واکاوی بازتاب حوادث سال‌های 40 تا 43 در آثار جلال آل‌احمد

داستان‌نویسان، شاعران، جامعه‌شناسان و روشنفکران در اقشار و احزاب مختلف، در جبهه‌ای از جنس خاص خود، هم راستا با روحانیون در پیشبرد انقلاب مردم ایران در دهه‌های مختلف، تاثیر بسزایی داشته‌اند. برخی از آنها در دهه‌های 1340 و 1350 با قیام مردمی همگام شدند و برخی – حتی در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی – همچنان در فضای عقیدتی خود باقی ماندند و به نقد حرکت‌های مردمی پرداختند. اما جلال آل‌احمد از معدود صاحب نظران علوم اجتماعی - سیاسی و داستان‌نویس برجسته ای بود که آرام آرام و در فرآیندی پر فراز و نشیب، به دیدگاهی متعادل از وضعیت آن دوران ایران دست پیدا کرد و با نوشته‌هایش، تاثیر عمیقی بر نگاه مردم به مقوله روشنفکری و جایگاه متزلزل آن در ایران داشت. او که خود، از خانواده‌ای مذهبی برخاست و به حزب توده پیوست، با حلقه‌های روشنفکری در ارتباط بود و از آنها نمی گسست، سرانجام پس از سال‌ها تجربه و مشاهده بی‌ثمر بودن این قشر در روند انقلاب، به نگارش کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» پرداخت و حساب خود را از بقیه جدا کرد.

مبارزان نهضت امام خمینی(ره) و جریان لیله‌الضرب

تحلیل بردن نیروهای مبارز در حوزه علمیه از طریق ایجاد اختلاف بین علما و مراجع، ترفندی بود که ساواک پس از آزادی امام خمینی(ره) در پی آن بود. امام با آگاهی از این توطئه فرمودند: «من که اینجا نشسته‌ام دست تمام مراجع را می‌بوسم، تمام مراجع اینجا، نجف، سایر بلاد، مشهد، تهران، هر جا هستند، دست همة علمای اسلام را می‌بوسم. مقصد بزرگ‌تر از اینهاست.» امام خمینی(ره)، به خوبی دریافته بود که دشمن قصد توطئه، تفرقه و از بین بردن وحدت، آن هم وحدت اسلامی را دارد. بنابراین، واضح و صریح و به موقع، مسألة وحدت و مقصد بزرگ‌تری را مطرح می‌کنند

چرا ساواک به کتابخانة امام خمینی(ره) حمله کرد؟

تا به حال از حادثة هجوم ساواک به کتابخانة امام خمینی(ره) در قم کمتر سخنی به میان آمده است. این حادثه در سال 1346 اتفاق افتاد و همواره در سایة اثرات وقایعی قرار گرفت که چند سال پیش از آن اتفاق افتاده بود. در واقع قیام 15خرداد سال1342 به قدری قدرت حاکمه را ترساند که درصدد برآمد هر اثری را از امام و اندیشه او اعم از نوشته و گفتار از بین ببرد. به طور قطع وجود مکانی به نام امام خمینی(ره) که در برابر شاه ایستاده بودند، خوشایند حکومت پهلوی نبود. چرا که پس از واقعه 15 خرداد، امام خمینی(ره) به عنوان مرجع تقلید و رهبر مبارزات مردمی علیه پهلوی، مورد توجه قرار گرفتند. بدین ترتیب وجود مکانی که محل آمد و شد طلاب باشد مضر تلقی می‌شد

وکالتی که راهگشای مبارزات در سال‌های تبعید می‌شود

گزارش پیش رو، به بررسی وضعیت اداره حوزه علمیه در آغاز تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه می‌پردازد. آیا غیبت امام خمینی(ره) باعث از هم ‌گسیختگی حوزه علمیه خواهد شد؟ یا ایشان با تدبیر، از وقوع این اتفاق جلوگیری می‌کنند؟ در اسناد مربوط به آبان سال 1343 (روزهای آغازین تبعید امام به ترکیه)، نامه وکالت امام خمینی(ره) به مرحوم آیت‌الله سید مصطفی خمینی دیده می‌شود که در متن آن، رسیدگی به امور مالی حوزه علمیه و طلاب، به ایشان سپرده شده است. این در حالی است که سید مصطفی در آن زمان، در زندان به سر می‌برده و امام به واسطه تبعید، از این موضوع اطلاعی نداشته‌اند.

