ادب و هنر

بازتاب قیام مردمی پانزده خرداد 42 در ادبیات معاصر



احمد حسین انزابی

 

در این جستار با ارایه تاریخچه ای گزارش گونه از شروع قیام مردمی 15 خرداد تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57، به بررسی و تحلیل نقش شعارهای شعورمند مردم در این دوره تاریخی پرداخته شده است.

این نوشتار همچنین به سخنرانی های پرشور امام در این دوره تاریخی پرداخته و مطالب مسئولانه و متعهدانه چند نشریه انقلابی این دوره را مورد کاوش قرار داده است.

این مقاله با ارایه نمونه هایی از انعکاس پیروزی انقلاب اسلامی در شعر شاعران متعهد خاتمه می یابد.

بینش ها و پویش ها، فرهنگ انقلاب را پیش پایمان نهاد. فرهنگی که بر اسلام پویا و اصیل بر نهاده و استوار بود، بنیانی تازه گرفت و حیاتی نو یافت تا دانشگاه ها را به استقلال کشاند، حوزه ها را دگرگون کرد، مراکز علمی و پژوهشی را متحول ساخت، مجامع آموزشی را امیدوار نمود، محافل پرورشی را طمانینه و سکون دل بخشید، خلق خدا را آگاهی بخشید، جهانی را در انتظار موعود حق و عدل موعود باورمند نمود و در نهایت،افق تابناک آینده را در منظر دیدگان بابصیرت، تجلی داد و ادبیاتی با همه گستردگی در عین حال با تمام بزرگی هایش، هرچند ناشناخته به یادگار نهاد. اینک با فرصت و مجالی که فراهم آمده به منظور تربیت فکری و پرورش ذوقی و استعداد هنری نسل جوان و با هدف تلطیف روح و بارور کردن خردمندی این نسل، آشنایی با آثاری که (آثار ادبی که) از لحاظ والای اندیشه و لطف بیان و حسن تعبیر بی نظیرند و پیوسته بر تارک فرهنگ و ادب کشورمان می درخشند به عمل می آید. امید است که همگام با احیای ارزش های اسلامی و تعالی فرهنگ بالنده الهی، بازشناسی ای دقیق از آثار ادب فارسی و گوهرهای فاخر آن را به دست دهد.

چون مجموعه های ادب و فرهنگ بویژه نوع مکتوبشان، به طور جد تصویر حرکت و پویایی مردم و توده های ملی را به نمایش می کشد و نقش مسیولیت و رهبری صاحبان اندیشه و قلم را بازگو می کند محققان و ادیبان قوم باید که در هر فرصت مناسب و در آستانه هر سده و چله و شاید که دهه، این بخش مهم از تاریخ ملی و قومی را مورد بررسی قرار دهند تا بتوانند شعور اجتماعی را ارزیابی و امامت امت را در بعد فرهنگی و ارزشی اش به خاطر تنظیم برنامه های آینده و مدیریت صحیح جامعه بازبینی کنند.

البته ژرف کاوی و ریشه جویی در بررسی سرچشمه فکری و نظری بویژه در پایه های مظاهر زندگی اجتماع یعنی تحلیل شعور جمعی و بازشناسی ارزش ها و ضدارزش ها کاری سخت و بس پیچیده است که با عنایت به زوایای موضوعات و گستردگی و فراگیری مقوله ها، کار را بلامانع و مسیر را هموار و حصول به نتیجه راممکن می نماید. به عبارت دیگر شناخت تلاش و حرکت های اجتماعی ما را به سوی آن جامعه شناختی پیش می برد که با تصویر منظم و ترسیم زوایا می توان در تحلیل مسایل روزگار موردنظر و تدبیر در علل شادابی و خمود گروه های مردمی توفیق نسبی به دست آورد.

