خاطرات

آزادی امام از زندان

در اسفند ماه سال 1342، یعنی پایان این سال پر از حادثه، قرار بر این شد که به مناسبت نوروز کارت تبریک‌هایی چاپ کنیم که مبارزه و مسائل رخ‌داده در طی این یک سال، از جمله واقعه فیضیه و دستگیری حضرت آیت‌الله خمینی، در آن پررنگ‌تر جلوه کند...

چاپ و توزیع اعلامیه‌های ضد رژیم پهلوی در اصفهان

چاپ و توزیع اعلامیه‌ها گستره‌ وسیعی را دربرمی‌گرفت و این امر با چنان ظرافت و حفظ اصول مخفی‌کاری انجام می‌شد که در مدت مدیدی توانستیم به کار خود ادامه دهیم. در ابتدا، اعلامیه‌های امام(س) [خمینی] و دیگر مراجع تقلید را در چاپخانه‌ بهار در خیابان شاه...

آماده باش ارتش و شهربانی از اول محرم

آن زمان [محرم سال 1342] در یک قماش‌فروشی منشی بودم. به عبارتی فروشنده‌ قماش بودم. معمولاً پیراهن‌دوزها در اوایل ذی‌الحجه یا جلوتر به تجار سفارش پارچه‌های مشکی می‌دادند و آنها را تقریباً در حدود عید قربان، به شکل لباس‌های مشکی مردانه یا زنانه و شال حاضر می‌کردند...

فعالیت جمعیت مؤتلفه اسلامی پس از تبعید امام خمینی

[21 آذر 1343] آن روز پس از آنکه آقای [حجت الاسلام و المسلمین نجم الدین اعتمادزاده] اعتمادزاده، قطعنامه [21 روز مؤتلفه اسلامی در مسجد سیدعزیزالله در اعتراض به تبعید امام خمینی] را خواند، آقای محمدعلی جلالی هم سخنرانی تندی کرد که طی آن چندین‌بار اسم امام را آورد و مردم هم شعار دادند...

امتناع از حضور در مراسم دعا به جان شاه

اولین‌باری که من دستگیر شدم در قضیة ششم بهمن سال 1341 در قضیة رفراندوم بود. ما در آن زمان، مرتباً جلساتی داشتیم؛ هم جلسه وعاظ و هم جلسة ائمة جماعت دایر بود و من در هر دو جلسه شرکت می‌کردم. اعلامیه می‌گرفتیم. چاپ و پخش می‌کردیم...

حماسه‌ پانزدهم خرداد

خبر دستگیری حضرت امام، ‌زمانی به ما رسید که قرار بود اعضای مؤتلفه در منزل حاج آقا ناظم‌زاده جلسه داشته باشند و از آ‌نجا به سوی قم حرکت کنند. اما با رسیدن خبر، جلسه به‌هم خورد. من به همراه شهید عراقی و حاج آقا توکلی سوار بر جیپ آقای عراقی شدیم...

ماجراهای زندان موقت شهربانی

زندان موقت شهربانی جای خیلی کوچکی بود. اتاق آن شاید بیست متر بود. مساحت اتاق و حیاط هم کمی از اتاق بیشتر بود. آنجا آفتاب نمی‌گرفت، دیوارها خیلی بلند و بسیار تنگ بود به طوری که آقای فلسفی گاهی از حکومت و رژیم انتقاد شدید می‌کرد...

اعتراض امام خمینی به نحوه عزاداری در محرم سال 1342

صبح روز هشتم محرم بود که من به قم رفتم، امام خمینی در منزل روبه‌روی منزلشان بودند، منزلی بود متعلق به من که در اختیار مرحوم حاج‌آقا مصطفی قرار داده بودم و خودم آمده بودم تهران، امام آن روز در آنجا بودند و من صبحانه را در خدمت ایشان بودم و بعد گزارش تهران را خدمتشان...

اقبال عمومی

خانه آقا بسیار پر رفت و آمد و شلوغ شده بود. از فروردین 1342، کلاس‌های درس آقا به طرز قابل توجهی شلوغ شده بود و جمعیت، مشتاق شنیدن بودند. هرچند روز یک بار خبرهایی از تهران مبنی بر شلوغی و اجتماع مردم به گوش می‌رسید که با درگیری مأموران و پرتاب گاز اشک‌آور ...

واقعه‌ فیضیه قم و عکس‌العمل علمای عراق

چند روز از این واقعه [واقعه فیضیه در 2 فروردین 1342] گذشته بود و ما در فکر انجام کاری بودیم. دوست داشتیم خدمتی انجام بدهیم و قدمی در این راه برداریم، نمی‌خواستیم بی‌تفاوت باشیم. بر این اساس من اعلامیه‌ای نوشتم. می‌خواستم آن را به ایرانی‌هایی بدهم که برای ماه محرم...
1
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.