ادب و هنر

پیشوای آزادی

محمدحسین بهجتی اردکانی

12 دي 1398


درود باد بر این انقلاب پاک درود

که زیر سایه آن جان ملتی آسود

درود باد بر این جنبش عظیم و شگرف

که شاهراه سعادت به روی خلق گشود

چه جنبشی که رضای حقّ ارمغان آورد

چه جنبشی که پیمبر از آن بوَد خوشنود

خوشا به ملت اسلام و مردم بیدار

کز اوج عزت و قدرت نیامدند فرود

از این قیام حیاتی که مسلمین کردند

شرار ظلم فرو مرد و چشم فتنه غنود

قیامتی که بپا شد به دست روحانی

نمود روز بداندیش، شام قیراندود

به جان پاک حجج؛ رهبران این نهضت

نثار باد سلام و ثنای نامحدود

علی‌الخصوص «خمینی» بزرگ آیت حَق

که عاشقانه در این صحنه قد علم فرمود

یگانه رهبر بیدار و پیشوای دلیر

که از شهامت خود، اجتماع زنده نمود

فقیه اعظم اسلام و مرجع تقلید

که افتخار کند علم از این یگانه وجود

نمود تکیه به پروردگار و کرد قیام

وز آن قیام، شکوه و جلال دین افزود

شجاعت است و صراحت همیشه شیوه او

بدین دو عامل عرشی رسد به هر مقصود

چنان بلند بوَد همّت و اراده او

که پا نهد ز بلندی به فرق چرخ کبود

زند به سینه او موج بحر علم و کمال

به چشم بینش او هست غیب،‌ عین شهود

از اوست دیده اسلام و علم نورانی

وز اوست قلب اجانب چو لاله خون‌آلود

دل شریعت و تقوا بدو سکون دارد

کز این قیام ز رخسار دین غبار زدود

گر این مجاهده و همت و فداکاری

نبود، بهره ملت به جز شکست چه بود؟

نه من ستایش او می‌کنم به تنهایی

که هر که جلوه این آفتاب دید، ستود

سلام باد بر این پیشوای آزادی

درود باد بر این رهبر شجاع؛ درود!

به زیر پرده همی خواست دست استعمار

که بشکند پی اسلام و دین کند نابود

نمود آتش سوزان و سرکشی روشن

مگر به دیده دین آفتی رسد از درود

به خیره کرد هوس کز پی خرابی مسلک

مقدرات مسلماً ندهد به دست یهود

خبر نداشت که این ملک صاحبی دارد

که کلید خصم نماید به جان او مردود

ز فتنه حفظ کند خاک پاک ایران را

همیشه دست توانای مهدی موعود

هنوز در دل این مملکت دلیرانند

که پیش ظلم و ستم سر نیاورند فرود

هر آن که خواست چراغ خدا کند خاموش

به دست خویش نموده است خویش را نابود

ورق زنند و بخوانند جا به جا تاریخ

که قوم ضد خدا را مآل امر چه بود؟

بماند روشن و پاینده حق و دشمن حق

شکت خورد و فضیحت کشید و شد مطرود

مگر که طعمه موج بلا نشد فرعون؟

مگر که لقمه کام فنا نشد نمرود؟

مگر ز آتش خذلان نسوخت ریشه عاد؟

مگر به باد هلاکت نرفت قوم ثمود؟!

جلی است راه ترقی ولیکن این مستان

نزول داده به ملک کیان به جای صعود

برای روز مصیبت‌فزای هفده دی[1]

کنند عید و نوازند چنگ و بربط و عود

اگر ترقی کشور به شعر و موسیقی است

و گر به مستی و بی‌عفتی و رقص و سرود

به حق قسم که برای همیشه باید گفت

چنین دیار سیاه و کثیف را بدرود

چنان به جان عموم اوفتاده آتش فقر

که ملک را به سقوط افکند به زودی زود

به پیشگاه عدالت چه می‌دهند جواب

از این همه دل مجروح و چشم خون پالود؟

برای مردم بیچاره چاره باید ساخت

به فکر صنعت و تولید کار باید بود

ز کارخانه و صنعت شود وطن آباد

شود به دانش و اخلاق،‌ مملکت مسعود

وگر مقلّد رفتار سایر ملل‌اند

چرا دمی نگشایند چشم خواب‌آلود

فتاده در پی تسخیر آسمان آنها

ولیک همت اینان بوَد مِی و دَف و رود

ز دیگران نگرفتیم یاد جز مستی

به غیر خار ز گلزار دست ما چه درود؟

فغان که درد دل «بهجتی» فراوان است

ولی دریغ که نبوَد مجالِ گفت و شنود.

***

مشخصات و ویژگیهای شعر «پیشوای آزادی»

قالب: قصیده، در 42 بیت.

قافیه‌ها: درود، آسود، گشود، خشنود، فرود،...

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن

بحر: مجتث مثمن مخبون محذوف

تاریخ سرودن شعر: 14 /9 /1341.

سراینده شعر: محمدحسین بهجتی اردکانی

توضیح و یادآوری: اگر چه شاعر در این قصیده به شرح نهضت امام خمینی پرداخته و مسائل مربوط به مبارزه و انقلاب و مشکلات کشور را به زیبایی و به تفصیل ذکر کرده است، اما بیش از ده بیت آن به طور مستقیم در رابطه با امام خمینی نیست. به چند دلیل تمام قصیده آورده شد؛ یکی اینکه این قصیده قبل از غزل خونبار نیمه خرداد 1342 سروده شده است؛ همان غزلی که همه ابیاتش بیت‌الغزل معرفت بودند و به خون نشستند؛ دیگر آنکه این قصیده از معدود اشعاری است که در توصیف و ستایش ویژگی‌های رهبری نهضت، به صورت رسمی حالت پیشاهنگ دارد و پس از شروع مبارزات امام علیه تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی سروده شده است؛ لایحه‌ای که در 16 مهر 1341 به تصویب رسیده بود.

علاوه بر آن، به خاطر فخامت و وزن زیبا و محکم این قصیده، چه‌بسا به استقبال از آن شعر سروده‌اند؛ گاه آگاهانه و گاه ناخواسته.

محمد شریعتی (نوید) در غزلی به نام «سوگ‌سرود»، چنین سروده است:

بر آن سپیده پر خون درود یا درود

که زیر نم‌نم باران خون ترانه سرود

درود باد بر آن سینه سرخ آزادی

که بال و پر زد و رگبار خون ز سینه گشود...

شماره سند؛ (ق ـ3)، 41 در دو برگ چاپی، یکی با حروف ریز و فشرده و دیگری با حروف درشت و با عنوان «نهضتی که دنیای اسلام را تکان داد» و در گوشه سمت راست اعلامیه آمده است:

به مناسبت نهضت مذهبی و اجتماعی مراجع تقلید و ملت مسلمان در مورد مبارزه با تصویبنامه انجمن‌های ایالتی و ولایتی سروده شده است.

در پایان صفحه آمده است؛ قم 14 ـ 9 ـ 1341.

منبع: فیض، مصطفی، توصیف خاکیان از آفتاب، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1381، ص 37 تا 41.

 

 

[1]. اجرای طرح حذف حجاب توسط رضاخان پهلوی (1314 .ش).



 
تعداد بازدید: 424



آرشیو ادب و هنر

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.