ادب و هنر

رود خرداد

رود خرداد خونین خروشید زدشتک خون یاران به خورشید صد نیستان ز دل ناله برخاست صد گلستان وطن لاله پوشید چامه ـ چامه چکاوک چکیدم چشمه ـ چشمه دلم دلجه نوشید

خاک وطن (به یاد یوم‌الله 15 خرداد)

خونی که در فیضیّه بر خاک وطن ریخت چون چشمه‌ای جوشید و بر دشت و دمن ریخت اشکی که جاری شد از آن چشمان معصوم باران رحمت بود،‌کو بر این چمن ریخت هر لاله‌ای روید از این بوم و بر، امروز خونی است کز آزادمردان بر کفن ریخت

عیان شد آفتاب از قم

زمین و آسمان، از چشمه فیاض یزدانی یکی در کار گلریزی، یکی در پرتو افشانی غبار تیره شب درگذشت از چهره گیتی برآمد روز عالمگیر و عالمتاب یزدانی برون شد آفتابی تابناک از پرده غیبت که مهر و مه به رخسارش کنند آیینه‌گردانی

ز فیضیه تا تلّ زعتر

فری ای جهان زیر شهپر گرفته همای ز گردون فراتر گرفته ز دامان آخر زمان بردمیده جهان را چو خورشید انور گرفته بتان را سریر خدایی ز سر بر به منشور الله‌اکبر گرفته

مهر نیمه خرداد

شبی دراز و پر از فتنه روزگاران بود شبی که شاهد اندوه بی‌قراران بود ز دوردست می‌آمد طنین بانگ جرس یقین ز دشت شبانگه عبور یاران بود شبی خُلام چنان جامه سیاه عزا ولی امید سحر با امیدوران بود

ز برق خون شهیدان نیمه خرداد

ز برق خون شهیدان نیمه خرداد فتاد آتش حرمان به خرمن بیداد ز برق خون شهیدان نیمه خرداد فتاد آتش حرمان به خرمن بیداد

"نخستین شعر انقلاب"

قصیده زیر از سروده های مرحوم حجت الاسلام محمد حسین بهجتی یزدی متخلص به «شفق» است. این قصیده چند روز پس از لغو لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و به مناسبت پیروزی نهضت روحانیت بر دولت اسدالله علم منتشر شد. بهجتی در کتاب خاطراتش این سروده خود را نخستین شعر انقلاب دانسته است. در ذیل برگه ای که این شعر را منتشر می کرد نوشته شده بود: قم ـ 14/9/1341

شعر‌های پانزده خرداد

نيمه خرداد ماه هزار و سيصد و چهل و دو سرآغاز شكوفايي ملت بزرگ ايران به رهبري آزاده‌اي بي‌بديل و آگاه به مسايل زمان حضرت امام خميني رحمه‌الله عليه است. امامي كه با استمرار حركت خليل‌گونه‌اش بت‌هاي ترس و وحشت را شكست و در بيست و دوم بهمن هزار و سيصد و پنجاه و هفت به ياري اُمتش تومار سياه ستمشاهي را درهم پيچيد تا آفتاب آزادي و عدالت بر گوشه گوشه اين خاك پهناور بتابد و عصرها و نسل‌هايي را كه در راه‌اند در پناه مهرباني خود بگيرد.

خون شرف

از شــعله ســوزان دل نـهضــت خرداد            بر خــرمـن انـبـوه سـتم ، صاعـقه افتاد مـی‌رفت از آن آتــش پـیــکـارِ شررخیـز            تــا اوج فـلـک زمــزمـه و شـیون و فریاد در فیضیّه آنروز که خون شرف و عشق           جاری شد و جوشید از آن سوسن آزاد
...
8

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.