خاطرات

سالهای آغازین نهضت به روایت یک شاهد عینی - خاطرات آقای حیدر میر یونسی

آقاى حيدر ميريونسى فرزند سيّدابوالفضل در سال 1314 متولد شد. وى پس از طى تحصيلات نظام قديم، وارد بازار كار شد و هم‏اكنون در انتشارات جامعه مدرسين حوزه علميه قم فعاليت دارد. او نيز همچون ديگر اقشار مردم در سالهاى مبارزه در پشت سر روحانيان قرار گرفت و ايفاى وظيفه كرد. آنچه مى‏خوانيد خاطراتى از ايشان است كه حاصل مصاحبه‏اى در تاريخ 16 تير 72 در منزلشان است.

همه را به خاک و خون کشیدند

هنوز هم می توان شاهدان عینی حوادث سالهای خونین دهه 40 را یافت و بی پروا به دل خاطرات آنها زد. خاطراتی که هنوز در ذهن راویان آنها تازگی دارند و با همان هیجان روزهای نخست، برای ما نقل می شوند. پایگاه اطلاع رسانی پانزده خرداد 42 در صدد است تا از طریق تماس با شاهدان عینی حوادث سالهای 1340 تا 1343، درگاهی باشد برای نقل این دل نوشته ها. امید است تا در آینده ای نه چندان دور، مفتخر به انتشار خاطرات شواهد عینی 15 خرداد و حوادث مرتبط با آن از طریق این درگاه باشیم. آنچه در پی می‏آید، خاطره ‏آقای حسن بهشتی،از کسبه اهل قم است که در روز پانزدهم خرداد سال 42 از نزدیک شاهد بخشی از جنایات عاملین رژیم شاه در شهر قم بوده است.

خاطرات حاج محسن رفیق دوست از روز پانزدهم خرداد 42

از 15 خرداد 42 دوم فروردین سال 42،که مصادف بود با 25 شوال،روز قبلش مطابق هر سال،ما با یک عده از دوستانمان رفتیم قم؛وقتی رسیدم،دیدیم که وضعیت شهر قم غیر عادی‏ است.داخل ماشینها و اتوبوسها افرادی هستند که مشخص است که برای منظور خاصی‏ آمده‏اند.وقتی می‏خواستیم وارد شهر بشویم،دیدیم چند کامیون سرباز دارد وارد شهر قم می‏شود و همان‏طور مشخص بود که همهء مردم قم هم متوجه بودند،که یک خبری‏ هست.فردای آن روز که 25 شوال و شهادت امام جعفر صادق(ع)بود،در فیضیه‏ مجلسی بود که ما اول در مجلس دیگری شرکت کردیم،وقتی که برگشتیم،به فیضیه، موقعی بود که تقریبا اوج زد و خورد مأمورین و چماق بدستان حکومت با طلاب بود...

سحر تا غروب 15 خرداد (خاطرات حجت‌الاسلام محمدرضا ناصری)

حجت‌الاسلام محمدرضا ناصری یکی از شاهدان عینی حادثه پانزده خرداد است.ایشان با حضور در راهپیمائیها و تظاهرات و پخش اعلامیه و قبول مسئولیتهای مختلف به جمع مبارزین‏ پیوست و در این راه بارها مورد تعقیب و گریز مأموران ساواک قرار گرفت.تا اینکه برای ادامه‏ فعالیتها و شوق دیدار امام در سال 45 رهسپار عراق گردید در آنجا نیز به فعالیتها و اقدامات خود ادامه داد.در سال 50 به دستور امام در موسم حج برای پخش اعلامیه معظم له دربارهء جشنهای‏ 2500 ساله راهی آن دیار شد که توسط مأمورین ساواک دستگیر و به تهران اعزام شد.پس از مدتی حبس و زندان،مجددا به عربستان فرستاده شد و 3 سال در زندانهای آن کشور در بدترین‏ شرایط ممکن روحی و جسمی به سر برد.بعد از خلاصی از زندان به عراق برگشت و فعالیتهای‏ گذشته خود را از سر گرفت.ایشان هم اکنون نماینده ولی فقیه و امام جمعه یزد است.

