30 تير 1405
[راوی سیدمحمدهاشم دستغیب]: «در سالهایی که رژیم شاه در اوج [قدرت بود]، وقت خصوصی برای ملاقات گرفته شد. من طرف را میشناختم و میدانستم چه قصدی دارد. وارد شد، پس از مقدماتی صریحاً گفت من مستقیماً از نزد شاه آمدهام و نظر شاه این است که فارس احتیاج به یک نفر شریعتمدار دارد که از نظر علم و عمل و تقوا شناخته شده باشد و موقعیت اجتماعیاش نیز مناسب باشد و کسی باصلاحیتدارتر از شما نمیباشد لذا پیشنهاد میشود که شما رسماً به میدان بیایید، حوزه علمیه تشکیل دهید، مبلغ مذهبی به اطراف بفرستید و هر مقدار پول هم لازم داشتید بیحساب در اختیارتان گذاشته میشود. به علاوه رادیو و تلویزیون و مطبوعات در اختیارتان میباشد، هرگونه تبلیغی بخواهید میکنید و مأموران دولتی نیز در اجرای اوامرتان آمادهاند: ایشان در جواب میگوید:
من عذرِ ضعفِ مزاج و بیماری معده را بهانه کردم، اما پاسخ داد فقط شما موافقت بفرمایید بقیه کارها را دیگران در زیر اسم شما انجام میدهند. این بود که ناچار شدم صریحاً نهیب دهم اسلام اموی را هرگز ترویج نمیکنم من شریح قاضی نیستم که دینم را به دنیای دیگران بفروشم. من در جوانیام مشتاق مال و جاه و شهرت نبودم حالا که موقع مردنم هست.»
- زندگی و مبارزات آیتالله شهیدعبدالحسین دستغیب به روایت اسناد و خاطرات، حمید سفیدگر شهانقی و محمد چغایی اراکی، تهران، مؤسسه فرهنگی هنری مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1392، ص 58 و 59.
تعداد بازدید: 18