نحوه نگرش شاعران و نویسندگان به امور و مسایل و تفسیر و داوری فکری هر کدام نسبت به حادثه ها و تحولاتی که رخ داده و در شرف تکوین بوده است و احیانا جانبداری ها و نقش شان در حرکت های خاص و... بررسی و تحلیل را بالطبع عمیق تر و گسترده تر می کند تا آنجا که شاهد دسته ای هستیم که واقعا از مردم سخن گفته اند و در خدمت مردم بوده اند و گروهی که مردم گریز بوده، پیوسته از شکل و هییت جامعه (بویژه جامعه پویا و متحول) بیگانه مانده و جدا بوده اند یعنی که اینان سکون خویش و خمودی ملت ها را خواسته اند و آن دیگرها شادابی و حرکت را. این است که محور بحث ما براساس آثار شاعران و نویسندگانی است که رسالت و تعهدی که بر عهده آنان بوده درک کرده، پیام آوران ارزش ها و بزرگواری ها بوده اند و با تجهیز خویش به ایمان و علم، جایگاه فخیم و باصلابت خود را دریافته اند و درجهت روشنگری مردم و مبارزه با عوامل کفر و نفاق نوشته اند و سروده اند. البته به ناچار اشاره ای خواهیم داشت به نویسندگان و شاعران بی درد و آنانی که یا گرفتار خودمداری ها و فریفته مقاصد مادی و حیوانی بوده اند و یا درگیر بدبینی ها و بن بست های فکری و در نتیجه به مردمی که ولی نعمتشان بوده اند روی خوش نشان نداده و با کنار کشیدن از میدان نبرد، نه تنها موجب کاسته شدن یک سپاهی از لشکر حق بوده اند بلکه به همین میزان بر قدرت دشمن افزود ه اند.

بنابراین ویژگی های شعر مسیول و متعهد را، خدامحوری، آموزندگی، حقیقت جویی و عبرت انگیزی از ارزش های منبعث از جهان بینی توحیدی می دانیم.

شعر مسیول پیام است و خروش

از خدا نغمه و از غیب، سروش

شعر مسیول حماسی تپش است

بعثت و نهضت و شور جهش است

زیرا که اسلام عزیز، موید شعر متعهدی است که درراه مکارم اخلاقی و بیان ارزش های معنوی به کار گرفته شود و انسان را در طریق کمال به سوی الله جل جلاله راهبر گردد.

البته لطف و هدایتگری سخن که جلوه گاه آن طبع شعر و سرایشی متعهدانه و موضع دار است ستودنی است و از همین روست که خدای متعال در کلام خویش گویندگان مومن را از جرگه سرگشتگان منحرف استثنا کرده و صاحبان فضایل چهارگانه یعنی ایمان داران و عاملین به صلاح و ذاکرین ذکر خدا و یاران ستمدیدگان را تمجید فرموده است.

این نوشتار بر آن است که با عرضه چند تابلو از وضع سیاسی فرهنگی ایران عزیز به بازتاب قیام مردمی پانزده خرداد ماه 42، در ادبیات بین سال های 42 تا 1357 از تاریخ کشورمان بپردازد.

تابلوی اول- تقویم تاریخ، یازده آذرماه 1341

امام سخنرانی تاریخی خویش را ایراد می فرمایند، سخنرانی ای که غرضشان آگاه سازی ملت از مسایل مهم مملکتی (بر محور تصویب نامه انجمن های ایالتی و ولایتی) و مشکلات اسفبار ایران و عقب ماندگی و وابستگی اقتصادی و سیاسی بود.

نفس گرم امام، موج های بعدی را سبب می شود و تنور انقلاب داغ و داغ تر می گردد. شاه به رفراندوم (تصویب ملی) قلابی جهت پیاده کردن رفرم آمریکایی انقلاب سفید درششم بهمن 41 دست می زند. قم و دیگر شهرها به پا می خیزند! وامام رسالت تاریخی خود را در به وجود آوردن نهضتی اسلامی احراز کرده، آتش انقلاب اسلامی را برای همیشه شعله ور می سازد.

بامداد روز سه شنبه دوم بهمن ماه 1341 شمسی اعلامیه قاید بزرگ اسلام مبنی بر تحریم رفراندوم قلابی شاه، در تهران و بسیاری از شهرها پخش می گردد. اولین ضربه جانانه بر پایه پوسیده رژیم شاه وارد می شود، رفراندوم یا تصویب ملی تحریم می گردد و گروهی از علما و روحانیان دستگیر و روانه زندان می شوند. شاه، چاقوکشان خویش را روانه دانشگاه می نماید و سرسراهای دانشکده ها به خون آغشته گشته، تهران اشغال نظامی می شود. هرگونه اجتماع ممنوع،اشخاص دستگیر و زندان ها انباشته می شود و اندوه و عزایی گنگ و مبهم سراسر شهرها را فرا می گیرد.

