مقالات

قیام 15 خرداد در آبادان

سیدرضا فندرسکی

22 مهر 1398


در مورد وضعیت شهر آبادان در سال 1341 حجت‌الاسلام والمسلمین علی حجتی کرمانی در خاطرات خود می‌گوید: «در رمضان سال 1341 جهت تبلیغ همراه با ‌اکبر هاشمی رفسنجانی رهسپار شهر آبادان شدیم... مدت یک ماه در آن شهر منبر می‌رفتیم و اوقات فراغت و استراحت را بیشتر با هم و اغلب در تنها مدرسه علمیه آبادان می‌گذراندیم و گه‌گاهی سحرهای رمضان را سه نفری (من و آقای هاشمی و آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی) در منزل آقای حاج غلامعلی خرمی از تجار معروف آبادان به صبح می‌بردیم. در یکی از نشست‌ها از سازمان اطلاعات و امنیّت و قدرت سازماندهی این تشکیلات مخوف و جهنمی صحبت شد و لزوم و ضرورت مقابله به مثل، برنامه‌ریزی، ایجاد تشکیلات و سازماندهی هر چند در مرحله ابتدایی و اندک و... در همین رابطه پیشنهاد شد پس از بازگشت به قم و حوزه علمیه در مسیر مبارزه نظام یافته‌ با رژیم شاه و نیز بالا بردن سطح آگاهی سیاسی و اجتماعی طلاب و فضلا و حتی بسیاری از اساتید حوزه علمیه قم و همچنین برداشتن نخستین گام در راستای تجربه ورود به فعالیت‌های تشکیلاتی و مخفی در قبال ترفندهای مزورانه و برنامه‌ریزی شده دشمن طرح یک نشریه مخفی و زیرزمینی را بریزیم.»[1]

حجتی کرمانی در اواخر ماه رمضان با فردی به نام فتح‌الله محمدی از افراد فعال فدائیان اسلام در آبادان آشنا شد.[2] هسته تشکیلاتی فدائیان اسلام در آبادان از گذشته موثرترین و متنفذترین هسته تشکیلاتی فدائیان پس از تهران بود. فتح‌الله محمدی کارگر ساده‌ای بود که به سختی روزگار می‌گذراند اما برای مبارزه سری پرشور داشت. ارتباط محمدی با حجتی کرمانی و دوستانش زیاد شد به گونه‌ای که همیشه با آنها بود. وی قول داد که آنها را در جهت راه‌اندازی یک نشریه زیرزمینی یاری دهد. ماه رمضان به پایان رسید و آقایان حجتی کرمانی، مکارم، هاشمی و علی دوانی آبادان را به مقصد قم ترک کردند. چند ماه بعد فتح‌الله محمدی در حالی که پانزده هزار تومان سهم امام از مردم گرفته بود به قم رفت و در آنجا با آقای حجتی ملاقات کرد. آن دو با هم نزد یکی از مراجع رفته و پس از کسب اجازه، پول سهم امام را صرف خرید لوازم راه‌اندازی یک نشریه مثل ماشین تحریر، پلی‌کپی، کاغذ و... کردند.

نخستین نشست جدی با حضور این دو و آقایان سیدهادی خسرو شاهی و سیدمحمود دعایی در منزل آقای هاشمی رفسنجانی برگزار شد و سرانجام نخستین شماره نشریه در روز بعثت پیامبر اکرم(ص) مطابق با 23 آذر سال 1342 منتشر شد و به میمنت این روز «بعثت» نامیده شد.[3]

به دنبال تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در مهرماه سال 1341 علما و روحانیون آبادان با صدور تلگرافی مخالفت خود را با آن اعلام کردند.[4]

به گزارش ساواک در روز عید قربان سال 1342 چند تن از زائرین آبادانی اعلامیه‌های انقلابی را که به زبان عربی بود بین حجاج در مکه توزیع کردند که پلیس سعودی آنها را دستگیر کرد. ساواک احتمال می‌داد که این افراد از طرفداران امام خمینی باشند. در همین ایام عکس‌هایی نیز در شهر آبادان توزیع شد. توزیع‌کنندگان که عکس‌ها را احتمالاً در تهران چاپ کرده بودند خود را «جمعی از مسلمین آبادان» نامیده بودند.[5]

سه روز پس از قیام 15 خرداد یکی از دانشجویان دانشکده نفت آبادان به نام مسعود راجی به همراه یک دستفروش به نام عباس عطیه اقدام به پخش اعلامیه امام خمینی نمودند که بلافاصله توسط مأمورین شهربانی دستگیر و به ساواک تحویل داده شدند. راجی در بازجویی اعتراف کرد که به همراه دو نفر از دوستانش به نام‌های ایرج پور‌میرزا و محمد گلچین‌زاده اعلامیه‌ مزبور را در سالن دانشکده با وسایل چاپ دستی پلی‌کپی کرده و اعلامیه دیگری را نیز سه نفره انشا و با ژلاتین دو نسخه از آن را تحریر کرده‌اند. راجی و پورمیرزا جهت بازجویی‌های بیشتر به بازپرسی مناطق دریایی اعزام شدند که قرار بازداشت موقت آنان یا تکمیل پرونده صادر شد و چون گلچین‌زاده به اهواز رفته بود وی نیز به وسیله ساواک اهواز احضارگردید.[6]