هم‌آنی‌های محرم و خرداد؛ بخش چهارم: قیام عزاداران حسینی

با آغاز هفته دوم ماه محرم، بار دیگر نام مدرسه فیضیه قم بر سر زبان‌ها افتاد. اما تفاوت عمده‌ای با دفعات پیشین داشت و آن خبری دربارة سخنرانی امام خمینی(ره) در آن مدرسه بود که می‌خواستند در روز عاشورا برای اهالی قم و طلاب و زائران حرم حضرت معصومه (س) ایراد کنند. از روز شنبه، 8 محرم 1383/11 خرداد 1342، دیگر توجه عمومی به سمت قم معطوف گردید و چشم امید اقشار متدین جامعه به مدرسه فیضیه و سخنان امام خمینی(ره) دوخته شد. کم‌کم مجالس عزاداری و سینه‌زنی رنگ‌وبوی دیگری به خود گرفتند. حضور گروه‌های فعال سیاسی و افراد وابسته بدان‌ها در جمع عزاداران حسینی رو به تزاید گذاشت. در میانة اشعار مذهبی شعارهای دیگری، به گوش می‌رسید؛ مانند «موسم یاری/ مولایم خمینی/ یاصاحب‌العصر».

آبان 1343، آغاز 14 سال مبارزه در تبعید

امام خمینی(ره) از زمانی وارد عرصه مبارزه آشکار با سیاست‌های حکومت پهلوی شدند که لایحه‌ای به نام «انجمن‌های ایالتی و ولایتی» در 16 مهر 1341 از سوی دولت امیر اسدالله علم به تصویب رسید. این لایحه مشتمل بر 92 ماده و 17 تبصره بود که برخی ماده‌های آن مخالفت علما و در رأس ایشان امام خمینی(ره) را برانگیخت، مانند حذف قید اسلام از شرایط انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان و سوگند به «کتاب آسمانی» به جای «قرآن»، در مراسم سوگند به امانت و صداقت. امام خمینی(ره) که انگیزه حکومت پهلوی از این تغییر و تبدیل را آماده کردن زمینه برای تجاوز به اساس قرآن و مذهب در کشور و دستبرد به قانون اساسی ایران و تغییر و تبدیل بعضی از مواد قانون که مانع اغراض دربار و هیئت حاکمه بود، می‌دانستند، از روحانیان طراز اول خواستند با این لایحه مخالفت نمایند و نیز در تلگرافی به دولت، مخالفت خود را با تصویب آن اعلام کردند.

هم‌آنی‌های محرم و خرداد؛ بخش سوم: صفحه دیگری از مبارزه با حکومت پهلوی

شهر قم حال و هوای دیگری بر سر داشت. در روزهای پایانی ذی‌حجه، طلاب حوزه علمیه قم زائران حرم حضرت معصومه(س) را به مدرسه فیضیه برده، وضعیت ناگوار آنجا را برای ایشان نشان می‌دادند. از در و پنجره‌ها و شیشه‌های شکسته، تا ضرب و شتم طلاب و شهید شدن هم‌درسی‌شان گفته، چگونگی ظلم و جور دستگاه حاکمه را برای ایشان شرح می‌دادند. افزون بر این مطابق سال‌های گذشته و با نزدیک شدن ماه محرم، روحانیون برای اعزام به نقاط مختلف کشور آماده شده، در این ایام تبلیغ برای اسلام را وظیفه اصلی خود می‌دانستند. اما محرم سال پیش رو، با سال‌های پیش تفاوت عمده‌ای داشت و دشمنی حکومت پهلوی با نهاد روحانیت در مقیاس‌های گوناگون علنی شده بود.