خاطرات پیک مخصوص امام خمینی (ره)

حجت‏الاسلام سيّدجواد علم‏الهدى سال 1348 ق در مشهد به دنيا آمد. وى پس از طى دوره مقدمات و ادبيات نزد اديب نيشابورى و محقق نوغانى، درس سطح را نزد حاج ميرزا احمد مدرس يزدى فراگرفت و سپس راهى قم شد تا متون فقه و اصول را نزد استادانى چون آيت‏اللّه بروجردى، آيت‏اللّه موسوى، آيت‏اللّه محقق داماد و آيت‏اللّه گلپايگانى فرابگيرد. حجت‏الاسلام علم‏الهدى از جمله روحانيانى است كه همگام با آغاز نهضت اسلامى به جمع مبارزان مسلمان پيوست و به روشنگرى و هدايت توده‏هاى مردم به سمت جريانهاى انقلابى همت گماشت. از جمله فعالیتهای ایشان رساندن پیامهای انقلابی امام خمینی (ره) به علمای خراسان در روزهای آغازین نهضت اسلامی ایران در سال 1341 شمسی بود. وى از سال 1390 ق به تهران آمد و در مسجد صاحب‏الزمان (عج) به اقامه جماعت و تفسير قرآن پرداخت.

سالهای پر تلاطم آغازین نهضت، در آئینه خاطرات حجت‌الاسلام عبایی خراسانی

حجت‏الاسلام عبايى از جمله طلابی بودند که به محض ورود به قم به صف مبارزان نهضت اسلامى پيوست و همواره از جهادگران اين عرصه به شمار مى‏رفت و در اين راه چند بار توسط مزدوران رژيم شاه دستگير شد و هر دفعه، مدتى را در زندان به‏سر برد. وى به سبب استمرار فعاليتهايش در مقابله با حركتهاى ضداسلامى حكومت پهلوى در سال 1355 به بندر ديلم تبعيد شد و پس از طى اين دوره با بازگشت به قم، مسير مبارزاتى خود را مجددا پى گرفت كه منجر به تبعيد دوباره وى به شهرستان نايين شد. او پس از شهادت آيت‏اللّه حاج سيّدمصطفى خمينى در برپايى مجالس ويژه در قم و تبريز مشاركت جدى داشت و با سخنرانيهايش مردم را به مبارزه در برابر ستم‏شاهى فرا مى‏خواند. خاطرات ایشان از سالهای آغازین دهه چهل، هم مفید و هم خواندنی هستند.

حمله به فیضه به روایت یک شاهد عینی به نام حاج نصرالله خاکی

"بعدازظهر دوم فروردین 1342 بود. من و چند تن از رفقا به نزديك مدرسه فيضيه رسيديم كه ناگهان متوجه شديم، عده‏اى با فشار جمعيت از فيضيه بيرون مى‏آيند، به سختى وارد مدرسه شديم، سخن‏ران مجلس در بالاى منبر مردم را به آرامش دعوت مى‏كرد و مى‏گفت: «چيزى نيست، آن طرف سر سيگار دعوا شده.»، سخن‏رانى را به پايان رساند و پايين آمد. ما خود را به منبر رسانديم تا بدانيم ماجرا از چه قرار است. مجلس شلوغ شده بود، اعلام مى‏كردند: «بنشينيد! روضه هنوز ادامه دارد.»، يكى از داخل جمعيت فرياد زد: «براى سلامتى شاهنشاه آريامهر صلوات!» و مدام مى‏گفت: «براى شهبانو صلوات! براى وليعهد صلوات! براى رضاشاه صلوات!»، مردم به جوش آمدند"... اینها گوشه هایی از خاطرات آقاى نصراللّه خاكى هستند. نصرالله خاکی فرزند حسن، سال 1318 در قم متولد شد. ایشان در قم قنادی داشت و در كنار مردم مسلمان در جريان حادثه 15 خرداد حضورى فعال داشت و نقش خود را در دفاع از اسلام و روحانيان به خوبى ايفا كرد. در ادامه نگاه دقیقتری به خاطرات وی می اندازیم

