27 مهر 1405
از ساعت 30 /4 بعد از ظهر امروز [27 مهر 1340] اجتماع بزرگى از رؤساى بانکهاى خصوصى و مختلط و گروه کثیرى از بازرگانان کشور در محوطه بانک ملى تشکیل شد. در این جلسه نخستوزیر، وزیر دارایى، رئیس کل بانک مرکزى، مدیرکل بانک ملى ایران و چندین تن از وزراى اقتصادى دولت شرکت داشتند.[1]
یوسف خوش کیش - مدیرکل بانک ملى ایران - پس از خیرمقدم و تشریح نکات برنامه تثبیت اقتصادى و افزایش اعتبارات در سالهاى اخیر و صرف قسمت اعظم اعتبارات دریافتى در معاملات غیرمنقول، اظهار داشت: در اثر این اوضاع غیرمطلوب، ارز یا سرمایه کشور مانند سیل به خارج منتقل گردید تا به جایى که یک روز بانک ملى ایران به بانکها نوشت، ما دیگر ارز نداریم. این نتیجه یک سیاست غلط و اقتصاد ناسالم بود. حقیقتاً وضع ما در ابتداى شروع کار دولت جدید، طورى بود که براى پانزده روز ارز نداشتیم و براى رفع این مشکل دو راه بیشتر به نظر نمىرسید. اول آنکه طلاهاى خزانه را بفروشیم و به ارز تبدیل کنیم و قرضهاى خود را بپردازیم و یا آنکه قرض کنیم. اولى که میسر نبود. در مورد قرض هم که کشورها و منابع خارجى به این زودى به ما پول نمىدادند. ولى ما روزانه احتیاج به ارز داشتیم. در آغاز سال جارى بار دیگر برنامه تثبیت اقتصادى دیگرى تهیه نمودند و بر حجم اعتبارات ما 43 میلیارد و هشتصد میلیون ریال اضافه کردند و اجازه دادند که این مبلغ در امور تولیدى و صادرات صنفى مصرف شود. اما مسئله بحران در بازار. همه کس مىگوید بحران است و دولت باید آن را برطرف کند. آقایان، بحران در همه جاى دنیا هست. در کشور ما پس از 25 سال بحران آمده است و ما همه خود را باختهایم. رفع بحران با دادن پول میسر نیست. شنیده مىشود گروهى حسابهایى در خارج از کشور دارند و موجودیهاى سنگین در آن حسابها وجود دارد. آقایان چطور راضى مىشوند پول ایرانى در بانکهاى سوئیس و آمریکا متمرکز گردد. در حالى که خود ما احتیاج به پول و سرمایه داریم.
محمدمهدى لارى - نایبرئیس اتاق بازرگانى تهران - پس از مدیرکل بانک ملى ایران در زمینه مشکلات موجود اقتصادى کشور گفت: من خود عضو شوراى پول و اعتبار هستم و در برقرارى برنامه تثبیت اقتصادى شرکت داشتهام و در ضمنِ شور در موارد برنامه، تأیید کردم که این برنامه موقتاً قابل اجراست و بعداً باید تجدیدنظر گردد. فعلاً هم علاوه مىکنم که اشتباهات گذشته و زیادهرویها را نمىشود با اشتباهات بزرگترى جبران نمود. چنانچه خود آقایان هم مطلعاند ابتکار و سرمایه در برابر ناامنى همیشه فرار مىکند. موضوعى که فعلاً قابل بحث و مطالعه است، بىاعتمادى است که در تمام مراحل به وضوح مشاهده مىگردد و به هر قیمتى است باید این درد را دوا کرد.
على امینى - نخستوزیر - وقتى پشت میکروفن قرار گرفت، گفت: مىگویند سبب سلب اعتماد بازار من هستم و من مسئول آن مىباشم. وقتى بانک ملى ایران ارز نداشت و من مىگویم نداریم، این گناه من است؟ آقایان وقتى که ما نتوانیم تعهدات خود را عملى کنیم، تاجر خارجى فوراً حس مىکند و مىفهمد که وضع ما بد است، آیا این تقصیر من است؟ تقاضا مىکنم اقلاً مسئولیت مشترک را قبول کنیم. اگر ما نگفته بودیم، آیا اینطور نمىشد؟[2]
پینوشتها:
[1]. روزنامه ملیون، ش 90، 30 مهر 1340، ص 1.
[2]. ماهنامه اتاق بازرگانى، ش 110، آبان 1340، ص 51 – 49.
تعداد بازدید: 3