خاطرات

انعکاس دستگیری امام خمینی در خرم‌آباد

مجلس تصویب کرد که اتباع آمریکایی در ایران مصونیت دارند و هیچ‌ دادگاهی در ایران حق ندارد محاکمه‌شان کند. این را مجلس سنا تصویب کرد و به شاه گفتند که باید امضا کند تا در ایران آزاد باشند هر غلطی خواستند بکنند.

نامه امام به آیت‌الله کمالوند: مشورت درباره موضوع سخنرانی در شب قدر

در زمان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم، حضرت امام با مرحوم آیت‌الله کمالوند ارتباط خیلی نزدیکی داشتند. زمان یکه آیت‌الله کمالوند و حضرت امام قم بودند، من رابط این دو بودم، چون هم تحصیل‌کرده قم بودم و نسبت به همه مراجع شناخت داشتم و هم خدمت حضرت امام درس می‌خواندم و با مرحوم گلپایگانی و دیگران ارتباط بسیار نزدیکی داشتم، لذا من رابط مرحوم کمالوند و حوزه خرم‌آباد با قم شدم.

دیدار در زندان

شایعات زیادی نسبت به شکنجه آشیخ اکبر وجود داشت، روحانیون هم‌بندش که در آخر اسفند ماه آ‌زاد شده بودند، نقل می‌کردند. هر کس مطلبی را از شکنجه‌ها عنوان می‌کرد و علت ندادن ملاقات، همین شکنجه زیاد بود. همه اصرار داشتند که به هر طریق که می‌شود، ملاقات داشته باشیم که از حالش باخبر شویم. اطرافیان برای آزادی آشیخ اکبر از طریق علما و آشنایان کوشش می‌کردند، اما به جایی نمی‌رسیدیم.

تاسوعا و عاشورای 1342

بعد از حادثه مدرسه فیضیه و اطلاعیه امام خمینی مبنی بر این که سال 1342 شمسی روحانیت عید ندارد، در محرم آن سال در سبزوار عزا و سوگواری برای امام حسین(ع) نسبت به سال‌های قبل با حرارت بیشتری برگزار شد. از من هم دعوت کرده بودند تا از پنجم محرم تا روز عاشورا منبر بروم و سخنرانی کنم،

ورود به عرصه‌ مبارزه و اولین دستگیری

روز 15 خرداد که مسائل نهضت و قیام قم شروع شده بود، وارد قزوین شدم. در نهضت 15 خرداد سال 1342 روحانیت به‌ویژه شخص حضرت امام قیام را به دست گرفت. من طلبه‌ جوانی بودم که به مسائل مبارزه، نهضت، قضایای 15 خرداد و اعلامیه‌های قم به خصوص اعلامیه‌های شخص حضرت امام علاقه داشتم.

فیضیه خونین!

اتفاق خونین فیضیه را در خاطرم دارم[1]. همسر و برادرشوهرم، چهل‌وهشت ساعتی را در آن‌جا ماندند. شهربانی و ساواک هم در فیضیه را بسته بود. شایع شده بود که طلبه‌هایی که در فیضیه ماندند، نان و غذا ندارند. تا این را شنیدم، نان و چیزهای خوردنی دیگری را که در منزل داشتم، داخل نایلون قرار دادم و از پنجره‌ مسافرخانه‌ نزدیک فیضیه، نایلون را پرت کردم داخل فیضیه تا هر کس که روزی‌اش این نان‌ها است، بخورد؛ بلکه دوام بیاورد.

درد فراق

دو ماهی گذشت و درس‌های حوزه علمیه شروع شد. لذا عازم قم شدیم. مشخص بودن آدرس منزل ـ کوچه آبشار ـ برای شهربانی قم و کوچک و کم اتاق بودن آن، بهانه‌ای شد تا خانه دیگری در خیابان صفائیه اجاره نمودیم و به آنجا اسباب‌کشی کردیم. اکنون به پایان زمستان سال 1343 نزدیک می‌شدیم و مبارزه به اوج خود رسیده بود.

حادثه مدرسه‌ فیضیه

درگیری‌ها و مخالفت‌های امام خمینی با حکومت همین‌طور ادامه یافت. 25 شوال سال 1380ق / اوایل سال 1381ق مصادف با شهادت حضرت امام صادق(ع) بود، به خاطر هجمه‌ای که از سوی حکومت به ساحت دین شده بود، در سر درب مدرسه فیضیه پرده بزرگی نصف شد مبنی بر این که روحانیت امسال عید ندارد. در واقع عید سال 1342ش عزا اعلام شد.

کمیته قرآن

آشنایی شهید انصاری با افراد مبارزی چون دکتر حسن غفوری‌فرد باعث می‌شود که آنها برای سامان بخشیدن به نوع فعالیت‌های مذهبی و مبارزه علیه رژیم شاه دست به تشکیل گروهی دانشجویی به نام فارسی زبانان در داخل تشکیلات انجمن اسلامی بزنند و صف خویش را از فعالیت‌های دانشجویی کنفدراسیون که تشکلی سوسیالیستی بود جدا کنند،

ملاقات با آیت‌الله خوانساری

قطه‌ای که من در زندان می‌نشستم، در محل مسقف و مقابل دری بود که وقتی افسر نگهبان وارد می‌شد، اول مرا می‌دید و بعد دیگران را. یک روز در حالی که آقایان در آن هوای گرم طاقت‌فرسا با یک پیراهن و زیرشلواری نشسته بودند و لباس‌های آنها روی شیشه درگاهی‌های طرف حیاط بود، افسرنگهبان ‌آمد و به من گفت: «به آقایان بگویید لباس‌هایشان را بپوشند؛ چون شخصیت محترمی می‌خواهد آقایان را ملاقات کند».
1
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.