قیام 15 خرداد در مشهد به روایت اسناد ساواک

مردم مشهد سال 1342 را در شرایطی آغاز کردند که به دستور مراجع تقلید و علمای عظام در مخالفت با تصمیمات حکومت پهلوی در سال 1341 و نیز مصادف شدن آغاز سال نو با شهادت امام صادق(ع) در کشور عزای عمومی اعلام شده بود. به همین مناسبت روز دوم فروردین در منزل آیات عظام مشهد همچون آیت‌الله قمی مجالس روضه‌خوانی منعقد و سخنان تندی علیه حکومت پهلوی ایراد شد. وعاظ و علما مردم را به مقاومت در برابر برنامه‌های حکومت دعوت و به سخنان محمدرضا پهلوی در دفاع از اصلاحات ارضی اعتراض می‌کردند.

قیام 15 خرداد در شیراز به روایت اسناد ساواک

مردم ایران سال 1342 را در شرایطی آغاز کردند که به دستور مراجع تقلید و علمای عظام، در مخالفت با تصمیمات حکومت پهلوی در سال گذشته و نیز مصادف شدن آغاز سال نو با سالروز شهادت امام صادق(ع) در کشور عزای عمومی اعلام شده بود. در شیراز نیز مانند دیگر شهرهای ایران مردم در روز دوم فروردین در مساجد تجمع نموده و به عزاداری پرداختند. اما همزمان در شهرهای قم و تبریز فجایعی رخ داد. نیروهای انتظامی، کماندوها و پلیس به عزادارانی که در مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز گرد هم آمده بودند حمله کرده و سبب شهید و مجروح شدن عده‌ای از ایشان شدند. با رسیدن این اخبار به شیراز، آیت‌الله شیخ بهاءالدین محلاتی شیرازی در تاریخ 6 فروردین 1342 نامه‌ای به امام خمینی(ره) و آیت‌الله گلپایگانی نوشت. علما منتظر فرصت مناسبی برای مبارزه بودند و این فرصت نزدیک بود؛ محرم و مراسم سوگواری امام حسین(ع).

قیام 15 خرداد در تبریز به روایت اسناد ساواک

تبریز از جمله شهرهایی است که قیام مردمی در آنجا همزمان با قم و از همان روزهای نخستین فروردین 1342 آغاز شد. مردم تبریز نیز مانند مردم سایر شهرهای ایران سال نو را در شرایطی آغاز کردند که به دستور امام خمینی(ره) و سایر علما در اعتراض به تصمیمات دولت در سال 1341، از جمله تصویب لوایح شش‌گانه، به جای برگزاری مراسم نوروز به عزاداری پرداختند. اما در روز دوم فروردین، زمانی که مردم به مناسبت شهادت امام صادق(ع) در مساجد شهر مشغول عزاداری بودند، اتفاقی در مدرسه طالبیه تبریز روی داد که سبب شد نام آن در کنار مدرسه فیضیه در حوادث سال 1342 ثبت شود، اما در لوای حادثه مهم و تأثربرانگیز فیضیه در اسناد ساواک، سند مهمی درباره مدرسه طالبیه وجود ندارد.

شهیدان خرداد خونین 1342 چند نفرند؟

سایت 15 خرداد 42 در طی ماه‌های اخیر با مراجعه به بنیاد شهید و مکان‌هایی چون «گلزار شهدای 15 خرداد» در تهران، بزرگراه امام رضا(ع)، بعد از میدان ثامن الحجج(ع) و جوار «امامزاده اهل‌بن‌علی(ع)» در بزرگراه خاوران تهران و منابعی مانند جلد اول کتاب «یادنامه» چاپ بنیاد شهید تهران بزرگ و شماره هفتم «فصلنامه مطالعات تاریخی» توانسته است فهرستی از شهدای 15 خرداد 1342 را فراهم کند که در این فهرست تعداد شهدا به ۱۳۲تن رسیده است.

نگاهی به فعالیت‌های آیت‌الله کمالوند در آخرین سال‌های زندگی

آیت‌الله‌ روح‌الله کمالوند لرستانی در سال 1319 ق در شهر خرم‌آباد به دنیا آمد. سال‌های‌ 1341 تا 1343 زمان اوج‌ فعالیت‌های‌ سیاسی اوست.‌ وی‌ در جریان‌ لغو تصویب‌نامه‌‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ طی‌ ماه‌های‌ مهر تا آذر 1341، ارتباط‌ نزدیکی‌ با امام‌ خمینی(ره) داشت.‌ در بیشتر موارد رابط‌ او آیت‌الله طاهری‌ خرم‌‌آبادی‌ بود که‌ به‌ گفته‌‌ وی‌، آیت‌الله کمالوند به‌ امام‌ می‌گفت‌ که‌ «هر وقت‌ شما صلاح‌ بدانید من‌ به‌ تهران‌ بروم‌ و با سران‌ حکومت‌ صحبت‌ کنم‌ یا اگر دستور بدهید ما بازار را تعطیل‌ کنیم‌.»