خاطرات مرحوم آیت‌الله سيدحسين بدلا از روزهای سیاه انقلاب سفید

آيت‏اللّه سيدحسين بدلا كه به سال 1286 در قم متولد شد، از استادان مبرز حوزه علميه قم است. ايشان تحصيلات علوم دينى را از سال 1302 در قم آغاز كرد و پس از گذراندن دوره مقدمات، دروس سطح را نزد استادانى چون ميرزا محمدعلى اديب تهرانى و سيدمهدى متّقى تهرانى فرا گرفت و دوره خارج فقه و اصول را نيز از حضرات آيات سيدمحمدتقى خوانسارى، حجت كوه كمره‏اى و بروجردى آموخت. ايشان از اعضاى هيئت استفتا و يكى از تنظيم‏كنندگان رساله توضيح‏المسائل حضرت آيت‏اللّه بروجردى بود. آيت‏اللّه بدلا بيشتر به تحقيق و تدريس پرداختند، اما نمی توان خاطراتی که ایشان از آیت الله بروجردی (ره) و امام خمینی (ره) در دوران انقلاب سفید شاه و تصویب لوایح ششگانه داشتند را نادیده گرفت. در ادامه به گوشه ای از این خاطرات نگاهی می اندازیم.

گذری بر خاطرات آیت‌الله سید حسن طاهری خرم آبادی

آيت‏الله سيدحسن طاهرى خرم‏آبادى، فرزند آيت‏الله حاج سيدحيدر طاهرى به سال 1317 در خرم‏آباد لُرستان به دنيا آمد. پس از گذراندن دوره ابتدايى به تحصيل مقدمات پرداخت و در 1333 براى گذراندن سطوح، وارد حوزه علميه قم شد. درس خارج و فقه و اصول را نزد آيت‏الله بروجردى، امام خمينى و آيت‏الله داماد طى كرد. مدتى نيز به تدريس در حوزه و مدرسه حقّانى اشتغال داشت. ايشان از ابتداى نهضت اسلامى در تمامى جريانات آن حضور داشته است. از جمله در عاشوراى 15 خرداد كاشان كه سخن‏رانيهاى شديدى عليه حكومت پهلوى ايراد كرد. تا اينكه در رمضان 1342 ش در محلات به همراه عده‏اى از علما و روحانيون دستگير و در زندان موقّت شهربانى و قزل‏قلعه زندانى شد. وى علاوه بر شركت در مبارزات به عنوان طلبه‏اى جوان در مجله‏هايى چون «مكتب اسلام، مكتب تشيع» مقاله‏هاى متعددى به چاپ رسانيد. ايشان پس از پيروزى انقلاب اسلامى مدتى به عنوان نماينده امام در سپاه پاسداران اشتغال داشت. مدتى نيز عضو فقهاى شوراى نگهبان بود و در سه دوره مجلس خبرگان رهبرى نمايندگى مردم لرستان را برعهده داشت. اين گفتگو در چند نوبت و در سال 1373 انجام شده است.

خاطراتی از آیت‌الله بروجردی و لوایح ششگانه

مسئله تقسیم اراضی و لوایح ششگانه، موضوعی نبود که فقط در زمان مرجعیت امام خمینی (ره) مطرح گردیده باشد. شاه از سالها قبل به دنبال فرصتی برای اجرای این فرضیه خود بود. اما در زمان زعامت آیت الله بروجردی(ره) چنین فرصتی برایش میسر نشد. گرچه گاه و بی گاه تلاشهایی در راستای تقسیم اراضی انجام می داد و با مخالفتهایی آیت الله بروجردی، به طرق مختلف انجام می دادند، به بن بست می رسید. در ادامه خاطراتی چند از این دست واکنشهای آیت الله بروجردی نسبت به تقسیم اراضی را مرور می کنیم
...
11
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.