چهار بهمن 1341 شمسی قم مقدس شهری که با حضور کماندوها و سربازان گارد به صورت پایگاه نظامی درآمده و شاه وارد این شهر می شود. اما موضع گیری قهر آمیز روحانیان و اهالی شهر پتکی می گردد که بر مغز فرعونی او فرود می آید و به دنبالش، ملت در رستاخیز عمومی به ندای قاید بزرگ اسلام لبیک گفته به شاه و اربابان استعمارگر او جواب نه می دهند.

اما چون صندوق های آرا، از پیش آبستن شده بودند، هزار قلوهای شش سر می زایند، کندی رییس جمهور آمریکا به شاه تبریک گفته و شوروی آن حرکت را تمجید می کند.

روزنامه ها از تفکیک دین از سیاست سخن می گویند و می نویسند که پیشوای اسلامی حق ندارد درسیاست دخالت کند. یعنی حق ندارد با سیاست باطل مبارزه کند و خیانت شاه را به دهقان ایرانی بازگو نماید و بند و بست خاینانه او با اسراییل و آمریکا و احیای کاپیتولاسیون را در ایران افشا سازد.

شاه تصمیم می گیرد هرگونه صدای آزادی خواهی و ندای آسمانی را خاموش سازد و نگذارد جز نغمه های لالایی مجریان انقلاب سفید و آوای خواب آور حنجره های شوم استعمار، هیچ بانگ بیدارکننده ای به گوش مردم برسد و بدین گونه بود که فاجعه خونین دوم فروردین ماه 42 (25 شوال 1382 ق سالروز شهادت امام صادق(ع)) در شهر مقدس قم می خورد.

با نقش تعیین کننده و رهبری حکیمانه امام، توطیه ارتجاعی شاه شکسته شد و دماغ پرنخوتش به خاک مالیده گردید و آنگاه امام با نطق آتشین در عصر عاشورای 1383ق یعنی 13 خرداد 42ش، رسالت تاریخی خود را در جهت کشاندن مبارزه علیه رژیم شاه و رژیم سلطنتی که از آغاز نهضت، قدم به قدم پیش آورده بود به انجام رساند و رسما روبروی شاه قرارگرفت. عقربه ساعت، 3 بعد از نیمه شب 15 خرداد را اعلام می کند که کامیون های نظامی به همراه کماندوها، چتربازان و سربازان گارد وارد شهر می گردند و زعیم مردم رنج دیده را از قم بیرون می برند و ساعت پنج صبح وارد تهران و راهی باشگاه افسران می شوند.

قل اعوذ برب الفلق من شرق ما خلق و من شر غاسق اذا وقب

چه صبح غمباری و چه آغاز پرتپش و وحشتناکی! با طلوع خورشید، همگان در جریان واقعه قرار گرفته بودند. عصیان توده ها، لعن و نفرین به رژیم، اشک و ناله و آه، خروش زنان و مردان، حرکت توپ و تانک و مسلسل، غرش هواپیماهای نظامی درآسمان و آنگاه اجساد آغشته به خون غیورمردان در کوچه و بازار قم! و پخش خبر در شهرها و شهرستان ها و حرکت های مردمی، اتفاقاتی بود که پیاپی رخ می داد و ساعت هشت و نیم صبح بود که همکلاسی ام در گوشه سفید کتاب درسی من چنین نوشت:

"آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست            هرکجا هست خدایا به سلامت دارش "

 

تابلوی دوم- قیام 15 خرداد 42 در منظر معرفت شناسی

شاه شعار استعمار و ارتجاعی تفکیک دین از سیاست را زنده و عملی کرده و دخالت جامعه روحانیت را در امور کشوری و دولتی ناروا جلوه می دهد و از اسلامی دم می زند که شباهتی به حقیت واصالت آن ندارد.

