کتاب و نشریه

خاطرات آیت الله طاهری خرم آبادی

رضا فتحی


مرکز اسناد انقلاب اسلامی در 1377 دو جلد از  خاطرات آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی را منتشر نمود. با انتشار این کتاب زوایای ناگفته ای از مبارزات روحانیت با دستگاه پهلوی به خصوص در سالهای نخست دهه 1340ش تبیین شد و دستمایه تحقیقات درخور توجهی به دست آمد. آیت الله طاهری خرم آبادی در روایت مشاهدات و یادمانده های تاریخی خود نکاتی را یادآور شده که در کمتر خاطره ای می توان یافت. روشن است که مراجع تقلید وقت برای مبارزه با برخی اقدامات ضد دینی دولت اسدالله علم، رایزنی هایی می کرده و سعی داشتند تصمیمات یکسانی اتخاذ کنند تا با حفظ این اتحاد، دستگاه پهلوی را ناچار به عقب نشینی نمایند. نمونه این اتحاد و یکپارچگی را در ماجرای انجمن های ایالتی و ولایتی می توان تحقیق کرد. بخشی از خاطرات آیت الله طاهری خرم آبادی به همین رایزنی ها پرداخته و گفته های شنیدنی دارد.
محمدرضا احمدی تدوینگر کتاب «خاطرات آیت ا... طاهری خرم آبادی» است و این خاطرات را در دو جلد تهیه کرده است. جلد اول این کتاب 496 صفحه است. سیصد و پنجاه و هشت صفحه از آن، خاطرات شفاهی آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی است که از زندگی پدر ایشان شروع شده، زندگی خودشان را تا تبعید حضرت امام خمینی(ره)  به ترکیه شامل می شود. یکصد و سی و چند صفحه باقی مانده، تصویر اسنادی است از اجازات فقها به ایشان و نیز رونوشت اعلامیه های مراجع عظام تقلید در سیر نهضت اسلامی، از موضوع انجمن های ایالتی و ولایتی گرفته تا تبعید امام خمینی وگزارش های ساواک علیه نامبرده و بالاخره تصویر برخی از اسناد مربوطه به بازجویی های ساواک از آیت الله طاهری.
نثر کتاب، ساده و روان است. محاوره ای ویرایش شده دارد که طبعا خواننده را مشتاق به پیگیری می نماید.
ادب عام فقها و فضلا در کتاب موج می زند و صداقت نیز از متن کتاب مستفاد است، به طوری که بی هیچ پروایی چندین بار ایشان اعلام می کند که مثلا: «شاید امام موضوعات دیگری هم مطرح کرده بودند که من در حال حاضر به خاطر نمی آورم ـ ص 196 » یا در جای دیگر می گویند: «من از صحبت های آن روز آقای کمالوند با حضرت امام و آقای گلپایگانی چیزی به یاد نمی آورم اما همین قدر که.... ص 179». البته چنین تقیدی در نقل مطالب برازنده کسی است که به مقام اجتهاد رسیده و در امور شرعی با توجه کامل خود را مقید به اجرا می داند؛ نه فقط در واجبات و محرمات بلکه در اخلاق اسلامی و مستحبات و مکروهات. برای نمونه در صفحه 215 کتاب، تحت عنوان «نفس مطمئنه» توضیح میدهد که ایشان (آقای طاهری) از کاشان به قم آمده و گزارش سفر را خدمت امام عرض کرده و می شنوند که مردم مرتب به منزل امام آمده و از تجمع گروه کثیری در فیضیه وصحن و خیابان های اطراف گزارش می دادند و امام را از سخنرانی برحذر می داشتند اما امام با اطمینان قلب عازم فیضیه بودند. نکته مهم اینجاست که در آن بحبوحه و گرماگرم احساس انقلابی، ایشان نگران اجازه مادر برای حضور در مدرسه فیضیه است: «بعد از شنیدن صحبت های امام بلند شدیم آمدیم بیرون تا آماده شویم که در خدمت امام به مدرسه فیضیه برویم. در آن ایام والده ام در قم بود و از بازگشت ما از کاشان هم اطلاعاتی نداشت. پیش خود فکر کردم که من اگرالان، قبل از رفتن به مدرسه فیضیه به منزل بروم شاید مادرم بگوید که من راضی نیستم تو به فیضیه بروی. اگر او عدم رضایت خود را از رفتنم به فیضیه ابراز می داشت من در محذور شرعی می افتادم. از یک طرف می خواستم بروم و از طرف دیگر با این حرف مادرم نمی توانستم بروم. این بود که گفتم اصلا به منزل نمی روم و مستقیم به مدرسه فیضیه می روم تا ببینم چه می شود».!
طبیعی است که با چنین تقید شرعی و اخلاقی که در خاطرات راوی وجود دارد، سطر سطر کتاب خواندنی است و همه را به عنوان سند تاریخی می توان پذیرفت.
صاحب این خاطرات از شاگردان امام خمینی و در واقع از عشاق ایشان بوده است به طوری که از لحن گفتارش به خوبی معلوم می شود که تا چه اندازه به امام علاقمند است. وی در بخشی از سخن که به موضوع «اجازات از مراجع» می پردازد، سخن را این گونه آغاز می کند که: «بنده از تنها مرجعی که درخواست اجازه کردم حضرت امام بود. همان سال اول رحلت مرحوم بروجردی و قبل از مسایل انقلاب، من از حضرت امام درخواست اجازه کردم و ایشان هم با دست خودشان اجازه در امور حسبیه، سهم امام و سهم سادات را مرقوم فرمودند. البته من خیلی هم در معرض دریافت وجوه نبودم...ص 47».
با چنین صداقتی است که کتاب از زندگی نامه آیت سید حیدر طاهری(پدر راوی) شروع می شود، شرایط تحصیلی خود ایشان نقل می شود. نمایی از روحانیت خرم آباد بازگو می گردد. شرحی ارزشمند در مورد امام خمینی و مرجعیت ایشان نقل می گردد. وقایع سال 1341 و آغاز مبارزات امام ترسیم می شود. فاجعه مدرسه فیضیه در دوم فروردین 1342 تشریح می شود. سخنرانی معروف امام و واقعه پانزده خرداد1342 از زبان ایشان روایت می گردد، زندانی شدن امام و آزادی ایشان و بازگشت به قم مطرح می شود. رحلت آیت ا... کمالوند روحانی معروف پیش می آید و بالاخره با مساله کاپیتولاسیون، دستگیری و تبعید حضرت امام به ترکیه جلد اول کتاب به پایان می رسد.



 
تعداد بازدید: 4302



آرشیو کتاب و نشریه

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.