
امام جلو آمد و گفت: خمینی من هستم، با دیگران چه کار دارید؟
پیش از حرکت حضرت امام به مدرسه فیضیه، علما به ایشان توصیه کردند که خطرناک است و از آمدن به مدرسه منصرف شوند، ولی ایشان نپذیرفتند. هیچ چیز و هیچ کس نتوانست از آمدن ایشان به مدرسه فیضیه جلوگیری کند. یادم هست به وسیله ماشین فولکسی ـکه سقفش باز بودـ به طرف مدرسه حرکت کردند. بسیاری از مردم به دنبال ماشین در حرکت بودند. خیابان مملو از جمعیت بود. به مدرسه که رسیدند، روی سکوی بین صحن کوچک حضرت معصومه و فیضیه ـکه در گذشته کتابفروشی بودـ قرار گرفتند و سخنرانی خود را آغازکردند.... متن زیر بخشی از خاطرات حجتالاسلام و المسلمین سید محمود مرعشی، فرزند آیتالله العظمی سید شهابالدین مرعشی نجفی (رحمةاللهعلیه)، درباره حیات طیبه و مقاطع تاریخی زندگی حضرت امام خمینی (رضواناللهعلیه) است.