رهبر کبیر انقلاب نیز با آگاهی حرکت می کند و ضمن هشدار به روحانی ها و مردم مسلمان، اغراض شوم امپریالیسم را پیش بینی کرده خطر صهیونیسم را برای اولین بار برملا می سازد. بدین گونه هم شد. رادیو مسکو شب 16 خرداد قیام ملی و اسلامی 15 خرداد را به عناصر ارتجاعی مخالف اصلاحات و آزادی ها نسبت داد و از شاه پشتیبانی نمود و امپریالیست های غرب نیز با تمام نیرو و امکانات علیه امام و نهضت ضداستعماری ایشان بسیج شدند. گزارش فاجعه 15 خرداد به محضر امام رسید. منقلب شدند،اشک ریختند و کشتار بی رحمانه شاه و ستمی که بر مظلومان رفته بود ایشان را ملول و متاثر ساخت، آن گونه که فرمودند:

"اوضاع 15 خرداد مرا کوبید "

"تا ملت عمر دارد غمگین در مصیبت 15 خرداد است "

سالگردفاجعه خونین دوازدهم محرم الحرام 83ق. (15 خرداد 42) عزای ملی اعلام شد. انبوه جمعیت با شعارهای ننگ بریزید پهلوی وارث تاج اموی ، درودبر شهیدان 15 خرداد و خمینی پیروزباد و در حالی که نوشته هایی همراه داشتند با چنین عبارت هایی مراسم سالگرد را گرامی داشتند.

"ان الحیاه عقیده و جهاد" 

"دست پلید اسراییل از ایران کوتاه "

 

اما یورش بی رحمانه دژخیمان شاه به مردمی که ضداسراییل حمل می نمودند موضع رژیم را آشکار می نمود و امام نیز برنامه مبارزه با اسراییل را همچنان از رئوس اهداف خویش شمرده، افکار عموم را نسبت به روابط سری شاه با غده سرطانی و نفوذ صهیونیسم در ایران آگاه می نمودند.

یکی از رهاوردهای زنده رفورم آمریکایی احیا و تصویب کاپیتولاسیون بود که امام را سخت آشفته و منقلب کرد و بر آن شد طی نطقی در 4 آبان 43 (20 ج 84 /2) موضوع را بر مردم افشا کند و شاه را رسوا سازد!

نه تنها موضوع کاپیتولاسیون مطرح شدبلکه امام ریشه یابی نموده و عنصر پلید آمریکا را عامل همه بدبختی های ملت ها معرفی نمودند و همه گرفتاری ها را از آمریکا دانستند و اساس حکومت اسلامی را ریختند و بر تحقق آن اصرار ورزیدند.

 

تابلوی سوم- مواضع امام(ره) در رهبری انقلاب اسلامی و حاکمیت ولایی

عنصر محوری امام(ره) بر هدم جاهلیت طاغوت و کشف نقاب از چهره ملکوتی اسلام ناب محمدی بود که با هدف های چهارگانه:

1) جلب رضای خدا و احیای کلمه علیای الهی

2) اهتمام به امور مسلمین

3) اهتمام به امور جامعه انسانی

4) حفظ استقلال و عزت در برابر دولت طغیانگر و حاکم جبار (داخلی-خارجی) و با شعار هیهات منا الذله، یابی الله لنا ذلک و رسوله والمومنون

و با تکیه بر اصل قیام و جهاد به عنوان یک دستوردینی متجلی در متن قرآن و سنت معصومین(علیهم السلام) صورت پذیرفت.

این قیام و جهاد همراه با بینش شهودی و برهانی با تمام صلابت در معرکه ها، اجرا و عملی شد و پیروزی قطعی را به ارمغان آورد زیرا که مقصد، چیزی جز جذب جمال ربوبی و جلب جلال الهی نبود.