آیت‌الله قاضی طباطبایی و رهبری مبارزات مردم آذربایجان در دهه 1340

در سال 1342 که امام خمینی(ره) قیام خود را بر ضد سلطنت محمدرضا پهلوی آغاز کرد، آیت‌الله قاضی طباطبایی اولین کسی بود که از آذربایجان به امر امام لبیک گفت و در سخنرانی‏های خود به طور مفصل اعمال ناشایست حکومت پهلوی را برای مردم بیان کرد. شدت مبارزات و روشنگری وی به حدی بود که در عرض یک سال، بین سال‌های 1342 و 1343 سه بار دستگیر شد. اولین کسی هم که پس از امام به کشور عراق تبعید شد آیت‌الله قاضی طباطبایی بود. وی در تبریز تنها عالمی بود که ایام وفات همه ائمه معصومین(ع) را در مسجد مقبره به ختم می‏نشست و دستور تعطیلی بازار را صادر می‏کرد.

هم‌آنی‌های محرم و خرداد؛ بخش دوم: شرح راه‌ها و روش‌های مبارزه

اندک اندک سمت‌وسوی اقدامات اعتراضی از حوزه‌های علمیه به کانون‌های اقتصادی کشانده شد و سخن از تعطیلی بازار به میان آمد. از ابتدای هفته دوم فروردین 1342، بخش زیادی از بازار سنتی تهران به نشانه اعتصاب و اعتراض بسته شدند. مأموران حکومت پهلوی هر چه کوشیدند کاری از پیش نبردند. به غیر از زدوخوردهای پراکنده نتیجه‌ای نگرفتند. از کاشان هم خبر رسید که بازاریان آنجا از هم‌گنان تهرانی خود پیروی کرده‌اند. افزون بر این نزدیک به دو هزار نفر از مردم کاشان در یکی از مساجد بزرگ شهر گرد آمده و یاد حادثه مدرسه فیضیه را زنده نگه داشتند. اخبار مربوط به تعطیلی بازار در شهرهای قم و تبریز و اصفهان، دهن به دهن میان مردم می‌گشت و به روند جریان فعالیت‌های ضد حکومت پهلوی کمک می‌رساند.

کاپیتولاسیون؛ پهلوی دوم استقلال ایران را فروخت!

در این روز جمعیتی بالغ بر ده هزار نفر، که اکثر ایشان از تهران به قم رفته بودند، برای شنیدن این سخنرانی در کوچه‌های اطراف منزل امام(ره) تجمع نموده و سخنرانی را از طریق میکروفن گوش می‌کردند و به دلیل تأثر امام گریه می‌کردند. امام خمینی(ره) همچنین اعلامیه‌ای بلند برای ملت ایران نوشتند و در آن فرمودند: «آیا ملت ایران می‌داند در این روزها در مجلس چه گذشت؟ می‌داند بدون اطلاع ملت و به طور قاچاق چه جنایتی واقع شد؟ می‌داند مجلس به پیشنهاد دولت سند بردگی ملت ایران را امضا کرد؟ اقرار به مستعمره بودن ایران نمود؟... قلم سرخ کشید بر تمام لاف و گزاف‌های چندین ساله سران قوم، ایران را از عقب افتاده‌ترین ممالک دنیا پست‌تر کرد؟ اهانت به ارتش محترم ایران و صاحب‌منصبان و درجه‌داران نمود؟ حیثیت دادگاه‌های ایران را پایمال کرد؟ به ننگین‌ترین تصویب‌نامه دولت سابق با پیشنهاد دولت حاضر بدون اطلاع ملت با چند ساعت صحبت‌های سری، رای مثبت داد؟ ملت ایران را در تحت اسارت آمریکایی‌ها قرار داد؟... چرا وکلای پارلمان با آنکه به حسب قاعده انسانیت و ملیت با همچو سند اسارتی صد درصد مخالف هستند، نفس نمی‌کشند و جز دو سه نفر آنها که معلوم است با اضطراب صحبت کرده‌اند، خاموش نشسته‌اند؟ برای آنکه اتکا به ملت ندارند، دست‌نشانده هستند و قدرت مخالفت ندارند، آنها را با یک اشاره بیرون می‌ریزند، به زندان می‌اندازند... بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند. بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهای ننگینی در ایران واقع شود، از بالاترها به هر وسیله هست بخواهند این سند استعمار را پاره کنند، این دولت را ساقط کنند، وکلایی که به این امر مفتضح رای دادند از مجلس بیرون کنند...»
...
354
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.