29 فروردين 1405
یادداشت یکى از روزنامهها این چنین آغاز شده بود:
«خدا لعنتش کند آن کسى را که براى نخستین بار در این مملکت اصل تظاهر و ریا در کارهاى اجتماعى را رواج داد... این بیمارىِ واگیرِ ظاهرسازى، تنها ارتباط با اشخاص عادى ندارد، بلکه مملکت ما را چنان در خود گرفته که به نظر مىرسد هیچکس در هیچ مقامى از آن در امان نمانده است. وزیرى سر کار مىآید، تمام قواى خود را مىگذارد که با هیاهو و جنجال و صحنهسازى توجه همه را جلب کند که اولاً در دوره گذشته، سلف او جز چپاول و فساد کارى نکرده و او وارث وضع آشفتهاى است که باید عمرى صرف کند تا آن دستگاه را مرتب نماید و بعد به جاى اینکه خدمت شایستهاى بکند و بارى از دوش کسى بردارد و سنگى را از راهى کنار بگذارد، قواى خود را متمرکز مىکند که ظواهر را به نوعى که مردم فریفته شوند، بیاراید. در حالى که خودش رفتارى بدتر از سلف خود پیش مىگیرد. شما روزنامههاى این مملکت را از چند سال پیش به این طرف نگاه کنید و ببینید که در لابهلاى صفحات آنها چه اقدامات مشعشع و چشمگیرى از جانب دولتهاى وقت وعده داده شده و تحقیقا هشتاد درصد آن انجام نشده است... روزنامههاى دو سال پیش را ورق بزنید و فىالمثل بخوانید که: سد کرج یک سال دیگر آماده بهرهبردارى است، راه بینالمللى ایران ـ ترکیه تا سه ماه دیگر گشایش مىیابد، مقدمات نصب کارخانه ذوبآهن فراهم شد و سال دیگر اولین مصنوعات آن به بازار مىآید، طرح یکنواخت کردن قوانین استخدامى در هیئت دولت تصویب و تقدیم مجلس شد، کارخانه برق با چند هزار کیلو وات نیروى اضافى از فروردین ماه تهران را غرق نور خواهد کرد؛ ولى آیا هیچیک از اینها انجام شده است؟ خیال مىکنید چند سال دیگر آرزوهاى فوق تحقق مىیابد؟ پنج سال دیگر؟ ده سال دیگر؟ خدا داناست... اینها خوب فهمیدهاند که باید به مردم وعده داد، باید قوا را صرف تظاهر و ریا کرد. زیرا در این مملکت کمتر کسى است که عمق قضایا را نگاه کند، بلکه همه ظاهر را مىبینند ...»[1]
پینوشت:
[1]. روزنامه مرد مبارز، ش 318، 29 فروردین 1340،ص 4.
تعداد بازدید: 61