امام تلاش داشت که پلید ترس را که شاه حکمفرما می ساخت بزداید و دیده ها را به سوی صبح روشنایی بازنماید و تاریخ ضبط نمود این ستیز و رودررویی و مجاهده و جهاد را نویسندگان نگاشتند و شعرا سرودند، آن گونه که برمبنای سنجش و ارزش دهی آنان بود. انصاف که آثار وزین و مکتوب ارزشمندی به یادگار از آن دوره ها برایمان بماند که طبعا از نظر ارزیابی اندیشه و حرکت جامعه ایرانی دارای جهات و اعتبارات مختلف است که درلابه لای بیان و نوع نوشته و تالیفات پدیدار می گردند.

این جهات و اعتبارات و به اصطلاح ادبی اش مکاتب ادبی (نقد ادبی) بویژه بر مبنای اخلاق و براساس موازین خلقی و رفتاری تکیه دارد که حقیقت آن منبعث از سرشت و فطرت الهی بشری است و با داشتن مظهرها و نمودهایی مسلم یعنی اهل بیت عصمت و طهارت و پیشوایان دینی شکوفا شده است.

لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه لمن کان یرجوا الله والیوم الآخر و ذکر الله کثیرا (آیه 21 سوره احزاب)

و شاید که افق و جهت دید صاحبان اندیشه و قلم به خاطر اختلاط با فرهنگ ها و تاثر از اندیشه ها، ناهمسو و مختلف باشد و این همه را در نوشته هایش منعکس نمایدبه طوری که انسان عارف با دیدگاه عشق عامل کمال برتر و با غنای حب جانان، آثار خویش را لبریز از معانی عرضه می کند و انسان ملی با افق ملیت و ادب قومی پیام رسان جامعه است و قطعا مانده های مکتوب وی نیز در چنین خط و ربطی خواهد بود.

سمیح القاسم شاعر مبارز فلسطینی سخنی دارد ناظر به افق عرفانی و دید عاشقانه وی. او می گوید ما یک سرچشمه فرهنگی داریم که تراث ما محسوب می شود و برای شخص من قرآن کریم پیشاپیش همه قرار دارد.

او می گوید من یک شاعر سیاسی شده هستم- در همه جا- در تظاهرات، در اعلامیه ها، در قطعنامه ها من شعرم را همراهی می کنم و شعرم نیز در بعد عملی همراه من است!

یعنی خط مشی فکری و اجتماعی و عقیدتی بعضی ها بویژه آنان که شعری برجسته دارند ایشان را نسبت به دیگرها خاص می نماید زیرا که درآثارشان بیدارکنندگی و هشدار موج می زند که گاهی سخن از تشجیع و تقویت روحی دارند و گاهی نیز از تبلیغ و آموزش اخلاق و یا در پی تلطیف عواطف اند و یااصلا به دنبال تسکین دردهای دردمندان اجتماع اند.

و بدین طریق براساس جهت تفکر و اقتضای جامعه است که آثار مکتوب بویژه شعر، نمادینه می شود و نشانی از جذب یا دفع، ساختاری یا نوسازی، بیدار باش یا پتک واز همین جاست که مرحوم بهار علاوه بر ارزش های اخلاقی به هوشیاری تمام مردم در برابر تهدیدهای جهان خواران در تمام برهه های حساس تاریخی تاکید می کند و فراخوانی افراد جامعه را به وفاق و یگانگی ضروری می داند.

انسان متکامل، همه وقت در آینه آرزوهایش تصویری از کمال مطلوب مجسم است تصویری که او را برای نیل به بزرگی و بالندگی، به تلاش وا می دارد. عامل وحدت، وحدت رهبری، وحدت امت و وحدت هدف و نیز هوشیاری مردم به آنچه که اتفاق می افتد و یا در شرف تکوین است، رمز نمادین انقلاب اسلامی ما از آغاز تا پیروزی و در دوران دفاع و سازندگی است.

