حسین نصیری
انتشارات صمدیه در 1383 کتابی منتشر کرد با نام «تعامل نهضت آزادی با مرجعیت و نهضت روحانیت». این کتاب به قلم رحیم روحبخش تنظیم شده و در 164 صفحه، همراهی نهضت آزادی با نهضت روحانیت در سالهای آغازین دهه 1340 را روایت کرده است. حضور فعال نهضت آزادی در این مبارزات، مهمترین بحث کتاب حاضر بوده و نویسنده تلاش دارد با شرح اقدامات این گروه، نشان دهد که مبارزات سیاسی آنها همراه، همگام و همسو با مبارزات مذهبیون و به خصوص روحانیت بودهاست.
لطف الله میثمی در چند سطری که با عنوان « سخن ناشر» در نخستین صفحه کتاب به چاپ رسانده است، علت انتشار این اثر را چنین متذکر میشود:« از آنجا که تجربه تعامل نهضت آزادی ایران با مرجعیت و نهضت روحانیت در سالهای 1341 تا 1343 را یکی از گزارههای موفق تعامل مدرنیته و سنت یافتیم، بر آن شدیم که زحمات و یافتههای مستند آقای رحیم روحبخش اللهآباد را که نماد تحقیقات نسل جوان است در این زمینه ارج نهیم و به انتشار آن همت گماریم.»
نهضت آزادی ایران با انشعاب اعضای مذهبی جبهه ملی در اردیبهشت 1340 تأسیس شد. این گروه که نسبت به دیگر اعضای جبهه ملی رویکرد بیشتری به مذهب داشت، در مشی سیاسی و مبارزاتیاش به نهضت روحانیون نزدیکتر و در بسیاری از مبارزات با آنها همراه شد. آیت الله طالقانی، مهندس مهدی بازرگان و دکتر یدالله سحابی از سران نهضت آزادی به شمار میرفتند. مسجد هدایت که از مهمترین پایگاههای مبارزین انقلابی به خصوص نسل جوان و دانشگاهی کشور بود، تحت نظر نهضت آزادی و آیت الله طالقانی اداره میشد. همسویی این گروه تازه تأسیس با روحانیون را از مواضعشان علیه برخی مصوبات دولت می توان رصد کرد. مخالفتشان با لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، اعلامیه تند این گروه علیه رفراندوم انقلاب سفید و محکوم کردن واقعه مدرسه فیضیه را - اگر چه مستقل از حوزه علمیه صورت گرفت- می توان نشانه هایی از این همسویی دانست.
کتاب تعامل نهضت آزادی با مرجعیت و نهضت روحانیت در سه فصل به تشکیل، دستگیری و محاکمه اعضای نهضت آزادی پرداخته و واکنش مراجع تقلید و علما علیه حکم صادره در دادگاههای بدوی و تجدید نظر را به تفصیل شرح داده است.
مؤلف در مقدمه این کتاب، نوشتار حاضر را پاسخ به «پرسشی بنیادین» قلمداد کرده و چنین مینویسد:« پرسش بنیادین در این نوشتار این است که : در فرایند فعالیت نهضت آزادی ایران در نخستین سالهای تأسیس آن که متقارن با وقوع نهضت روحانیت علیه نظام حاکم بود، چه تعاملی بین آنها بوجود آمد؟ چه مؤلفههایی در این تعامل نقش داشتند و در نهایت این رویکرد متقابل، چه پیامد ها و دستاوردهایی برای نهضت آزادی و روحانیت به دنبال آورد؟»
در نخستین فصل کتاب با عنوان « تشکیل و همسویی نهضت آزادی با نهضت روحانیت»، مبارزات مراجع تقلید، علما و توده مذهبی مردم علیه برخی اقدامات رژیم در سال 1341 یادآوری شده و با گریزی به ماجرای انجمن های ایلاتی و ولایتی، رفراندوم انقلاب سفید، واقعه مدرسه فیضیه و قیام پانزده خرداد 1342، همراهی این گروه با روحانیون علیه سیاسیت های رژیم تشریح می شود. در ابتدای این فصل اشاره مختصری به نفوذ و عضوگیری سریع نهضت آزادی در دانشگاهها و مراکز مذهبی شده و در ادامه، از تفکرات و اعتقادات متفاوت برخی اعضا سخن به میان آمده است. نویسنده، اعضای نهضت آزادی را بر اساس میزان گرایش به مذهب و روحانیت به سه گروه تقسیم کرده و در شرح این اختلاف دیدگاهها، به نقل از خاطرات لطف الله میثمی چنین آورده است:«گروهی بودند که نسبت به حرکت روحانیت، برخورد تعالیبخش داشتند. آنها معتقد بودند که به حرکت روحانیت باید عمق بخشید. سرانجام این گروه حاکم شد و اعلامیههای صادره از سوی مراجع راتأیید کرد.»
