خاطرات

اکنون که به آن روزها فکر می‌کنم...

راوی: حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین جمی

28 خرداد 1397


تکثیر و پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی در آبادان چیزی شبیه به معجزه بود. هر اعلامیه‌ای که در نجف و یا قم تهیه و پخش می‌شد، در آبادان هم پخش می‌شد. گاهی اوقات خود ما که دست‌اندرکار تهیه و پخش اعلامیه‌های حضرت امام بودیم، نمی‌فهمیدیم که چگونه بعضی از اعلامیه‌ها، بین مردم پخش می‌شود و چگونه تهیه شده است.

بعضی اوقات اعلامیه‌های حضرت امام را برای خود ما هم می‌آوردند، طلبه‌هایی بودند به صورت گمنام و مخفیانه که اعلامیه‌ها را از قم می‌آوردند و توزیع می‌کردند. حتی من نمی‌دانستم که این طلبه کیست و او را نمی‌شناختم.

اعلامیه‌ها را بیشتر در مساجد پخش می‌کردند. وقتی نماز جماعت تمام می‌شد، می‌دیدیم که جامُهری‌ها پر از اعلامیه‌ است. این که چه کسی این اعلامیه‌ها را گذاشته و رفته، کسی نمی‌دانست. اکنون که به آن روزها فکر می‌کنم، می‌بینم که یک حرکت مبارکی بوده است.

اعلامیه‌ای از حضرت امام در مورد مدرسه‌ فیضیه صادر کرده بودند که به دست من نرسیده بود. صبح که از منزل بیرون رفتم، دیدم به در و دیوار، اعلامیه‌ حضرت امام را چسبانده‌اند که امام فرموده بودند: شاه دوستی یعنی این، شاه دوستی یعنی آن و...[1] نه این‌که یک شبکه‌ خاص و تشکیلات منظمی این‌کار انجام می‌داد. بلکه به صورت خودجوش و مردمی انجام می‌شد. بیشتر هم همین جوانان و نوجوانان مذهبی و به اصطلاح مسجدی در این امر دخیل بودند.[2]

 

[1] - صحیفه امام، ج 1، صص 177 – 179/ http://www.15khordad42.ir/?page=post&id=1223

[2] خاطرات حجت‌الاسلام و المسلمین غلامحسین جمی، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1384، صص 117 – 118



 
تعداد بازدید: 108



آرشیو خاطرات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.