خاطرات

خاطرات دبیری از مشهد در دوره مبارزه


17 شهريور 1405


[محمدرضا عطایی] به نظرم می‌رسد که در سال‌های بین 1335 تا 1340 ما در حوزه مقدمات را خوانده بودیم و سطح اولیه را می‌خواندیم. به تعبیر امروز، در آن زمان دو جا بود که شهرت داشت به اینکه مسائل مذهبی را به سبک روز می‌شد استفاده کرد و این دو جا تبلیغات مفیدی داشتند: یکی کانون نشر حقایق اسلامی در چهارباغ قدیم مشهد بود که مؤسس و بنیان‌گذار آن، مرحوم استاد محمدتقی شریعتی بودند و یکی هم سازمان تبلیغات بود که البته وسعت کاری‌اش در حد کانون نشر حقایق اسلامی نبود. در کانون، جلسات مستمر برقرار بود و عده زیادی از فضلا به آن‌جا اقبال داشتند، ما هم گاهی به آن‌جا می‌رفتیم و استفاده می‌کردیم.

بعدها که دانشکده معقول و منقول تأسیس شد، ما هم جزء اولین دانشجوهای آن‌جا شدیم. از جمله دروسی که داشتیم، دو واحد تفسیر در خدمت استاد محمدتقی شریعتی بود که واقعاً خوش‌بیان بودند و با حافظه قوی‌ که داشتند، ما هیچ‌وقت ندیدیم که از روی نوشتاری چیزی بفرمایند، هنوز هم نوشته‌هایی از بیانات ایشان را که املا می‌کردند، داریم. گاهی هم به همان سبک حوزوی و طلبگی، ایراد و اشکال می‌کردیم و ایشان با کمال بزرگواری جواب اشکالاتی را که مطرح می‌شد، می‌دادند. حتی آن اشکالات و جواب‌های ایشان را در یادداشت‌های شخصی‌مان داریم. بنده لااقل دو ترم در خدمت ایشان تلمذ کردم و با توجه به بیان استاد و دقت‌هایی که در مسائل داشتند، خیلی خوب از ایشان استفاده کردم.

وقتی به استخدام آموزش و پرورش درآمدم و دبیر دبیرستان‌های مشهد بودم، یادم می‌آید که در سال 48 یا 49، کنگره‌ای از طرف دبیران دینی مشهد تشکیل شد که دو سه سخنران دعوت کردند. در بین متدینین آن روز مشهد، از امثال استاد در این جلسات از ایشان دعوت می‌شد، و از تهران هم استاد شهید مطهری را دعوت می‌کردند که ایشان هم تشریف می‌آوردند. از جمله خاطرات شیرینی که از این جلسات دارم، این است که استاد مطهری شرط کرده بودند که در آن جلسه، زن بی‌حجاب نباشد و واقعاً هم خانم‌هایی که به عنوان دبیران دینی شرکت کرده بودند، محجبه بودند. وزیر فرهنگ وقت، خانم پارسا، وقتی آمده بود جلسه را به اصطلاح افتتاح کند، بنده از قضا آن ساعت نبودم. یک نگاهی کرده بود به صف خانم‌ها و گفته بود: اینها کی هستند؟ گفته بودند: اینها دبیر هستند. گفته بود: متأسفم که هنوز خانم‌های باحجاب و با چادر در جلسات فرهنگی‌ها می‌بینم، و خلاصه، خوش‌بختانه زود جلسه را ترک کرده بود.

در جلساتی که استاد شهید مطهری و همین‌طور استاد محمدتقی شریعتی تشریف می‌آوردند، یادم هست که ما دبیران با تمام وجود استفاده می‌کردیم. در آن زمان، ایشان یکی از تألیفات خود را که در حاشیه‌اش یادداشتی به نام هر یک از دبیران نوشته بودند، به ما مرحمت کردند و بنده خط و امضای ایشان را هنوز دارم. ما همچنین از کتاب‌های دیگر ایشان که واقعاً مفید بودند، استفاده می‌کردیم. از استاد مطهری در آن زمان، کتاب‌های زیادی چاپ نشده بود. ایشان در یکی از آن جلسات، یک کتاب خودشان را رایگان به ما دادند و ما از آن جلسه خاطراتی داریم...

در هر صورت، استاد محمدتقی شریعتی، به خصوص در بین فرهنگی‌ها، یک حسن شهرتی داشتند و جلساتی که تشکیل می‌ دادند، از هر قشر و طبقه، اگر مشکل مذهبی داشتند، مراجعه می‌کردند. زمانی هم که در دانشگاه فردوسی مشهد، رشته الهیات تأسیس شد، ما جزو دانشجوهای دوره اول الهیات بودیم که از ایشان برای تدریس دعوت شده بود. استاد دیگری هم از جمله مرحوم آقای زاهدی، در آن‌جا تدریس داشتند. بنده که رشته‌ام معقول بود، متأسفانه از استاد شریعتی کمتر استفاده کردم، ولی با این حال در طول دو دهه که در کلاس‌های آزاد ایشان شرکت کردیم، اطلاعات خوبی به ما دادند و ما همیشه از ایشان به نیکی یاد می‌کنیم و برای ایشان طلب مغفرت می‌کنیم تا خداوند اساتید بزرگوار ما را بیامرزد و همه آنها را انشاءالله رحمت کند.

- یادها و خاطره‌ها، یادمان استاد محمدتقی شریعتی مزینانی، سیدخلیل حسینی عطار، انتشارات بوی شهر بهشت، 1398، ص 226 و 227.



 
تعداد بازدید: 21



آرشیو خاطرات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.