گفت‌وگو/خبر

روزی كه در خاطره‌ها ماند

شب پانزدهم خرداد من در منزل ساكم را آماده كرده بودم تا مرا به زندان ببرند. ساعت حدود دو نیمه شب بود كه دیدم در می‌زنند. من هم آماده بودم كه مرا ببرند. در را كه باز كردم دیدم شیخ عباس بقال است. گفت: سرهنگ صادقی سلام رسانده و گفته است كه در خانه نمانید. او اطلاع پیدا كرده بود كه امام را هم می‌خواهند بگیرند. سرهنگ صادقی مرد مسلمان و خوبی بود كه با روحانیت ارتباط داشت. گفتم: نه، من هستم نهایتاً اینست كه می‌خواهند مرا بگیرند.

سرگذشت شهید طیب حاج رضایی به روایت فرزند؛ بخش نخست

پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 42، مفتخر است که دو روایت منتشر نشده از زندگی طیب حاج رضایی، جوانمرد پانزده خرداد را به شما عرضه کند که با وجود نقاط مشترک، هرکدام دارای اطلاعات منحصر بفرد و بسیار شنیدنی از زندگی آن بزرگ مرد تاریخ هستند. هردو مصاحبه با آقای بیژن حاج محمدرضا انجام شده اند که فرزند ارشد ایشان از همسر دومشان هستند. روایت اول مربوط می شود به مصاحبه ای که دوست عزیزمان آقای محمد جعفربگلو انجام داده دادند. اماروایت دوم مصاحبه ایست که دفتر ادبیات انقلاب اسلامی در گفتگویی صمیمانه با آقای بیژن حاج محمدرضا، در نشست ویژه نمایشگاه آئینه نهضت انجام داده است که در اینجا قسمت اول این گفتگوی صمیمانه را به شما ارائه می نماییم

روایتی از زندگی و عملکرد شهید طیب حاج رضایی

پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 42، مفتخر است که دو روایت منتشر نشده از زندگی طیب حاج رضایی، جوانمرد پانزده خرداد را به شما عرضه کند که با وجود نقاط مشترک، هرکدام دارای اطلاعات منحصر بفرد و بسیار شنیدنی از زندگی آن بزرگ مرد تاریخ هستند. هردو مصاحبه با آقای بیژن حاج محمدرضا انجام شده اند که فرزند ارشد ایشان از همسر دومشان هستند. روایت اول مربوط می شود به مصاحبه ای که دوست عزیزمان آقای محمد جعفربگلو انجام داده دادند. اماروایت دوم مصاحبه ایست که دفتر ادبیات انقلاب اسلامی در گفتگویی صمیمانه با آقای بیژن حاج محمدرضا، در نشست ویژه نمایشگاه آئینه نهضت انجام داده است. ابتدا می نشینیم پای روایت اول

دو روایت درباره شهید طیب حاج رضایی

11 آبان ماه سال 1342، طیب حاج رضایی و حاج اسماعیل رضایی به جوخه اعدام رژیم پهلوی سپرده شدند. طیب حاج رضایی که روزگاری از بزن بهادرهای تهران بود، شب هنگام در معرض تیر سربازان قرار می گیرد تا به خاطر حمایت از امام خمینی (ع) که آن سالها آرام آرام نهضت انقلابی خویش را گسترده می نمود، تیرباران شود. اما چه می شود که چنین شخصیتی به گفته خودش، ندیده، خریدار امام (ره) می شود؟! در ادامه دو روایت درباره او را می خوانیم تا بیشتر با جزئیات این رویداد و حواشی زندگی وی آشنا شویم.

همراه با روای سربداران

وقتی حوادث تابستان 1342 را ورق می زنیم، با حوادثی مهم و برجسته روبرو می شویم که ظلم است اگر از آنها سهل انگارانه عبور کنیم. حوادثی که سرنوشت ده ها و شاید صدها خانواده را تغییر داد و در دل خود سالها اضطراب و نگرانی را برای درگیر شدگان به همراه داشت. روی سخن ما در اینجا با بازاریان و شخصیت های مردمی است که اگرچه در کتابهای تاریخ نهایتا میهمان چند سطر از قلم بوده اند، اما قصه رشادتهایشان همچون افسانه، در دل و دهان مردم کوچه و بازار می چرخد و نقل می شود. کسانی که خودجوش برخواستند. نه انگیزه مادی پشت سر آنها بود و نه تشکلی مشوقشان بود. اینها در روز پانزدهم خرداد 1342 به محض شنیدن خبر دستگیری امام خمینی (ره) به خیابان ها ریختند و فریاد اعتراض برآوردند و ذره ذره جمع شدند تا همچون دریایی از خشم و شور، کوچه های شهر را در خود غرق کنند. و به راستی که نام سربدارن کوچه و بازار برازنده آنهاست. ما در این رابطه نشستی داشتیم با نویسنده کهنسال کتاب «سربداران کوچه و بازار».