به گفته راجی قرار بود اعلامیه‌ها را به حسینیه همایون‌شهری‌های آبادان برده و در جیب آقای مصطفی دیباجی واعظ حسینیه قرار دهند اما چون دیباجی در آن لحظه از این کار خودداری کرد اوراق مزبور روی زمین افتاده و در همین زمان عباس عطیه بدون اطلاع از جریان آنها را برمی‌دارد که دراین موقع مأمورین شهربانی هر دو را دستگیر می‌کنند. در نتیجه تحقیقات، بی‌گناهی عطیه روشن و وی آزاد می‌شود. راجی، پور‌میرزا و گلچین‌زاده هر سه اعتراف می‌کنند که در گذشته عضو حزب ایران بوده‌اند که مسئول آن مهندس محمود شهدادی بود. با توجه به اظهار پشیمانی این افراد ساواک مرکز اعلام کرد در صورتی که دستگیرشدگان تعهد به همکاری دهند آزادی‌شان بلامانع است.[7]

در همین ایام از طرف امام خمینی آیت‌الله جعفر سبحانی و آیت‌الله محمد مفتح مأموریت یافتند به آبادان رفته و در آنجا علیه حکومت پهلوی تبلیغ نمایند.

با نزدیک شدن به ایام محرم و صفر کمیسیون امنیّت ملی آبادان تصمیم گرفت به روحانیونی که از قم و تهران به آبادان می‌روند ابلاغ کند که از اظهار مطالب خلاف رویه خودداری کنند. با وجود این یکی از روحانیون به نام دیباجی در مسجد ‌نو مردم را به قیام و پشتیبانی از روحانیون دعوت کرد. کمیسیون امنیت ملی به همین دلیل طی جلسه‌ای در روز 22 خرداد 1342 تصمیم گرفت از طریق یکی از روحانیون به نام آقای قائمی به وی پیغام دهد که از رفتن به منبر خودداری کند و در صورت عدم تکمین به تهران اعزام شود.[8]

در روزهای پایانی خرداد ماه کمیسیون امنیت ملی آبادان بار دیگر با حضور استاندار تشکیل جلسه داد و تصمیم گرفت با توجه به حساسیت منطقه خوزستان و به‌ویژه شهر آبادان پیش‌بینی‌های لازم انجام شود تا در صورت لزوم بلافاصله در این شهر حکومت نظامی برقرار شود. بر اساس این تصمیم قرار شد فرماندهی مناطق جنوب پیشاپیش فرماندار و دادستان نظامی را تعیین نماید.[9]

در مرداد  سال 1342 فردی به نام بدری تلگرافی از آبادان برای امام خمینی در تهران فرستاده و از ایشان خواست تا نظرشان را در مورد انتخابات اعلام نماید. ساواک خواستار ارسال سوابق وی شد.[10]

به دنبال آزادی امام خمینی در فرودین سال 1343 و بازگشت ایشان به قم طرفداران  نهضت اسلامی در آبادان و سایر شهرهای خوزستان با برافراشتن پرچم بر سر در مغازه‌ها و تبریک به یکدیگر شادمانی خود را ابراز می‌کردند. در نخستین سالگرد قیام 15 خرداد هم تعدادی اعلامیه از طرف سازمان جوانان خوزستان تحت عنوان «درود بر شهدای روز 15 خرداد» از آبادان به تبریز فرستاده شد. در همین ایام حسین مکی، پیش‌نماز مسجد الزهرا(س) در جمشیدآباد آبادان کمک‌های مردمی جهت تأسیس رادیو در قم را که مورد استقبال قرار گرفته بود، جمع‌آوری کرد.[11]

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. خسروشاهی، سیدهادی، اسناد نهضت اسلامی ایران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، جلد 1 ، صص 64 – 65

[2]. وی پس از انقلاب اسلامی به عنوان مسئول تبلیغات سپاه کازرون فعالیت می‌کرد و در جنگ تحمیلی به افتخار جانبازی نائل آمد. دو پسر وی نیز به شهادت رسیدند.

[3]. خسرو‌شاهی، همان، صص 67 – 8

[4]. دوانی، علی، نهضت روحانیون ایران، جلد 3 و 4، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ سوم، 1394، ص 46

[5]. قیام 15 خرداد به روایت اسناد، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، جلد 2، 1378، ص 260

[6]. همان، جلد 7، ص 183

[7]. همان، ص 196

[8]. همان، جلد 3، ص 193

[9]. همان، ص 276

[10]. همان، جلد 7، ص 200

[11]. همان، جلد 6، ص 109



 
تعداد بازدید: 92



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.