مقالات

پیام‌ها و سخنان امام خمینی(ره) از بهمن 1341 تا فروردین 1342

ما پیروز شدیم

الهام صالح

25 فروردين 1399


سال 1341، برگزاری رفراندوم انقلاب سفید، اعتراض امام خمینی(ره) را برانگیخت. ایشان در تاریخ 2 بهمن 1341 با انتشار بیانیه‌ای، این رفراندوم را «رفراندوم اجباری» نامیدند. مردم با امام خمینی(ره) همگام بودند. آنها به مخالفت با سیاست‌های محمدرضا پهلوی پرداختند. نتیجه این بود که ماموران و عوامل ساواک در تاریخ 3 بهمن 1341 به مردم و طلاب در مدرسه فیضیه و خیابان‌های شهر قم حمله کردند.

امام خمینی(ره) در این تاریخ در واکنش به این حادثه، خطاب به مردم ایران، پیامی را صادر فرمودند: «بعد از نصایح بسیار و ادای وظیفه روحانیت، نتیجه این شد که امروز – که 26 شهر شعبان است – از اوایل روز عده‌ای رجاله با مامورین دولت در شهر مقدس قم به راه افتادند و به مردم بی‌پناه قم و طلاب و روحانیون حمله کرده و اهانت نمودند و بسیاری را کتک زدند و به زندان بردند. جمعی از مامورین و رجال به مدرسه فیضیه، مجاور حرم مطهر، ریخته و تیراندازی کردند و با چوب و چماق طلاب مظلوم را کتک زدند؛ و به بازار و خیابان قم ریخته و بعضی دکان‌ها را غارت کردند و درب و پنجره و شیشه مغازه‌ها را شکستند؛ هیچ‌کس پیدا نشد که به داد مردم متدین و روحانیت برسد. این است حال ما در این ساعت که ظهر است. و عاقبت امر معلوم نیست چه خواهد شد...»[1]

امام خمینی(ره) در همین روز در جمع مراجع، روحانیون و فرماندار قم درباره ضرورت عزل اسدالله علم از نخست‌وزیری، سخنانی را بیان کردند: «... با یورش وحشیانه دیروز مامورین دولت به علما و مردم شریف تهران و هتک مقام مقدس روحانیت پایتخت، و نیز رفتار غیر انسانی امروز مامورین دولت با اهالی محترم قم و جامعه روحانیت این شهر و تجاوز به حریم این حوزه مقدسه، دیگر جای هیچ‌گونه تفاهم و حُسن مراوده با دستگاه حاکمه باقی نمانده است و هیچ راهی جهت ملاقات با شاه وجود ندارد مگر آنکه شاه برای جبران اهانت و تجاوزی که به حریم مقدس روحانیت شده، آقای عَلم را به عنوان مجرم اصلی از مقام نخست‌وزیری عزل نماید و به این بگیر و ببندها و اعمال پلیسی پایان بخشد تا راه برای ملاقات و مذاکره با او هموار گردد.»[2]

ایشان در اواخر اسفند 1341 در اعتراض به تحرکات ضد دینی رژیم شاه، در نامه‌ای که خطاب به حجت‌الاسلام محمدتقی فلسفی نوشته شد، پیشنهاد اعلام عزای عمومی در نوروز 1342 را مطرح کردند: «... تصمیمی که ما برای نوروز امسال گرفتیم به نظرم موثر و خوب است... به گمان بنده اگر جنابعالی و حضرت آیت‌الله والد و آیت‌الله آملی و آیت‌الله آشتیانی اعلامیه[ای] به مضمون اعلامیه ما یا هرطور صلاح می‌دانید مشترکا یا جداگانه انتشار دهید موثر خواهد بود. البته باید... با صراحت نوشته شود برای صدماتی که در این سال به اسلام وارد شده است.»[3]

امام(ره) در 22 اسفند 1341 در پیامی، به صورت رسمی عزای عمومی در نوروز 1342 را اعلام کردند: «چنانچه اطلاع دارید دستگاه حاکمه می‌خواهد با تمام کوشش به هَدمِ احکام ضروریه اسلام قیام؛ و به دنبال آن مطالبی است که اسلام را به خطر می‌اندازد. لذا اینجانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر – عجل‌الله تعالی فرجه – جلوس می‌کنم و به مردم اعلام خطر می‌نمایم. مقتضی است حضرات آقایان نیز همین رویه را اتخاذ فرمانید تا ملت مسلمان از مصیبت‌های وارده بر اسلام و مسلمین اطلاع حاصل نمایند.»[4]

امام خمینی(ره) در تاریخ 29 اسفند 1341 در مسجد اعظم قم برای روحانیون، طلاب و اهالی قم، در این رابطه سخنرانی کردند: «امسال ما عید نداریم و این عید را عزای ملی اعلام می‌کنیم، نه به خاطر اینکه مصادف است با شهادت حضرت صادق – سلام‌الله علیه؛ آن حضرت مقامش عالی و بلند است، ولادت و شهادتش موجب تحکیم و پیشرفت اسلام است... ما در این عید عزاداریم برای مصیبت‌ها و لطمه‌هایی که در این سال به اسلام وارد شد، این سال، سال خوشی برای مسلمین نبود، سال خوبی برای روحانیت نبود. در این سال به اسلام تجاوز شد. علمای دین و روحانیون مورد اهانت قرار گرفتند، هتک شدند. در این سال استعمار توطئه‌هایی را علیه اسلام تدارک دید، عمال پلید استعمار به قرآن جسارت کردند، برای پایمال کردن احکام نورانی قرآن نقشه‌ها کشیدند، برنامه‌ها ریختند، طرح‌ها دادند. اگر مسلمین بدانند که چه توطئه‌ها و نقشه‌هایی علیه عزت اسلام، سعادت ملت‌های مسلمان و استقلال ممالک اسلامی در دست اقدام است، دیگر هیچ وقت عید نمی‌گیرند بلکه قیام می‌کنند به وظایف دینی که بر عهده دارند.»[5]

