئت امنایی اداره میشد. قبل از انقلاب حاج میرزا عباسعلی اسلامی از متصدیان امور مسجد بودند.[3] در گزارشی از ساواک نام شیخ احمد کافی نیز به عنوان سخنران مسجد سید عزیزالله اشاره شده است که در سال 1347 برای مدتی بر منبر این مسجد نشست و برای مردم به ویژه بازاریان صحبت کرد.[4]
مسجد سید عزیزالله علاوه بر کارکرد دینی، در زمینه تدریس نیز فعال بود و از همان ابتدای تأسیس تاکنون مجالس درس بسیاری در آن برگزار شده است. از مدرسان این مدرسه میتوان به «حاج سید محمدکاظم موسوی اصفهانی» مشهور به مرتضوی اصفهانی (1336 – 1331 هـ.ق)، «آیتالله حاج شیخاحمد مجتهدی تهرانی» (1337 هـ.ق)، «حاج سید محمدحسن سیف، (1342 هـ.ش) «آقا یحیی سجادی» و «آیتالله غلامرضا رضوانی» اشاره کرد. آیتالله سیداحمد خوانساری، نیز علاوه بر اقامه نماز جماعت در مسجد سید عزیزالله، فقه تدریس میکرد. [5]
کارکرد سیاسی مسجد نیز خود قدمتی به بلندای تاریخ تأسیس آن دارد. در دوره قاجار دستههای عزادار و تعزیهخوان در مسیر عبور خود به شمسالعماره، توقفی هم در مسجد سید عزیزالله داشته و در آن جا عزاداری میکردند؛ همین امر سبب شده بود تا در زمان مشروطیت این مسجد از جمله اماکن تجمع مردمی گردد. در دوره پهلوی اول با وضوح بیشتر نسبت به دوره قاجار، مسجد سید عزیزالله از جمله مراکز اصلی مخالفان حکومت به حساب میآمد که البته مخالفتها اغلب به صورت برگزاری جلسات درس، وعظ و تجمع نمود داشت. در حال حاضر نیز مراسم عزاداری امام حسین(ع)، همه ساله در این مسجد برپا است.[6]
با ورود به عصر پهلوی دوم فعالیتهای مسجد سید عزیزالله رنگ و بوی سیاسی به خود گرفت و فقط به بحث و درس و عبادت یا مجالس عزاداری خلاصه نمیشد. قرار گرفتن مسجد سید عزیزالله در بازار تهران سبب شده بود تا این مسجد در بسیاری از فعالیتها و جنبشهای سیاسی ـ اجتماعی، کانون تجمعات مردمی و اعلام مخالفت آنها با حکومت باشد و منبرهای روشنگرانه در آن برپا گردد. مجالس وعظ و تجمعات بهویژه در ماه محرم در این مسجد، زمینهساز آن شده بود که این مکان به کانون مبارزاتی پس از کودتای 28 مرداد 1332 تبدیل شود و همواره از سوی حکومت تحت کنترل و نظارت باشد. این مسجد طی سالهای 1346 تا 1350 از عمدهترین مراکز تجمع مبارزان بوده است.
یکی از دلایل اهمیت مسجد سید عزیزالله، حضور وعاظ متعدد و مشهور در آنجا بود که حجتالاسلام فلسفی را میتوان مهمترین آنها دانست. ایشان از سال 1335، به دعوت آیتالله خوانساری، برای سخنرانی در ماه مبارک رمضان و دهه اول ماه محرم، به مسجد سید عزیزالله آمد. در واقع فعالیتهای سیاسی رسمی مسجد سید عزیزالله با سخنرانیهای حجتالاسلام فلسفی و از دهه 30، آغاز شد که ساواک گزارشهای آن را منتشر کرده است؛ مهمترین آن حضور گسترده مردم در مسجد برای شنیدن سخنان حجتالاسلام فلسفی است. بهطور نمونه حجت الاسلام فلسفی در فروردین 1338 در مخالفت با دولت منوچهر اقبال، رهبر حزب ملیون، به منبر رفت و انتقادات شدیدی علیه حکومت پهلوی ابراز داشت؛ به گزارش ساواک، در این مجلس سخنرانی، جمعیت کثیری بالغ بر هشت هزار نفر حضور داشتند و تمام شبستانها و صحنهای مسجد و حتی پشت بام آن مملو از جمعیت بود.[7] از آنجا که حوادث قبل از دهه چهل در این مبحث مطرح نیست به همین مورد اکتفا و به حوادث دهه 40 به بعد میپردازیم.