در پی مخالفتهای نهضت آزادی با رفراندوم انقلاب سفید، آیتالله طالقانی، مهندس بازرگان و یدالله سحابی- رهبران نهضت- دستگیر و زندانی شدند. دیگر اعضای بلندپایه و متنفذ این گروه نیز به تدریج به رهبران خود در زندان پیوستند. در پی این خلا رهبری، مدیریت نهضت به دست اعضا جوان و به خصوص رادیکال افتاد. آنها نیز در ادامه مبارزات خود با نظام حاکم، همسویی خود با روحانیت را حفظ کرده و تندتر از سابق، به مخالفت خود با رژیم ادامه دادند.
دو فصل بعدی کتاب به محاکمه سران نهضت آزادی در دو دادگاه بدوی و تجدید نظر میپردازد. در خاتمه هر فصل نیز واکنش مراجع تقلید نسبت به این محاکمات شرح داده شدهاست. نخستین جلسه محاکمه زندانیان نهضت آزادی در 30 مهر ماه 1342 برگزار شد. همزمان با آغاز جلسات دادگاه، مراجع تقلید اعلامیههایی صادر کرده و نسبت به این اقدام رژیم اعتراض کردند. پس از چندین جلسه محاکمه، سرانجام دادگاه بدوی به ده سال زندان برای آیتالله طالقانی و مهندس بازرگان رأی داد. دیگر اعضا نیز به شش و چهار سال حبس محکوم شدند. در اعلام رأی دادگاه، جرم این افراد «اقدام بر ضد امنیت کشور و توهین به مقام سلطنت» عنوان شده بود. مراجع تقلید عموماً به این احکام اعتراض کرده و آنرا غیر قانونی میخواندند. مؤلف در شرح این اعتراضات، واکنش هر یک از مراجع تقلید قم و مشهد را به تفکیک یادآور شدهاست. امام خمینی که در زمان صدور این حکم، در حصر به سر میبرد، پس از بازگشت به قم، در سخنرانی در جمع گروهی از دانشجویان، آنها را دلداری داده و فرمودند: «از زندانی بودن آقای طالقانی و مهندس افسرده نباشید. تا این چیزها نباشد پیروزی به دست نمی آید.». (ص 91)
محکوم شدگان هر یک به حکم دادگاه اعتراض کرده و خواهان تجدیدنظر شدند. تنها آیتالله طالقانی بود که تقاضای تجدید نظر نکرد. چرا که این این محاکمات را از اساس به رسمیت نمیشناخت (ص 113). جلسات دادگاه تجدید نظر از چهاردهم اسفند 1342 تا پانزدهم تیرماه 1343 به طول انجامید. سرانجام نیز رأی دادگاه بدوی تأیید شد.در اینجا نیز مراجع تقلید به احکام دادگاه اعتراض کردند. امام خمینی در پیامی که به همین مناسبت صادر فرمود ضمن ابراز تأسف از این رأی دادگاه، چنین نوشت: « من خوف داشتم که اگر در موضوع بیدادگری نسبت به حجتالاسلام آقای طالقانی و جناب آقای مهندس بازرگان و سایر دوستان کلمهای بنویسم موجب تشدید امر آنها شده و ده سال، به پانزده سال تبدیل گردد…».
رحیم روحبخش در پایان فصل سوم چنین نتیجه گرفته که این همسویی نهضت آزادی با مراجع تقلید، موقعیتی خاص در میان جامعه را برای نهضت به بار آورد.
پایان بخش کتاب تعامل نهضت آزادی با مرجعیت و نهضت روحانیت، اسناد و تصاویر است. در این بخش 21 سند از مبارزات، فعالیتها و محاکمات سران نهضت آزادی ارائه شده و اعلامیه ها و تلگراف های مراجع تقلید در اعترض به این محکومیت ها ضمیمه شده است.
مهمترین منابع مورد استفاده رحیم روحبخش در تدوین این کتاب، خاطرات و اسناد بودهاند. نویسنده در شرح فضای درونی و اقدامات درون سازمانی نهضت آزادی از خاطرات برجای مانده سران و اعضای این گروه استفاده کرده و آنجا که رشته سخن به حمایت مراجع تقلید از مبارزات نهضت آزادی کشیده میشود، از اعلامیهها و اسناد ساواک بهره جستهاست.
تعداد بازدید: 6290