26 فروردين 1405
یکى از جراید درباره اوضاع اقتصادى نوشت: «براى نجات مملکت از فساد ادارى و اختلاس اقتصادى و بنبست سیاسى شوراى تاج و تخت تشکیل شود». این روزنامه افزوده است: «اول باید تصدیق کرد که ملت ناراضى است. دوم باید دانست که چرا ناراضى است. سوم باید راه رفع تکدر را جستجو نمود. یکى از مختصات ملل شرق، مقاومت مجهول است. یعنى وقتى دل مبارزه مثبت ندارند از طریق منفى به نبرد مىپردازند. نگاهى به جماعت شرکتکنندگان در مراسم تشییع و ترحیم رجال مخالف دولت و محروم، درجه عدم رضایت عامه را نشان مىدهد».[1] سپس با آوردن فهرستى از علل عدم رضایت مردم، مانند اینکه: مالیات به مصرف آسایش مردم نمىرسد، مأموریتهاى غیرضرورى خارجى محول مىگردد، معاونینى به اسامى گوناگون براى وزارتخانهها گمارده مىشود، در انتخابات دست برده مىشود، در نصب مأمورین تبعیض روا مىدارند، اراذل را بر افاضل برترى مىدهند، گرانى معیشت روز به روز طاقتفرساتر مىشود و... راه علاج را اینطور تصویر کرده است: «شاهنشاه همان روش سالهاى اول سلطنت را برگزینند، یعنى طبقه حاکمه را رها فرمایند و به ملت گرایند. با یک جنبش انقلابى با حربه سهگانه، یعنى شمشیر و قلم و بیان، ترتیبات فعلى را دگرگون سازند و به اتکاى افکار عمومى بدون اعتنا به تحریکات اجانب، دوره نوینى را در طریقه فرمانروایى آغاز نمایند. قدم اول بستن این دو دکان بودجهسازى و قانونپردازى است که حتماً انحلال دو حزب منفور کذایى [ملیّون و مردم] را هم به دنبال دارد.
گام دوم تشکیل یک انجمن مشورتى به نام «شوراى تاج و تخت» است، مرکب از چند نفر از رجال مورد اعتماد ملت... چنین انجمنى با تفکر و تعمق بسیار و با دوراندیشى عواقب امور، خطمشى داخلى و خارجى را به شاهنشاه پیشنهاد مىکند و ایشان پس از تصویب، امر به اجراى آن مىفرمایند. این پیشنهاد ساده ما از جمله معروف بیسمارک خطاب به ویلهلم دوم الهام مىگیرد که مىگفت: من جرئت اطاعتکردن دارم چنانچه اعلىحضرت شما جرئت فرمان دادن داشته باشند. اما در اطراف کبوتران حرم، نمىگوییم بزهاى اخفش یا گوسالههایى با مغزهاى پوک گردآمدهاند که معتقدند: اگر شه روز را گوید شب است این ـ بباید گفت کاینک ماه و پروین».[2]
همین روزنامه با لحن تندترى به هیئت حاکمه و رفورم و تحول و اصلاحات، تاخته و نوشته است: «هیئت حاکمه زحمت بیجا به خود مىدهد تا تنور اصلاحات را داغ نگه دارد و بیخودى چوب اصلاحات را به طبل میان تهى مىزند و جز رسوایى بیشترى را براى خود و ازدیاد نفرت عمومى نسبت به دستگاههاى مملکتى عایدى از این مسخرهبازى نخواهد داشت... در حالى که اگر هیئت حاکمه واقعاً حسننیت داشته باشد، خواستار جدى اصلاحات باشد، بخواهد به ملت نزدیک شود، قصد تحول و رفورم واقعى داشته باشد، نیازى به این همه جار و جنجال ندارد، کافى است که در یک مورد حسننیت خود را عملاً نشان بدهد. دست بر روى دزدى یک دزد شاخص بگذارد، یک متنفذ و گردنکلفت را نه به خاطر اغفال افکار عامه، نه به خاطر تسکین عامه، بلکه به خاطر اجراى عدالت به میز محاکمه بکشد، آن وقت خواهید دید که همین مردم مأیوس از همهکس و همهجا پروانهوار به دور چراغ اصلاحات آنان خواهند چرخید و از هیچگونه حمایت و تقویت خوددارى نخواهند کرد».[3]
پینوشتها:
تعداد بازدید: 63