بعد از تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی از سوی دولت اسدالله علم، در سال 1341، اعلامیههای متعددی از طرف طبقات مختلف مردم و گروههای سیاسی، مبنی بر مخالفت با آن صادر شد. در هیاهوی مخالفتها با لایحه مذکور، در آبان 1341 آیتالله خوانساری به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، در مسجد سید عزیزالله، مجلس عزایی برپا کرد که سخنرانش حجتالاسلام فلسفی بود؛ اگرچه این مجلس به نام عزاداری برپا شده بود ولی همزمانی آن با تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، باعث شد مراسم جنبه سیاسی به خود بگیرد. قبل از مراسم، امام خمینی طی نامهای به حجتالاسلام فلسفی، وی را برای یک سخنرانی تند و صریح آماده کرده بود، موضوع سخنرانی هم مخالفت با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی بود؛ حجتالاسلام فلسفی نیز مراسم عزاداری را به گونهای پیش برد که آشکارا به مجلس مخالفت با حکومت تبدیل شد.[8] در این مراسم که با حضور گسترده مردم همراه بود به غیر از حجتالاسلام فلسفی، آیات عظام سیدمحمد بهبهانی و خوانساری و حجتالاسلام عباسعلی اسلامی نیز در خصوص لایحه دولت سخنرانی کردند.[9]
اعتراض و مخالفت با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی به مجلس مذکور ختم نشد و علما که سر دسته مخالفان این لایحه بودند در یکی دیگر از اعلامیههای مخالفت با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که به امضاء آیات عظام خوانساری، بهبهانی، محمدتقی آملی، محمدرضا تنکابنی و پدر حجتالاسلام فلسفی، رسیده بود، از مردم خواسته بودند تا در 8 آذر 1341 در مسجد سید عزیزالله جمع شوند؛ اما شب قبل از آن، دولت طی تلگرامی به علمای تهران و قم، خبر لغو این تصویبنامه را اعلام کرد. در تهران نیز برای جلوگیری از برگزاری مراسم در مسجد سید عزیزالله، شبانه به درِ منزل آقایانی که زیر اعلامیه را امضا کرده بودند رفت تا از آنها بخواهد مجلس را لغو کرده و امضای خود را پس بگیرند و در واقع به هر نحوی شده از برگزاری این مراسم در مسجد سید عزیزالله جلوگیری کرده و مردم را علیه حکومت تحریک نکنند. در پی این حرکت دولت، علمای تهران با انتشار اعلامیهای ضمن اعلام تسلیم شدن دولت در خصوص این لایحه، از مردم خواستند تا در مسجد سید عزیزالله تجمع نکنند. با وجود اعلامیه جدید، مردم صبح روز موعود در مسجد سید عزیزالله حاضر شدند و با وجود اعلام لغو مراسم توسط متصدیان مسجد، حاضر به ترک آنجا نبودند به همین علت، حجتالاسلام فلسفی در مسجد حاضر شده و اعلام کرد که چون دولت این لایحه را لغو کرده، در نتیجه علما نیز مراسم اجتماع در مسجد را لغو کردهاند و در نهایت با تشکر از حضور مردم، آنها را به ترک مسجد ترغیب نمود. [10] اگرچه در روز 8 آذر، در مسجد سید عزیزالله مراسم رسمی برگزار نشد و حکومت بهزعم خود توانست جلوی یک حرکت سیاسی را بگیرد، اما حضور پرشور مردم و روحانیون که دولت شاهنشاهی را به نقض قانون اساسی متهم میکردند سبب شد تا خبرگزاری آسوشیتدپرس در خصوص این اجتماع چنین بنویسد: «این اولین تظاهرات مخالفان دولت اسدالله علم است.»[11]
بعد از لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، که با اتحاد روحانیون و مردم به ثمر نشست، شاه اصول ششگانه را اعلام و برنامه رفراندوم در 6 بهمن 1341 را مطرح کرد، که این بار نیز مردم به رهبری علما اقدام به اعتراض کردند. صبح روز دوم بهمن ماه حجتالاسلام فلسفی طی سخنرانی در منزل آیتالله خوانساری اعلام کرد که بعدازظهر مردم به مسجد سید عزیزالله بروند تا در آنجا به سخنان ایشان گوش فرا دهند. حکومت که شاهد مجالس قبلی مسجد سید عزیزالله بود راه را بر حجتالاسلام فلسفی بست و مانع از حضور ایشان در مسجد شد و با گماشتن کماندوهای شهربانی در بازار و مسجد سید عزیزالله، با وسایل مختلف چون باتوم، گاز اشکآور و اسلحه به مردم حمله کرد و بدین وسیله جمعیت حاضر در مسجد را متفرق کرد؛ آیتالله خوانساری از جمله آسیبدیدگان حادثه در مسجد سید عزیزالله بودند.[12]
