
سیر تکوینی قیام پانزده خرداد در تهران
حجتالاسلام سیدعلیاکبر محتشمی، که در آن زمان یکی از طلبههای مدرسه ملاجعفر بوده، ماجرای آن روز را چنین تعریف میکند: «ساعت هفت صبح در حجرهام نشسته بودم که ناگهان دیدم یکی آمد و گفت: از قم خبر دادهاند حضرت امام را دستگیر کرده و میخواهند اعدام کنند. با شنیدن این خبر از خود بیخود شدم و بلافاصله برخاستم، سوار دوچرخه شدم و در کوچه و خیابانها با صدای بلند فریاد زدم: آقای خمینی را گرفتند و میخواهند او را اعدام کنند! از میدان سیداسماعیل وارد بازار نجّارها و سپس دروازه حضرتی شدم و از آنجا به خیابان مولوی، بازار امینالسلطان و خیابان باغ فردوس رفتم و خبر دستگیری و شایعه اعدام امام را با گریه و شیون میگفتم و مردم بیاختیار مغازهها را میبستند.»