ایشان در همین سخنرانی درباره مخالفت با لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی فرمودند: «علما و روحانیون دیدند که دستگاه جبار می‌خواهد با کید شیطانی اسلام را قلب کند و اوضاع را به عقب برگرداند. آیا در چنین شرایطی که آنها قوانین اسلامی را بازیچه دست خود قرار داده‌اند ما ساکت بنشینیم و اعتراض نکنیم و نگوییم که چرا وعاظ و خطبای اسلام را تحت فشار قرار می‌دهند؟ چرا صدای مبلغین اسلام را خفه می‌کنند؟ چرا چاپخانه‌ها را تحت سانسور قرار می‌دهند و از چاپ و نشر نوشته‌های اسلامی جلوگیری می‌کنند؟ چرا آزادی مطبوعات را سلب می‌کنند؟»[6]

در سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) مصادف با 2 فروردین 1342، در حالی که مدرسه فیضیه به خاطر عزاداری برای شهادت ششمین امام شیعیان مملو از جمعیت بود، عوامل و مأموران حکومت پهلوی مدرسه فیضیه را به محاصره درآوردند. مردم و طلاب مورد حمله قرار گرفتند و کتاب‌ها و لوازم طلاب از حجره‌های آنها بیرون ریخته و توسط نیروهای حکومت، آتش زده شد.

امام(ره) در این تاریخ برای روحانیون، طلاب و اهالی قم درباره فاجعه فیضیه سخنرانی کردند: «دستگاه جبار با دست زدن به این فاجعه، شکست و نابودی خود را حتمی ساخت. ما پیروز شدیم؛ ما از خدا می‌خواستیم که این دستگاه ماهیت خود را بروز دهد و خود را رسوا کند. بزرگان اسلام ما، در راه حفظ اسلام و احکام قرآن کریم کشته شدند، زندان رفتند، فداکاری‌ها کردند تا توانستند اسلام را تا به امروز حفظ کنند و به دست ما برسانند. امروز وظیفه ماست که در برابر خطراتی که متوجه اسلام و مسلمین می‌باشد، برای تحمل هر گونه ناملایمات آماده باشیم تا بتوانیم دست خائنین به اسلام را قطع نماییم و جلو اغراض و مطامع آنها را بگیریم...»[7]

ایشان در تاریخ 13 فروردین 1342 نیز در پیامی به علمای تهران، استیضاح اسدالله علم را خواستار شدند: «من به نام ملت از آقای عَلم، شاغل نخست‌وزیری، استیضاح می‌کنم: با چه مجوز قانونی در دو ماه قبل حمله به بازار تهران کردید، و علمای اعلام و سایر مسلمین را مصدوم و مضروب نمودید؟ با چه مجوز علما و سایر طبقات را به حبس کشیدید که جمع کثیری در حبس به‌سر می‌برند؟ با چه مجوزی بودجه مملکت را خرج رفراندوم معلوم‌الحال کردید؟ در صورتی که رفراندوم از شخص شاه بود – و بحمدالله ایشان از غنی‌ترین افراد بشر هستند – با چه مجوز مامورین دولت را که از بودجه ملت حقوق می‌گیرند برای رفراندوم شخصی التزاما به خدمت واداشتند؟ با چه مجوزی در دو ماه قبل بازار قم را غارت کردید، و به مدرسه فیضیه تجاوز نمودید و طلاب را کتک زده و آنها را به حبس کشیدید؟...»[8]

امام(ره) در تاریخ 16 فروردین 1342 از همراهی مردم قدردانی کردند: «تعطیل عمومی بازارها و خیابان‌ها، با این محیط ارعاب و خفقان و اختناق و با وضع اقتصاد عصر حاضر، ابراز انزجار و تنفر عمومی از دستگاه جباره بود. کرارا تذکر داده شد که روحانیون نظری جز اصلاح حال ملت و بقای استقلال مملکت ندارند. و حفظ قوانین اسلام و قانون اساسی، به آن جهت که ضامن حفظ مذهب جعفری و قوانین اسلام است، سرلوحه مرام آنهاست... شما ملت بزرگ ایران با تعطیل کارهای خود و تحمل ضرر و زحمت، به پشتیبانی از روحانیت و اسلام، ثابت کردید که به احکام خدای تعالی و به مقام مقدس روحانیت وفادار هستید؛ و از کسانی که بر خلاف قوانین اسلام می‌خواهند قدم‌هایی بردارند، تا سرحد امکان اظهار تنفر می‌کنید...»[9]

 

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. صحیفه امام، جلد اول، ص 142

[2]. همان، ص 143

[3]. همان، ص 155

[4]. همان، ص 156

[5]. همان، ص 157 - 158

[6]. همان، ص 161

[7]. همان، ص 166

[8]. همان، ص 178

[9]. همان، ص 189



 
تعداد بازدید: 79



آرشیو مقالات

نظر شما

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی:

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.