رفتن شریف‌امامی و آمدن امینی، به شرط انحلال مجلس

ساعت 10 و10 دقيقه بامداد 14 اردیبهشت 1340 جلسه علنى مجلس شوراى ملى به رياست سردار فاخر حكمت تشكيل شد. در اين جلسه هنگامى كه جعفر شريف‌امامى، نخست‌وزير در پشت تريبون قرار گرفت تا به پرسش‌ها و اعتراضات نمايندگان درباره اعتصاب و تظاهرات فرهنگيان و تيراندازى به طرف آنها و قتل ابوالحسن خانعلى پاسخ دهد، رضا جعفرى، نماينده قزوين متذكر شد كه چرا حقوق آنها را اضافه نكرديد. شريف‌امامى در جواب گفت: «شما حق نداريد اين حرف را بزنيد. اگر شما راست می‌گوييد، آن وقت كه وزير فرهنگ بوديد خودتان اين كار را می‌کرديد.»

یادی از چهره معتبر رابطه رهبری نهضت، مردم و دانشگاه

آیت‌الله مرتضی مطهری 13 بهمن 1298 ش در قریه فریمان واقع در 75 کیلومتری مشهد به ‌دنیا آمد. در سن دوازده سالگی راهی مشهد شد تا در حوزه علمیه آن شهر مقدمات علوم اسلامی را یاد بگیرد و در سال 1316 برای تکمیل تحصیلات خود عازم حوزه علمیه قم شد. در قم علاوه بر درک محضر اساتید آن زمان حوزه، ‌به محضر درس اساتید بزرگی چون آیت‌الله العظمی بروجردی در درس فقه و اصول، امام خمینی(ره) در درس فلسفه ملاصدرا و اخلاق و عرفان به مدت 12 سال و علامه طباطبایی در درس فلسفه و الهیات، شفای بوعلی سینا و دروس دیگر رسید

محدودیتی که حکومت پهلوی از ایجاد آن پشیمان شد

سال 1342 در شرایطی آغاز شد که حکومت پهلوی لبه برنده شمشیر خود را به سمت و سوی جامعه روحانیت و طلاب نشانه گرفته بود. این حکومت در سال 1341 دست به اقداماتی زد که با مخالفت شدید علما و روحانیون مواجه شد، از جمله تصویب لوایح ششگانه و شاید به همین دلیل تصمیم گرفت با وارد آوردن ضرباتی، قدرت و نفوذ روحانیون را در جامعه اسلامی ایران کاهش دهد. به همین منظور اولین ضربه را در روز دوم فروردین 1342، زمانی که مردم به دعوت علما برای برگزاری مراسم عزاداری سالگرد شهادت امام صادق(ع) و عرض تسلیت به علما و روحانیون در مدرسه فیضیه جمع شده بودند، وارد آورد. در این روز عده‌ای از افراد کماندو و پلیس و گارد شاهنشاهی به مدرسه فیضیه حمله کردند و با چوبدستی طلاب را مورد ضرب و شتم قرار دادند، واعظ را از منبر پایین کشیدند، به امام خمینی(ره) و آیت‌الله گلپایگانی که در آنجا حضور داشتند اهانت کردند، حجره‌ها را خراب نمودند، در و پنجره‌ها را شکستند و اموال و اثاثیه طلاب را غارت کردند. اما این اقدام مقدمه‌ای برای ضربه دیگری بود که در 20 فروردین همان سال بر طلاب وارد آمد و آن اجرای طرح سربازگیری طلبه‌ها بود.

تکذیب سر مقاله روزنامه اطلاعات در فروردین 1343

پس از آزادی امام شایعاتی در میان مردم منتشر شد. عده‌ای می‌گفتند آزادی امام بر اثر فشار مقامات خارجی بوده و آنان دولت را مجبور کرده‌اند تا ایشان را آزاد سازند و معدودی بیان می‌کردند دولت امام را آزاد نموده تا مجدداً طرفداران ایشان تظاهرات نمایند و متنفذینی که به نفع امام فعالیت دارند شناسایی و دستگیر شوند. همچنین شایع بود که آیت‌الله شیخ بهاءالدین نوری قرار است به نمایندگی از روحانیون برای عرض مراتب سپاسگزاری جامعه روحانیت از آزاد نمودن روحانیون به خدمت شاه برود تا مجدداً ارتباط میان روحانیون و مقامات عالی کشور برقرار شود. در کنار این شایعات، روزنامه اطلاعات در تاریخ 18 فروردین 1343 در سرمقاله خود با عنوان «اتحاد مقدس به خاطر هدف مقدس!» خبر از تبانی میان دولت و جامعه روحانیت داد.

افشای اهداف حکومت پهلوی و گوشزد وظیفه علما و حوزه‌های علمیه

امام خمینی(ره) در مقابل وقایع روزگار نمی‌توانستند بی‌تفاوت بمانند. زمانی‌که رضاخان قرار گذاشته بود عمامه‌ها را بردارد، ایشان کسی نبود که با آن تهدیدها تن به خواست رضاخان دهد. با نگاهی به کتاب «کشف الاسرار» نوع بینش ایشان را می‌توان ترسیم نمود. در آن زمان که روحانیون حق پوشیدن لباس روحانیت را نداشتند، امام در کتاب «کشف الاسرار» حکومت اسلامی را مطرح کرده‌اند. یکی از همکاران بیت امام از قول خانم خدیجه ثقفی همسر امام می‌گفت: «یک روز با اعتراض به آقا گفتم: چرا ما همواره باید در آزار و اذیت باشیم. آقا فرمودند: به خدا قسم من مسئولم؛ اگر شما حاضری فردای قیامت خدا مرا عذاب کند بگو تا ساکت شوم.» خانم سپس افزود: «من باور کردم که امام یک ماموریتی دارد که باید انجام شود به همین جهت همواره سعی کردم تا زمینه فعالیت او را فراهم سازم.»
...
351
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.