خاطرات

مشتاق مال و جاه و شهرت نبودم

[راوی سیدمحمدهاشم دستغیب]: «در سال‌هایی که رژیم شاه در اوج [قدرت بود]، وقت خصوصی برای ملاقات گرفته شد. من طرف را می‌شناختم و می‌دانستم چه قصدی دارد. وارد شد، پس از مقدماتی صریحاً گفت من مستقیماً از نزد شاه آمده‌ام و نظر شاه این است که فارس احتیاج به یک نفر شریعتمدار دارد که از نظر علم و عمل و تقوا شناخته ‌شده باشد و موقعیت اجتماعی‌اش نیز مناسب باشد و کسی باصلاحیت‌دارتر از شما نمی‌باشد

خاطره همسر شهید مطهری از دستگیری همسرش در خرداد 42

همسر استاد: در 15 خرداد سال 1342 که امام دستگیر شدند، عوامل رژیم آمدند دنبال آقای مطهری. شب عاشورایی بود که ایشان سخنرانی عجیبی کرده بودند وی به منبری‌ها گفته بودند که باید واقعیت را بگویید و در مقابل همه نوع حادثه و گرفتاری‌ بایستید. در آن سخنرانی نوک پیکان حمله را متوجه شخص شاه کرده بودند و اعلامیه امام را هم خوانده بودند.

طرحی برای خنثی کردن مبارزات شهید دستغیب

«بالاخره یکی از پسرعموهای ما که خیلی محترم و بزرگ‌تر بود و در رشته‌ی قضایی تحصیل کرده و مدت‌ها رئیس دادگستری و دادستان بود، آن موقع بازنشست شده بود آمد. من حاضر بودم شروع کرد به صحبت کردن که خواستِ شما چیست؟

نقش شهید مطهری در قیام 15 خرداد

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی: وقتی که در سال 41 این مبارزه آغاز شد، آقای مطهری تازه جان گرفته بود؛ یعنی آن دو عاملی که ایشان را از قم رانده بود، یکی بی‌پولی بود، یکی هم حالت خمودی که در آنجا می‌دید، این دفعه این جهت جبران شد و ایشان تماس‌هایشان را با قم خیلی زیاد کردند و پل محکمی شده بودند بین رهبری و مردم و بازار تهران و دانشگاه‌ها، که با شهید بهشتی و دوستان دیگرشان گروهی بودند که به عنوان واسطه رهبری و صحبت با مردم، افکار امام را منتقل می‌کردند

خاطره سیدهاشم دستغیب از سخنرانی پدرش در سال 42

«مرحوم شهید دستغیب در شب جمعه در همین شبستان بزرگ مسجد جامع که هزاران نفر بودند (در رابطه با لوایح شش‌گانه) صحبت کرد که عمده‌ مطالب این بودند: «مواظب باشید اینها برنامه‌ها دارند، اینها می‌خواهند چوپان را از گله جدا بکنند،

انعکاس دستگیری امام خمینی در خرم‌آباد

مجلس تصویب کرد که اتباع آمریکایی در ایران مصونیت دارند و هیچ‌ دادگاهی در ایران حق ندارد محاکمه‌شان کند. این را مجلس سنا تصویب کرد و به شاه گفتند که باید امضا کند تا در ایران آزاد باشند هر غلطی خواستند بکنند.

نامه امام به آیت‌الله کمالوند: مشورت درباره موضوع سخنرانی در شب قدر

در زمان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم، حضرت امام با مرحوم آیت‌الله کمالوند ارتباط خیلی نزدیکی داشتند. زمان یکه آیت‌الله کمالوند و حضرت امام قم بودند، من رابط این دو بودم، چون هم تحصیل‌کرده قم بودم و نسبت به همه مراجع شناخت داشتم و هم خدمت حضرت امام درس می‌خواندم و با مرحوم گلپایگانی و دیگران ارتباط بسیار نزدیکی داشتم، لذا من رابط مرحوم کمالوند و حوزه خرم‌آباد با قم شدم.

دیدار در زندان

شایعات زیادی نسبت به شکنجه آشیخ اکبر وجود داشت، روحانیون هم‌بندش که در آخر اسفند ماه آ‌زاد شده بودند، نقل می‌کردند. هر کس مطلبی را از شکنجه‌ها عنوان می‌کرد و علت ندادن ملاقات، همین شکنجه زیاد بود. همه اصرار داشتند که به هر طریق که می‌شود، ملاقات داشته باشیم که از حالش باخبر شویم. اطرافیان برای آزادی آشیخ اکبر از طریق علما و آشنایان کوشش می‌کردند، اما به جایی نمی‌رسیدیم.

تاسوعا و عاشورای 1342

بعد از حادثه مدرسه فیضیه و اطلاعیه امام خمینی مبنی بر این که سال 1342 شمسی روحانیت عید ندارد، در محرم آن سال در سبزوار عزا و سوگواری برای امام حسین(ع) نسبت به سال‌های قبل با حرارت بیشتری برگزار شد. از من هم دعوت کرده بودند تا از پنجم محرم تا روز عاشورا منبر بروم و سخنرانی کنم،

ورود به عرصه‌ مبارزه و اولین دستگیری

روز 15 خرداد که مسائل نهضت و قیام قم شروع شده بود، وارد قزوین شدم. در نهضت 15 خرداد سال 1342 روحانیت به‌ویژه شخص حضرت امام قیام را به دست گرفت. من طلبه‌ جوانی بودم که به مسائل مبارزه، نهضت، قضایای 15 خرداد و اعلامیه‌های قم به خصوص اعلامیه‌های شخص حضرت امام علاقه داشتم.
1
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.