همانطور که گفته شد حجتالاسلام فلسفی سخنران ثابت مسجد سید عزیزالله بهویژه در ماه مبارک رمضان بود، اما رمضان سال 1341 که درست بعد از ماجرای رفراندوم اصول ششگانه بود، در اعتراض به این مسئله، با تعطیلی مساجد روبهرو شد و حجتالاسلام فلسفی نیز، 25 روز اول ماه رمضان آن سال را به مسجد سید عزیزالله نرفتند و منبر مسجد خاموش ماند.[13]
نوروز سال 1342 از راه رسیده بود ولی به دلیل رفتارهای حکومت پهلوی، امام خمینی طی بیانیهای اعلام کردند که امسال مسلمین عید ندارند. مسجد سید عزیزالله نیز به تبعیت از این بیانیه، اقدام به برگزاری مراسم عزا کرده بود که با ممانعت مأموران حکومت مواجه شد، اما مردم حاضر در مسجد در اعتراض به این عمل حکومت اقدام به راهپیمایی کردند و با نام هیئت انصار که حدود چهارصد نفر بودند از مسجد خارج و به طرف پاچنار تظاهرات کردند.[14]
ماه محرم سال 1342 نیز مسجد سید عزیزالله فعال بود و در کنار عزاداری برای امام حسین(ع) مسائل سیاسی نیز در مسجد مطرح میشد، شاهد این مدعا آمدن عدهای از طلاب در 12 خرداد بود که از طرف امام خمینی و آیتالله سیدکاظم شریعتمداری برای تبلیغ بین مردم به تهران آمده بودند تا در برخی مساجد فعال ازجمله مسجد عزیزالله حاضر شوند.[15]
بعد از دستگیری امام خمینی در نیمه شب 15 خرداد 1342، اعتراضات مردم قم، تهران و ورامین منجر به شهادت و دستگیری مردم شد. یک سند از ساواک موجود است که نشان میدهد درگیریهایی در حوالی مسجد سید عزیزالله هم وجود داشته است: «جنازهای که از چهارسوق کوچک به مسجد سید عزیزالله حمل شده مربوط به سیدمرتضی مجتهدزاده، معمم میباشد که بهوسیله چهار گلوله از پشت بام مسجد به او شلیک شده است. جمعیت به تدریج در اطراف او جمع میشوند.»[16]
بعد از حوادث 15 خرداد و کشتار و دستگیری مردم، کمی از فعالیتهای سیاسی مبارزین کاسته شد و در مساجدی مثل سید عزیزالله فقط به مجالس سخنرانی اکتفا میکردند؛ اما در این میان مسجد سید عزیزالله مهمانان خاصی داشت که خود بر اهمیت نام مسجد می افزود. از آنجا که این مسجد از مساجد قدیمی و مهم تهران به حساب میآمد در شبهای احیا و نیز دهه اول محرم، برخی از اعضای هئیت دولت به این مسجد میآمدند. بهطور نمونه در دی 1344، امیرعباس هویدا نخستوزیر وقت و رئیس شهربانی کل کشور به مسجد سید عزیزالله آمدند و پای منبر حجتالاسلام فلسفی نشستند؛ یا در روز عاشورا، (3 شهریور 1348) با حضور وزیر اطلاعات (جواد منصور)، وزیر کشور (عطاءالله خسروانی)، وزیر بهداری (شاهقلی) و شهردار تهران، در مسجد سید عزیزالله، حجتالاسلام فلسفی در خصوص سیاست مکر و حیله رجال کشور صحبت کرد. نیز در ماه رمضان سال 1349، هویدا به همراه تنی چند از وزرا به مسجد سید عزیزالله آمده پای منبر حجتالاسلام فلسفی نشستند، چون به واسطه سخنان تند ایشان، مردم تحریک شده بودند و ممکن بود در موقع خروج، به اعضای هئیت دولت آسیب برسانند، به همین علت، حجتالاسلام فلسفی قبل از پایان مراسم از مردم خواستند تا آرام بنشینند و به سخنانش گوش دهند و آقایان دولتی مسجد را زودتر ترک کنند، چرا که بهزعم حجتالاسلام فلسفی هرگونه حادثه برای دولتیها منجر به تعطیلی مسجد و ممانعت از انجام مراسمهای مذهبی توسط حکومت میشد.[17] البته حضور سران حکومتی در مسجد سید عزیزالله در تاریخ و موقعیتهای دیگر نیز تکرار شد.