تابستان 1343 از نگاه نویسنده روزشمار

در این مصاحبه قصد داریم به یکی از تابستانهای ظاهرا بی حاشیه در سالهای آغازین نهضت سر بزنیم. فصلی که در کمال آرامش ظاهری، آبستن تحرکات و حوادثی بود که در فصل بعد زاده شدند. مقصد قلم ما تابستان 1343 است. و همانطور که اشاره شد، اگرچه در این فصل، حادثه چشمگیری در سطح کشور به وقوع نپیوست، اما نهضت روحانیون در دل خود، در حال تدارک خروش دیگری علیه پهلوی ها بود. خروشی که در پائیز همان سال و با تصویب لایحه کاپیتولاسیون به وقوع پیوست. در ادامه مصاحبه، آقای سید محمد صادق فیض ما را با حوادث تاریخی آن دوره و همچنین نحوه استخراج این حوادث از تاریکخانه تاریخ آشنا می کنند.

قاصدی که ساواک، هرگز شناسایی نکرد

شنیدن نام "سید رضا نیری"، "کمیته امداد امام‌خمینی (ره)" را به ذهن متبادر می‌کند. گویی این دو نام به هم گره خورده‌اند. مردی که 30 سال، این کمیته را برای حمایت از خانواده‌های نیازمند اداره کرد. حالا چند سالی است که بازنشسته شده و موسسه "عترت فاطمی" را می‌چرخاند. اما چه کسی خبر دارد که سید رضا نیری با آن چهره آرام، قاصد ماجرای دستگیری امام‌خمینی (ره) به پیشوای ورامین و عامل آغاز قیام تاریخی 15 خرداد سال 42 در این شهر باشد! وی در گفت‌وگوی پیش‌رو، مروری کوتاه بر فراز و فرودهای روز 15 خرداد سال 1342 دارد

روزهای حبس امام خمینی در زندان عشرت آباد به روایت مهندس عز‌ت‌الله سحابی

جایی خوانده بودم که مهندس عزت اله سحابی از جمله معدود زندانیانی بوده است که در خرداد و تیر 1342 پس از آن که که امام خمینی بازداشت و به زندان پادگان عشرت آباد تهران منتقل می شود. در یکی از سلول های آن جا محبوس و برای مدتی با وی هم بند بوده است . از آن جا که اطلاع چندانی از اوضاع و احوال امام خمینی در روزهای تحمل زندان ستم شاهی برجای نمانده علاقه مند شدم به دیدن این پیر مبارزه وزندان رفته و دیده هایش از آن روزهای دور را به گوش بشنوم . از این رو در بعد از ظهر یکی از روزهای نسبتاً گرم اوایل خرداد 1385 به همراه دوستی، راهی دفتر مهندس شدیم..

سرکوبی که نتیجه عکس داد

آنچه در پی می آید گفت‌و‌گویی است که پیشینه(پایگاه عبرت‌پژوهی تاریخی) با جناب آقای دکترمحمدمهدی مرادی خلج، استادیار و عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه شیراز، درباره زمینه‌ها، بسترها و پیامدهای قیام پانزدهم خرداد انجام داده است. در این گفت و گو، هم عوامل و زمینه های ایجاد قیام پانزدهم خرداد تحت بررسی قرار می گیرند و هم پیامدهای این قیام بزرگ پیش روی خواننده قرار می گیرند

درباره‌ی مستند «از نیمه خرداد...»

مصطفی قاسملو سال 84 به تشویق حسین محمودیان، کارگردانیِ تک‌برنامه‌ای را به عهده گرفت. این برنامه مورد استقبال قرار گرفت و نامش هم به پیشنهاد حسین محمودیان «از نیمه خرداد...» شد. به اصرار سید محمد آوینی، این تک‌برنامه به شکل مجموعه درآمد که در نهایت مجموعه 5 قسمتی مستند «از نیمه خرداد...» ساخته شد. سپس 18 برنامه به نام «نهضت امام (ره)» را کار کرد که این مجموعه نیز بسیار استقبال و به چندین زبان مختلف دوبله و بارها از تلویزیون پخش شد. وی در گفت‌وگوی پیش‌رو از سیر ساخت مجموعه «از نیمه خرداد...» گفته است.
5
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.