خاطرات

خاطره آیت‌الله محمود قوچانی

سه - چهار ماه از ورود امام به نجف می‌گذشت، مرحوم حاج نصرالله خلخالی آشنایی نزدیکی با ما داشت و به اعتبار اینکه من روی کتاب جواهرالکلام کار کرده بودم و درباره مسائل چاپ و انتشارش اطلاعات نسبتا خوبی داشتم من را خواست و با من صحبت کرد و گفت که حضرت امام کتاب‌هایی را در ترکیه نوشته‌اند که الان آماده شده و قرار است ما آنها را همین‌جا منتشر کنیم، فکر کردم و دیدم فرد مناسب برای این کار شما هستید، شما این زحمت را تقبل کنید تا این کار بر عهده شما باشد.

روز واقعه پانزده خرداد

سوم امام حسین(ع) مردم در مساجد جمع شدند حدود ساعت نه‌ونیم، ده جمع شدند روضه‌خوانی و سینه‌زنی از اینجا به صورت هیئت می‌روند از تو بازار حرکت می‌کنند؛ من [ابراهیم سارایی] خودم همه‌ مراسم‌ها را، شرکت کردم در سینه‌زنی بودم.

زمین مثل آتش بود

مسائل زیاد است که می‌نویسند ولی روزی که به دیدن آقا در داودیه یعنی منزل آقای نجاتی رفتیم، دیدم آقا خیلی سیاه شده گردنش پوست پوست است.

حضور نیروهای واحد چتربازی ارتش در جنایت 15 خرداد

… بنده با برادر شهید ایرج کاظمی در دوره دبیرستان آشنا شدم. پیش از آن خیلی آدم سیاسی نبودم. بعد از اینکه به خاطر غائله فارس به این استان اعزام شدیم و سپس به زندان افتادم، دیگر او را ندیدم تا سال 1342. ایام ماه عزیز محرم بود که به واحد ما 10 روز مرخصی دادند.

روایت یک معلم ورامینی از کشتار مردم ورامین در 15 خرداد سال 42

هر ساله به مناسبت سوم شهدای کربلا و یادبود دفن شهدای کربلا بi دست قوم بنی‌اسد، مراسم باشکوهی در صحن امامزاده جعفر(ع) پیشوای ورامین به نام مراسم قوم بنی‌اسد برگزار می‌شد، این مراسم هر سال تکرار و هنوز نیز ادامه دارد.

پاکسازی ارتش به روش موذیانه

سران ساواک برای مقابله با مخالفان حکومت در منطقه کردستان و همچنین مقابله با حملات پراکندة عراقی‌ها به مناطق مرزی، نقشه‌ای را طراحی کردند که به قول خودشان دو سر سود بود.

روایتی از حادثه مدرسه طالبیه

بعد از ماجرای انجمن‌های ایالتی و ولایتی و شکست نقشه رژیم شاه، دولت تصمیم گرفت تا شروع کند به ترساندن مخالفین و مردم؛ یعنی ایجاد محیط رعب و وحشت در میان مردم مبارز و مسلمان. به این ترتیب مأمورین رژیم در مدرسه فیضیه قم و مدرسه طالبیه تبریز، طلاب و مردم را مورد هجوم قرار دادند که حتی بزرگان حوزه هم از ضرب و شتم مأمورین ساواک در امان نماندند.

سفر حج

من در اوایل دهه چهل به سفر حج رفتم. آن زمان از ارتش و ژاندارمری و شهربانی به ندرت کسانی به حج یا زیارت مشهد مقدس و عتبات عالیات می‌رفتند.

تهران در قیام 15 خرداد 1342

در موضوع 15 خرداد، روز یازده و دوازده محرم در مسجد حاج ابوالفتح مردم را راه انداختیم. خودمان جزو سردمداران این قصه ولی بی‌نام و نشان بودیم. رفتیم به محل تشکیلات مؤتلفه، خدا رحمت کند آقا مهدی عراقی و بروبچه‌های آنها آمدند.

جمع‌آوری هجده هزار امضا در حمایت از امام خمینی

در جریان حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه و بعد سخنرانی عصر عاشورای امام، و دستگیری وی در همه مراحل من سعی کردم روزها به کار خود مشغول باشم و در ساعات استراحت کارهای تکثیر اعلامیه‌ها را انجام دهم.
6
...

جدیدترین مطالب

پربازدیدها

© تمامی حقوق برای پایگاه اطلاع رسانی 15 خرداد 1342 محفوظ است.