یکی دیگر از موارد قابل ذکر در خصوص مسجد سید عزیزالله، بحث انتخاب امام خمینی به عنوان مرجع تقلید بود. با رحلت آیتالله سیدمحسن حکیم، مساجد فعال کشور، ضمن برقراری مراسم ختم برای این مرجع تقلید، به مباحثه در باب مرجعیت جدید پرداختند. در 13 خرداد 1349 در مسجد سید عزیزالله نیز برای آیتالله حکیم مجلس ختمی برپا شد و درباره مرجعیت امام خمینی به جای ایشان صحبتهایی صورت گرفت مبنی بر این که حکومت برای منزوی کردن امام خمینی قصد دارد آیتالله سیدکاظم شریعتمداری یا آیتالله سیداحمد خوانساری را به عنوان مرجع انتخاب نماید؛[18] با این حرکت، مسجد باز هم نقش کلیدی خود در مبارزه با حکومت را ایفا کرد و مردم را در خصوص مسئله مرجعیت و اهداف حکومت آگاه نمود.
هنوز دهه چهل به پایان نرسیده بود که مراسمی در مسجد سید عزیزالله خبرساز شد، که حکومت پهلوی را نگران کرد. پخش خبر شهادت حجتالاسلام سید محمدرضا سعیدی در سال 1349 در زندان ساواک و انعکاس این خبر در جامعه، شوری در مردم ایجاد کرد. مسجد سید عزیزالله تصمیم گرفته بود تا برای این شخصیت مذهبی و مبارز، مجلس ختمی برپا کند اما حکومت از برگزاری این مراسم جلوگیری و محل برگزاری مراسم را تعطیل کرد. از طرف دولت درِ شبستان مسجد را بستند و مأموران شهربانی را در مدخل ورودی مسجد قرار دادند تا از ورود افراد به داخل مسجد جلوگیری کنند.[19] دلیل این کار جلوگیری از یک مراسم ختم صرف نبود بلکه حکومت پهلوی میدانست که این نوع مراسمها فقط یک مجلس ختم ساده نیست و مراسمی کاملاً سیاسی خواهد بود که ظلم و جنایتهای حکومت را آشکار میکند.
آغاز دهه پنجاه نیز مسجد سید عزیزالله همچنان فعال بود. حجتالاسلام فلسفی در مسجد سید عزیزالله در آبان 1350 در انتقاد به بیعفتی زنان و نتایج آن در اروپا و آمریکا، به منبر رفت و به استادان دانشگاه که به جای تدریس علوم، علیه دین با مردم صحبت میکنند تذکر داد و در ادامه به هویدا، نخستوزیر وقت، در خصوص بدرفتاری با زائران ایرانی خانه خدا انتقاد نمود.[20] اما مهمترین سخنرانی وی در سال 1350 مربوط به اخراج ایرانیان از عراق توسط حزب بعث بود، که با اعلام انزجار جامعه روحانیت از رفتار غیر انسانی حکومت عراق همراه بود؛ در این مراسم بیش از 20 هزار نفر از جمله سفرای کشورهای اسلامی در تهران، دانشجویان، کارمندان، کارگران، تجار و کسبه در آن شرکت کردند؛ این سخنرانی از رادیو نیز پخش شد.[21]
همچنین در سال 1350 از طرف متصدیان امور مذهبی تلویزیون ملی ایران، به حجتالاسلام فلسفی پیشنهاد شد تا مراسم سخنرانیهای وی در مسجد سید عزیزالله فیلمبرداری شده و پخش شود که وی در مشورتی با آیتالله خوانساری، به دلیل فساد تلویزیون، این پیشنهاد را نپذیرفت.[22] سخنرانیهای پرشور حجتالاسلام فلسفی در مسجد سید عزیزالله که از دهه 30 آغاز شده بود، در اواخر سال 1350 با ممنوعالمنبر شدن وی تعطیل شد.