برمبنای این ظرایف است که به عقاید دانشمندانی برخورد می کنیم که از لجام گسیختگی بشر فریادشان بلند است و به صراحت اعلام می کنند که همه مصیبت هایی که برای انسان به وجود آمده در اثر بی اعتنایی به مبانی اخلاقی است و فراموشی کرامت وجودی و عزت انسان. و بدین لحاظ چون در تحرک انسان ها و هدایت به سوی وضع مطلوب و کمال برتر، شعارهای اجتماعی و سیاسی در قالب نمادین با جنبه ها وگونه های شعری، آثار حیاتی و سازندگی ایجاد می کنند، شاعری که از مهارت سخنوری و طریق ارتباط با مردم و پیام رسانی برخوردار است قطعا می تواند برخوردها و دریافت های خردمندانه خود را به صورت نماینده ای احساس عموم جامعه درآورده و نیکی و بدی، زشتی و زیبایی موردانتخاب خود را بازگوکننده تمام محتویات احساسی و عاطفی جامعه نشان بدهد.آن گونه که در تحولات جهان شاهدش هستیم و نیز در پیشبرد انقلاب اسلامی کشورمان.

اینک نظر می افکنیم به شعارهای شعورمند دوران نهضت از آغاز حرکت به رهبری امام در مقطع زمانی موردبحث، چون زمینه های اعتراض روحانیت به نوعی از عملکردها از جمله به طرح ها و لوایح به وجود آمد.

لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و اصول ششگانه شاه، سبب رودررویی گردید و شاه در تدارک رفراندوم قلابی 6 بهمن شد. طلاب قم در تظاهراتی که در تاریخ 1بهمن 41 به راه انداختند، شعار دادند:

"رفراندوم قلابی   مخالف اسلام است "

و مردم قم در تاریخ 2 بهمن 41 فریادبرآوردند:

"ما تابع قرآنیم   رفراندوم نمی خواهیم"

دانشجویان دانشگاه تهران نیز در 3 بهمن 41 سردادند:

"اصلاحات آری   دیکتاتوری نه! "

و این دیوار نوشته در فروردین 42 در قم و تهران

"ملت عزا دارد"

این شعارهای آهنگین، هجایی و مناسب حرکت و راه پیمایی با پیام رسا و کامل به عنوان اوراق گران بها از ادب متعهد دوران نهضت و حرکت انقلابی شناخته می شوند. شعارهای شعورمند و شعر با شعور خرداد 42 در مراسم عزای حسینی (ع( )محرم الحرام 83 ق) اعلان نفرت به جبهه کفر و نفاق صهیونیست و اسراییل غاصب سر داده و ملت را به آگاهی و قیام سوق می دهند:

"عمال اسراییلی رسوا

کشتند در قم بی پناهان را

شد موج خون برپا  شد موج خون برپا "

و مردم با اهتزاز پرچم و بیرق کربلا، در یک قیام اصیل حسینی، موجودیت و موضع خویش را با رهبریت امام در قالب شعارهایی این چنین علنی می کنند:

"شد موسم یاری  مولانا الخمینی

ای شیعیان برپا کنید شور حسینی "

و چون به پرشورترین روزها یعنی عاشورای حسینی- سلام الله علیه - می رسیم مردم تعلیم یافته در مکتب اهل بیت عصمت و طهارت، سخت ترین و شکننده ترین شعارها را جهت تحکیم رهبری امام و فروپاشی نظام منحوس پهلوی در تاریخ 13 خرداد 42 (10 محرم الحرام 83) سر می دهند:

"خمینی بت شکن، ملت طرفدار تو

می رود، می رود، دشمن خونخوار تو

خمینی، خمینی خدا نگهدار تو

بمیرد، بمیرد، دشمن خونخوار تو "

و در تاریخ 14 خرداد 42 مصادف با 11 محرم الاحرام با الهام از عاشورای حسینی (ع) پیروزی را در مبارزه، قطعی دانسته فریاد برمی آورند:

"خمینی، خمینی بت شکن!

خمینی!

تو فرزند حسینی! "

این احساس و شعورمندی همچنان ادامه داشت و در فرصت های مناسب بروز ظهور می نمود. به طوری که در ادامه نهضت در سحرگاه 11 آبان 42، که دژخیمان پهلوی، طیب حاج رضایی را به قتل رساندند یکی از روحانیان چنین سرود:

"طیبا، طیبک الله روانت به جنان"

 

 

http://www.javanemrooz.com/articles/culture/literature/poem/article-45930.aspx



 
تعداد بازدید: 4889



آرشیو ادب و هنر

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.