با ممنوعالمنبر شدن حجتالاسلام فلسفی، فعالیتهای مسجد سید عزیزالله هم رو به افول رفت و به جز چند مراسم، حرکت دیگری در آن دیده نشد. در یک مورد، دانشجویان دانشگاههای علم و صنعت، پلیتکنیک و سایر دانشکدهها، طی اجتماعی در مسجد سید عزیزالله، برای دکتر علی شریعتی مجلس ختمی برپا کردند و ضمن مراسم با دادن شعار، اقدام به پخش اعلامیه کردند.[23]
سال 1357 هم با تمام حوادث ریز و درشتش در کل کشور، فقط به یک گزارش از مراسم در مسجد سید عزیزالله برخورد کردیم. 3 مهر 1357 به مناسبت درگذشت سیدمهدی گلپایگانی، فرزند آیتالله سید محمدرضا گلپایگانی، مجلس ختمی در مسجد سید عزیزالله برگزار شد اما هدف اصلی این بود که عدهای از روحانیون و بازاریان تهران تصمیم داشتند بعد از مراسم ختم به صورت دستهجمعی به سمت سفارت عراق تظاهرات کنند و به اقدامات دولت عراق نسبت به امام خمینی اعتراض نمایند؛ حکومت که از این تصمیم مطلع شده بود دستور لازم را به پلیس و فرمانداری داده بود تا مانع هرگونه حرکت شوند.[24]
در حال حاضر، مسجد سید عزیزالله با گذشت بیش از 200 سال همچنان به رسالت فرهنگی، سیاسی و مذهبی خود ادامه میدهد.
پینوشت:
[1]. مساجد دیرینه سال تهران، پژوهش گروهی بنیاد ایرانشناسی، زیر نظر حسن حبیبی، تهران، بنیاد ایرانشناسی، 1388، ص 288.
[2]. مساجد تاریخی، دائرهالمعارف بناهای تاریخی در دوره اسلامی، ج 3، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، حوزههنری 1378. ص 110؛ مساجد دیرینه سال تهران، صص 288، 292، 293.
[3]. مساجد دیرینه سال تهران، همان، صص 41 و 293؛ محمدتقی فلسفی، خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1376، صص 128 – 127.
[4]. سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 4، (5 مرداد 1345 – 26 اسفند 1347 )، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی 1393، ص 373
[5]. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، همان، ص 294.
[6]. مساجد دیرینه سال تهران، همان، ص 294.
[7]. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، همان، صص 199 و 231؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، زبان گویای اسلام، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات 1378، صص 10 تا 89.
[8]. رسول جعفریان، جریانها و جنبشهای مذهبی سیاسی ایران (از روی کار آمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی) سالهای 1320– 1357، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی و سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ج 5، 1383، ص 257؛ مساجد دیرینه سال تهران، همان، ص 293.
[9]. هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، بخش خاطرات بنیاد تاریخ زیر نظر غلامرضا کرباسچی، ج 1، تهران، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران 1371، صص 107 – 106.
[10]. محمد حنیف، اصفهان در انقلاب، ج 1، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1382، ص 94؛ خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، صص 244 – 242؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، همان، ص 144؛ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، همان، ص 112.
[11]. جواد منصوری، تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ج 1، 1390، ص 291.
[12]. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، همان، صص 248 – 247؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی: زبان گویای اسلام، همان، ص 384؛ اصفهان در انقلاب، ج 1، ص 106؛ محسن اسماعیلی، حرم اهل بیت خاستگاه انقلاب اسلامی، قم، زائر، 1384، ص 137.
[13]. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، همان، ص 248.
[14]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 1، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1387، ص 599.
[15]. سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 1، (1 اردیبهشت 1340 تا 31 تیر 1342 )، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی 1393، ص 148
[16]. تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک، ج 2، ص 35.
[17]. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، صص 313 – 312 و 320؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی: زبان گویای اسلام، صص 294 و 347.
[18]. سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 5، (7 فروردین 1343 – 15 بهمن 1349)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1393، ص 233.
[19]. یاران امام به روایت اسناد ساواک: شهید آیتالله سید محمدرضا سعیدی، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1376، صص 521 و 523؛ مهناز میزبانی و دیگران، نقش مساجد و دانشگاهها در پیروزی انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1383، ص 37 .
[20]. یاران امام به روایت اسناد ساواک: عالم جاودان استاد شهید مرتضی مطهری، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، 1382، ص 358؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، همان، ص 436.
[21]. خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی، ص 322؛ یاران امام به روایت اسناد ساواک، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، همان، ص 442؛ هفت هزار روز تاریخ ایران و انقلاب اسلامی، همان، ص 485.
[22]. یاران امام به روایت اسناد ساواک، حجتالاسلام محمدتقی فلسفی، همان، ص 430.
[23]. خیرالله خیری اصل، نقش مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی (به روایت اسناد)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1392، ص 48.
[24]. سیر مبارزات یاران امام خمینی در آینه اسناد به روایت ساواک، ج 11، (10 شهریور 1357 – 6 مهر 1357)، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، 1393، ص 443.
تعداد بازدید: 2749